منتخب تفاسیر
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا   
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید



 لَنْ تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى‏ تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ شَى‏ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ   (آل ‏عمران، 92)
 هرگز به نيكى دست نمى‏يابيد، مگر آنكه از آنچه دوست داريد، (در راه خدا) انفاق كنيد و بدانيد هر چه را انفاق كنيد، قطعاً خداوند به آن آگاه است.
 
 كلمه‏ى «برّ» به خير وبركت گسترده، وزمينى كه براى كشت و زراعت ويا سكونت مهيّاست، گفته مى‏شود. همچنين به گندم كه غذاى عموم انسان‏ها وانواع حيوانات است، «بُرّ» گفته مى‏شود.
 با توجّه به اشتقاق لغوى «برّ» كه به معناى توسعه در خير است؛ در قرآن، ايمان و عمل صالح و جهاد و نماز و وفاى به عهد، از نمونه‏هاى بِرّ معرفى شده‏اند. «ليس البِرّ اَن تولّوا وُجوهكم قِبل المَشرق و المَغرب و لكنّ البِرّ مَن آمَنَ بِاللّه واليَومِ الآخَر و الملائِكة و الكتاب و النَبيّين و آتَى المالَ على‏ حَبّه ذوِى القُربى‏ و اليَتامى‏ و المَساكين و ابن‏السبيل و السائلين و فِى الرّقاب و اقامَ الصّلوة و آتَى الزّكوة و المُوفون بعَهدِهم اذا عاهَدوا و الصّابِرين فِى البَأساء و الضّرّاء و حينَ البَأس اولئك الّذين صَدَقوا و اولئك هم المتّقون»( بقره، 177.)
 همگان توصيه شده‏ اند كه در انجام «برّ» همديگر را يارى كنند. «تَعاونوا علَى البِرّ»(مائده، 2.) و در اين آيه نيز مى‏فرمايد كه شما هرگز به اين گوهر گرانبها نمى‏رسيد، مگر آنكه از آنچه دلپسند شماست وآن را دوست مى‏داريد، انفاق كنيد.
 در احاديث ذيل اين آيه مى ‏خوانيم كه راه رسيدن به برّ، كمك به والدين است قبل از درخواست آنان، گرچه بی نياز باشند.(كافى، ج‏2، ص 157.)
 امام صادق‏عليه السلام به مفضل‏بن عمر فرمود: از پدرم شنيدم كه مى‏فرمود: كسى كه سال بر او بگذرد و از مال خود، كم يا زياد به ما نرساند، خداوند روز قيامت به او نظر نمى‏كند، مگر آنكه او را ببخشد. اى مفضل! اين تكليفى است كه خداوند آن را بر شيعيان لازم كرده آنگاه كه در كتاب خود مى‏فرمايد: «لن تَنالوا البِرّ...» پس ما برّ و تقوى و راه هدايت هستيم.(تفسير عيّاشى، ج‏1، ص‏182.)

[ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۱۸ ] [ 18:33 ] [ سعید ]
(آيه 151) در اين آيه به نجات معجزه آساى مسلمانان بعد از جنگ احد اشاره مى كند مى فرمايد: «به زودى در دلهاى كافران، رعب و ترس مى افكنيم» (سَنُلْقِى فِى قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ).
همان طور كه در پايان جنگ احد افكنديم و نمونه آن را ديديد..............


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱۳۸۸/۰۷/۰۲ ] [ 11:22 ] [ سعید ]
(آيه 101) در اين آيه به صورت تعجّب از مؤمنان سؤال مى كند: «و چگونه ممكن است شما كافر شويد، با اينكه (در دامان وحى قرار گرفته ايد، و) آيات خدا بر شما خوانده مى شود، و پيامبر او در ميان شماست؟!» بنابراين، به خدا تمسّك جوييد.........


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱۳۸۸/۰۷/۰۲ ] [ 11:10 ] [ سعید ]
(آيه 51) در اين آيه از زبان حضرت مسيح، براى رفع هرگونه ابهام و اشتباه و براى اينكه تولّد استثنايى وى را دستاويزى براى الوهيّت او قرار ندهند، چنين مى گويد: «خداوند، پروردگار من و پروردگار شماست; او را بپرستيد (نه من، و نه چيز ديگر را)..................
ادامه مطلب
[ سه شنبه ۱۳۸۸/۰۶/۳۱ ] [ 18:10 ] [ سعید ]

سوره آل عمران


  محتواى سوره:
1. بخش مهمّى از اين سوره، از توحيد و صفات خداوند و معاد و معارف اسلامى بحث مى كند.
2. بخش ديگرى، درباره جهاد و دستورهاى مهم آن و حيات جاويدان شهيدان راه خدا، همچنين درسهاى عبرتى كه در دو غزوه بدر و اُحُد بود سخن مى گويد.......


ادامه مطلب
[ سه شنبه ۱۳۸۸/۰۶/۳۱ ] [ 18:4 ] [ سعید ]

***امر به معروف و نهى از منكر، وظيفه همه مسلمانان است يا گروهى خاص؟
براى ماشينى كه در مسير يك طرفه بر خلاف همه رانندگى مى‏كند، دو نوع برخورد لازم است: يكى آنكه تمام رانندگان با بوق و چراغ مخالفت خود را با كار او اعلام كنند، دوم آنكه پليس، راننده را جريمه كند.
قرآن نيز هم تمام مسلمانان را به امر به معروف و نهى از منكر سفارش كرده و فرموده است: «كُنتم خَيرَ اُمّة اُخرِجَت للنّاس تَأمرون بِالمَعروف و تَنهَون عن المنكر» (سوره آل‏عمران، آيه 110) شما بهترين امّتى هستيد كه جلوه كرده‏ايد به شرط آنكه امر به معروف و نهى از منكر كنيد.
و در جاى ديگر مى‏فرمايد: از ميان شما مسلمين گروهى ويژه بايد مسئول امر به معروف و نهى از منكر شوند. «ولتكن منكم اُمّة يَدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و يَنهون عن المنكر» (سوره آل‏عمران، آيه 104)

حجت الاسلام والمسلمين قرائتي
[ جمعه ۱۳۸۸/۰۳/۰۱ ] [ 19:4 ] [ سعید ]


لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ سَنَكْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ (181) ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبِيدِ (182) [سوره آل‏عمران ]

همانا خداوند سخن كسانى را كه گفتند: خدا فقير است و ما توانگريم، شنيد. به زودى اين سخن آنان، و به ناحق كشتن آنان پيامبران را، خواهيم نوشت و به آنان خواهيم گفت: بچشيد عذاب آتش سوزان را.
آن (عذاب) به سبب دست آورد قبلى خودتان است و همانا خداوند نسبت به بندگان، ستمگر نيست.

تفسير نور:در تفاسير مى‏خوانيم كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نامه‏اى به يهود بنى قينقاع نوشت و آنان را به ايمان، نماز، زكات و انفاق، دعوت كرد. وقتى اين نامه به دست دانشمند يهوديان به نام «فتحاص» در محل تدريس او رسيد، رو به شاگردان و حاضران كرد و با استهزا گفت: طبق اين دعوت، خدا فقير است و ما غنى هستيم. او از ما قرض مى‏خواهد و وعده‏ى ربا و اضافه مى‏دهد! يهوديان زمان رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله چون به رفتار نياكان خود در مورد قتل انبيا راضى بودند، خداوند نسبت قتل را به آنان نيز مى‏دهد. «وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِياءَ» امام باقر عليه السلام درباره‏ى اين آيه فرمودند: كسانى كه امام را نسبت به آنچه به او مى‏دهند فقير مى‏دانند، نظير كسانى هستند كه مى‏گويند: «إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ» «تفسير نور الثقلين بحار، ج 24، ص 278.»

پيام‏ها:
1 خدا همه‏ى گفته‏ها را مى‏شنود، پس هر حرفى را بر زبان نياوريم. «لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ»
 2 جهل و غرور، مرز و نهايت ندارد، تا آنجا كه بشر ناتوان نيازمند مى‏گويد:خداوند فقير است و ما غنى هستيم. «إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ»
 3 احساس غنا و بى‏نيازى، زمينه‏ى سرپيچى از فرامين الهى و استهزاى آنهاست.«نَحْنُ أَغْنِياءُ»
 4 برخى كوته‏فكر، گمان مى‏كنند ريشه‏ى دستورات الهى نياز است. «إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ»
 5 همه‏ى گفتارها و كردارها ثبت مى‏شود. «سَنَكْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ»
 6 گناهِ ياوه گويى درباره‏ى خداوند، هم سنگِ گناه كشتن انبياست. «قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ»، «وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِياءَ»
 7 انسان در انجام عمل آزاد است، لذا كارها به خود او نسبت داده مى‏شود.«قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ»
 8 كيفرهاى الهى، ظلم خدا بر بشر نيست، بلكه ظلم بشر بر نفس خويشتن است. «أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ»
 9 اگر خداوند افراد بخيل و قاتلان انبيا را مجازات نكند، به فقرا و انبيا ظلم كرده است. «أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ»
[ دوشنبه ۱۳۸۷/۱۰/۳۰ ] [ 20:12 ] [ سعید ]

 سوره آل‏عمران [3]

 

اين سوره در مدينه نازل شده و داراى 200 آيه است .

سوره آل عمران، اين مقصود را دنبال مى‏كند كه مؤمنين را به توحيد كلمه بخواند، تشويقشان كند تا هر چه زودتر يك پارچه شوند، و خود را براى مقابله با دشمنان يعنى يهود و نصارا و مشركين آماده سازند، بايد در مقابل ناملايماتى كه مى‏بينند صبر كنند، زيرا موقعيتى بس خطرناك دارند، چون دشمنان مشغول جمع‏آورى نيرو هستند و در خاموش كردن نور خدا با دست و دهان خود يك‏دل و يك جهت شده‏اند.

اين احتمال خيلى به ذهن نزديك مى‏رسد كه سوره آل عمران همه‏اش يكباره نازل شده باشد، براى اينكه آياتش كه دويست آيه است ظهورى روشن در بهم پيوستگى و انسجام دارد، و از اول تا به آخر متناسب با هم است، و پيداست كه همه اغراض آنها بهم مربوط است.

و به همين جهت اين احتمال از هر احتمالى ديگر بنظر قوى‏تر مى‏آيد، كه بگوئيم اين سوره وقتى به رسول خدا (ص) نازل شده كه تا حدودى دعوتش جا افتاده بود براى اينكه در بين آياتش، هم سخنى از جنگ احد، و واقعه مباهله و نفرين كردن با نصاراى نجران، و يادى از كار يهود ديده مى‏شود و هم تحريكى نسبت به مشركين است. و نيز مسلمانان را به صبر مى‏خواند، و دستور مى‏دهد تا يكديگر را به صبر سفارش كنند، و دست به دست يكديگر داده وحدتى تشكيل دهند.

و همه اينها مؤيد اين معنا است كه سوره مورد بحث، در روزگارى نازل شده كه مسلمانان، مبتلا به دفاع از حوزه دين بودند، دفاعى كه براى آن، همه قوا و اركان خود را بسيج كرده بودند.

از يك طرف در اثر فتنه‏جوئيهاى يهود و نصارا در داخل جمعيت خود، با درگيريها و فتنه و آشوبها روبرو بودند، فتنه‏هايى كه تشكل آنان را سست مى‏كرد، بايد براى خاموش كردن آشوبهاى آنان قسمت عمده‏اى از وقت خود را صرف احتجاج و بگومگوى با آنان كنند، و از سوى ديگر با مشركين درگير بودند، و بايد با آنها بجنگند، و هميشه در حال آماده باش بوده و لحظه‏اى امنيت نداشته باشند، چون در آن ايام اسلام در حال انتشار بوده و آوازه‏اش همه جا را پر كرده بود، و مردم دنيا چه يهودش و چه مسيحيش و چه مشركش همه عليه اسلام قيام كرده بودند.

از پشت سر اين سه طايفه دو امپراطورى بزرگ آن روز دنيا يعنى روم و ايران و غيره نيز چنگ و دندان نشان مى‏دادند.

خداى سبحان در اين سوره از حقايق و معارفى كه بشر را به سوى آنها هدايت فرموده آن مقدارى را كه باعث دلگرمى مؤمنين است يادآور مى‏شود تا مؤمنين، هم دلخوش شوند و هم آلودگى شبهات و وساوس شيطانى و تسويلات اهل كتاب از دلهاشان زايل شود، و هم برايشان روشن گردد كه خداى تعالى هرگز از تدبير ملك خود غافل نبوده، و خلق او را عاجز نكرده‏اند، و اگر دين خود را تشريع نموده و جمعى از بندگانش را بسوى آن دين هدايت نموده، همه بر طبق طريقه و عادت جاريه و سنت دائمى خود بوده، و آن سنت عبارت است از سنت علل و اسباب پس مؤمن و كافر هم طبق همين سنت علل و اسباب زندگى مى‏كنند، يك روز دنيا به كام كافر و روزى ديگر به كام مؤمن است چون دنيا ميدان امتحان است، و امروز روز عمل و فردا روز جزا است.

روى هم رفته محورهاى اصلى بحثهاى اين سوره ، محورهاى زير است 1 - بخش مهمى از آن از توحيد و صفات خداوند و معاد و معارف اسلامى بحث مى كند.

2 - بخش ديگرى پيرامون جهاد و دستورات مهم و ظريفى در اين زمينه و همچنين درسهاى عبرتى كه در دو غزوه مهم اسلامى (بدر و احد) بود سخن

مى گويد، و همچنين شرح امدادهاى الهى نسبت به مؤ منان و حيات جاويدان شهيدان راه خدا.

3 - در قسمتى از اين سوره ، به يك سلسله احكام اسلامى در زمينه لزوم وحدت صفوف مسلمين و خانه كعبه و فريضه حج و امر به معروف و نهى از منكر و تولى و تبرى (دوستى با دوستان حق و دشمنى با دشمنان حق ) و مساله امانت ، و انفاق در راه خدا و ترك دروغ و مقاومت و پايمردى در مقابل دشمن و صبر و شكيبائى در مقابل مشكلات و آزمايشهاى مختلف الهى و ذكر خداوند در هر حال ، اشارات پر معنايى شده است .

4 - براى تكميل اين بحثها، بخشى از تاريخ انبياء از جمله : آدم و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و ساير انبياء (عليهمالسلام ) و داستان مريم و مقامات اين زن بزرگ و توطئه هاى پيروان متمرد حضرت موسى (عليه السلام ) و مسيح (عليه السلام ) در برابر اسلام ، نيز ذكر شده است .

 

[ دوشنبه ۱۳۸۷/۰۸/۰۶ ] [ 5:34 ] [ سعید ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
آیا آنها در قرآن تدبّر نمی‌کنند، یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟!
محمد/24

در این وبلاگ از تفاسیر ترتیبی و موضوعی قرآن و نکات قرآنی مطلب خواهم گذاشت
گاها از تفاسیر نهج البلاغه و مثنوی یا دیگر متون هم نکته میگذارم
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب