منتخب تفاسیر
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا   
قالب وبلاگ
لینک های مفید



~ آیات نازل‏شده در راه صعود پیامبر‏(ص) به آسمان. ~
«ابن‏ عربی» براساس تقسیمی، آیات ۱۶۴-۱۶۶ سوره صافات، آیه ۴۵ سوره زخرف و آیات ۲۸۵ و ۲۸۶ سوره بقره را از آیات بین ارض و سماء شمرده است؛ ولی سیوطی گفته است من برای قول ابن‏ عربی مستندی نیافتم؛ به جز برای دو آیه آخر سوره بقره که طبق حدیث مسلم از ابن‏مسعود، در شب معراج در قاب قوسین نازل شده است.
نیز ر.ک: سُوَر سمایی.
عبدالرحمان‏ بن ‏ابی‏بکر سیوطی؛ الاتقان فی علوم‏القرآن؛ ج۱، ص۹۰.
محمود رامیار؛ تاریخ قرآن؛ ص۶۱۹.
صبحی صالح؛ مباحث فی علوم ‏القرآن؛ ص۱۷۳.

 

سوره البقرة آیه 285
آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ ۚ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلَائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ ۚ وَ قَالُوا سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا ۖ غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ

پيامبر به آنچه از پروردگارش به او نازل شده، ايمان آورده، و مؤمنان همگي به خدا و فرشتگان و كتاب ها و پيامبرانش، ايمان آورده اند [و بر اساس ايمان استوارشان گفتند:] ما ميان هيچ يك از پيامبران او فرق نمي گذاريم. و گفتند: شنيديم و اطاعت كرديم، پروردگارا! آمرزشت را خواهانيم و بازگشت [همه] به سوي توست.

سوره البقرة آیه 286
لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَ عَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَ لَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَ لَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ ۖ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَا ۚ أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ

خدا هيچ كس را جز به اندازه توانايي اش تكليف نمي كند. هر كس عمل شايسته اي انجام داده، به سود اوست، و هر كس مرتكب كار زشتي شده، به زيان اوست. [مؤمنان گويند:] پروردگارا! اگر فراموش كرديم يا مرتكب اشتباه شديم، ما را مؤاخذه مكن. پروردگارا! تكاليف سنگيني برعهده ما مگذار، چنان كه بر عهده كساني كه پيش از ما بودند گذاشتي. پروردگارا! و آنچه را به آن تاب و توان نداريم بر ما تحميل مكن؛ و از ما درگذر؛ و ما را بيامرز؛ و بر ما رحم كن؛ تو سرپرست مايي؛ پس ما را بر گروه كافران پيروز فرما.

 

سوره الصافات آیه 164
وَ مَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَعْلُومٌ

و هيچ يك از ما فرشتگان نيست مگر اينكه براي او مقامي معين است.

سوره الصافات آیه 165
وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ

و همانا ما [براي اجراي فرمان خدا] صف بستگانيم.

سوره الصافات آیه 166
وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ

و ما خود تسبيح كنندگانيم.

 

سوره الزخرف آیه 45
وَ اسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَٰنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ

و از پيامبراني كه پيش از تو فرستاده ايم بپرس كه آيا به جاي [خدايِ] رحمان معبوداني كه پرستش شوند، قرار داده ايم؟!

[ جمعه ۱۳۹۶/۰۴/۱۶ ] [ 17:31 ] [ سعید ]
 

۱) اللَّهُ: الله (خدای دارنده تمام کمالات و واجب الوجود )
۲) اَلرَّحْمنُ: بخشایشگر-هستی بخش- بخشنده نعمت بدون چشم داشت همه موجودات.
۳) اَلرَّحِیْمُ: مهربان-پاداش و نعمت دهنده در مقابل اعمال نیکوی بندگان.

۴) اَلْمَلِکُ: صاحب و مالک مطلق و وابسته به خود (همه چیز و همه موجودات در اختیار و تصرف او و به او وابسته اند).
۵) اَلْقُدُّوسُ: پاک از هر عیب و نقص.
۶) اَلسَّلاَمُ: پاک و سلامتی بخش عالم.
۷) اَلْمُؤْمِنُ: یگانه امانتدار و امان دهنده مخلوقات از عذاب.
۸) اَلْمُهَیْمِنُ: نگهبان مسلط بر عالم.
۹) اَلْعَزِیْزُ: صاحب عزت و بزرگواری.
۱۰) اَلْجَبَّارُ: خود رأی و جبران کننده و اصلاحگر حال بندگان خویش.
۱۱) اَلْمُتَکَبِّرُ: یگانه وجودی که همه بزرگیها ازآن اوست.
۱۲) اَلْخَالِقُ: بوجود آورنده عالم از عدم و پدیدآورنده مخلوقات.
۱۳) اَلْبَارِیءُ: بوجود آورنده همه مخلوقاتی که دارای روح هستند، آفریننده موجودات ازهمدیگر.
۱۴) اَلْمُصَوِّرُ: صورت دهنده و طراح عالم و همه موجودات.
۱۵) اَلغَفَّارُ: بسیار آمرزنده.
۱۶) اَلْقَهَّارُ: غالب و چیره و بازگیرنده همه چیز.
۱۷) اَلْوَهَّابُ: بسیار بخشنده و نعمت دهنده.
۱۸) اَلرَّزَّاقُ: بوجود آورنده روزی و توشه حیات و خالق علتهای بدست آمدن روزی.
۱۹) اَلْفَتَّاحُ: باز کننده درهای خزائن رحمتش برای بندگان.
۲۰) اَلْعَلِیْمُ: آگاه و دانای برهمه چیز و درهمه احوال و درهمه جا.
۲۱) اَلْقَابِضُ: گیرنده روح و نعمت از هر که بخواهد.
۲۲) اَلْبَاسِطُ: وسعت دهنده توشه حیات برای هرکس که بخواهد.
۲۳) اَلْخَافِضُ: فرونشاننده و خوارکننده هرکس که مستحق ذلت و خواری باشد.
۲۴) اَلرَّافِعُ: برتری دهنده به هرکس که مستحق برتری است از متقین.
۲۵) اَلْمُعِزُّ: بزرگواری بخش و یاری دهنده کسی که به دین خود چنگ زده.
۲۶) اَلْمُذِلُّ: خوارکننده دشمنان خود.
۲۷) اَلسَّمِیْعُ: شنوای همه صداها.
۲۸) اَلْبَصِیْرُ: بینای پیدا و ناپیدا.
۲۹) اَلْحَکَمُ: یگانه داور و حاکمی که هیچ ردی در قضاوت و داوری او نیست.
۳۰) اَلْعَدْلُ: دادگر کامل در دادگری.
۳۱) اَللَّطِیْفُ: آگاه، بسیار دقیق درهمه امور و اشیاء پیدا و ناپیدا.
۳۲) اَلْخَبِیْرُ: اخبار باطن و پنهان بر او پوشیده نیست.
۳۳) اَلْحَلِیْمُ: صبور و شکیبا-کسی که خشم بر او غلبه نمی کند.
۳۴) اَلْعَظِیْمُ: صاحب عظمت و بزرگی که در عظمت بی همتاست.
۳۵) اَلْغَفُوْرُ: بسیار آمرزنده.
۳۶) اَلشَّکُوْرُ: کسی که پاداش بزرگی در مقابل نیکوی کم می دهد.
۳۷) اَلْعَلِی: وجودی که مراتب بزرگی او ذوق تصور است.
۳۸) اَلْکَبِیْرُ: وجودی که عقل و احساس از درک کامل او ناتوان است.
۳۹) اَلْحَفِیْظُ: نگهدار اعمال بندگان و هر چیزی که بخواهد.
۴۰) اَلْمُقِیْتُ: خالق قوت و نیروی حیات مادی و معنوی.
۴۱) اَلْحَسِیْبُ: وجودی که برای بندگانش کافی است، حسابگر اعمال بندگان درروز قیامت. 
۴۲) اَلْجَلِیْلُ: وجودی که برترین کمالات از آن اوست.
۴۳) اَلْکَرِیْمُ: بخشنده ای که بدون سؤال و درخواست می بخشد.
۴۴) اَلرَّقِیْبُ: وجودی که مراقب و ناظر همه اشیاء و حرکات است.
۴۵) اَلْمُجِیْبُ: جواب دهنده به کسانی که او را فریاد کنند.
۴۶) اَلْوَاسِعُ: وجودی که علم و قدرت و رحمت او همه جا را فرا گرفته است.
۴۷) اَلْحَکِیْمُ: کاردان-آگاه به چگونگی و اهداف امور و اشیاء عالم.
۴۸) اَلوَدُوْدُ: خواستار نیکی برای همه بندگانش در همه احوال.
۴۹) اَلْمَجِیْدُ: بزرگواری که بزرگواری او بی نهایت است.
۵۰) اَلْبَاعِثُ: برانگیزاننده پیامبران علیهم السلام- برانگیزاننده مردگان از قبر.
۵۱) اَلشَّهِیْدُ: آگاه و نظاره گر و بیننده‌ ای همه اشیاء و حرکات و سکنات عالم.
۵۲) اَلْحَقُّ: وجود ثابت و یکنواختی که هرگز تحول و تغییر در راه ندارد.
۵۳) اَلْوَکِیْلُ: عهده دار همه امور بندگان و موجودات.
۵۴) اَلْقَوِی: صاحب قدرت و قوت بی نهایت.
۵۵) اَلْمَتِیْنُ: نیرومندی که محکم کاری او بی نهایت است.
۵۶) اَلْوَلِی: سرپرست و مدیر عالم هستی و همه موجودات.
۵۷) اَلْحَمِیْدُ: کسی که سزاوار همه گونه حمد و ثنا است.
۵۸) اَلْمُحْصِی: کسی که هیچ چیز درمقابل علمش پنهان نمی شود.
۵۹) اَلْمُبْدِیءُ: آغازی دهنده به همه کس و همه چیز.
۶۰) اَلْمُعِیْدُ: کسی که قدرت برگرداندن هرچیز را بعد از عدمش دارد.
۶۱) اَلْمُحیی: حیات دهنده-زندگی بخش.
۶۲) اَلْمُمِیْتُ: سلب کننده و گیرنده حیات از دیگران.
۶۳) اَلْحَی: همیشه زنده.
۶۴) اَلْقَیُّوْمُ: وابسته به خود و همه موجودات به او وابسته اند.
۶۵) اَلْوَاجِدُ: به وجود آورنده هرچیز که اراده کند.
۶۶) اَلْمَاجِدُ: بزرگی آفرین.
۶۷) اَلْوَاحِدُ: یگانه-یکتا.
۶۸) اَلصَّمَدُ: بی نیاز ازهر چیز.
۶۹) اَلْقَادِرُ: توانا-توانائی بخش.
۷۰) اَلْمُقْتَدِرُ: مسلط و قدرتمدار حقیقی.
۷۱) اَلْمُقَدِّمُ: پیشی دهنده و برتری دهنده بعضی از امور و اشیاء نسبت به همدیگر.
۷۲) اَلْمُؤَخِّرُ: عقب انداز هرچیز و هر امری که بخواهد.
۷۳) اَلأَوَّلُ: وجودی که بر هر چیز پیشی دارد.
۷۴) اَلآخِرُ: باقی-وجودی که بالاتر از همه موجودات باقیست.
۷۵) اَلظَّاهِرُ: وجودی که آثار قدرت و هستی او پیداست.
۷۶) اَلْبَاطِنُ: وجودی که احاطه بر ذات او غیر ممکن است.
۷۷) اَلْوَالِی: یگانه سر پرستی که همه ولایتها از اوست.
۷۸) اَلْمُتَعَالِی: دور از عیب و نقص.
۷۹) اَلْبِرُّ: وجودی که سرچشمه همه نیکی هاست.
۸۰) اَلتَّوَّابُ: توبه پذیر طغیانگران و سرکشان.
۸۱) اَلْمُنْتَقِمُ: انتقام گیر-عذاب دهنده کسانی که مستحق عذابند.
۸۲) اَلْعَفُوُّ: بخشنده گناهان و آمرزنده توبه کنندگان.
۸۳) اَلرَّؤُوفُ: وجودی که سرچشمه رحمت و مهربانی است.
۸۴) مَالِکَ الْمُلْکِ: وجودی که هستی و حرکات و سکنات عالم تابع خواست اوست.
۸۵) ذُوالْجَلاَلِ وَالإِکْرَامِ: صاحب بزرگواری و کمال.
۸۶) اَلْمُقْسِطُ: داد رس و دادستان مظلومین از ستمگران.
۸۷) اَلْجَامِعُ: در برگیرنده همه عالم هستی و جمع کننده در روز قیامت.
۸۸) اَلْغَنِی: بی نیاز از همه چیز و همه به او محتاجند.
۸۹) اَلْمُغْنِی: بی نیاز کننده.
۹۰) اَلْمَانِعُ: جلوگیری کننده از مصیبت و مشکلات اوست.
۹۱) اَلضَّارُ: ضرر رسان به اهل عصیان.
۹۲) اَلنَّافِعُ: منفعت دهنده به اهل ایمان.
۹۳) اَلنُّوْرُ: روشنائی مطلق و روشنائی بخش.
۹۴) اَلْهَادِی: راهنما و دستگیر.
۹۵) اَلْبَدِیْعُ: بی نظیر و بی شریک.
۹۶) اَلْبَاقِی: ماندنی.
۹۷) اَلْوَارِثُ: مالک نهائی تمام مخلوقات.
۹۸) اَلرَّشِیْدُ: کامل مطلق و تعالی دهنده.
۹۹) اَلصَّبُورُ: شکیبا و شکیبائی بخش.

