منتخب تفاسیر
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا   
قالب وبلاگ
لینک های مفید





در این دنیا، بدون پیدا کردن خویشتن یا نشانی خویشتن ، نمی توان احساس گمشده ای داشت .


[ شنبه ۱۳۸۹/۰۹/۱۳ ] [ 11:9 ] [ سعید ]

آيه 16

مَنْ يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَ ذلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ‏     هر كس در آن روز عذاب از او گردانده شود، قطعاً خدا به او رحم كرده است، و اين است آن كاميابى آشكار.

*رهايى آدمى از عذاب در قيامت، نشانه برخوردارى وى از رحمت الهى است.
من يصرف عنه يومئذ فقد رحمه‏
* آدمى، در هر مرتبه و با هر عمل، براى رهايى از عذاب در قيامت نيازمند رحمت خداوند است.
من يصرف عنه يومئذ فقد رحمه‏
كلمه «من» از ادات عموم است، بنابراين مفاد «من يصرف ...» عموميت داشته و شامل همه مردم مى‏شود.
* تسليم شدن در برابر خداوند و دورى از شرك، زمينه برخوردارى از رحمت الهى در قيامت‏
قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم ... من يصرف عنه يومئذ فقد رحمه‏
*گزينش خداوند يگانه به ولايت و سرپرستى، زمينه شمول رحمت الهى بر آدمى در قيامت‏
قل أغير اللّه أتخذ وليا ... من يصرف عنه يومئذ فقد رحمه‏
                 
آيه 17
وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَ إِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ 
          و اگر خدا محنتى به تو برساند، جز او هيچ بر طرف كننده‏اى براى آن نيست؛ و اگر خيرى به تو برساند، (كسى نمى‏تواند مانع آن شود، زيرا)او بر هر چيزى تواناست.

* هيچ موجودى توان دفع آسيب و يا خيرى را كه از ناحيه خدا باشد، ندارد.
و إن يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له إلا هو و إن يمسسك بخير
*تنها خداى قادر بر رساندن هر گونه ضرر و يا منفعت به آدمى، شايسته پرستش و ولايت مى‏باشد.
أغير اللّه أتخذ وليا ... و إن يمسسك اللّه بضر ... فهو على‏ كل شى‏ء قدير
*اقتدار بر رساندن هر گونه خير و شر، از شؤون ولايت الهى است.
أغير اللّه أتخذ وليا ... و إن يمسسك اللّه بضر ... فهو على‏ كل شى‏ء قدير
*توجه به اقتدار بى‏مانع خداوند بر رساندن نفع و ضرر، زمينه‏ساز اعتقاد به توحيد و پرهيز از شرك‏
و لا تكونن من المشركين ... و إن يمسسك اللّه بضر ... فهو على‏ كل شى‏ء قدير
* توانايى بتها و معبودهاى خيالى در دفع شر و رساندن خير، پندار نارواى مشركان‏
و إن يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له إلا هو و إن يمسسك بخير فهو على‏ كل شى‏ء قدير
*هيچ مانعى در برابر جريان قدرت مطلقه الهى وجود ندارد.
و إن يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له إلا هو ... فهو على‏ كل شى‏ء قدير
* براى رفع كاستيها و جلب خير، تنها بايد به خدا متكى و اميدوار بود.
و إن يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له إلا هو و إن يمسسك بخير فهو على‏ كل شى‏ء قدير

آيه 18
وَ هُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ 
         و اوست كه بر بندگان خود غالب است، و اوست آن حكيم آگاه.
*آدميان، مقهور در برابر اقتدار يگانه خداوند هستند.
و هو القاهر فوق عباده‏
 «قهر» (مصدر «قاهر») به معناى غلبه همراه با ذلت مقهور است.
* قهر و غلبه خداوند بر اساس حكمت و آگاهى كامل و دقيق اوست.
و هو القاهر فوق عباده و هو الحكيم الخبير
* نفع و ضرر رساندن خداوند به آدميان بر اساس حكمت و آگاهى‏
و إن يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له إلا هو ... هو الحكيم الخبير
*راه نيافتن هيچگونه ضعف و كاستى، گزافه، جهل و اشتباه در حريم خداوند
و هو القاهر فوق عباده و هو الحكيم الخبير
از صفات «قاهر»، «حكيم» و «خبير»، كه براى خداوند بيان شده، برداشت فوق استفاده شده است.

[ پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۹/۱۱ ] [ 23:33 ] [ سعید ]

 

جان آدمي ، در زنداني است كه كليدش در دست خود اوست .

بي اعتنايي به وضع انسان ها، درست شبيه به بريدن جزء از مجموع پيكر است . 

وجدان تاريخ ، همواره قلمي براي كشيدن خطّ سرخ به اباطيل و مزخرفات و اسماي دروغ گويان آماده كرده است .

شخصي كه تنها نيروي انديشه را به كار ببندد و جز انديشه ، فرصت فعاليّت به هيچ يك از قواي دروني ندهد، مانند اين است كه فقط يك عينك به چشم دارد.


[ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۹/۰۷ ] [ 23:44 ] [ سعید ]
 

آيه 14

قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيّاً فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ يُطْعِمُ وَ لَا يُطْعَمُ قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ‏           بگو: آيا جز خدا را كه پديد آورنده آسمان‏ها و زمين است به سرپرستى خود برگيرم، در حالى كه اوست كه طعام مى‏دهد و طعام داده نمى‏شود؟ بگو: من مأمورم كه اوّلين كسى باشم كه تسليم (خدا) شده است، و (خدا به من فرمان داده است كه:)هرگز از مشركان مباش.

*جز خداوند خالق آسمانها و زمين و روزى‏دهنده بى‏نياز، كسى شايسته ولايت و سرپرستى نيست.
قل أغير اللّه أتّخذ وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم‏
* انسان در جستجوى ولى و سرپرست براى خويش و نيازمند به آن است.
قل أغير اللّه أتّخذ وليا
در استفهام انكارى صدر آيه، موضوعى مسلم فرض شده و آن نياز به ولى و سرپرست است. لذا سخن از آن است كه چه كسى را بايد به عنوان ولى و سرپرست برگزيد.
*خداوند ابداع‏كننده آسمانها و زمين، بدون الگو و نمونه قبلى‏
قل أغير اللّه أتّخذ وليا فاطر السموت و الأرض‏
 «فطر» (مصدر «فاطر») به معناى ايجاد و اختراع است.
*ولايت و سرپرستى، تنها در خور آفريننده و روزى‏دهنده موجودات است.
قل أغير اللّه أتّخذ وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم‏
* نيازمندى و فقر آدمى، فلسفه احتياج او به ولى و سرپرست‏
قل أغير اللّه أتّخذ وليا ... و هو يطعم‏
*ايجاد و استمرار بقاى موجودات به دست خداوند است.
فاطر السموت و الأرض و هو يطعم‏‏
* برانگيختن عقل و وجدان به داورى، از روشهاى قرآن در احتجاج‏
قل أغير اللّه أتّخذ وليا فاطر السموت و الأرض‏
*ضرورت پيشگامى رهبران الهى در پايبندى به اصول و مبانى خويش‏
قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم و لاتكونن من‏ المشركين‏
*پذيرش ولايت خداوند، مقتضى تسليم شدن محض در برابر اوست.
قل أغير اللّه أتخذ وليا ... قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم‏
* طرح و بيان حقايق به صورت پرسش و پاسخ، از روشهاى هدايتى قرآن‏
قل أغير اللّه ... قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم‏
*پيامبر (ص)، اولين مسلمان در جهان‏
قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم‏
جمله «أول من أسلم» مطلق و بيانگر اين است كه اسلام پيامبر (ص) بر اسلام ديگران مقدم بوده است.
* پيامبر (ص) بايد در بالاترين مرتبه تسليم در برابر خداوند باشد.
قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم‏
اگر اولويت مطرح شده در آيه از نظر رتبه و درجه تسليم باشد، پيامبر (ص) مأمور به كسب پيشتازى در مقام تسليم است.
*پذيرش ولايت غير خدا، شرك است.
قل أغير اللّه أتخذ وليا ... و لا تكونن من المشركين‏
*دعوت و آيين پيامبر اكرم (ص)، مبتنى بر عقل و وحى‏
قل أغير اللّه أتخذ وليا ... قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم‏
جمله استفهامى صدر آيه دعوت به حكم عقل است و جمله «إنى أمرت» بر پيروى از وحى تكيه دارد.
*هماهنگى عقل و شرع در حكم به لزوم پذيرش ولايت خداوند
قل أغير اللّه أتخذ وليا ... قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم‏
جمله «إنى أمرت ...» حكايت از صدور فرمانى تشريعى بر ضرورت تسليم در برابر خداوند است. جمله استفهام انكارى «أغير اللّه أتخذ ...» نيز اشاره به حكم عقل در اين مورد دارد، بنابراين عقل و شرع يكسان بر ضرورت پذيرش ولايت خداوند حكم مى‏رانند.

آيه 15
قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ‏  
    بگو: من اگر پروردگارم را نافرمانى كنم، از عذاب روزى بزرگ مى‏ترسم.

* پيامبر (ص)، مأمور به اظهار ترس خويش از عذاب در صورت نافرمانى از پروردگار
قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم‏
* نقش سازنده بيان ترس پيشوايان دين از عذاب الهى، در هدايت مردم و بازداشتن آنها از گناه‏
قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم‏
*شرك و پذيرش ولايت غير خدا، موجب گرفتارى به عذاب شديد اخروى‏
أغير اللّه أتخذ وليا ... و لا تكونن من المشركين. قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم‏
*ترس از عذاب قيامت، مانع از شرك و پذيرش ولايت غير خدا
أغير اللّه أتخذ وليا ... إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم‏
*توجه به ربوبيت خداوند، مقتضى پرهيز از عصيان او
قل إنى أخاف إن عصيت ربى‏
*عذاب قيامت دهشتزا و سزاوار ترس بسيار
إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم‏
توصيف روز قيامت به «عظيم»، بيان عظمت رخدادهاى آن (عذاب و ...) نيز هست.
* تساوى همه انسانها، حتى پيامبران الهى، در برابر قانون الهى و پيامدهاى اخروى آن‏
قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم‏
هنگامى كه پيامبر (ص) با تمام عظمتش مى‏فرمايد در صورت نافرمانى از عذاب مى‏ترسم، معلوم مى‏شود استثنايى در كار رسيدگى به امور بندگان در قيامت وجود ندارد و اگر چنين تبعيضى بود، ديگر ترس پيامبر (ص) از عصيان معنى نداشت.

[ سه شنبه ۱۳۸۹/۰۹/۰۲ ] [ 16:47 ] [ سعید ]

صِبْغَةَ اللَّهِ  وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً  وَ نحَْنُ لَهُ عَبِدُونَ


رنگ خدا ، رنگ خدایی ،نگار گری خدا
وتا تو خود را آماده قربانی شدن نکنی و خود را قربانی نکنی کی رنگ خدایی می گیری
وتا تو خود را قربانی نکنی کی دلت پذیرای نور خدا می شود و چگونه خواهی توانست که مست باده خدایی شوی ، کجا بوی خدا به مشامت می رسد
و بی قربانی خدا کجاست؟ مگر نه آنکه در فکر ابرمرد بود خدا را مرده می پنداشت

پس اینک تو و رنگ خدا  نور خدا  بوی خدا  قربانی خدا 

سلام بر پدر ایمان و قربان قربانیش      وَ وَالِدٍ وَ مَا وَلَد

[ سه شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۵ ] [ 23:27 ] [ سعید ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
آیا آنها در قرآن تدبّر نمی‌کنند، یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟!
محمد/24

در این وبلاگ از تفاسیر ترتیبی و موضوعی قرآن و نکات قرآنی مطلب خواهم گذاشت
گاها از تفاسیر نهج البلاغه و مثنوی یا دیگر متون هم نکته میگذارم
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب