منتخب تفاسیر
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا   
قالب وبلاگ
لینک های مفید


[سوره القیامة (۷۵): آیه ۱]
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ. لاٰ أُقْسِمُ بِیَوْمِ اَلْقِیٰامَةِ (۱)
سوگند می‌خورم به روز قیامت،
۱- سوگند أکید خداوند، به روز قیامت
لاٰ أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیٰامَةِ
«لاٰ» در «لاٰ أُقْسِمُ» زاید و برای تأکید «أُقْسِمُ» است.
۲- قیامت، روزی است بس بزرگ و با عظمت.
لاٰ أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیٰامَةِ
مطلب یاد شده، با توجه به این است که سوگند به هر چیزی، نشانۀ عظمت آن چیز است.

 

[سوره القیامة (۷۵): آیه ۲]
وَ لاٰ أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اَللَّوّٰامَةِ (۲)
و سوگند می‌خورم به نفس ملامتگر [که شما برانگیخته خواهید شد].
۱- سوگند أکید خداوند، به نفس ملامت گر
وَ لاٰ أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوّٰامَةِ
۲- اهمیت و عظمت نفس لوامه و سرزنش گر در وجود انسان
وَ لاٰ أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوّٰامَةِ
برداشت یاد شده، با توجه به این حقیقت است که سوگند خداوند به هر چیزی، نشان دهندۀ اهمیت و عظمت آن چیز است.
۳- وجدان اخلاقی، از ابعاد وجود انسان
وَ لاٰ أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوّٰامَةِ
«وجدان اخلاقی»، اصطلاحی است رایج در موضوع انسان شناسی که می‌توان آن را از آیۀ شریفه استنباط کرد.
۴- انسان‌های دارای نفس لوّامه، بسی ارجمند در پیشگاه خداوند
وَ لاٰ أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوّٰامَةِ
۵- انسان‌های برخوردار از نفس لوّامه، دارای فرجامی نیکو در قیامت
لاٰ أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیٰامَةِ. وَ لاٰ أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوّٰامَةِ
بیان سوگند به نفس لوّامه، پس از سوگند به روز قیامت، ممکن است بیانگر حقیقت یاد شده باشد.
۶- رسول خدا (ص) فرمود:... ای پسر مسعود! اعمال صالح و کارهای نیک را افزون انجام بده که در [قیامت] نیکوکار و بدکار هر دو پشیمان می‌شوند. انسان نیکوکار می‌گوید: ای کاش کارهای نیک را زیادتر کرده بودم و انسان بدکار می‌گوید: کوتاهی و تقصیر کردم. و گواه این مطلب سخن خداوند است که فرمود:
«وَ لاٰ أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوّٰامَةِ». [مکارم الأخلاق، ص ۴۵۴؛ بحارالأنوار، ج ۷۴، ص ۱۰۴، ح ۱.]

 

[سوره القیامة (۷۵): آیه ۳]
أَ یَحْسَبُ اَلْإِنْسٰانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظٰامَهُ (۳)
آیا این انسان می‌پندارد که هرگز استخوان‌های او را جمع نخواهیم کرد؟
۱- انکار قیامت، برخاسته از پندار کافران به ناتوان بودن خداوند بر گردآوری استخوان‌های مردگان و احیای مجدد آنها
أَ یَحْسَبُ الْإِنْسٰانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظٰامَهُ
مقصود از انسان در این آیه - به قرینۀ مقام - انسان کافر است؛ نه همه انسان ها.
۲- پندار عدم توانایی خداوند بر جمع آوری استخوان‌های مردگان و زنده کردن آنها، باطل و بی اساس است.
أَ یَحْسَبُ الْإِنْسٰانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظٰامَهُ
۳- منکران قیامت، فاقد دلیل و برهان یقینی و اطمینان آور بر انکار آن
أَ یَحْسَبُ الْإِنْسٰانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظٰامَهُ
مطلب یاد شده با توجه به آمدن فعل «یَحْسَبُ» (گمان می‌کند)، استفاده می‌شود.
۴- موادّ جسمانی انسان، پس از مرگ از بین نمی رود.
أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظٰامَهُ
برداشت یاد شده از تعبیر «نَجْمَعَ» - از مادۀ «جمع» (گردآوردن) - استفاده می‌شود؛ زیرا گردآوردن در جایی صادق است که اجزای پراکنده وجود داشته باشد.

 

[سوره القیامة (۷۵): آیه ۴]
بَلیٰ قٰادِرِینَ عَلیٰ أَنْ نُسَوِّیَ بَنٰانَهُ (۴)
چرا، [جمع خواهیم کرد، ] در حالی که بر درست کردن سرانگشتانش هم تواناییم.
۱- رد پندار منکران معاد (پندار عدم توانایی خدا بر گردآوری استخوان‌های مردگان و احیای مجدد آنها) از سوی خداوند
أَ یَحْسَبُ الْإِنْسٰانُ... بَلیٰ قٰادِرِینَ
۲- خداوند، نه تنها توانا بر گردآوری استخوان‌های مردگان است؛ بلکه می‌تواند انگشتان هر کس را به همان صورتی که در دنیا بود، تنظیم کند.
بَلیٰ قٰادِرِینَ عَلیٰ أَنْ نُسَوِّیَ بَنٰانَهُ
«بَنٰانَهُ» (مفرد «بَنٰانٍ») در دو معنا استعمال می‌شود:
۱- انگشتان، ۲- سرانگشتان.
۳- توانایی خداوند، مطلق و نامحدود است.
بَلیٰ قٰادِرِینَ عَلیٰ أَنْ نُسَوِّیَ بَنٰانَهُ
۴- برانگیخته شدن انسان‌ها در قیامت، در قالب جسمی همانند جسم دنیایی آنان
قٰادِرِینَ عَلیٰ أَنْ نُسَوِّیَ بَنٰانَهُ
تصریح به درست کردن انگشتان، می‌تواند اشاره به حقیقت یاد شده باشد.

 

[سوره القیامة (۷۵): آیه ۵]
بَلْ یُرِیدُ اَلْإِنْسٰانُ لِیَفْجُرَ أَمٰامَهُ (۵)
[او دلیلی بر نفی معاد ندارد، ] بلکه این انسان می‌خواهد در آیندۀ خود نیز گناه کند.
۱- انکار و زیر سؤال بردن برپایی قیامت، بهانۀ کافران برای انجام هرگونه فسق و فجور
أَ یَحْسَبُ الْإِنْسٰانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظٰامَهُ... بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسٰانُ لِیَفْجُرَ أَمٰامَهُ
«فجور» (مصدر «یفجر») به معنای فسق (صحاح اللغة) و لام در «لِیَفْجُرَ» برای تعلیل است. «أمام» اسم مکان و در آیه مجازاً در زمان مستقبل - که مفید استمرار است - استعمال شده است.
بنابراین مفاد آیه چنین می‌شود: «بلکه انسان می‌خواهد تا راه فسق و فجور، برای همیشه به روی او باز باشد و آن را ادامه دهد و همین سبب انکار معاد از جانب او است».
۲- ایمان به قیامت، بازدارندۀ انسان از فسق و فجور
بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسٰانُ لِیَفْجُرَ أَمٰامَهُ
۳- منشأ انکار معاد، تمایل انسان به فسق و فجور است؛ نه وجود شبهه ای علمی.
أَ یَحْسَبُ الْإِنْسٰانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظٰامَهُ... بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسٰانُ لِیَفْجُرَ أَمٰامَهُ
۴- هواهای نفسانی، مانع پذیرش حقایق دینی و ایمان و اذعان به آن
بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسٰانُ لِیَفْجُرَ أَمٰامَهُ

 

