منتخب تفاسیر
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا   
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید



سوره فصلت [41]

 

اين سوره در ((مكه )) نازل شده و داراى 54 آيه است .

 

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر.

(آيه 1)ـ

بـاز در آغاز اين سوره به ((حروف مقطعه )) برخورد مى كنيم : ((حا ـ ميم )) (حم )كه براى دومين بار در آغاز سوره هاى قرآن خودنمايى مى كند, كه بعضى ((حم )) را نام سوره و يا ((ح )) را اشاره به ((حميد)) و ((م )) را اشاره به ((مجيد)) كه دو نام از نامهاى بزرگ خداوند است دانسته اند.

(آيه 2)ـ سپس اشاره به عظمت قرآن كرده , مى گويد: ((اين كتابى است كه ازسوى خداوند رحمن و رحيم نازل شده است )) (تنزيل من الرحمن الرحيم ).

((رحمت عامه )) خداوند و ((رحمت خاصه )) او دست به دست هم داده اند ونزول اين آيات را سبب شده است .

(آيـه 3)ـ بعد از بيان اجمالى فوق درباره قرآن به بيان تفصيلى پرداخته , واوصاف پنج گانه اى براى اين كتاب آسمانى بيان مى كند, اوصافى كه ترسيم روشن وگويايى از چهره اصلى قرآن در بر دارد .

نـخـسـت مـى گويد: ((كتابى كه آياتش هر مطلبى را در جاى خود بازگو كرده )) (كتاب فصلت آياته ) و شرح و تفصيل تمام نيازمنديهاى انسان را در تمام زمينه هاذكر نموده است .

((در حالى كه فصيح و گوياست )) (قرآنا عربيا).

((براى جمعيتى كه آگاهند)) (لقوم يعلمون ).

(آيـه 4)ـ ((قـرآنـى كه بشارت دهنده و بيم دهنده است )) (بشيرا ونذيرا) نيكان را بشارت مى دهد و مجرمان را تهديد مى كند.

((ولـى بـيـشـتـر آنـهـا روى گردان شدند از اين رو چيزى نمى شنوند)) (فاعرض اكثرهم فهم لا يسمعون ).

به اين ترتيب نخستين امتياز اين كتاب بزرگ آسمانى اين است كه مسائل مختلف مورد نياز بشر در آن تـبيين و تشريح شده است , ولى افسوس كه متعصبان لجوج گوش شنوا ندارند, گويى كرند و هيچ نمى شنوند.

(آيه 5)ـ اما عكس العمل منفى اين كوردلان به همين جا ختم نمى شد,بلكه تلاش و كوشش داشتند كـه پـيـامـبر(ص ) را از دعوت خود مايوس سازند, و به او ثابت كنند كه در مقابل دعوت تو گوش شنوايى در اين ديار نيست , و بيهوده تلاش مكن ! آيه شريفه مى گويد: ((آنها گفتند: قلبهاى ما در برابر دعوت تو در پوششهايى قرار گرفته , و گوشهاى ما سنگين است , و ميان ما و توحجابى وجود دارد))! (وقالوا قلوبنا فى اكنة مما تدعونا اليه وفى آذاننا وقر ومن بيننا وبينك حجاب ).

حال كه چنين است كار به كار ما نداشته باش ((تو به دنبال عمل خود باش , ماهم براى خود عمل مى كنيم )) (فاعمل اننا عاملون ).

ايـن نـهـايت وقاحت و بى شرمى و نادانى است كه انسان با تمام وجودش اين چنين از حق گريزان باشد.

(آيه 6)ـ اين آيه همچنان سخن از مشركان و كافران مى گويد, ودر حقيقت پاسخى است به گفتارى كه از آنها در آيات قبل نقل شده , و دفع هرگونه توهم و اشتباه درزمينه دعوت پيامبر(ص ).

مـى فـرمـايد: ((بگو: من تنها انسانى مثل شما هستم و اين حقيقت پيوسته بر من وحى مى شود كه معبود شما فقط يكى است )) (قل انما انا بشر مثلكم يوحى الى انما الهكم اله واحد).

نـه مدعى فرشته بودنم , و نه انسانى از يك نژاد برتر و نه خداوند و نه فرزندخدا هستم بلكه انسانى همچون شما هستم با اين تفاوت كه پيوسته فرمان توحيد به من وحى مى شود.

سـپـس ادامـه مى دهد: ((اكنون كه چنين است تمام توجه خويش را به اين معبود يكتا كنيد و (از شرك و گناه ) توبه و استغفار نماييد)) (فاستقيموا اليه واستغفروه ).

سپس به عنوان هشدار و اعلام خطر مى افزايد: ((واى بر مشركان )) (وويل للمشركين ).

(آيه 7)ـ اين آيه به معرفى مشركان پرداخته , و جمله اى را در اين زمينه بازگو مى كند كه منحصر به ايـن آيـه اسـت مـى فـرمـايد: ((همان كسانى كه زكات را ادانمى كنند و نسبت به آخرت كافرند)) (الذين لا يؤتون الزكوة وهم بالا خرة هم كافرون ).

مـنـظـور از ترك زكات , ترك انفاقى است كه نشانه عدم ايمان آنها به خداست وبه همين دليل در رديف عدم ايمان به معاد ذكر شده , و يا ترك زكات توام با انكاروجوب آن است .

در حديثى از امام صادق (ع ) آمده است : ((خداوند بزرگ براى فقيران دراموال اغنيا فريضه اى قرار داده كـه جز با ادا آن شايسته ستايش نيستند, و آن زكات است كه به وسيله آن خون خود را حفظ مى كنند و نام مسلمان بر آنهاگذارده مى شود)).

(آيه 8)ـ در اين آيه به معرفى گروهى كه در نقطه مقابل اين مشركان بخيل وبى ايمان قرار دارند, و جـزاى آنها, پرداخته مى گويد: ((كسانى كه ايمان آوردند واعمال صالح انجام دادند اجر و پاداشى جاودانى و قطع ناشدنى دارند)) (ان الذين آمنوا وعملوا الصالحات لهم اجر غير ممنون ).

(آيه 9)ـ در اينجا نمونه اى از آيات آفاقى و نشانه هاى عظمت و علم و قدرت خدا درآفرينش زمين و آسمان و آغـاز خـلقت موجودات را ذكر مى كند و به پيامبراكرم (ص )دستور مى دهد كافران و مشركان را مـخـاطـب سـاخـته و از آنها سؤال كند آيا خداوندى را كه مبدا اين عوالم پهناور و گسترده است هرگز مى توانند انكار كنند؟ تا از اين طريق وجدان و عقل و هوش آنها را بيدار كند.

مـى فـرمـايـد: ((بـگو: آيا شما به آن كسى كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد))؟! (قل ائنكم لتكفرون بالذى خلق الا رض فى يومين ).

((و براى او شبيه و نظيرهايى قائل مى شويد)) (وتجعلون له اندادا).

((او پروردگار جهانيان است )) (ذلك رب العالمين ).

آيا كسى كه اين جهان را هم اكنون تدبير مى كند, او خالق اين آسمان و زمين نيست ؟.

(آيـه 10)ـ در ايـن آيـه به آفرينش كوهها, و معادن و بركات زمين , و موادغذايى پرداخته , مى فرمايد: ((او در زمـين كوههايى قرار داد و بركات و منافعى در آن آفريد, و مواد غذايى مختلف آن را مقدر فـرمـود, اينها همه در چهار روز بود)) (وجعل فيها رواسى من فوقها وبارك فيها وقدر فيها اقواتها فى اربعة ايام ).

((اين مواد غذايى درست به اندازه نياز نيازمندان و تقاضاكنندگان است )) (سواء للسائلين ).

بـه ايـن ترتيب خداوند نيازمنديهاى همه نيازمندان را پيش بينى كرده , و براى همه آنها آنچه لازم بوده است آفريده .

تعبير ((بارك فيها)) اشاره به معادن و منابع زيرزمينى و روى زمينى و درختان و نهرها و منابع آب است كه مايه بركت و استفاده همه موجودات زنده زمين مى باشد.

(آيه 11)ـ بعد از پايان سخنان مربوط به آفرينش زمين و مراحل تكاملى آن به بحث از آفرينش آسمانها پرداخته , مى فرمايد: ((سپس اراده آفرينش آسمان نمود ـدر حالى كه به صورت دود بودند, در اين هـنگام به آسمان و زمين فرمود: به وجودآييد و شكل گيريد, چه از روى طاعت و چه اكراه )) (ثم استوى الى السماء وهى دخان فقال لها وللا رض ائتيا طوعا او كرها).

((آنها گفتند: ما از روى طاعت و امتثال فرمان مى آييم )) (قالتا اتينا طائعين ).

(آيـه 12)ـ ((در ايـن هـنـگـام خـداوند آنها را به صورت هفت آسمان در دو روزآفريد و كامل كرد)) (فقضيهن سبع سموات فى يومين ).

((و در هـر آسمان آنچه را مى خواست امر و فرمان داد)) (واوحى فى كل سماءامرها) و موجودات و مخلوقات مختلف را در آنها آفريد و به آنها نظام بخشيد.

((و آسمان پايين را با چراغهايى [ستارگان ] زنيت بخشيديم , و (با شهابها ازرخنه شياطين ) حفظ كرديم )) (وزينا السماء الدنيا بمصابيح وحفظا).

آرى ((اين است تقدير خداوند توانا و دانا)) (ذلك تقدير العزيز العليم ).

1ـ جـمـلـه ((وهـى دخان )) (آسمانها در آغاز به صورت دود بود)) نشان مى دهدكه آغاز آفرينش آسـمانها از توده گازهاى گسترده و عظيمى بوده است , و اين باآخرين تحقيقات علمى در مورد آغاز آفرينش كاملا هماهنگ است .

2ـ جـمـله ((خداوند به آسمان و زمين فرمود به شكل خود در آييد)) به اين معنى نيست كه واقعا سخنى با لفظ گفته شده باشد, بلكه گفته خداوند همان فرمان تكوينى , و اراده او بر امر آفرينش اسـت , و تـعـبـيـر به ((طوعا او كرها)) (از روى اطاعت يا اكراه ) اشاره به اين است كه اراده قطعى خـداونـد بـه شـكـل گرفتن آسمانها و زمين تعلق يافته بود و در هر صورت مى بايست آن مواد به چنين صورت مطلوبى درآيندبخواهند يا نخواهند.

3ـ جـمـله ((فقضيهن سبع سموات فى يومين )) (آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز آفريد) اشاره به وجود دو دوران در آفرينش آسمانهاست كه هر دورانى از آن ميليونها يا ميلياردها سال به طول انجاميده , و هر دوران به نوبه خودبه ادوار ديگرى تقسيم مى شود, اين دو دوران ممكن است دوران تبديل گازهاى فشرده به مايع و مواد مذاب , و دوران تبديل مواد مذاب به جامدبوده باشد.

4ـ عدد ((سبع )) (هفت ) ممكن است در اينجا ((عدد تكثير)) باشد يعنى آسمانهاى فراوان و كرات بى شمارى آفريديم , و نيز ممكن است ((عدد تعداد))باشد, يعنى عدد آسمانها درست هفت است , با ايـن قيد كه تمام آنچه از كواكب وستارگان ثوابت و سيارات را مى بينيم طبق گواهى جمله بعد در اين آيه جزء آسمان اول است , به اين ترتيب عالم آفرينش از هفت مجموعه بزرگ تشكيل يافته كه تنهايك مجموعه آن در برابر ديدگان انسانها قرار گرفته است .

5ـ جـمـلـه ((وزيـنـا السماء الدنيا بمصابيح )) (آسمان پايين را به چراغهاى روشن ستارگان زينت بـخشيديم ) دليل بر اين است كه همه ستارگان زينت بخش آسمان اول مى باشند و نه تنها زينت , بـلـكـه در شـبـهـاى تـاريك براى گمشدگان بيابانها چراغهايى هستند كه هم با روشنايى خود راهنمايى مى كنند, و هم سمت و جهت حركت را معين مى سازند.

(آيه 13)ـ به دنبال گفتار مؤثرى كه در زمينه توحيد و شناسايى خداوند در آيات قبل آمد, در اينجا مخالفان لجوج را كه اين همه نشانه هاى روشن و آيات بينات را ناديده مى گيرند شديدا انذار كرده و به آنان هـشـدار داده , مـى گـويـد: ((اگـر با اين همه دلائل روى گردان شوند به آنها بگو: من شما را به صـاعقه اى همچون صاعقه قوم عاد و ثمود تهديد مى كنم )) (فان اعرضوا فقل انذرتكم صاعقة مثل صاعقة عاد وثمود).

از آن بـتـرسـيـد كـه هـمـان صاعقه هاى مرگبار و آتش زا و درهم كوبنده به سراغ شما بيايد و به زندگى ننگين شما خاتمه دهد.

(آيه 14)ـ سپس در اين آيه مى افزايد: ((در آن هنگام كه رسولان از پيش رو وپشت سر (و از هر سو) به سـراغـشـان آمدند (و آنان را دعوت كردند) كه جز خداوندرا نپرستيد)) (اذ جاءتهم الرسل من بين ايديهم ومن خلفهم الا تعبدوا الا اللّه ).

يعنى پيامبران الهى از تمام وسائل هدايت و تبليغ استفاده كردند, و از هردرى وارد شدند تا در دل اين سياه دلان نفوذ كنند.

اما ببينيم آنها در برابر تلاش عظيم و گسترده اين رسولان الهى چه پاسخى گفتند؟!.

مى فرمايد: ((آنها گفتند: اگر پروردگار ما مى خواست فرشتگانى نازل مى كرد))تا دعوت او را به ما ابلاغ كنند نه انسانهايى همانند خود ما (قالوا لو شاء ربنا لانزل ملائكة ).

اكـنـون كـه چنين است ((پس ما بطور مسلم به آنچه شما به آن فرستاده شده ايدكافريم )) و اصلا اينها را از سوى خداوند نمى دانيم (فانا بما ارسلتم به كافرون ).

[ چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۷/۰۳ ] [ 21:22 ] [ سعید ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
آیا آنها در قرآن تدبّر نمی‌کنند، یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟!
محمد/24

در این وبلاگ از تفاسیر ترتیبی و موضوعی قرآن و نکات قرآنی مطلب خواهم گذاشت
گاها از تفاسیر نهج البلاغه و مثنوی یا دیگر متون هم نکته میگذارم
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب