|
منتخب تفاسیر أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
| ||
|
آيه 6 أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ وَ أَرْسَلْنَا السَّمَاءَ عَلَيْهِمْ مِدْرَاراً وَ جَعَلْنَا الْأَنْهَارَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنَا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِينَ آيا نديدهاند كه پيش از آنان چقدر نسلها را هلاك كرديم كه در زمين امكاناتى به آنها داده بوديم كه آن امكانات را به شما ندادهايم، و باران را پى در پى بر آنان فرستاديم، و نهرها را از زير پايشان جارى ساختيم، پس آنها را به سبب گناهانشان هلاك كرديم و پس از آنان نسلهاى ديگرى پديد آورديم؟ *توبيخ كافران به آيات الهى به خاطر تدبر نكردن در تاريخ و درس نگرفتن از سرنوشت هلاكتبار امتهاى گذشته الم يروا كم اهلكنا من قبلهم من قرنٍ * آگاهى كافران عصر پيامبر (ص) از سرنوشت امتهاى پيشين الم يروا كم اهلكنا من قبلهم من قرنٍ مكَّنه م فى الارض استفهام در «ألم يروا» براى توبيخ است، معلوم مىشود تاريخ گذشتگان در دسترس كافران بوده و از آن اطلاع داشتهاند ولى درس لازم را از آن نگرفتهاند. * كافران به تحليل صحيح تاريخ نپرداخته و از آن پند نمىگيرند. الم يروا كم اهلكنا استفهام توبيخى «ألم يروا» بيانگر اين است كه تاريخ گذشتگان پندآموز است و بايد از آن عبرت گرفت. ولى كافران در پى آن نيستند. *هلاكت، سرانجام مبارزه با حق (اعراض، تكذيب و استهزاى آن) ما تأتيهم من ءاية ... إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذبوا بالحق ... ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم * كفر موجب هلاكت بسيارى از جوامع گذشته، در عين قدرتمندتر بودن آنها از كافران عصر پيامبر (ص) ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض ما لم نمكن لكم *نقش ريزش فراوان و مداوم باران و جريان رودها در پيدايش تمدنهاى قدرتمند مكنهم فى الأرض ... و أرسلنا السماء عليهم مدرارا و جعلنا الأنهر «مدرار» يعنى داراى ريزش فراوان، پى در پى، و طبعاً مقصود، ريزش به مقدار نياز است. * عوامل طبيعى، مسخر اراده الهى و در قلمرو قدرت اوست. كم أهلكنا ... مكنهم ... و أرسلنا السماء ... و جعلنا الأنهر *انحطاط و نابودى بسيارى از تمدنها پيش از اسلام به سبب گناه و ستيز با حق ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم ... فأهلكنهم بذنوبهم *نقش و تأثير عملكرد مردم در تحولات تاريخ ألم يروا كم أهلكنا ... فأهلكنهم بذنوبهم * پابرجايى زندگى انسانها در زمين، در عين انقراض امتهاى متمدن كافر فأهلكنهم بذنوبهم و أنشأنا من بعدهم قرنا ءاخرين *پيدايش و انقراض تمدنها، تحت اراده و سيطره الهى ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض ... فأنشأنا من بعدهم قرنا ءاخرين آيه 7 [ چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۵ ] [ 18:53 ] [ سعید ]
آيه 4 وَ مَا تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ و هيچ آيتى از آيات پروردگارشان برايشان نمىآيد مگر اينكه از آن رويگردانند. [ چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۵ ] [ 12:43 ] [ سعید ]
یک خنده بی موقع، و یک ضربه روانی برای انتقام جویی بی مورد، حقوق بی نهایت جان های آدمیان را پایمال می سازد. [ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۳ ] [ 23:44 ] [ سعید ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم آيه 1 الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ ثُمَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ ستايش از آنِ خداست؛ همان كسى كه آسمانها و زمين را آفريد و تاريكىها و روشنى را پديد آورد؛ پس (از اين همه نشانهها)آنان كه كفر ورزيدهاند، با پروردگار خود (غير او را)برابر مىكنند. * ستايش، از آنِ خداوند است. الحمد للَّه * خدا، شايسته همه محامد و ستايشها. الحمد للَّه «ال» در «الحمدللّه» براى تعريف جنس و مفيد استغراق است؛ يعنى «كل حمد للّه». * خدا، شايسته همه ستايشها، به خاطر آفرينش آسمانها و زمين و پديدآوردن نور و ظلمت. الحمد للَّه الَّذى خلق «الذى» در «الذى خلق ...»، صفت تعليلى براى «اللّه» و بيانگر وجه اختصاص داشتن حمد به خداوند است. * نقش اساسى شب و روز و ظلمت و نور در نظام ربوبيت و تدبير خداوند وجعل الظُّلمت والنُّور ثمَّ الَّذين كفروا بربّهِم يعدِلون * توجه به نظام شب و روز و نور و ظلمت، زمينهساز اعتقاد به توحيد ربوبى خداوند است. وجعل الظُّلمت والنُّور ثمَّ الَّذين كفروا بربّهِم يعدِلون * اعتقاد به ربوبيت غير خدا- با وجود نشانههاى غير قابل ترديد بر يگانه بودن او در تدبير جهان- امرى نكوهيده و دور از انتظار وجعل الظُّلمت والنُّور ثمَّ الَّذين كفروا بربّهِم يعدِلون حرف «ثم» در آيه، مفيد معنى استبعاد و توبيخ است. *امام كاظم (ع) درباره آيه «ثم الذين كفروا بربهم يعدلون» فرمود: (كافرانى كه براى خدا انباز مىگيرند)، ظلمت و نور و ظلم و عدل را برابر قرار مىدهند». آيه 2 هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ اوست كسى كه شما را از گِل آفريد، سپس اجَلى مقرر كرد، و اجَلى كه تعيين شده است نزد اوست؛ باز هم شما (در معاد) ترديد مىكنيد. * آفرينش انسان از گِلى بىارزش و ناچيز هو الَّذى خلقكم من طينٍ نكره آمدن «طين» مىتواند براى دلالت بر حقارت و ناچيز بودن مبدأ آفرينش انسان باشد. *مدت زندگى هر فردى در دنيا از پيش تعيين شده است. ثمَّ قضى اجلًا به مدتى كه براى زندگى هر فرد در دنيا تعيين شده «اجل» گفته مىشود (مفردات راغب) و «قضى اجلا» يعنى «قدّر لكل واحد منكم اجلا» (خدا براى هر يك از شما مدتى مشخص، مقرر فرموده است). * انسان، داراى دو اجل: حتمى و غير حتمى ثمَّ قضى اجلًا واجلٌ مسمًّى عنده ذكر دو أجل در آيه و توصيف يكى از آن دو به «مسمى» (تعيين شده)، بيانگر آن است كه اجل ديگر نامعين و به اصطلاح، معلّق و غير حتمى است. *قابل تغيير نبودن «اجل مسمى» و تغييرپذيرى «اجل معلق» ثمَّ قضى اجلًا واجلٌ مسمًّى عنده مقيد شدن يكى از دو اجل به مسمى و ثابت، حاكى از امكان تحول و تغيير در اجل ديگر است كه از آن به «معلق» تعبير مىشود. * تنها خداوند، آگاه به «اجل مسمى» است. واجلٌ مسمًّى عنده *مطالعه در آفرينش انسان و مرگ و حيات وى، زداينده ترديد در يگانگى خداوند هو الَّذى خلقكم من طينٍ ثمَّ قضى اجلًا ... ثمَّ انتم تمترون از جمله «ثم أنتم تمترون»، كه بيان استبعاد هر گونه ترديد در يگانگى خداوند پس از توجه به مضامين صدر آيه است، چنين برمىآيد كه بعد از اين توجه، على القاعده نبايد ترديدى در توحيد و اعتقاد بدان وجود داشته باشد. *حمران گويد از امام باقر (ع) درباره سخن خداوند «قضى اجلًا ...» سؤال كردم، فرمود: دو اجل است، يكى حتمى و ديگرى غير حتمى (معلق)». *امام صادق (ع) درباره سخن خداوند «قضى أجلا ...» فرمود: اجل اول، اجلى است كه خداوند، فرشتگان و رسولان و انبيا را از آن آگاه نموده و اجل معين را كه نزد اوست، از تمام خلايق پنهان داشته است». آيه 3وَ هُوَ اللَّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَ فِي الْأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهْرَكُمْ وَ يَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ و اوست خدا در آسمانها و در زمين؛ نهان و آشكار شما را مىداند، و آنچه را به دست مىآوريد (نيز) مىداند. * تدبير و حاكميت مطلقه و يكسان خداوند بر آسمانها و زمين وهو اللَّه فى السَّموت وفى الارض آيه شريفه در رد پندار كسانى است كه خداى تعالى را تنها خداوندگار آسمانها پنداشته و براى زمين و زمينيان خدايان ديگرى چون خداى باد، خداى باران، خداى دريا، خداى صحرا و ... تصور مىكردند. *خداوند تنها معبود حقيقى و شايسته پرستش در جهان هستى وهو اللَّه فى السَّموت وفى الارض «فى السماوات»، مىتواند متعلق به «اللّه» باشد؛ براين اساس كلمه «اللّه»، به تأويل مشتق (الاله) است؛ يعنى «و هو الإله فى السموات و فى الارض» (او تنها كسى است كه در آسمانها و در زمين شايسته پرستش است). * آشكار و نهان آدمى، در نزد خداوند يكسان است. يعلم سرَّكم وجهركم عطف «جهركم» بر مفعول «يعلم» و تكرار نشدن فعل مىتواند بيانگر مطلب فوق باشد. *آگاهى خداوند بر آشكار و نهان آدمى، برخاسته از حاكميت كامل او بر سراسر هستى است. وهو اللَّه فى السَّموت وفى الارض يعلم سرَّكم وجهركم * آگاهى خداوند به اعمال و دستآوردهاى انسان ويعلم ما تكسبون * آگاهى خداوند به نتيجه و سرانجام عمل انسان ويعلم ما تكسبون مراد از «ما تكسبون» مىتواند جزا و نتيجه عمل باشد كه آدمى آن را با عمل خود به دست مىآورد. *چون خداوند خالق است، بر مخلوق خويش آگاهى كامل دارد. هو الَّذى خلقكم من طينٍ ... يعلم سرَّكم وجهركم ويعلمما تكسبون * توجه به احاطه علمى خداوند، بازدارنده انسان از انحراف در اعمال و نيات يعلم سرَّكم وجهركم ويعلم ما تكسبون هدف از بيان آگاهى كامل خداوند بر آشكار و نهان آدمى و اعمال او، بازداشتن وى از خطا و لغزش است. *ابوجعفر گويد: از امام صادق (ع) درباره سخن خداوند عزّ و جلّ «و هو اللّه فى السموات و فى الارض» سؤال كردم، امام فرمود: يعنى او به تمامى مخلوقات خويش از نظر علم، قدرت، سلطه و حاكميت احاطه دارد ...». [ شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۱ ] [ 8:57 ] [ سعید ]
وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ ﴿73﴾ و كسانى كه از پروردگارشان پروا داشتهاند گروه گروه به سوى بهشتسوق داده شوند تا چون بدان رسند و درهاى آن [به رويشان] گشوده گردد و نگهبانان آن به ايشان گويند سلام بر شما خوش آمديد در آن درآييد [و] جاودانه [بمانيد] (73) وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاء فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ ﴿74﴾ و گويند سپاس خدايى را كه وعدهاش را بر ما راست گردانيد و سرزمين [بهشت] را به ما ميراث داد از هر جاى آن باغ [پهناور] كه بخواهيم جاى مى گزينيم چه نيك است پاداش عملكنندگان (74) [ پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۹ ] [ 11:43 ] [ سعید ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||