 

[ جمعه ۱۳۹۶/۰۴/۱۶ ] [ 17:17 ] [ سعید ]
۱ اَبّ:
چراگاه، علف‌های خودرو. «فَاَنْبَتْنا فیهاحَبّا … وَ فاکِهَةً وَ اَبّا» (۳۱/عبس)، و در آن دانه‌های فراوانی رویانیدیم … و میوه و چراگاه. (تکرار: ۱).
۲ اَبَدا:
همیشه، پیوسته. «ماکِثینَ فیهِ اَبَدا» (۳ / کهف)، مؤمنان در آن اجر همیشگی هستند. (تکرار: ۲۸).
۳ اِبْراهیم علیه السلام:
جدّ اوّلِ حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و پیامبران بنی اسرائیل، مورد تصدیق مسلمین و یهود و نصاری است. و دین مبین اسلام همان دین ابراهیم است. این پیامبر بزرگ در شهر «اُورْ» از شهرهای بابِل به دنیا آمد و در آنجا بزرگ شد و با بت پرستان به مبارزه برخاست و سپس به شام هجرت فرمود. «ثُمَّ اَوْحَیْنا اِلَیْکَ اَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ اِبْراهیمَ حَنیفا» (۱۲۳/نحل)، یعنی: سپس به تو وحی فرستادیم که از آیین ابراهیم که خالی از هرگونه انحراف بود پیروی کن. (تکرار: ۶۹).
۴ اِباق:
فرار کردن. «اِذْ اَبَقَ اِلَی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ» (۱۴۰ / صافّات)، یعنی: آنگاه که یونس در حال خشم و نارضائی به طرف کشتی پر شده فرار کرد. (تکرار: ۱).
۵ اِبِل:
به معنی مطلق شتر است اعمّ از نر و ماده. چنانکه جَمَل شتر نر و ناقه شتر ماده است. «اَفَلا یَنْظُرُونَ اِلَی الاِْبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ» (۱۷/ غاشیه)، آیا آنها به شتر نمی نگرند چگونه آفریده شده؟ (تکرار: ۲).
۶ اَبابیل:
دسته‌ها و گروه ها. «وَ اَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْرا اَبابیل» (۳ / فیل)، و بر سر آنها پرندگانی را گروه گروه فرستاد. (تکرار: ۱).
۷ اَب:
پدر، بزرگ قوم، مصلح.
راغب گوید: پدر و نیز هر که سبب اصلاح، یا ایجاد و ظهور چیزی بشود نسبت به آن اب (پدر) است. بدین علّت حضرت رسول صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام گفت: «اَنَا وَ اَنْتَ اَبَوا هذَهِ الاُْمَّةِ»، و به آن که از میهمانان پذیرایی کند اَبُوالاَْضْیاف و به آنکه آتش جنگ برافروزد اَبُو الْحَرْب گویند … به معلّم نیز اَب گفته اند (مفردات). «اَبَتِ» به کسر تاء اصلش اَبی است یاء متکلم به تاء عوض شده است مثل «یا اَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّیْطان» (۴۴ / مریم) ای پدر شیطان را عبادت مکن. (تکرار: ۴۶).

 

https://t.me/tajrobeyeketabkhani


برچسب‌ها: لغات قرآن
[ سه شنبه ۱۳۹۶/۰۴/۱۳ ] [ 13:48 ] [ سعید ]

🔹🔹رابطه خدا با موجودات در قرآن🔹🔹

طبق دسته بندی استاد محمد تقی جعفری رابطه خدا با جهان به ده دسته تقسیم شده:

۱ رابطه احاطه: و کان الله بکل شی محیطا (نساء/ ۱۲۶)
خدا بر موجودات هم احاطه علمی دارد و هم احاطه وجودی
🔶🔷

۲ رابطه قیومی: الله لا اله ال هو الحی القیوم (بقره / ۲۵۵)
قوام جهان هستی از خداست، یعنی خدا برپادارنده جهان هستی است
🔶🔷

۳ رابطه معیت: و هو معکم اینما کنتم (طه/ ۱۱۱)
خداوند با همه موجودات است این با هم بودن مانند رابطه جسم با روح است که اتصال آنها از مقوله زمان و مکان نیست.
🔶🔷

۴ رابطه خالقیت و صانعیت: لا اله هو خالق کل شی فاعبدوه (انعام/ ۱۰۲)
که با عبارات مختلف در قرآن آمده
🔶🔷

۵ رابطه مالکیت مطلقه: قل اللهم مالک الملک (آل عمران / ۲۶) [ مثال آیه از بنده است ]
مالکیت خدا قراردادی نیست بلکه حقیقی و از نظر اعطای هستی به موجودات است.
🔶🔷

۶ رابطه حفظ: ان ربی علی کل شی ء حفیظ ( هود / ۱۱)
انیشتین میگوید من خدا را به عنوان حافظ و نگهدارنده قوانین جهان میشناسم.
🔶🔷

۷ رابطه رب و مربوب: و هو رب کل شی ء (انعام / ۶۴ )
طبق این رابطه رب تصرف و فعلیت دائمی در مربوب خود دارد.
🔶🔷

۸ رابطه عبودیت: ان کل من فی السماوات و الارض الا آتی الرحمان عبدا ( مریم / ۹۳)
مراد از عبودیت در این آیات تسلیم محض اراده الهی بودن موجودات است.
🔶🔷

۹ رابطه ملکوتی: فسبحان الذی بیده ملکوت کل شی ء و الیه ترجعون ( یس/ ۸۳)
ملکوت آن است که بیان کننده رابطه مطلق الهی یا روی ماورای طبیعی نیز میباشد
🔶🔷

۱۰ رابطه نوری: الله نور السماوات و الارض (نور / ۳۵)
این آیه هم وضوح هستی خدا را بیان میکند هم احاطه خدا را بر همه اجزای عالم
🔶🔷

[ استاد بزرگ جعفری از اسمائی استفاده نکرده اند چون الاه که مهمترینشان هست ولی احتمالا به علت ذیل دیگر اسماء یا به اصطلاح رابطه ها که در اینجا بوده اند هست. ]

 

https://t.me/tajrobeyeketabkhani

[ پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۴/۰۱ ] [ 4:31 ] [ سعید ]
- تعداد آيات قرآن بر طبق اصح روايات ۶۲۳۶ فقره است.
- تعداد کلمات قرآن ۷۷۸۰۷ فقره است.
{[ متوسط 12.47706863374 کلمه]}
- کلمه جلاله (اللَّه) در قرآن کريم ۲۶۹۹ بار به کار رفته است.
- حامدات قرآن، سوره هايى هستند که با «الحمدللّه» آغاز مى شوند. اين سور به اين قرارند:
۱. سوره فاتحه
۲. سوره
انعام
۳. کهف
۴. سبأ
۵. فاطر.
- مسبّحات سورى هستند که با تسبيح خداوند آغاز شده اند و عبارتند از:
۱. اسراء
۲. حديد
۳. حشر
۴. صف
۵. جمعه
۶. تغابن
۷. اعلى.

- بعضى از محققان شيعه گفته اند از حروف مقطّعه، اگر حروف مكرر را رها كنيم، عبارت «صراط على حقّ نمسكه» (راه على حق است آن را در پيش مى گيريم) بيرون مى آيد. و بعضى از محققان اهل سنت، شايد در پاسخ آن گفته اند از جمع آن‌ها عبارت «صحّ طريقك مع السنه» (راه تو با اهل سنت درست است) برمى آيد.
- كوتاه ترين آيه قرآن از ميان حروف مُقطّعه، «طه» در آغاز سوره طه، سوره بيستم و «يس» در آغاز سوره يس، سوره سى وششم قرآن است. بايد توجه داشت كه «ق» در آغاز سوره «ق»، و «ن» در آغاز سوره قلم، داراى عدد مستقل نيستند، يعنى آيه واحدى شمرده نشده اند.

- دو آيه در قرآن وجود دارد كه تمامى حروف الفبا در آنها به كار رفته است، اين دو آيه عبارتند از آيه ۱۵۴ سوره آل عمران و آيه آخر سوره فتح.
- دو آيه در قرآن كريم هست كه عباراتى از آنها صنعت قلب مستوى يا عكس كامل دارد. يعنى از هر دو سو يكسان خوانده مى شود:
۱) «كلٌّ فى فلك» (يس، ۴۰)
۲) «ربّك فكّبر» (مدثر، ۳).
- وسط قرآن مجيد، يعنى آن جا كه قرآن، درست به دو قسمت تقسيم مى گردد كلمه «وليتلطّف» (سوره كهف، ۱۹) است.

دكتر رشاد خليفه مصرى الاصل و استاد كامپيوتر در دانشگاه هاى امريكا بود كه فرضيه عدد نوزده را پيش كشيد كه بسم اللَّه الرحمن الرحيم، نوزده حرف است و كلمه «اسم» نوزده بار در قرآن آمده است، و كلمه جلاله (اللَّه) ۲۶۹۸ بار كه مضربى از نوزده است؛ يعنى ۱۹ ضرب در ۱۴۲؛ و «الرحمن» ۵۷ بار (۳ ضرب در ۱۹)، و «الرحيم» ۱۱۴ بار (۱۹ ضرب در ۶) در قرآن به كار رفته است. اما نظريه او از آن جهت که عدد نوزده عدد مقدس بابيان و بهاييان است، مشکلات جدى به وجود آورد. اشكال ديگر نظريه او اين بود كه تا حدودى «حساب سازى» در آن مشاهده شد. از جمله يكى از بزرگ ترين قرآن پژوهان ايران، آقاى دكتر محمود روحانى، كه صاحب يكى از دقيق ترين فرهنگ‌ها و فهرست هاى آمارى قرآن است (به نام فرهنگ آمارى كلمات قرآن كريم / المعجم الاحصائى لألفاظ القرآن الكريم، ۳ مجلد، طبع مشهد، مؤسسه چاپ و نشر آستان قدس رضوى)، بررسى جديد و دقيقى درباره آمار كلمه جلاله (اللَّه) در قرآن انجام داده و با قاطعيت تمام
آمار اين كلمه را ۲۶۹۹ نشان مى دهد كه با آمار رشاد خليفه يك عدد اختلاف دارد.

- كتاب عبدالرزاق نوفل اعجاز عددى در قرآن كريم نام دارد و به قلم قرآن پژوه و قرآن شناس معاصر، آقاى مصطفى حسينى طباطبائى به فارسى ترجمه شده است. ذيلاً تعدادى از آمار و ارقام شگفت آور عبدالرزاق نوفل نقل مى شود:
* واژه دنيا در قرآن كريم ۱۱۵ بار به كار رفته است، و واژه آخرت هم همين تعداد.
* شياطين ۶۸ مرتبه، ملائكه هم همين تعداد.
* حيات ۷۱ بار، موت هم همين تعداد.
* علم و معرفت و مشتقات آنها ۸۱۱ بار، ايمان و مشتقات آن هم همين تعداد.
* ابليس يازده بار، و استعاذه از او هم به همين تعداد.
* كلمه يوم به معناى روز (به صورت مفرد) ۳۶۵ بار به تعداد روزهاى سال (شمسى) در قرآن به كار رفته است و به صورت تثنيه و جمع سى بار، به تعداد روزهاى ماه.
* كلمه شهر به معناى ماه، ۱۲ مرتبه در قرآن ديده مى شود به تعداد ماه هاى سال.
- كتاب دكتر ابوزهراء النجدى، قرآن پژوه شيعه «من الاعجاز البلاغى و العددى للقرآن الكريم» نام دارد. ذيلاً چند تناسب و ظرافت جديد عددى قرآنى را كه او پيدا كرده است نقل مى كنيم:
* ساعت / الساعه در قرآن كريم ۲۴ بار به كار رفته است به تعداد ساعات شبانه روز.
* سماوات السبع يا سبع سماوات، هفت بار به كار رفته است.
* «سجد» و مشتقات آن ۳۴ مرتبه به كار رفته است كه برابر مجموع سجده هاى هفده ركعت نماز شبانه روزى است، از قرار هر ركعتى دو سجده، جمعاً ۳۴ سجده.
* لفظ صلاه و قيام و اقيموا و مشتقات آن ۵۱ بار به كار رفته است كه برابر با
هفده ركعت نماز واجب و ۳۴ ركعت نماز مستحب شبانه روزى است.
* مشتقات وصى / توصيه به تعداد اوصياى الهى دوازده بار به كار رفته است.
* لفظ شيعه و مشتقاتش دوازده بار در قرآن به كار رفته است.
* مشتقات فرقه، ۷۲ بار به كار رفته است و اين به تعداد ۷۲ فرقه اسلامى است.
* كلمه (امام) به معناى رهبر و زمامدار الهى به صورت مفرد و جمع ۱۲ بار در قرآن كريم تكرار شده است كه مطابق است با روايات نقل شده از پيامبر اسلام (ص) از طريق شيعه و سنى مبنى بر اينكه تعداد امامان بعد از ايشان ۱۲ نفر مى باشند.
* كلمه (رجل) به معناى مرد مساوى كلمه (امراه) به معناى زن هر كدام ۲۴ بار آمده است.
* كلمه (الحسنات) به معناى خوبى‌ها و كلمه (سيئات) به معناى گناهان هر كدام ۱۸۰ بار تكرار شده است.
* كلمه (الحياه) به معناى زندگى وكلمه (الموت) به معناى مرگ هر كدام ۱۴۵ بار تكرار شده است.
* كلمه (ارسل) به معناى فرستاد و مشتقات آن ۵۱۳ بار در قرآن كريم تكرار شده است و نام ۲۸ پيامبرى كه در قرآن از آنها نامى آورده شده است نيز مجموعاً ۵۱۳ بار تكرار شده است.
* كلمه (الرسل) به معناى پيامبران و كلمه (الناس) به معناى مردم هر كدام ۳۶۸ بار تكرار شده است.
* كلمه (سرور) به معناى شادى و كلمه (حزن) به معناى غم و اندوه هر كدام ۴ بار تكرار شده است.
* كلمه (الحر) به معناى گرما و كلمه (البرد) به معناى سرما هر كدام ۴ بار تكرار شده است.

- كاتبان وحى را تا چهل نفر از صحابه باسواد هم شمرده اند كه ده تن از آنان عبارتند از:
۱. اميرالمومنين على بن ابى طالب (ع)
۲. ابوبکر
۳. عمر
۴. عثمان
۵. ابىّ بن كعب
۶. زيد بن ثابت
۷. طلحه
۸. زبير
۹. سعد بن ابى وقاص
۱۰. سالم مولى ابى حذيفه.
- چند تن از حافظان اوليه قرآن كريم از ميان صحابه پيامبر (ص) عبارتند از:
۱. اميرالمومنين على بن ابى طالب (ع)
۲. عثمان
۳. ابن مسعود
۴. ابىّ بن كعب
۵. زيد بن ثابت
۶. ابو زيد
۷. سالم مولى ابى حذيفه
۸. معاذ بن جبل

- قريب دو ثلث قرآن در مكه، و كمى بيش از يك ثلث آن در مدينه نازل شده است. تعداد آيات مكى ۴۴۶۸ آيه است و تعداد آيات مدنى ۱۷۶۸ آيه.

 

 

[ پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۳/۱۱ ] [ 4:20 ] [ سعید ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
آیا آنها در قرآن تدبّر نمی‌کنند، یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟!
محمد/24

در این وبلاگ از تفاسیر ترتیبی و موضوعی قرآن و نکات قرآنی مطلب خواهم گذاشت
گاها از تفاسیر نهج البلاغه و مثنوی یا دیگر متون هم نکته میگذارم
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب