|
منتخب تفاسیر أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
| ||
|
پروتكل هيجدهم هرگاه لازم ديديم كه براي حفظ مصالحمان،دفاع سرّي خود را با اتخاذ تدابير قاطع علني(خطرناكترين سم براي ابهت و هيبت سلطنت)تقويت نماييم،كاري ميكنيم كه توهم اختلال در جامعه ايجاد شود و مظاهر شورش عمومي،خستگي و ملالت فراگير گردد.براي اين كار از تعدادي از سخنرانان حرفهاي استفاده ميكنيم؛پس كساني كه با حرف،فريب ميخورند،پيرامون آنها گرد ميآيند و به سوي هدف آنان پيش ميروند. آنگاه ما از حالت هيجان عمومي استفاده ميكنيم و به وسيله مزدوران تحت امر خويش كه در نيروهاي پليس«گوييم»اشتغال دارند،به منازل مردم يورش ميبريم و به بازرسي و مصادره اموال ميپردازيم و با بازجويي و بازرسي،مردم را كنترل و آزادي آنان را محدودمينماييم.اين گونه ترس فراگير ميشود و اضطراب،عموميت پيدا ميكند. اغلب توطئهگران،افرادي هستند كه براي توطئهگري استعداد و آمادگي ذاتي دارند، در سر آرزوي موفقيت در اين موضوع را ميپرورانند و بدان عشق ميورزند و براي خويش در اين كار شأن و منزلتي ميبينند.از اين رو ما آنان را آزاد ميگذاريم و به هيچ وجه،جلو آنها را نميگيريم؛به گونهاي كه گويا بين ما و آنها هيچ رابطهاي وجود ندارد. اما در ميان آنها،چشماني به كار خواهيم گرفت تا توطئهها و دسيسهها كشف شود.بايد دانست كه با كشف توطئههاي متعدد عليه يك حكومت،ميزان هيبت آن،كاسته ميشود؛زيرا مردم ميفهمند كه ضعف و سستي حكومت را فرا گرفته است.مهمترين دليل آن هم ناتواني ابزارهاي برخورد با اين جريانات،توسط حكومت است.بدتر از اين،آنكه اعتقاد پيدا ميكنند كه حكومت،مردم را در كام ظلم و ستم فرو برده است.اين باور عمومي،مؤثرترين علت تباهي و ويراني آن ميباشد. شما ميدانيد كه ما از راه ترور پادشاهان«گوييم»كه بارها توسط مزدورانمان صورت گرفته است،توانستهايم ابهت آنان را بشكنيم.آنان مانند گوسفند به راحتي در اختيار ما قرار دارند و به هر سو كه ما بخواهيم حركت ميكنند.تنها شرط براي اين رام بودن، ايناست كه آنها را ستايش كنيم و از آنان در ميان مردم،به عنوان قهرمانان سياسي ياد نماييم. بدين وسيله سردمداران را وادار كردهايم كه با اتخاذ تدابير دفاعي علني،به ضعف خويش اعتراف نمايند.و اين كليد فرواشي حكومتهاست. پاسداري از حكام ما را گروه كوچكي از نيروهاي گارد،عهدهدار خواهند شد؛زيرا ما به هيچ وجه نميپذيريم،و حتي تصور نميكنيم كه ممكن است توطئهاي كثيف بر ضد پادشاه رخ دهد كه او خود نتواند آن را كشف و خنثي نمايد و بر آن غلبه يابد. ما حتي اين احتمال را كه حاكم در چنين وضعيتي شكست بخورد،نميپذيريم؛زيرا اگر چون«گوييم»اين احتمال را بپذيريم،بدان معني خواهد بود كه فناپذيري و نابودي حاكم را پذيرفتهايم كه اگر در كوتاه مدت شامل خود او نشود،بالاخره و بناچار در دراز مدت،خاندان او را در بر خواهد گرفت. اوضاع ظاهري موجود و تصوير خارجي كه خود آن را بوجود آوردهايم،اقتضا ميكند كه حاكم ما،قدرتش را فقط در راه خير و نفع ملت به كار گيرد و به هيچ وجه نبايددنبال كسب سود براي خود و خانوادهاش باشد.اين عملكرد،مقام و منزلت او را در نظر مردم بالا ميبرد و به درجه تقدس ميرساند؛زيرا به وضوح خواهند يافت كه آسايش و رفاه اجتماعي و فردي آنها،در گرو تقويت نظام و قدرت اجرايي آن ميباشد. تدابير علني براي دفاع،نشانگر ضعف و ناتواني است كه درون سازمان حكومت راه يافته است. هرگاه پادشاه ما به ميان مردم گام گذاشت،جمعيت فراواني از زن و مرد،پيرامون او حلقه خواهند زد و چنين وانمود ميشود كه اينان،از توده مردم هستند و ميخواهند پادشاه خود را از نزديك ببينند(ليكن در حقيقت پاسداران او ميباشند)و به صورت حلقههاي متداخل،او را كاملا در بر ميگيرند و به نظر ميرسد كه اين تجمع،يك حركت مردمي و خودجوش است. ساير توده ملت،در پشت سر اين حلقههاي تو در تو و محكم قرار خواهند گرفت و چنانچه به جلو هجوم آورند،حلقههاي محافظ براي حفظ نظم،آنها را به عقب خواهند راند و اگر شخصي از مردم خواست با شكافتن جمعيت نامهاي به دست پادشاه بدهد، افراد حلقه نزديك پادشاه نامه را ميگيرند و جلو چشم او و ديگران،نامه را به دست پادشاه ميدهند.در اين صورت تمامي ملت،مطمئن خواهند شد كه نامهها و درخواستهايشان به دست بالاترين مقام ميرسد و او شخصا بدون اينكه رسيدگي را به ديگران واگذار كند،با علاقه تمام به آنها خواهد رسيد. بطور كلي،لازمه شعار قدرت و شكوه ظاهري و هميشگي آن در اذهان همگان،اين است كه مردم به جاي آنكه بگويند«اي كاش پادشاه،از موضوع مطلع ميشد،اي كاش موضوع را ميشنيد»ببينند پادشاهشان از آن آگاهي يافته است. اگر چنانچه نظام دفاعي از حالت سرّي و محرمانه،به شكل رسمي و علني در آيد، هيبت مرموز حكومت از بين ميرود.و هنگامي كه سينهها از حماسهها و هيجان مالامالشد و هر فردي خود را قهرمان صحنه ديد،سردمدار فتنه،با توجه و آگاهي به شرايط و وسايلي كه در اختيار دارد،منتظر لحظهاي است كه بر طعمه خويش حمله ببرد و به هدف خود برسد. ما تاكنون«گوييم»را به شكلي ديگر هدايت ميكرديم و در اثر همان روش بود كه توانستيم آنها را به اتخاذ تدابير دفاعي علني وادار نماييم و دچار سرنوشتي مانند امروز بكنيم. ما در حكومت خود،از جنايتكاران و مجرمان نخواهيم گذشت و با آنها مدارا نخواهيم كرد.هرگاه نسبت به آنها سوءظني قوي پيدا شد در همان لحظه دستگير ميشوند.تفسير قانونهاي پيچيده،نبايد براي فرار و رهايي متهم سياسي يا جرائم ديگر هر چند كوچك،از چنگال حكومت فرصتي ايجاد كند.اين مدارا و رأفت معني ندارد.با اين حال اگر در مواردي به علت وجود تفاسير گوناگون از يك قانون لازم بود در انگيزههاي جرم تجديد نظر ميكنيم،اين كار را انجام خواهيم داد.و اين بالاترين و بيشترين ارفاقي است كه ميتواند صورت پذيرد. اما در هر حال اين فرجام نسبت به افرادي كه در مسائل سياسي وارد شدهاند، مفهومي نخواهد داشت.چون درك اسرار سياست كار هر كس نيست و تنها ويژه [ سه شنبه ۱۳۸۶/۰۷/۱۷ ] [ 16:22 ] [ سعید ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||