|
منتخب تفاسیر أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
| ||
|
إِنَّما جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ إِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (124)[سوره النحل (16)] شنبه (و تحريمهاى روز شنبه براى يهود) بعنوان يك مجازات بود كه در آنهم اختلاف كردند و پروردگارت روز قيامت در ميان آنها در آنچه اختلاف كردند داورى مىكند. تفسير نمونه: آيه مورد بحث به پاسخ اين سؤال مىپردازد و مىگويد:" شنبه (و تحريمهاى روز شنبه) براى يهود به عنوان يك مجازات قرار داده شد، و تازه در آن هم اختلاف كردند" بعضى آن را پذيرفتند و به كلى دست از كار كشيدند و بعضى هم نسبت به آن بىاعتنايى كردند (إِنَّما جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ). جريان از اين قرار بود كه طبق بعضى از روايات، موسى ع بنى اسرائيل را دعوت به احترام و تعطيل روز جمعه كرد كه آئين ابراهيم بود، اما آنها به بهانهاى از آن سر باز زدند و روز شنبه را ترجيح دادند، خداوند روز شنبه را براى آنها قرار داد، اما توام با شدت عمل و محدوديتها، بنا بر اين به تعطيلى روز شنبه نبايد استناد كنيد، چرا كه جنبه فوق العاده و مجازات داشته است، و بهترين دليل بر اين مساله اين است كه يهود حتى در اين روز انتخابى خود نيز اختلاف كردند، گروهى آن را ارج نهادند و احترام نمودند و گروهى نيز احترام آن را شكستند، و به كسب و كار پرداختند و به مجازات الهى گرفتار شدند. اين احتمال نيز وجود دارد كه آيه فوق در رابطه با بدعتهاى مشركان در زمينه غذاهاى حيوانى باشد، زيرا پس از ذكر اين مطلب در آيات گذشته اين سؤال پيش آمد پس چرا محرماتى در آئين يهود بود كه در اسلام نيست؟ و جواب داده شد كه آن جنبه مجازات داشت. دگر بار اين سؤال پيش مىآيد كه چرا فى المثل صيد ماهى در روزهاى شنبه بر يهود حرام بوده كه آنهم در اسلام نيست؟ باز پاسخ داده مىشود كه اين يك نوع مجازات و كيفر براى آنها محسوب مىشده است. به هر حال اين آيه ارتباط و پيوندى با آيات" اصحاب السبت" (آيات 163- 166 سوره اعراف) دارد كه شرح ماجراى آنها و چگونگى تحريم صيد ماهى در روز شنبه و مخالفت گروهى از يهود با اين دستور و آزمايش الهى و مجازات شديدى كه به آن گرفتار شدند گذشت (به جلد 6 تفسير نمونه صفحه 418- 428 مراجعه فرمائيد). ضمنا بايد توجه داشت كه" سبت" در اصل به معنى تعطيل كردن كار براى استراحت است، و روز شنبه را از اين جهت يوم السبت مىناميدند كه يهود برنامه كسب و كار معمولى خود را در آن تعطيل مىكردند، سپس اين نام براى اين روز در اسلام باقى ماند هر چند روز تعطيلى نبود. و در پايان آيه مىفرمايد:" خداوند ميان آنها كه اختلاف كردند روز قيامت داورى خواهد كرد" (وَ إِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ). همانگونه كه سابقا هم اشاره كرديم يكى از هدفهايى كه در قيامت پياده مىشود، برچيده شدن اختلافات در تمام زمينهها، و بازگشت به توحيد مطلق است، چرا كه آن روز يوم البروز و يوم الظهور و روز كشف سرائر و بواطن و كشف غطاء و كنار رفتن پردهها و آشكار شدن پنهانيها است. [ شنبه ۱۳۸۷/۱۱/۱۲ ] [ 18:38 ] [ سعید ]
سوره نحل[16] سوره نحل 128 آيه دارد. نام اين سوره
مباركه از شصت و هشتمين و شصت نهمين آيه آن برگرفته شده است. در اين دو آيه
آفريدگار هستى از زنبور عسل، ياد مىكند، و از وحى الهى به آن موجود شگرف سخن مى
گويد و روشنگرى مىكند كه چگونه آفريدگارش راه و رسم زندگى را به طور غريزى به آن
حشره شگفتانگيز آموخت و به طور غريزى هدايت نمود كه چگونه با مهندسى دقيق و ظرافت
بهتآور خود، خانههاى ششضلعى بر فراز قلهها، شكاف مناسب كوهها، لابهلاى
صخرهها و در درون شاخ و برگ درختان و... بسازد، و چگونه از بهترين گل ها و گياهان
بهره گيرد، و آن گاه چگونه بهرهاى ارزشمند و شفابخش به انسانها بدهد... اگر به دقت در اين سوره
نظر كنيم ظن قوى پيدا مىشود كه صدر اين سوره از آياتى است كه در روزهاى آخر توقف
رسول خدا (ص) در مكه در نزديكىهاى مهاجرتش به مدينه نازل شده است، و اين آيات،
چهل آيه اول آنست، كه خداى سبحان در قسمتى از آن انواع نعمتهاى آسمانى و زمينى را
كه مايه حيات انسانى است و انسان در معاشش از آن بهرهمند مىشود خاطر نشان فرموده
و از راه نظام متقن و تدبير يك نواختى كه در آنها است بر وحدانيت خود در ربوبيت
استدلال فرموده است. و در قسمتى ديگر، احتجاج
مىكند بر بطلان پندارهاى مشركين و بى ثمر بودن مساعى ايشان و اينكه به زودى كيفر
ايشان را مىدهد، هم چنان كه امتهاى گذشته را كه مثل اينان بودند كيفر داد، و به
زودى در روز قيامت در حق آنان فصل قضاء مىكند. خداى سبحان اين آيات را با
جمله" أَتى أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحانَهُ وَ تَعالى
عَمَّا يُشْرِكُونَ" افتتاح نموده و آيات احتجاج را بر تقديس و تنزيه و
تسبيحى كه در آنست متفرع كرد، و از اين تفريع چنين فهميده مىشود كه غرض عمده از
آيات صدر سوره اين است كه از نزديك بودن امر الهى خبر دهد و هشدار دهد كه به زودى
بر آنان نازل مىشود، و نيز در اين تفريع تهديدى است بر مشركين كه از در استهزاء
مىگفتند: پس چرا عذابى كه مىگويى نازل نمىشود تا ما را تهديد نمايد، و نيز با
جمله" فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُبِأَمْرِهِ"
مؤمنين را بشارت مىدهد بر اينكه به زودى حق بر باطل غلبه نموده و توحيد بر شرك، و
ايمان بر كفر ظفر مىيابد، اين فهرست آن مطالبى است كه با دقت در آيات صدر سوره
استفاده مىشود. و اما آيات ذيل آن كه
هشتاد و هشت آيه است و از آيه" وَ الَّذِينَ هاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ
بَعْدِ ما ظُلِمُوا" شروع مىشود به خاطر اتصال و ارتباطى كه در آنها است از
سياقش چنين بر مىآيد كه در اوائل هجرت نازل شده باشد. و بر اين مبنا مىتوان گفت
اين سوره از اول تا به آخر پشت سر هم و يا نزديك بهم نازل شده است. و دليل اينكه در نزديكى
بعد از هجرت نازل شده مطالبى است كه جز با پارهاى حوادث اوائل هجرت تطبيق
نمىكند، نظير مطلبى كه در آيه" وَ الَّذِينَ هاجَرُوا فِي اللَّهِ
..."است، و مطلبى كه در آيه" وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ
إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ ..." آمده، كه در باره كسانى كه راجع به سلمان
فارسى حرفهايى زده بودند نازل شد، و واضح است كه سلمان هم در مدينه اسلام آورد و
آيه" من كفر باللَّه من بعد ايمانه الا من اكره و قلبه مطمئن بالايمان"
كه به شهادت روايات آينده، در باره عمار ياسر نازل شده، و همچنين آيات ديگر آن كه
در باره يهوديها است، و آياتى كه در باره احكام است، همه اينها ظن غالب مىدهد بر
اينكه اين آيات در مدينه نازل شده است. و علاوه بر وقايع و حوادث،
خود آيات نيز ظهور دارد در اينكه نزولشان از نظر مكى و مدنى بودن مختلف است، مثلا
آيه" وَ الَّذِينَ هاجَرُوا ..." و آيه" وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً
مَكانَ آيَةٍ ..." تا دو و يا پنج آيه بعدش و همچنين آيه" مَنْ كَفَرَ
بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا ..." و تعدادى از آيات بعد آن ظهور
در اين دارند كه در مدينه نازل شدهاند. و غرض سوره خبر دادن به
نزديك شدن امر خداست كه عبارتست از: غلبه دين حق بر كفار، كه خداى تعالى اين معنا را
با بيان اينكه:" تنها خداى تعالى اله معبود است نه ديگرى چون تدبير عالم
مانند خلقتش قائم به او است و نيز همه نعمتها به او منتهى مىگردد و هيچ يك از
آنها مصنوع غير او نيست" نتيجه مىگيرد. پس واجب است همان خدا به تنهايى
عبادت شود. و همچنين با بيان
اينكه:" دين حق از خدا است پس واجب است كه غير دين او دينى و قانونى ديگر
تشريع نشود" و باز با بيان امورى از دين الهى، توضيح مىدهد. اين، آن غرضى
است كه معظم آيات اين سوره آن را دنبال نموده و با بيانهاى مختلفى تعقيب مىنمايد،
در ضمن بيان اين غرض، آياتى هم هست كه مساله هجرت و پارهاى مطالب مناسب با آن را
ايراد مىنمايد. [ چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۸/۰۱ ] [ 10:26 ] [ سعید ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||