|
منتخب تفاسیر أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
| ||
|
برگزيده تفسير نمونه:آيت الله مکارم شيرازي/زير نظر:استاد محقق/تنظيم:احمد على بابائى سوره يوسف از ابتدا تا آیه 62 ادامه مطلب [ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۶ ] [ 19:4 ] [ سعید ]
گر چه معمولا در وبلاگم به مسائل جنبی نمی پردازم ولی به خاطر علاقه ای که به فرهنگ ایران زمین دارم گفتم این عکس را که دیروز در نرم افزاری دیدم بیاورم تا که قبول افتد وکه در نظر آید.
این عکس که توضیحی از آن در قسمت پایینی آن داده شده مربوط به دوران ایلامیان است دوره ای که ناصر پورپیرا به آن علاقه دارد ولی اگر این نقش مربوط به دوران هخامنشیان بود جعلی و کنده کاری شده توسط یهودیان دانشگاههای غربی شمرده می شد دلیلش هم واضح است ادامه نوشته های خط میخی بر روی نقش والبته عدم نوشته در قسمت دیگری از نقش فرد و بزش. و حتی آن یادگاری که یکی از آنها عبدالحمید می نماید دلیل دیگری بر دروغ گویی و رسوایی یهود شمرده می شد. با این روشی که پورپیرار در پیش گرفته هیچ چیز اثبات نمی شود و همه چیز رد می شود این روش که در ایران بسیاری افراد به آن مبتلا هستند نامش هست "توهم توطئه" [ جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۱۴ ] [ 19:21 ] [ سعید ]
آيه 10 *بسيارى از رسولان الهى قبل از پيامبر (ص)، مورد تمسخر و استهزاى كافران قرار گرفتند. آيه 11 *پيامبر اكرم (ص) مأمور ترغيب مردم به سير در زمين و تدبر در سرانجام تكذيبكنندگان پيامبران الهى [ چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۲ ] [ 9:15 ] [ سعید ]
وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَن رَّءَا بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَ لِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشَآءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ (يوسف، 24) و همانا (همسر عزيز مصر) قصد او (يوسف) را كرد و او نيز اگر برهان پروردگارش را نمىديد (بر اساس غريزه) قصد او را مىكرد. اينگونه (ما او را با برهان كمك كرديم) تا بدى و فحشا را از او دور كنيم، چرا كه او از بندگانِ برگزيده ما است. پرتوي از نور [ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۹ ] [ 13:42 ] [ سعید ]
آيه 8 وَ قَالُوا لَوْ لَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَ لَوْ أَنْزَلْنَا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لَا يُنْظَرُونَ و گفتند: چرا فرشتهاى بر او نازل نشده است (تا با وى همكارى كند)؟ و اگر فرشتهاى مىفرستاديم، كار تمام مىشد (همه هلاك مىشدند) و به آنان مهلت داده نمىشد.*مشاهده نزول فرشتگان بر پيامبر (ص)، درخواست نابجا و بهانهجويانه كافران مكّه و قالوا لو لا أنزل عليه ملك و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر * هلاكت فورى كافران و پايان مهلت آنان، در صورت نزول محسوس فرشتگان بهعنوان معجزه بر پيامبر (ص) و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون * كفرپيشگان مكه حتى با نزول كتابى ملموس بر پيامبر (ص)، ايمان نمىآوردند و خواهان نزول محسوس فرشتگان مىشدند. و لو نزلنا عليك كتبا فى قرطاس فلمسوه بأيديهم لقال ... و قالوا لو لا أنزل عليه ملك بر اساس اين احتمال كه «قالوا» بر جواب «لو» در آيه قبل عطف شده باشد، برداشت ياد شده استفاده مىشود. *ناآگاهى كافران از عواقب هلاكتبار درخواست نزول آشكار ملائكه و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون *ارائه معجزات بر اساس مشيت الهى و قانونمند است. و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون آيه 9 وَ لَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكاً لَجَعَلْنَاهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنَا عَلَيْهِمْ مَا يَلْبِسُونَ و اگر او را فرشته قرار مىداديم، وى را به صورت مردى در مىآورديم (تا او را ببينند، آنگاه مىگفتند: ما در فرشته بودن او شك داريم،) در نتيجه آنچه را كه آنان (بر خود) مشتبه مىسازند بر آنان مشتبه مىساختيم. *خداوند بر فرض انتخاب فرشتگان براى پيامبرى، آنان را به صورت بشر قرار مىداد. و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا * رد درخواست كفرپيشگان بهانهجوى مكه (نزول فرشته به عنوان پيامبر) از سوى خداوند و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا * كافران، مدعى عدم شايستگى بشر براى احراز مقام رسالت و لو جعلنه ملكا *خداوند، جز از جنس بشر، پيامبرى براى آدميان قرار نداده است. و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا *مردم عادى از تحمل مشاهده چهره واقعى فرشتگان در دنيا ناتوان هستند. و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ... و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا در آيه قبل نزول فرشتگان را به صورت اصلى به معناى پايان يافتن كار و هلاكت كافران دانست و در اين آيه نزول فرضى فرشته را براى مردم به شكل مردان اعلام مىكند. از اين دو نكته مىتوان مطلب بالا را استفاده كرد. * امكان تجسم فرشتگان به صورت آدمى و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا آنچه در آيه نفى شده، پيامبر شدن فرشتگان است، نه تجسم آنان به صورت آدمى. *بقاى مغالطهكارى و بهانهجوييهاى كافران، حتى در صورت انتخاب پيامبر از ميان فرشتگان و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا و للبسنا عليهم «للبسنا عليهم ...» يعنى امر رسالت را چنانكه اكنون براى آنان مشتبه است در صورت نزول فرشته نيز مشتبه مىكرديم. *كافران به رسالت پيامبر (ص)، گرفتار شبهههاى باطل و بىاساس. و للبسنا عليهم ما يلبسون «يلبسون»، فعل مضارع و بيانگر استمرار يافتن شبهههاى كافران در دل و جان آنان است؛ يعنى «وللبسنا عليهم ما يلبسون على انفسهم». * خداوند حقپوشان و مغالطهكاران در رسالت پيامبر (ص) را در گمراهى رها مىكند. و للبسنا عليهم ما يلبسون *محروميت از هدايت الهى، نتيجه حقپوشى و مغالطهكارى خود انسان و للبسنا عليهم ما يلبسون تلبيس خداوند (للبسنا)، از نظر رتبه، پس از تلبيس خود آدمى (ما يلبسون) قرار دارد. [ پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۶ ] [ 11:28 ] [ سعید ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||