[سوره القیامة (۷۵): آیه ۶]
یَسْئَلُ أَیّٰانَ یَوْمُ اَلْقِیٰامَةِ (۶)
[ازاین رو با حالت انکار] می‌پرسد: روز قیامت کی خواهد بود؟
۱- پرسش ناباورانه و تمسخرآمیز کافران، از زمان برپایی قیامت
یَسْئَلُ أَیّٰانَ یَوْمُ الْقِیٰامَةِ
۲- آگاه نبودن از زمان برپایی قیامت، بهانۀ کافران برای انکار آن
یَسْئَلُ أَیّٰانَ یَوْمُ الْقِیٰامَةِ
۳- گرایش انسان کافر به فسق و فجور، زمینۀ پرسش‌های انکارآمیز او دربارۀ قیامت.
بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسٰانُ لِیَفْجُرَ أَمٰامَهُ. یَسْئَلُ أَیّٰانَ یَوْمُ الْقِیٰامَةِ

[ دوشنبه ۱۳۹۶/۰۲/۰۴ ] [ 21:8 ] [ سعید ]

آنچه حق آموخت مر زنبور را
آن نباشد شير را و گور را


محاسبات بشري دربارة شايستگي‌ها هميشه منطقي نيست


براي اثبات اين حقيقت، جلال‌الدين محمد مولوي مثال‌هايي خوب مي‌زند: زنبور اگرچه بسيار کوچک و ناچيز است‌، ولي ماده¬اي مهم به نام عسل توليد مي‌کند. کرم پيله بسيار ناچيز به نظر مي‌رسد، ولي پرنيان گران قيمت توليد مي‌کند.
مگر خود اين آدم خاکي چيست؟ آيا غير از اين است که از يک عده عناصر جامد توليد شده است؟ در صورتي‌ که مي‌بينيم چه کارهاي محيّر العقول که نمي‌کند و چه مقامات عالي را که در راه حق و حقيقت نمي‌پيمايد! او از فرشتگان بالاتر مي‌رود و به مقام قرب الهي مي‌رسد.
بر عکس، موجودي بسيار مهم تلقي مي‌شود، ولي وقتي که درست مي نگريم، مي‌بينيم آن موجود در هدف وجود، کوچک‌ترين ارزشي ندارد، مانند شيطان که با عبادات ششصد هزار ساله‌اش با يک لحظه تکبر به سقوط ابدي دچار شد.

#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1

🌺استاد علامه محمدتقی جعفری (ره)🌺
https://telegram.me/allameh_jafari

 

علم‌هاي اهل حس شد پوزبند
تا نگيرد شير زان علم بلند


معلوماتي که از حواس ظاهري نصيب انسان‌ها شده‌، در درون آن‌ها نور الهي ايجاد نمي‌کند. علم‌ها ممکن است يک روشنايي براي انسان بياورد، ولي چون اين روشنايي‌ها کامل نيست‌، و انسان خيال مي‌کند که کامل و رساست‌، لذا باعث سد راه و مانع سلوک الي الّله مي‌شود. روي همين علم‌هاي ناقص است که ما به ظاهر نگريسته، واقعيات را با آن‌ها مي‌سنجيم‌. اگر بخواهيم به کوچکي و کمي موجودات بنگريم و دربارة آن‌ها قضاوت کنيم‌، چه اندازه خود را فريفته‌ايم‌!
آخر مگر دل انساني به چه بزرگي است؟ مگر در دل انسان با آن جسم کوچک، گوهري وجود ندارد که تمام جهان هستي در مقابل آن بسيار ناچيز است؟ خدا جايگاه خود را در آن (جسم كوچك) قرار داده است‌.
ويکتور هوگو مي‌گويد: «تماشا گهي بس عظيم وجود دارد که دريا ناميده مي شود و تماشاگهي عظيم‌تر از آن هم وجود دارد که آسمانش مي‌گويند. تماشاگهي عظيم‌تر از هر دو وجود دارد و آن وجدان آدمي است‌».

