|
منتخب تفاسیر أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
| ||
|
نگرشى بر واژهها نازعات: اين واژه از ريشه «نزع» به معنى از جاى بركندن چيزىيا كشيدن آن آمده است. غرق: اين واژه اسمى است كه به جاى مصدر آمده و در اصل به معنى «اغراق» كه بركشيدن كمان تا آخرين درجه ممكن به هنگام پرتاب تير مىباشد، آمده است و در اينجا نشانگر شدت و سختى در كندن يا كشيدن است. نشط: اين واژه به معنى كندن آمده است. «ناشطات» نيز از اين ماده است. سبح: به معنى حركت سريع در آب و يا در هوا آمده است، و واژه «سابحات» از اين ماده است. سبق: از ريشه «سبقت» به معنى سبقت گرفتن و پيشى جستن از ديگرى با شتاب و سرعت آمده، و «سابقات» از اين ماده است. رجف: اضطراب و لرزه سخت. واژه «راجفه» نيز از اين ريشه، به معنى زلزله شديد آمده است. رادفه: از ريشه «ردف» به معنى پياپى آمده است. درست به همين دليل است كه به فردى كه پشت سر ديگرى بر مركب نشسته است، «رديف» گفتهاند. وجيف: از ماده «وجف»، در اصل به معنى پريشانى سخت آمده است. و به قلب پريشان و توفان زده، «قلب واجف» مىگويند. اين واژه به معنى سرعت و شتاب در پيمايش راه نيز آمده است. حافره: از ريشه «حفر» به معنى كندن زمين آمده است. به همين جهت اثر برجاى مانده از كندو كاو را «حفره»، و سم اسب را «حافر» گفتهاند؛ چرا كه زمين را مىكند. اما در آيه به معنى «محفور» كه اسم مفعول آن مى باشد آمده است. ساهره: اين واژه از ماده «سهر» به معنى روى زمين، بيابان خشك و هموار، و شب بيدارى آمده است. سمك: اين واژه به معنى ارتفاع و بلندى آمده، و در برابر عمق وگودى است. واژه «مسموكات» نيز به مفهوم آسمانهاست. اين بيان اميرمؤمنان از اين باب است كه فرمود: يا داعم المسموكات! هان اى استوارى بخش آسمانهاى بلند! تسويه: نظام بخشيدن به چيزى است تا با اندازهگيرى و دقت بسان ديگرى طراحى مىشود. غطش: ظلمت و تاريكى. هنگامى كه گفته شود: اغطشهاللَّه، منظور اين است كه خدا آن را تيره و تار ساخت. دحو: به معنى گسترش بخشيدن آمده است. ارسى: از ريشه «رسو» به معنى استوارى بخشيدن آمده است. طامة: از ريشه «طم» بسان «نظم» به معنى سوگ بزرگ و رويداد سهمگين آمده است. [ چهارشنبه ۱۳۸۵/۱۱/۱۱ ] [ 19:46 ] [ سعید ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||