|
منتخب تفاسیر أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
| ||
|
وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلاَّ أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ (78) فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ (79) [سوره البقرة ] ترجمه: 78- و پارهاى از آنها عوامانى هستند كه كتاب خدا را جز يك مشت خيالات و آرزوها نمىدانند، و تنها به پندارهايشان دل بستهاند! 79- واى بر آنها كه مطالبى با دست خود مىنويسند سپس مىگويند: از طرف خدا است تا به بهاى كمى آن را بفروشند، واى بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند، و واى بر آنها از آنچه از اين راه به دست مىآورند! شان نزول: جمعى از دانشمندان يهود اوصافى را كه براى پيامبر اسلام ص در تورات آمده بود تغيير دادند و اين تغيير به خاطر حفظ موقعيت خود و منافعى بود كه همه سال از ناحيه عوام به آنها مىرسيد. هنگامى كه پيامبر اسلام ص مبعوث شد، و اوصاف او را با آنچه در تورات آمده بود مطابق ديدند ترسيدند كه در صورت روشن شدن اين واقعيت منافع آنها در خطر قرار گيرد، لذا بجاى اوصاف واقعى مذكور در تورات، صفاتى بر ضد آن نوشتند. عوام يهود كه تا آن زمان كم و بيش صفات واقعى او را شنيده بودند، از علماى خود مىپرسيدند آيا اين همان پيامبر موعود نيست كه بشارت ظهور او را مىداديد؟ آنها آيات تحريف شده تورات را بر آنها مىخواندند تا به اين وسيله قانع شوند «اين شان نزول به طور اجمال در تفسير مجمع البيان در ذيل آيه مورد بحث، و بطور تفصيل در آيات ديگر آمده است.». تفسير: نقشههاى يهود براى استثمار عوام! در تعقيب آيات گذشته پيرامون خلافكاريهاى يهود، آيات مورد بحث، جمعيت آنها را به دو گروه مشخص تقسيم مىكند:" عوام" و" دانشمندان حيلهگر" (البته اقليتى از دانشمندان آنها بودند كه ايمان آوردند و حق را پذيرا شدند و به صفوف مسلمانان پيوستند). مىگويد:" گروهى از آنها افرادى هستند كه از دانش بهرهاى ندارند، و از كتاب خدا جز يك مشت خيالات و آرزوها نمىدانند، و تنها به پندارهايشان دل بستهاند" (وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ). " اميون" جمع" امى" در اينجا به معنى" درس نخوانده" است، يعنى به همان حالتى كه از مادر متولد شده باقى مانده و مكتب و استادى را نديده است، و يا به خاطر اينكه جمعى از مادران روى علاقههاى جاهلانه فرزندان خود را از خود جدا نمىكردند و اجازه نمىدادند به مكتب بروند" . " امانى" جمع" امنية" به معنى آرزو است، و در اينجا ممكن است اشاره به پندارها و امتيازات موهومى باشد كه يهود براى خود قائل بودند، از جمله مىگفتند:" ما فرزندان خدا و دوستان خاص او هستيم" نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ (مائده- 18) و يا اينكه مىگفتند:" هرگز آتش دوزخ جز چند روزى به ما نخواهد رسيد" كه در آيات بعد به اين گفتار يهود بر مىخوريم. اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از امانى، آيات تحريف شده باشد كه دانشمندان يهود در اختيار عوام مىگذاشتند، و جمله" لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ" با اين معنى سازگارتر مىباشد. به هر حال پايان اين آيه (إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ) دليل بر آن است كه پيروى از ظن و گمان در اساس و اصول دين و شناخت مكتب وحى كارى است نادرست و در خور سرزنش و هر كس بايد در اين قسمت از روى تحقيق كافى گام بردارد. دستهاى ديگر دانشمندان آنها بودند كه حقايق را به سود خود تحريف مىكردند چنان كه قرآن در آيه بعد مىگويد:" واى بر آنها كه مطالب را به دست خود مىنويسند، و بعد مىگويند اينها از سوى خدا است" (فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ). " و هدفشان اين است با اين كار، بهاى كمى بدست آورند" (لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا). " واى بر آنها از آنچه با دست خود مىنويسند" (فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ). " و واى بر آنها از آنچه با اين خيانتها بدست مىآورند" (وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ). از جملههاى اخير اين آيه به خوبى استفاده مىشود كه آنها هم وسيله نامقدسى داشتند، و هم نتيجه نادرستى مىگرفتند. بعضى از مفسران در ذيل آيه مورد بحث حديثى از امام صادق ع نقل كردهاند كه داراى نكات قابل ملاحظهاى است، حديث چنين است: " مردى به امام صادق ع عرض كرد با اينكه عوام يهود اطلاعى از كتاب آسمانى خود جز از طريق علمايشان نداشتند، چگونه خداوند آنها را نسبت به تقليد از علماء و پذيرش از آنان مذمت مىكند؟! (اشاره به آيات مورد بحث است) آيا عوام يهود با عوام ما كه از علماى خود تقليد مىكنند تفاوت دارند؟ ... امام فرمود: بين عوام ما و عوام يهود از يك جهت فرق و از يك جهت مساوات است، از آن جهت كه مساوى هستند خداوند عوام ما را نيز مذمت كرده همانگونه كه عوام يهود را نكوهش فرموده. اما از آن جهت كه با هم تفاوت دارند اين است كه عوام يهود از وضع علماى خود آگاه بودند، مىدانستند آنها صريحا دروغ مىگويند، حرام و رشوه مىخورند و احكام خدا را تغيير مىدهند، آنها با فطرت خود اين حقيقت را دريافته بودند كه چنين اشخاصى فاسقند و جايز نيست سخنان آنها را در باره خدا و احكام او بپذيرند، و سزاوار نيست شهادت آنها را در باره پيامبران قبول كنند، به اين دليل خداوند آنها را نكوهش كرده است (ولى عوام ما پيرو چنين علمايى نيستند). و اگر عوام ما از علماى خود فسق آشكار و تعصب شديد و حرص بر دنيا و اموال حرام ببينند هر كس از آنها پيروى كند مثل يهود است كه خداوند آنان را به خاطر پيروى از علماى فاسق نكوهش كرده است، فاما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه، حافظا لدينه، مخالفا على هواه، مطيعا لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه: " اما دانشمندانى كه پاكى روح خود را حفظ كنند، و دين خود را نگهدارند، مخالف هوى و هوس و مطيع فرمان مولاى خويش باشند عوام مىتوانند از آنها پيروى كنند ..." «وسائل الشيعه جلد 18 صفحه 94 (كتاب القضاء باب 10- تفسير صافى ذيل آيات مورد بحث).». روشن است كه اين حديث اشاره به تقليد تعبدى در احكام نمىكند، بلكه منظور پيروى كردن از رهنمايى دانشمندان براى بدست آوردن علم و يقين در اصول دين است، زيرا حديث در مورد شناخت پيامبر سخن مىگويد كه مسلما از اصول دين مىباشد و تقليد تعبدى در آن جايز نيست. [ جمعه ۱۳۸۷/۱۰/۲۷ ] [ 22:11 ] [ سعید ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||