|
منتخب تفاسیر أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
| ||
|
[سوره القیامة (۷۵): آیه ۱] بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ. لاٰ أُقْسِمُ بِیَوْمِ اَلْقِیٰامَةِ (۱) سوگند میخورم به روز قیامت، ۱- سوگند أکید خداوند، به روز قیامت لاٰ أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیٰامَةِ «لاٰ» در «لاٰ أُقْسِمُ» زاید و برای تأکید «أُقْسِمُ» است. ۲- قیامت، روزی است بس بزرگ و با عظمت. لاٰ أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیٰامَةِ مطلب یاد شده، با توجه به این است که سوگند به هر چیزی، نشانۀ عظمت آن چیز است.
[سوره القیامة (۷۵): آیه ۲]
[سوره القیامة (۷۵): آیه ۳]
[سوره القیامة (۷۵): آیه ۴]
[سوره القیامة (۷۵): آیه ۵]
[سوره القیامة (۷۵): آیه ۶] [ دوشنبه ۱۳۹۶/۰۲/۰۴ ] [ 21:8 ] [ سعید ]
آنچه حق آموخت مر زنبور را آن نباشد شير را و گور را
#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1 🌺استاد علامه محمدتقی جعفری (ره)🌺
علمهاي اهل حس شد پوزبند
#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1 🌺استاد علامه محمدتقی جعفری (ره)🌺 برچسبها: علامه جعفری [ دوشنبه ۱۳۹۶/۰۲/۰۴ ] [ 7:1 ] [ سعید ]
اين جهان زندان و ما زندانيان حفره کن زندان و خود را وا رهان در اين بيت، ممکن است مقصود مولوي اين باشد: چنان که براي فرار از زندان بايد نقب زد و از آن رهايي يافت، هم¬چنين رهايي از اين دنيا احتياج به حفره کندن و نقب زدن دارد. مقصود از نقب زدن در اينجا، بياعتنايي و اعراض (دوري) از پرستش ماديات است. ممکن است مقصود از نقب زدن و حفره کندن، کار و کوشش باشد. اين معنا به نظر ما بسيار عالي است، زيرا چنانکه گفتيم: اين کار و کوشش که ما انجام ميدهيم، در حقيقت، وضع روحاني ما را به بالا ميبرد و چون مطابق خواست خداوندي است، بدون شک روح براي خود عظمت ميگيرد، و همين که روح در اين دنيا رشد و شخصيت خود را باز يافت، بي¬ترديد، او ديگر در زندان بدن محبوس نيست، اگرچه واقعاً در اين دنيا زندانی هم بوده باشد. #تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1 https://telegram.me/allameh_jafari
مردمش چون مردمک ديدند خُرد #تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1 🌺استاد علامه محمدتقی جعفری (ره)🌺 برچسبها: علامه جعفری [ شنبه ۱۳۹۶/۰۲/۰۲ ] [ 7:38 ] [ سعید ]
۱. اجتماع شیعیان در آخرالزّمان ۶ گردهم آوردن اصحاب مهدی موعود (ع) و شیعیان از سوی خداوند، هنگام ظهور او در آخرالزّمان: ... أین ما تکونوا یأت بکم اللّه جمیعا.... [۱] بقره (۲) ۱۴۸ ۲. جنگ جهانی ۷ رها شدن مردم به حال خود در آخرالزّمان و ابتلای آنها به جنگ جهانی: قال هٰذا رحمة مّن رّبّی فإذا جآء وعد ربّی جعله دکّآء وکان وعد ربّی حقًّا وترکنا بعضهم یومئذ یموج فی بعض.... [۲] کهف (۱۸) ۹۸ و ۹۹ ۳. خروج دابّةالارض ۸ خداوند، خارج کنندۀ جنبنده ای سخنگو از زمین در آخرالزّمان: وإذا وقع القول علیهم أخرجنا لهم دابّة مّن الأرض تکلّمهم أنّ النّاس کانوا بایٰتنا لایوقنون. نمل (۲۷) ۸۲ ۴ خروج سفیانی ۹ خروج سفیانی و گرفتاری او و لشکریانش به عذاب الهی در آخرالزّمان: ولو تریٰ إذ فزعوا فلا فوت وأخذوا من مّکان قریب. [۳] سبأ (۳۴) ۵۱ ۵. خلافت شیعیان ۱۰ وعدۀ خداوند به جانشینی شیعیان در آخرالزّمان: وعد اللّه الّذین ءامنوا منکم وعملوا الصّٰلحٰت لیستخلفنّهم فی الأرض کما استخلف الّذین من قبلهم ولیمکّننّ لهم دینهم الّذی ارتضیٰ لهم ولیبدّلنّهم مّن بعد خوفهم أمنا یعبدوننی لایشرکون بی شیا ومن کفر بعد ذٰلک فأولٰئک هم الفٰسقون. [۴] نور (۲۴) ۵۵ ص: ۱۳۰ --------------- [۱]: ۱) در اخبار اهل بیت (ع) روایت شده که مقصود از «یأت بکم اللّٰه... » اصحاب مهدی (ع) در آخرالزّمان