#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1

🌺استاد علامه محمدتقی جعفری (ره)🌺
https://telegram.me/allameh_jafari


برچسب‌ها: علامه جعفری
[ دوشنبه ۱۳۹۶/۰۲/۰۴ ] [ 7:1 ] [ سعید ]

اين جهان زندان و ما زندانيان‌
حفره کن زندان و خود را وا رهان
در اين بيت، ممکن است مقصود مولوي اين باشد: چنان ‌که براي فرار از زندان بايد نقب زد و از آن رهايي يافت‌، هم¬چنين رهايي از اين دنيا احتياج به حفره کندن و نقب زدن دارد. مقصود از نقب زدن در اينجا، بي‌اعتنايي و اعراض (دوري) از پرستش ماديات است.
ممکن است مقصود از نقب زدن و حفره کندن، کار و کوشش باشد. اين معنا به ‌نظر ما بسيار عالي است، زيرا چنان‌که گفتيم‌: اين کار و کوشش که ما انجام مي‌دهيم‌، در حقيقت، وضع روحاني ما را به بالا مي‌برد و چون مطابق خواست خداوندي است، بدون شک روح براي خود عظمت مي‌گيرد، و همين که روح در اين دنيا رشد و شخصيت خود را باز يافت‌، بي¬ترديد، او ديگر در زندان بدن محبوس نيست‌، اگرچه واقعاً در اين دنيا زندانی هم بوده باشد.

#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1

https://telegram.me/allameh_jafari

 

 

مردمش چون مردمک ديدند خُرد
در بزرگي مردمک کس ره نبرد
مردم ظاهر انبيا را مي نگريستند و آن‌ها را کوچک مي‌شمردند
مولوي در قصة حيوانات و شير كه بايد هر روز براي غذاي او حيواني را تقديم مي¬كردند، درک نکردن حيوانات مکر و تدبير خرگوش را، به درک نکردن افراد جوامع تشبيه کرده است که حقيقتِ دعوت‌هاي انبيا را نمي‌فهميدند، كه تشبيه بجايي است‌. واقعاً مردم با در نظر گرفتن وجود ظاهري پيامبران که مانند خود آن‌ها مي‌خوابند و مي آشامند و دو چشم و دو گوش و يک دهان به‌ طور کلي با آن‌ها در همة اعضا شرکت دارند، آن‌ها را به اشتباه انداخته و معناي پيامبري را درک نمي‌کنند. اما اگر حقيقت امر را بنگريم‌، خواهيم ديد که پيامبران از چارچوبة اين جهان طبيعت راه و روزنة بيرون رفتن را مشاهده کرده، به مردم تأکيد مي‌کردند که‌: ما درک مي‌کنيم چه آهنگي در پشت سر اين دستگاه نواخته مي‌شود! ما جهان بزرگ و با عظمت ديگري را مي‌بينيم‌؛ شما دنبال ما بياييد تا شما را به مقام واقعي قرب الهي برسانيم‌. اما مردم پيامبران را مانند مردمک چشم، کوچک و خُرد مي‌ديدند. آري، مردمک ديده کوچک است‌، ولي ديدگاه بي¬نهايت را مي‌تواند همان مردمک کوچک در مقابل خود بنهد.

#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1

🌺استاد علامه محمدتقی جعفری (ره)🌺
https://telegram.me/allameh_jafari


برچسب‌ها: علامه جعفری
[ شنبه ۱۳۹۶/۰۲/۰۲ ] [ 7:38 ] [ سعید ]


۱. اجتماع شیعیان در آخرالزّمان
۶ گردهم آوردن اصحاب مهدی موعود (ع) و شیعیان از سوی خداوند، هنگام ظهور او در آخرالزّمان:
... أین ما تکونوا یأت بکم اللّه جمیعا.... [۱] بقره (۲) ۱۴۸
۲. جنگ جهانی
۷ رها شدن مردم به حال خود در آخرالزّمان و ابتلای آن‌ها به جنگ جهانی:
قال هٰذا رحمة مّن رّبّی فإذا جآء وعد ربّی جعله دکّآء وکان وعد ربّی حقًّا وترکنا بعضهم یومئذ یموج فی بعض.... [۲] کهف (۱۸) ۹۸ و ۹۹
۳. خروج دابّةالارض
۸ خداوند، خارج کنندۀ جنبنده ای سخنگو از زمین در آخرالزّمان:
وإذا وقع القول علیهم أخرجنا لهم دابّة مّن الأرض تکلّمهم أنّ النّاس کانوا بایٰتنا لایوقنون. نمل (۲۷) ۸۲
۴ خروج سفیانی
۹ خروج سفیانی و گرفتاری او و لشکریانش به عذاب الهی در آخرالزّمان:
ولو تریٰ إذ فزعوا فلا فوت وأخذوا من مّکان قریب. [۳] سبأ (۳۴) ۵۱
۵. خلافت شیعیان
۱۰ وعدۀ خداوند به جانشینی شیعیان در آخرالزّمان:
وعد اللّه الّذین ءامنوا منکم وعملوا الصّٰلحٰت لیستخلفنّهم فی الأرض کما استخلف الّذین من قبلهم ولیمکّننّ لهم دینهم الّذی ارتضیٰ لهم ولیبدّلنّهم مّن بعد خوفهم أمنا یعبدوننی لایشرکون بی شیا ومن کفر بعد ذٰلک فأولٰئک هم الفٰسقون. [۴] نور (۲۴) ۵۵
ص: ۱۳۰

---------------
[۱]: ۱) در اخبار اهل بیت (ع) روایت شده که مقصود از «یأت بکم اللّٰه... » اصحاب مهدی (ع) در آخرالزّمان است و در روایتی دیگر آمده که آنان همۀ شیعیان ما هستند که خداوند آنان را از تمام شهرها به سوی امام مهدی (ع) گسیل می‌دارد. (مجمع البیان، ذیل آیه)

[۲]: ۲) «ترکنا» عطف بر «جعله دکّاء» است؛ بنابراین، مضمون «و ترکنا» نیز به حوادث پیش از قیامت مربوط می‌شود و «یومئذٍ» نیز بر این مبنا، روزهای نزدیک به قیامت خواهد بود. ضمیر «بعضهم» به مرجعی معنوی، مانند «النّاس» باز می‌گردد و مقصود از «یموج فی بعض»، داخل شدن برخی بر برخی دیگر است که شاید به هجوم و تجاوزگری گروهی از انسان‌ها به گروهی دیگر اشاره باشد. (مجمع البیان، ذیل آیه)


[۳]: ۳) احتمالات گوناگونی در آیۀ داده شده است: یکی این که مربوط به قیامت باشد. دیگری دربارۀ دنیا هنگام قبض روح یا عذاب الهی باشد؛ ولی می‌توان گفت: به قرینۀ «وحیل بینهم و بین ما یشتهون کما فعل باشیاعهم»، آیۀ فوق بیانگر حالت دنیای آنان است؛ زیرا در قیامت همه یک جا برای حساب رسی جمع می‌شوند؛ چنان که آیۀ ۱۰۲ هود و ۵۰ واقعه روشنگر آن است. در روایات بسیاری از شیعه و اهل سنّت این افراد با عنوان سفیانی و پیروان او یاد می‌شوند. (مجمع البیان، ذیل آیه؛ الدّرالمنثور، ذیل آیه؛ جامع البیان، ذیل آیه)

[۴]: ۴) از امام سجاد (ع) روایت شده که در پی تلاوت آیۀ «وعداللّٰه الّذین آمنوا... » فرمود: سوگند به خدا! آنان شیعیان ما اهل بیت هستند که خداوند به سبب مردی از خاندان ما - که مهدی (عج) این امّت باشد -آنان را خلیفۀ روی زمین قرار خواهد داد... ». (نورالثقلین، ذیل آیه)

۶. رجعت
۱۱ تعلّق ارادۀ الهی بر بازگرداندن دسته ای از کافران هر امّت به دنیا، در آخرالزّمان:
ویوم نحشر من کلّ أمّة فوجا مّمّن یکذّب بایٰتنا.... [۱] نمل (۲۷) ۸۳
۷. نزول عیسی (ع)
۱۲ نزول عیسی (ع) در آخرالزّمان و ایمان آوردن اهل کتاب به او پیش از وفاتش:
وإن مّن أهل الکتٰب إّلا لیؤمننَّ به قبل موته.... [۲] نساء (۴) ۱۵۹
ولمّا ضرب ابن مریم مثلا إذا قومک منه یصدّون إن هو إلّاعبد أنعمنا علیه وجعلنٰه مثلا لّبنی إسرٰءیل و إنّه لعلم لّلسّاعة فلاتمترنّ بها واتّبعون هٰذا صرٰط مّستقیم. [۳] زخرف (۴۳) ۵۷ و ۵۹ و ۶۱
۸. هجوم یأجوج و مأجوج
۱۳ پیش گویی قرآن به هجوم سریع و فتوحات فراگیر یأجوج و مأجوج در سراسر زمین در آخرالزّمان:
حتّیٰ إذا فتحت یأجوج ومأجوج و هم مّن کلّ حدب ینسلون. [۴] انبیاء (۲۱) ۹۶
۱۴ درگیری یأجوج و مأجوج پس از ویرانی سد ذوالقرنین در آخرالزّمان:
قالوا یٰذا القرنین إنَّ یأجوج ومأجوج مفسدون فی الأرض فهل نجعل لک خرجا علیٰ أن تجعل بیننا وبینهم سدًّا... فإذا جاء رحمة ربّی جعله دکّاء وترکنا بعضهم یومئذ یموج فی بعض ونفخ فی الصّور فجمعنٰهم جمعا. [۵] کهف (۱۸) ۹۴ و ۹۸ و ۹۹

---------------
[۱]: ۱) دلالت آیۀ یاد شده بر رجعت از آن جهت است که مسألۀ نفخ صور در آیات بعدی مطرح شده و این قرینه ای است بر این که مقصود از این حشر، حشر روز قیامت نیست؛ بلکه حشری است که در دنیا صورت می‌گیرد و با خروج «دابّة الارض» ارتباط دارد. افزون بر این، در قیامت همۀ کافران بدون استثنا محشور می‌شوند؛ ولی حشر در این آیه به دسته ای از کافران هر امّت مربوط می‌شود. این نیز قرینۀ دیگری است بر این که مقصود از حشر در این جا «رجعت» پیش از قیامت است. (مجمع البیان، ذیل آیه)

[۲]: ۲) برداشت فوق بر این اساس است که مرجع ضمیر «به»، عیسی (ع) باشد؛ چنان که آیات سابق نیز دربارۀ عیسی (ع) است. (مجمع البیان، ذیل آیه)
[۳]: ۳) نکته فوق بر این اساس است که مرجع ضمیر «انّه» نزول عیسی (ع) در آخرالزّمان باشد. (المیزان، ذیل آیه)

[۴]: ۴) اضافه شدن لفظ عموم «کل» بر اسم نکره «حدب» نشان می‌دهد که ماجرای یأجوج و مأجوج به سرزمین خاصّی مربوط نیست؛ بلکه شامل تمام سرزمین‌ها و جهان خواهد بود.

[۵]: ۵) نکتۀ فوق بر این اساس است که مرجع ضمیر «بعضهم» به یأجوج و مأجوج برگردد.


برچسب‌ها: فرهنگ قرآن, تفسیر موضوعی
[ چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۳۰ ] [ 10:6 ] [ سعید ]



⚡️ تقابل بین باورهای مذهبی و شواهد علمی را می‌توان به‌صورت تفاوت در ساختارهای مغزی و فعالیت‌های شناختی (ادراکی) توضیح داد.

⚛ دانشمندان دریافته‌اند که تفکر نقادانه در مغز افراد باورمند به فراماده سرکوب شده است.

🔹 مطالعه‌ی آنها (که در نشریه‌ی «PLoS ONE» منتشر شده) به بررسیِ چگونگی پیوند بخش‌هایی از مغز که مسئول همدلی و استدلال تحلیلی اند با ایمان و تفکر روحانی می‌پردازد.

🔸 این مطالعه نشان از آن دارد که باورهای مذهبی و تفکر علمی بدان دلیل با هم تداخل می‌کنند که نواحی مختلف مغزی در هر دو فرآیند شناختی درگیر اند.

🔅 به نظر می‌رسد افرادی که به مسائل فراطبیعی باور دارند به سرکوب مناطق مرتبط با تفکر نقادانه می‌پردازند.
‌‌
✅ نویسنده‌ی ارشد این مطالعه، #تونی جک، پروفسور فلسفه از دانشگاه «کِیس وسترن ریزِرو» می‌گوید: "بر اساس آن‌چه درباره‌ی مغز می‌دانیم، پرش ایمانی به باورهای فراطبیعی، با کنار زدن روش تفکر نقادانه/تحلیلی حاصل می‌شود ..."

➖ هر چه همدلی بیش‌تر شود، دینداری هم بیش‌تر می‌شود:

#‌جک و همکارانش در پژوهش پیشین به‌کمک تصویربرداری «اف ام آر آی»، دو شبکه از سلول‌های عصبی را شناسایی کرده بودند که با یکدیگر به رقابت می‌پردازند تا به افراد اجازه بدهند که جهان را از دید مذهبی ببینند یا علمی.

🔅 آنها می‌گویند مغز، دارای شبکه‌ای تحلیلی از سلول‌های عصبی است که موجب آغاز تفکر نقادانه می‌شود و نیز یک شبکه‌ی اجتماعی که همدلی با دیگران و تفکر روحانی را سبب می‌شود.
‌‌
🔹 به شرکت کنندگانی که درون دستگاه تصویربرداری رفته بودند، یک مسئله‌ی فیزیکی یا یک مسئله‌ی اخلاقی داده شد.

🔸 به نظر می‌رسید که مغز برای حل آن مسئله، کارکرد در یکی از این دو شبکه را افزایش می‌داد ولی دیگری را سرکوب می‌نمود.
‌‌ ‌‌
✅ در تازه‌ترین مطالعه، دانشمندان مجموعه‌ای از هشت آزمون را انجام دادند که بین ۱۵۹ تا ۵۲۷ بزرگسال را در بر می‌گرفت.

🔹🔸 هدف ایشان این بود که باور به خدا را با میزان تفکر تحلیلی و نگرانی‌های اخلاقی بسنجند.
‌‌
⚡️ در هر آزمون، پژوهشگران دریافتند که باور روحانی و نگرانیِ همدلانه کاملا با کارهای مذهبی مکرر همراه بود.

➖ هر چه فردی مذهبی‌تر بود، بیش‌تر احتمال داشت که به سرکوب شبکه‌ی تحلیلی در مغز بپردازد، و نیز برای نمایش همدلی.
‌‌
⚛ دانشمندان می‌گویند هنگامی‌که فرد، میان دیدگاه علمی و دیدگاه مذهبی به جهان در کشاکش باشد، ساختارهای مغزی او تعیین خواهند کرد که چگونه این تقابل میان باورها و علم را برطرف کند.
‌‌
✅ درگیر شدن با هر دو شبکه:

➖ این مطالعه هم‌چنین اشاره می‌کند به این که برخی از دانشمندان بزرگ زمان ما نیز مردانی بسیار روحانی بوده‌اند.

⚡️ #جک می‌گوید: "باورهای دینی همیشه در تضاد با علم نیست و در شرایط مناسب، ممکن است باورهای دینی کاملا ترویج‌دهنده‌ی خلاقیت و بینش علمی شوند.

⚛ بسیاری از دانشمندان معروف تاریخ، روحانی یا مذهبی بوده‌اند.

➖ این افراد مورد اشاره، به‌اندازه‌ی کافی از نظر هوشمندی فرهیخته بوده‌اند که ببینند نیازی به تعارض میان دین و علم نیست."
‌‌
🔹 به گفته‌ی این دانشمندان، افرادی که می‌توانند از هر دو شبکه بهره‌گیری کنند و از سرکوب یکی در برابر دیگری جلوگیری نمایند، بهتر می‌توانند جهان را درک کنند و به اکتشافات علمی دست یابند.

#نوشته‌ی: Léa Surugue


برچسب‌ها: مقاله متفرقه
[ دوشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۲۸ ] [ 9:18 ] [ سعید ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
آیا آنها در قرآن تدبّر نمی‌کنند، یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟!
محمد/24

در این وبلاگ از تفاسیر ترتیبی و موضوعی قرآن و نکات قرآنی مطلب خواهم گذاشت
گاها از تفاسیر نهج البلاغه و مثنوی یا دیگر متون هم نکته میگذارم
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب