|
منتخب تفاسیر أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
| ||
|
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُواْ التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بَِايَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (سوره جمعه آيه 5)
در اين آيه حاملان تورات به الاغ تشبيه شدهاند، ولى در موارد ديگر نيز قرآن به شدّت از افكار و رفتار يهود انتقاد كرده است، از جمله:
[ جمعه ۱۳۸۸/۰۷/۱۷ ] [ 16:12 ] [ سعید ]
ادامه سوره جمعه
(آيـه7)ـ سپس به دليل اصلى وحشت آنها از مرگ اشاره كرده , مى افزايد:((ولى آنان هرگز تمناى مرگ نمى كنند به خاطر اعمالى كه از پيش فرستاده اند))(ولا يتمنونه ابدا بمـا قدمت ايديهم ). ((و خداوند ظالمان را به خوبى مى شناسد)) (واللّه عليم بالظالمين ). در حـقـيـقـت ترس انسان از مرگ به خاطر يكى از دو عامل است : يا به زندگى بعد از مرگ ايمان ندارد, و مرگ را هيولاى فنا و نيستى مى پندارد, و طبيعى است كه انسان از نيستى و عدم بگريزد. و يا اين كه به جهان پس از مرگ معتقد است اما پرونده اعمال خود را چنان تاريك و سياه و خالى از حسنات مى بيند كه از حضور در آن دادگاه بزرگ سخت بيمناك است و از آنجا كه يهود معتقد به معاد و جهان پس از مرگ بودند طبعا علت وحشت آنها از مرگ , عامل دوم بود. (آيه8)ـ ولى مسلما اين وحشت و اضطراب مشكلى را حل نمى كند;مرگ , شترى است كه بر در خانه هـمه خوابيده است لذا قرآن مى گويد: اى پيامبر! به آنها ((بگو: اين مرگى كه از آن فرار مى كنيد سرانجام با شما ملاقات خواهد كرد)) (قل ان الموت الذى تفرون منه فانه ملا قيكم ). ((سـپـس بـه سـوى كسى كه داناى پنهان و آشكار است بازگردانده مى شويد آنگاه شمارا از آنچه انجام مى داديد خبر مى دهد)) (ثم تردون الى عـالم الغيب والشهـادة فينبئكم بمـا كنتم تعملون ). قـانـون مـرگ از عـمومى ترين و گسترده ترين قوانين اين عالم است , انبيا بزرگ الهى و فرشتگان مقرب همه مى ميرند, و جز ذات پاك خداوند در اين جهان باقى نمى ماند, ((كل من عليهـا فـان ويبقى وجه ربك ذوالجلا ل والا كرام )). (الرحمن /26و27). هـم مـرگ از قوانين مسلم اين عالم است , و هم حضور در دادگاه عدل خدا وحسابرسى اعمال و هم خداوند از تمام اعمال بندگان دقيقا آگاه است . بـنـابـرايـن تنها راه براى پايان دادن به اين وحشت , پاكسازى اعمال , وشستشوى دل از آلودگى گناه مى باشد كه هركس حسابش پاك است از محاسبه اش چه باك . (آيه9)ـ شان نزول : در شان نزول اين آيه و سه آيه بعد يا خصوص آخرين آيه اين سوره روايات مختلفى نقل شده همه آنها از اين معنى خبر مى دهد كه در يكى ازسالها كه مردم مدينه گرفتار خشكسالى و گـرسـنگى و افزايش نرخ اجناس شده بودند((دحيه )) با كاروانى از شام فرارسيد و با خود مواد غذائى آورده بود, در حالى كه روزجمعه بود و پيامبر(ص ) مشغول خطبه نماز جمعه بود. طـبـق مـعمول براى اعلام ورود كاروان طبل زدند و حتى بعضى ديگر آلات موسيقى را نواختند, مـردم بـا سرعت خود را به بازار رساندند, در اين هنگام مسلمانانى كه در مسجد براى نماز اجتماع كرده بودند خطبه را رها كرده و براى تامين نيازهاى خود به سوى بازار شتافتند, تنها دوازده مرد و يك زن در مسجد باقى ماندند ـ آيه نازل شد و آنها را سخت مذمت كرد. پيامبر(ص ) فرمود: ((اگر اين گروه اندك هم مى رفتند از آسمان سنگ بر آنهامى باريد)). تفسير:.در آيـات گـذشته بحثهاى فشرده اى پيرامون توحيد و نبوت و معاد,و نيز مذمت يهود دنياپرست آمده بود در اينجا به گفتگو پيرامون يكى از مهمترين وظائف اسلامى كه در تقويت پايه هاى ايمان تـاثير فوق العاده دارد, و از يك نظرهدف اصلى سوره را تشكيل مى دهد, يعنى نماز جمعه و بعضى از احكام آن مى پردازد. نـخست همه مسلمانان را مخاطب قرار داده , مى فرمايد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد! هنگامى كـه بـراى نـماز روز جمعه اذان گفته مى شود به سوى ذكر خدا(خطبه و نماز) بشتابيد و خريد و فـروش را رهـا كـنـيـد, ايـن براى شما بهتر است اگرمى دانستيد)) (يـا ايها الذين آمنوا اذا نودى للصلوة من يوم الجمعة فاسعوا الى ذكراللّه وذروا البيع ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون ). بـه ايـن تـرتيب هنگامى كه صداى اذان نماز جمعه بلند مى شود مردم موظفندكسب و كار را رها كرده به سوى نماز كه مهمترين ياد خداست بشتابند. البته ترك خريد و فروش مفهوم وسيعى دارد كه هر كار مزاحمى را شامل مى شود. مـنـظـور از ((ذكراللّه )) در درجه اول ((نماز)) است , ولى مى دانيم خطبه هاى نمازجمعه هم كه آميخته با ذكر خداست , در حقيقت بخشى از نماز جمعه است ,بنابراين بايد براى شركت در آن نيز تسريع كرد. (آيه10)ـ در اين آيه مى افزايد: ((و هنگامى كه نماز پايان گرفت (شما آزاديد)در زمين پراكنده شويد و از فـضـل خدا بطلبيد و خدا را بسيار ياد كنيد شايد رستگارشويد)) (فاذا قضيت الصلوة فانتشروا فى الا رض وابتغوا من فضل اللّه واذكروااللّه كثيرا لعلكم تفلحون ). (آيـه11)ـ در آخـرين آيه سوره كسانى كه پيغمبراكرم (ص ) را به هنگام نمازجمعه رها كردند و براى خريد از قافله تازه وارد به بازار شتافتند شديدا مورد ملامت قرار داده , مى گويد: ((هنگامى كه آنها تـجارت يا سرگرمى و لهوى را ببينند پراكنده مى شوند و به سوى آن مى روند, و تو را ايستاده (در حـالى كه خطبه نماز جمعه مى خوانى ) به حال خود رها مى كنند)) (واذا راوا تجـارة او لهوا انفضوا اليهـاوتركوك قـائما). ولـى بـه آنـهـا ((بـگـو: آنـچـه نـزد خـداسـت بـهـتر از لهو و تجارت بهتر است و خداوندبهترين روزى دهندگان است )) (قل مـا عنداللّه خير من اللهو ومن التجـارة واللّه خيرالرازقين ). ثواب و پاداش الهى و بركاتى كه از حضور در نماز جمعه و شنيدن مواعظ واندرزهاى پيامبر(ص ) و تـربـيـت مـعـنوى و روحانى عائد شما مى شود قابل مقايسه باهيچ چيز ديگر نيست , و اگر از اين مى ترسيد كه روزى شما بريده شود اشتباه مى كنيد, خداوند بهترين روزى دهندگان است . تـعـبـيـر ((لـهو)) اشاره به طبل و ساير آلات لهوى است كه به هنگام ورود قافله تازه اى به مدينه مى زدند كه هم نوعى اخبار و اعلام بود و هم وسيله اى براى سرگرمى و تبليغ كالا. نكته ها: 1ـ نخستين نماز جمعه در اسلام : در بعضى از روايات اسلامى آمده است كه مسلمانان مدينه , پيش از آن كه پيامبر(ص ) هجرت كند, بـا يـكديگر صحبت كردند و گفتند: يهود در يك روز هفته اجتماع مى كنند (روز شنبه ) و نصارى نيزروزى براى اجتماع دارند (يكشنبه ) خوب است ما هم روزى قرار دهيم و درآن روز جمع شويم و ذكـر خدا گوئيم و شكر او را به جا آوريم , آنها روز قبل ازشنبه را كه در آن زمان ((يوم العروبه )) نـامـيـده مى شد, براى اين هدف برگزيدند, وبه سراغ ((اسعدبن زراره )) (يكى از بزرگان مدينه ) رفـتـنـد, او نماز را به صورت جماعت با آنها به جا آورد و به آنها اندرز داد و آن روز, ((روز جمعه )) ناميده شد, زيرا روزاجتماع مسلمين بود. و اين نخستين جمعه اى بود كه در اسلام تشكيل شد. امـا اولين جمعه اى كه رسول خدا(ص ) با اصحابش تشكيل دادند, هنگامى بودكه به مدينه هجرت كرد, وارد مدينه شد, و آن روز روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول هنگام ظهر بود, حضرت , چهار روز در ((قـبـا)) مـاندند و مسجد قبا را بنيان نهادند,سپس روز جمعه به سوى مدينه حركت كرد و به هـنـگـام نـماز جمعه به محله ((بنى سالم )) رسيد, و مراسم نماز جمعه را در آنجا برپاداشت , و اين اولين جمعه اى بود كه رسول خدا(ص ) در اسلام به جا آورد, خطبه اى هم در اين نماز جمعه خواند كه اولين خطبه حضرت در مدينه بود. 2ـ اهميت نماز جمعه : بهترين دليل بر اهميت اين فريضه بزرگ اسلامى قبل از هر چيز آيات همين سوره است , كه به همه مسلمانان و اهل ايمان دستور مى دهد به محض شنيدن اذان جمعه به سوى آن بشتابند, و هرگونه كسب و كار و برنامه مزاحم را ترك گويند. در احاديث اسلامى نيز تاكيدهاى فراوانى وارد شده است از جمله : درخطبه اى كه موافق و مخالف آن را از پيامبر گرامى اسلام (ص ) نقل كرده اند آمده :. ((خـداونـد نماز جمعه را بر شما واجب كرده هركس آن را در حيات من يا بعداز وفات من از روى اسـتخفاف يا انكار ترك كند خداوند او را پريشان مى كند, و به كار او بركت نمى دهد, بدانيد نماز او قبول نمى شود, بدانيد زكات او قبول نمى شود,بدانيد حج او قبول نمى شود, بدانيد اعمال نيك او قبول نخواهد شد تا از اين كارتوبه كند))!. البته بايد توجه داشت كه مذمتهاى شديدى كه در مورد ترك نماز جمعه آمده در صورتى است كه نماز جمعه واجب عينى باشد. 3ـ فلسفه نماز عبادى ـسياسى جمعه : نماز جمعه , قبل از هر چيز يك عبادت بزرگ دسته جمعى است , و اثرعمومى عبادات را كه تلطيف روح و جان , و شستن دل از آلودگيهاى گناه و زدودن زنگار معصيت از قلب مى باشد دربردارد. وامـا از نـظـر اجـتـمـاعـى و سياسى , يك كنگره عظيم هفتگى است كه بعد ازكنگره سالانه حج , بـزرگترين كنگره اسلامى مى باشد, و به همين دليل در روايتى ازپيغمبر اكرم (ص ) نقل شده كه : ((جمعه حج كسانى است كه قادر به شركت در مراسم حج نيستند)). در حقيقت اسلام , به سه اجتماع بزرگ اهميت مى دهد:. اجتماعات روزانه كه در نماز جماعت حاصل مى شود. اجتماع هفتگى كه در مراسم نماز جمعه است . و اجتماع حج كه در كنار خانه خدا هر سال يك بار انجام مى گيرد. نقش نمازجمعه در اين ميان بسيار مهم است بخصوص اين كه يكى ازبرنامه هاى خطيب در خطبه نمازجمعه , ذكر مسائل مهم سياسى و اجتماعى واقتصادى است . ((پايان سوره جمعه )). [ یکشنبه ۱۳۸۵/۱۲/۲۷ ] [ 0:47 ] [ سعید ]
سوره جمعه [62] اين سوره در ((مدينه )) نازل شده و 11 آيه است . محتواى سوره : ايـن سوره در حقيقت بر دو محور اساسى دور مى زند: نخست توجه به توحيد و صفات خدا و هدف از بعثت پيامبر اسلام (ص ) و مساله معاد, و ديگرى برنامه سازنده نماز جمعه و بعضى از خصوصيات اين عبادت بزرگ . فضيلت تلاوت سوره : در فـضيلت تلاوت اين سوره ـچه مستقلا و يا در ضمن نمازهاى يوميه ـروايات بسيارى وارد شده است . در حديثى از پيغمبر اكرم (ص ) مى خوانيم : ((هركس سوره جمعه را بخواندخداوند به تعداد كسانى كـه در نـمـاز جمعه شركت مى كنند و كسانى كه شركت نمى كنند در تمام بلاد مسلمين به او ده حسنه مى بخشد)). به نام خداوند بخشنده بخشايشگر. (آيـه1)ـ اين سوره نيز با تسبيح و تقديس پروردگار شروع مى شود, و به قسمتى ازصفات جمال و جلال و اسما حسناى او اشاره مى كند كه در حقيقت مقدمه اى است براى بحثهاى آينده . مى فرمايد: ((آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است همواره تسبيح خدامى گويند)) و با زبان حال و قال او را از تمام نقايص و عيوب پاك مى شمرند (يسبح للّه مـا فى السموات ومـا فى الا رض ). خداوندى كه ((مالك و حاكم است , و از هر عيب و نقصى مبراست )) (الملك القدوس ). خداوندى كه ((عزيز و حكيم است )) (العزيز الحكيم ). و به اين ترتيب نخست بر ((مالكيت و حاكميت )) و سپس ((منزه بودن او ازهرگونه ظلم و ستم و نقص )) تاكيد مى كند, زيرا با توجه به مظالم بى حساب ملوك وشاهان واژه ((ملك )) تداعى معانى نامقدسى مى كند كه با كلمه ((قدوس )) همه شستشو مى شود. (آيـه2)ـ بـعـد از ايـن اشـاره كـوتاه و پرمعنى به مساله توحيد و صفات خدا, به مساله بعثت پيامبر اسـلام (ص ) و هدف از اين رسالت بزرگ كه در ارتباط با عزيز وحكيم و قدوس بودن خداوند است پـرداخـتـه , مـى گـويـد: ((او كـسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولى از خودشان بـرانـگـيـخـت كه آياتش را بر آنهامى خواند)) (هو الذى بعث فى الا ميين رسولا منهم يتلوا عليهم آيـاته ). و در پرتو اين تلاوت , ((آنها را تزكيه مى كند, و به آنها كتاب (قرآن ) و حكمت مى آموزد)) (ويزكيهم ويعلمهم الكتـاب والحكمة ). ((هرچند پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند)) (وان كـانوا من قبل لفى ضلا ل مبين ). پـيـامـبـر اسلام از ميان همين گروه درس نخوانده برخاسته تا عظمت رسالت اورا روشن سازد, كـتابى مثل قرآن با اين محتواى عميق و عظيم , محال است زائيده فكر بشر باشد آن هم بشرى كه نه خود درس خوانده , و نه در محيط علم و دانش پرورش يافته است , اين نورى است كه از ظلمت برخاسته , و اين خود معجزه اى است آشكار و سندى است روشن بر حقانيت او. در آيـه فـوق هـدف ايـن بعثت را در سه امر خلاصه كرده كه يكى جنبه مقدماتى دارد و آن تلاوت آيات الهى است , و دو قسمت ديگر يعنى ((تهذيب وتزكيه نفوس )) و ((تعليم كتاب و حكمت )) دو هدف بزرگ نهائى را تشكيل مى دهد. آرى ! پـيـامبر(ص ) آمده است كه انسانها را هم در زمينه علم و دانش , و هم اخلاق و عمل , پرورش دهـد, تا به وسيله اين دو بال بر اوج آسمان سعادت پروازكنند, و مسير الى اللّه را پيش گيرند, و به مقام قرب او نائل شوند. (آيـه3)ـ ولى ازآنجاكه پيامبراسلام تنها مبعوث به اين قوم ((امى ))نبود, بلكه دعوتش همه جهانيان را دربـر مـى گرفت در اين آيه , مى افزايد: ((و رسول است برگروه ديگرى (از مؤمنان ) كه هنوز به آنها ملحق نشده اند)) (وآخرين منهم لما يلحقوا بهم ). بـه ايـن تـرتيب آيه فوق تمام اقوامى را كه بعد از صحابه پيامبر(ص ) به وجودآمدند از عرب و عجم شامل مى شود. و از آنـجـا كه همه اين امور از قدرت و حكمت خداوند سرچشمه مى گيرد, درپايان آيه مى افزايد: ((و او عزيز و حكيم است )) (وهو العزيز الحكيم ). (آيـه4)ـ سپس به اين نعمت بزرگ يعنى , بعثت پيامبر گرامى اسلام (ص ) وبرنامه تعليم و تربيت او اشـاره كـرده , مى افزايد: ((اين فضل خداست كه به هركس بخواهد (و شايسته بداند) مى بخشد, و خداوند صاحب فضل عظيم است )) (ذلك فضل اللّه يوتيه من يشـاء واللّه ذوالفضل العظيم ). (آيه5)ـ در بـعـضـى از روايات آمده است كه يهود مى گفتند: اگر محمد به رسالت مبعوث شده رسالتش شامل حال ما نيست , لذا به آنها گوشزد مى كند كه اگر كتب آسمانى خود را دقيقا خوانده و عمل مى كرديد اين سخن را نمى گفتيد, چرا كه بشارت ظهور پيامبر اسلام (ص ) در آن آمده است . مى فرمايد: ((كسانى كه مكلف به تورات شدند ولى حق آن را ادا نكردند ماننددرازگوشى هستند كـه كـتابهائى حمل مى كند)) آن را بر دوش مى كشد اما چيزى از آن نمى فهمد (مثل الذين حمل التورية ثم لم يحملوها كمثل الحمار يحمل اسفارا). ايـن قوم از خود راضى كه تنها به نام تورات يا تلاوت آن قناعت كردند,بى آنكه انديشه در محتواى آن داشـته باشند و عمل كنند همانند همين حيوانى هستند كه در حماقت و نادانى ضرب المثل و مشهور خاص و عام است . سپس در ادامه اين مثل مى افزايد: ((گروهى كه آيات خدا را انكار كردند مثال بدى دارند)) (بئس مثل القوم الذين كذبوا بـايـات اللّه ). و در پـايـان آيـه در يـك جـمـلـه كـوتـاه و پـرمعنى مى فرمايد: ((و خداوند قوم ستمگر را هدايت نمى كند))؟ (واللّه لا يهدى القوم الظالمين ). درسـت اسـت كـه هـدايـت كـار خـداسـت , اما زمينه لازم دارد, و زمينه آن كه روح حق طلبى و حق جوئى است بايد از ناحيه خود انسانها فراهم شود, و ستمگران ازاين مرحله دورند. در روايـات اسـلامـى در نـكـوهش عالمان بى عمل تعبيرات تكان دهنده اى آمده است : از جمله , از رسـول خـدا(ص ) نـقل شده كه فرمود: ((هركس علمش افزوده شود ولى بر هدايتش نيفزايد, اين علم , جز دورى از خدا, براى او حاصلى ندارد)). و بـدون شك وجود چنين علما و دانشمندانى , بزرگترين بلا براى يك جامعه محسوب مى شود و سرنوشت مردمى كه عالمشان چنين باشد, سرنوشت خطرناكى است كه به گفته شاعر عرب :. شـبـان , گـوسفندان را از چنگال گرگ نجات مى دهد اما واى به حال گوسفندانى كه شبانشان گرگان باشند. (آيـه6)ـ گـفـتـيم يهود خود را امتى برگزيده , و به اصطلاح تافته اى جدابافته مى دانستند, حتى گـاهـى ادعـا مـى كـردنـد كـه پسران خدا هستند! و گاه خود را دوستان خاص خداوند قلمداد مى كردند, چنانكه در آيه 18 سوره مائده آمده است . قرآن در مقابل اين بلندپروازيهاى بى دليل , آن هم از ناحيه گروهى كه حامل كتاب الهى بودند اما عـامـل بـه آن نـبودند, مى گويد: به آنها ((بگو: اى يهوديان ! اگر گمان مى كنيد كه (فقط) شما دوستان خدائيد نه ساير مردم پس آرزوى مرگ كنيد اگرراست مى گوئيد)) تا به لقاى محبوبتان بـرسـيـد (قل يـا ايها الذين هـادوا ان زعمتم انكم اوليـا للّه من دون الناس فتمنوا الموت ان كنتم صـادقين ). چرا كه دوست هميشه مشتاق لقاى دوست است , و مى دانيم كه لقاى معنوى پروردگار در قيامت رخ مى دهد اگر شما راست مى گوئى پس چرا اين قدر به زندگى دنيا چسبيده ايد؟ چرا اين قدر از مرگ وحشت داريد؟. [ یکشنبه ۱۳۸۵/۱۲/۲۷ ] [ 0:46 ] [ سعید ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||