است و در روایتی دیگر آمده که آنان همۀ شیعیان ما هستند که خداوند آنان را از تمام شهرها به سوی امام مهدی (ع) گسیل میدارد. (مجمع البیان، ذیل آیه) [۲]: ۲) «ترکنا» عطف بر «جعله دکّاء» است؛ بنابراین، مضمون «و ترکنا» نیز به حوادث پیش از قیامت مربوط میشود و «یومئذٍ» نیز بر این مبنا، روزهای نزدیک به قیامت خواهد بود. ضمیر «بعضهم» به مرجعی معنوی، مانند «النّاس» باز میگردد و مقصود از «یموج فی بعض»، داخل شدن برخی بر برخی دیگر است که شاید به هجوم و تجاوزگری گروهی از انسانها به گروهی دیگر اشاره باشد. (مجمع البیان، ذیل آیه)
[۴]: ۴) از امام سجاد (ع) روایت شده که در پی تلاوت آیۀ «وعداللّٰه الّذین آمنوا... » فرمود: سوگند به خدا! آنان شیعیان ما اهل بیت هستند که خداوند به سبب مردی از خاندان ما - که مهدی (عج) این امّت باشد -آنان را خلیفۀ روی زمین قرار خواهد داد... ». (نورالثقلین، ذیل آیه) ۶. رجعت [۲]: ۲) برداشت فوق بر این اساس است که مرجع ضمیر «به»، عیسی (ع) باشد؛ چنان که آیات سابق نیز دربارۀ عیسی (ع) است. (مجمع البیان، ذیل آیه) [۴]: ۴) اضافه شدن لفظ عموم «کل» بر اسم نکره «حدب» نشان میدهد که ماجرای یأجوج و مأجوج به سرزمین خاصّی مربوط نیست؛ بلکه شامل تمام سرزمینها و جهان خواهد بود. [۵]: ۵) نکتۀ فوق بر این اساس است که مرجع ضمیر «بعضهم» به یأجوج و مأجوج برگردد. برچسبها: فرهنگ قرآن, تفسیر موضوعی [ چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۳۰ ] [ 10:6 ] [ سعید ]
⚡️ تقابل بین باورهای مذهبی و شواهد علمی را میتوان بهصورت تفاوت در ساختارهای مغزی و فعالیتهای شناختی (ادراکی) توضیح داد. ⚛ دانشمندان دریافتهاند که تفکر نقادانه در مغز افراد باورمند به فراماده سرکوب شده است. 🔹 مطالعهی آنها (که در نشریهی «PLoS ONE» منتشر شده) به بررسیِ چگونگی پیوند بخشهایی از مغز که مسئول همدلی و استدلال تحلیلی اند با ایمان و تفکر روحانی میپردازد. 🔸 این مطالعه نشان از آن دارد که باورهای مذهبی و تفکر علمی بدان دلیل با هم تداخل میکنند که نواحی مختلف مغزی در هر دو فرآیند شناختی درگیر اند. 🔅 به نظر میرسد افرادی که به مسائل فراطبیعی باور دارند به سرکوب مناطق مرتبط با تفکر نقادانه میپردازند. #جک و همکارانش در پژوهش پیشین بهکمک تصویربرداری «اف ام آر آی»، دو شبکه از سلولهای عصبی را شناسایی کرده بودند که با یکدیگر به رقابت میپردازند تا به افراد اجازه بدهند که جهان را از دید مذهبی ببینند یا علمی. 🔅 آنها میگویند مغز، دارای شبکهای تحلیلی از سلولهای عصبی است که موجب آغاز تفکر نقادانه میشود و نیز یک شبکهی اجتماعی که همدلی با دیگران و تفکر روحانی را سبب میشود. 🔸 به نظر میرسید که مغز برای حل آن مسئله، کارکرد در یکی از این دو شبکه را افزایش میداد ولی دیگری را سرکوب مینمود. 🔹🔸 هدف ایشان این بود که باور به خدا را با میزان تفکر تحلیلی و نگرانیهای اخلاقی بسنجند. ➖ هر چه فردی مذهبیتر بود، بیشتر احتمال داشت که به سرکوب شبکهی تحلیلی در مغز بپردازد، و نیز برای نمایش همدلی. ➖ این مطالعه همچنین اشاره میکند به این که برخی از دانشمندان بزرگ زمان ما نیز مردانی بسیار روحانی بودهاند. ⚡️ #جک میگوید: "باورهای دینی همیشه در تضاد با علم نیست و در شرایط مناسب، ممکن است باورهای دینی کاملا ترویجدهندهی خلاقیت و بینش علمی شوند. ⚛ بسیاری از دانشمندان معروف تاریخ، روحانی یا مذهبی بودهاند. ➖ این افراد مورد اشاره، بهاندازهی کافی از نظر هوشمندی فرهیخته بودهاند که ببینند نیازی به تعارض میان دین و علم نیست." #نوشتهی: Léa Surugue برچسبها: مقاله متفرقه [ دوشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۲۸ ] [ 9:18 ] [ سعید ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||