[سوره یس (۳۶): آیه ۷۴]
وَ اِتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اَللّٰهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ یُنْصَرُونَ (۷۴)
و جز خدا معبودانی را اختیار کرده اند که شاید [به وسیلۀ آنها] یاری شوند.
۱- مشرکان صدراسلام به جای خداوند، معبودهای دیگری برگزیدند.
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ آلِهَةً
۲- شرک و بت پرستی، کفران نعمتهای الهی است.
أَ فَلاٰ یَشْکُرُونَ. وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ آلِهَةً
از ارتباط میان آیه و ذیل آیۀ قبل - که از ناسپاسی انسان سخن به میان آورده است - برداشت یاد شده به دست میآید؛ یعنی، شرک و بت پرستی در واقع نوعی ناسپاسی به شمار میآید.
۳- مشرکان صدراسلام، معتقد به چند معبود بودند.
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ آلِهَةً
۴- مشرکان و بت پرستان، امیدوار به یاری رسانی معبودهای خویش
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ یُنْصَرُونَ
۵- مشرکان و بت پرستان، معتقد به توانایی بتها و معبودهای خویش برای یاری رسانی
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ یُنْصَرُونَ
۶- حمایت و یاری شدن، انگیزه و دلیل مشرکان و بت پرستان، برای روی آوردن به شرک و بت پرستی
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ یُنْصَرُونَ
«لعل»در آیۀ شریفه برای تعلیل میباشد.
[سوره یس (۳۶): آیه ۷۵]
لاٰ یَسْتَطِیعُونَ نَصْرَهُمْ وَ هُمْ لَهُمْ جُنْدٌ مُحْضَرُونَ (۷۵)
درحالی که [معبودان] قدرت یاری کردن آنان را ندارند، و آنان (مشرکان) سپاهی احضار شده برای آنها خواهند بود.
۱- معبودهای ادعایی مشرکان، از هرگونه یاری رسانی به آنان ناتوان اند.
لاٰ یَسْتَطِیعُونَ نَصْرَهُمْ
۲- مشرکان چونان سپاهی آماده به خدمت، پشتیبانِ معبودهای خویشند.
وَ هُمْ لَهُمْ جُنْدٌ مُحْضَرُونَ
ضمیر «هُمْ» به مشرکان و ضمیر «لَهُمْ» به معبودها باز میگردد.
۳- تنها خداوند، توانا بر یاری رسانی به انسانها
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ یُنْصَرُونَ... وَ هُمْ لَهُمْ جُنْدٌ مُحْضَرُونَ
از تأکید خداوند بر ناتوانی مطلق همۀ معبودها از یاری رسانی (به جز اللّه)، برداشت یاد شده به دست میآید.
[سوره یس (۳۶): آیه ۷۶]
فَلاٰ یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ إِنّٰا نَعْلَمُ مٰا یُسِرُّونَ وَ مٰا یُعْلِنُونَ (۷۶)
پس سخنان [نادرست] آنان تو را غمگین نکند. به یقین، ما آنچه را پنهان میدارند و آنچه را آشکار میکنند میدانیم.
۱- غمگین نشدن از سخنان ناروا و تهمتهای مشرکان، توصیۀ خداوند به پیامبر (ص)
فَلاٰ یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ
مقصود از «قَوْلُهُمْ» (سخنان مشرکان) به قرینۀ آیات گذشته (آیۀ ۶۹) تهمتهایی از قبیل شاعر بودن است که به پیامبراسلام (ص) نسبت میدادند.
۲- دلداری خداوند به پیامبر (ص)، در برابر سخنان ناروا و تهمتهای مشرکان
فَلاٰ یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ
۳- پیامبر (ص)، با سخنان ناروا و تهمتهای مشرکان [ناقص در نسخه ]
فَلاٰ یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ
۴- توجه به ناتوانی معبودهای ادعایی و عقیده به قدرت مطلق خداوند، موجب تسلی خاطر در برابر نسبتهای ناروای کافران و مشرکان
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ یُنْصَرُونَ.
لاٰ یَسْتَطِیعُونَ نَصْرَهُمْ... فَلاٰ یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ
تفریع جملۀ «فَلاٰ یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ» بیانگر برداشت یاد شده است؛ یعنی، وقتی وضعیت آنان چنین است که به امید یاری، به جای خدا معبودهای دیگری را - که توانای بر یاری رسانی ندارند - برگزیدند، پس تو از سخنان شان محزون مباش... ».
۵- همۀ حرکتها و رفتارهای نهان و آشکار انسان در احاطۀ علم خداوند است.
نَعْلَمُ مٰا یُسِرُّونَ وَ مٰا یُعْلِنُونَ
۶- پیامبراسلام (ص)، با توطئههای پنهان و آشکار مشرکان روبه رو بود.
نَعْلَمُ مٰا یُسِرُّونَ وَ مٰا یُعْلِنُونَ
۷- آگاهی خداوند به فعالیتهای پیدا و پنهان کافران بر ضد پیامبر (ص)
إِنّٰا نَعْلَمُ مٰا یُسِرُّونَ وَ مٰا یُعْلِنُونَ
۸- توجه به آگاهی خداوند از تمامی رفتارها و حرکتهای توطئه آمیز کافران، موجب تسلی خاطر مبلغان و مدافعان عقیدۀ توحیدی
فَلاٰ یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ إِنّٰا نَعْلَمُ مٰا یُسِرُّونَ وَ مٰا یُعْلِنُونَ
برداشت یاد شده با توجه به این نکته است که جملۀ «إِنّٰا نَعْلَمُ... » تعلیل برای نهی در «فَلاٰ یَحْزُنْکَ» است؛ یعنی، چون خداوند بر تمامی رفتارهای آدمیان - از جمله کافران - آگاه است، پس نباید در برابر توطئههای آنان محزون بود.
[سوره یس (۳۶): آیه ۷۷]
أَ وَ لَمْ یَرَ اَلْإِنْسٰانُ أَنّٰا خَلَقْنٰاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذٰا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ (۷۷)
آیا انسان [نیندیشیده و ] ندیده است که ما او را از نطفه ای [ناچیز] آفریده ایم و اینک او جدال پیشه ای آشکار است؟
۱- خداوند انسان کافر را به دلیل اندیشه نکردن در چگونگی مبدأ پیدایش خود سرزنش کرده است.
أَ وَ لَمْ یَرَ الْإِنْسٰانُ أَنّٰا خَلَقْنٰاهُ مِنْ نُطْفَةٍ
همزۀ استفهام در «أَ وَ لَمْ یَرَ» برای توبیخ همراه با اظهار شگفتی است.
أَ وَ لَمْ یَرَ الْإِنْسٰانُ أَنّٰا خَلَقْنٰاهُ مِنْ نُطْفَةٍ
مخاطبان آیۀ شریفه - به قرینۀ آیات بعد - منکران معاد هستند.
۶- آفرینش انسان از نطفه، نشانۀ توانایی خداوند بر برپایی قیامت و زنده کردن انسان
أَ وَ لَمْ یَرَ الْإِنْسٰانُ أَنّٰا خَلَقْنٰاهُ مِنْ نُطْفَةٍ
۷- انسان، موجودی مجادله گر و ستیزه جو
أَ وَ لَمْ یَرَ الْإِنْسٰانُ أَنّٰا خَلَقْنٰاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذٰا هُوَ خَصِیمٌ
«الف و لام» «الْإِنْسٰانُ» برای جنس و مفید استغراق است.
۸- نکوهش عاص بن وائل از سوی خداوند به خاطر کفر و انکار معاد و مجادلۀ انکارآمیز وی دربارۀ رستاخیز
أَ وَ لَمْ یَرَ الْإِنْسٰانُ أَنّٰا خَلَقْنٰاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذٰا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ
بر اساس شأن نزول ها، این بخش از آیات دربارۀ فردی به نام عاص بن وائل نازل شده که از منکران سرسخت و ستیزه جوی دربارۀ معاد و قیامت بوده است.
۹- خصومت و ستیزه جویی انسان با خدا، امری شگفت آور و به دور از انتظار و شأن آدمی
فَإِذٰا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ
برداشت یاد شده از«إذا»ی فجائیه - که برای امری غیر منتظره به کار میرود - استفاده شده است.
۱۰- توجه انسان به مبدأ پیدایش خود، زمینه ساز ممکن دانستن معاد و تصدیق به آن
أَ وَ لَمْ یَرَ الْإِنْسٰانُ أَنّٰا خَلَقْنٰاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذٰا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ
یادآوری مبدأ پیدایش انسان در شرایطی که آیۀ شریفه و آیات بعد، درصدد اثبات معاد و رد شبهۀ منکران قیامت است، گویای برداشت یاد شده است.
[سوره یس (۳۶): آیه ۷۸]
وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ یُحْیِ اَلْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ (۷۸)
و برای ما مَثَلی زد و آفرینش خود را از یاد برد، گفت: چه کسی این استخوان هارا درحالی که پوسیده اند زنده میکند؟
۱- فراموشی و بی توجهی به مبدأ پیدایش انسان، عامل دور شمردن برپایی قیامت و حیات مجدد انسانها
وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ
«وَ نَسِیَ خَلْقَهُ» حال برای فاعلِ «ضَرَبَ» است؛ یعنی، در حالی که آفرینش خود را فراموش کرد، مَثَلی در رد عقیده به قیامت برای ما آورد.
۲- دقت و اندیشه در چگونگی پیدایش انسان، زمینه ساز ممکن دانستن برپایی قیامت و حیات مجدد انسانها
أَ وَ لَمْ یَرَ الْإِنْسٰانُ... وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ
۳- زنده شدن انسانها پس از تبدیل شدن به استخوان کهنه و پوسیده، امری شگفت آور و ناممکن در دیدگاه کافران
قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ
«مَنْ» در آیۀ شریفه برای استفهام انکاری و تعجبی است و «رَمِیمٌ» به معنای کهنه و پوسیده است.
۴- تبدیل شدن انسانها به استخوان کهنه و پوسیده، دلیل و شاهد مثالِ کافران برای استبعاد و دور شمردن برپایی قیامت و زنده شدن مجدد انسانها
وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً... قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ
«قٰالَ مَنْ یُحْیِ... » استئناف بیانی برای جملۀ «ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً» است.
۵- کافران، خدا را از احیای مجدد انسانها پس از مرگ، ناتوان میدانستند.
وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً... قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ
مقصود از «ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً» (برای ما مثل آورد) میتواند این معنا باشد که: کافران، قدرت خدا را با قدرت دیگران یکی میدانستند؛ یعنی، همان گونه که همه از احیای استخوان کهنه ناتوان اند، او نیز مانند همه ناتوان است.
۶- پیدایش بار نخست انسان ها، دلیل و شاهدِ امکانِ زنده شدن مجدد آنان پس از مرگ و خاک شدن بدنهای آنان
وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ
[سوره یس (۳۶): آیه ۷۹]
قُلْ یُحْیِیهَا اَلَّذِی أَنْشَأَهٰا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ (۷۹)
بگو: همان کسی که نخستین بار آنها را پدید آورد دوباره آنها را زنده میکند، و او به هر آفرینشی داناست.
۱- آفرینش بار نخست انسان ها، دلیل و شاهدِ امکانِ برپایی قیامت و توانایی خدا بر احیای مجدد آنان
قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنْشَأَهٰا أَوَّلَ مَرَّةٍ
۲- پیامبر (ص)، مأمور پاسخ گویی به شبهات منکران معاد با استدلال و ارائه شاهد
قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ. قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنْشَأَهٰا أَوَّلَ مَرَّةٍ
۳- توانایی بر آفرینش هر چیزی، دلیل و شاهد امکانِ آفرینش مجدد آن است.
قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنْشَأَهٰا أَوَّلَ مَرَّةٍ
خداوند در پاسخ به کسانی که احیای مجدد انسانها را غیر ممکن میدانستند، مسألۀ آفرینش بار اول آنان را مطرح کرده است.
۴- معاد انسان، جسمانی است.
قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ. قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنْشَأَهٰا أَوَّلَ مَرَّةٍ
برداشت یاد شده از آن جا است که ضمیر مفعولی «یُحْیِیهَا» به «عظام»بازمی گردد و خداوند، احیای مجدد انسان را، به احیای استخوانهای او و حیات دار شدن آنها دانسته است.
۵- خداوند، به همۀ مخلوقات جهان هستی آگاه است.
وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ
«خَلْقٍ» میتواند به معنای «مخلوق» (مصدر به معنای اسم مفعول) و یا در معنای مصدری خود (آفرینش) به کار رفته باشد، برداشت یاد شده مبتنی بر احتمال نخست است.
۶- خداوند، بر آفرینش و پدید آوردن هر چیزی آگاه و توانا است.
وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ
۷- آگاهی خداوند بر آفرینش و پدید آوردن هر چیزی، دلیل و نشانۀ امکان برپایی قیامت و توانایی او بر احیای مجدد انسانها
وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ
جملۀ «وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ» ادامۀ استدلال برای امکان معاد و رد شبهۀ منکران قیامت است؛ یعنی، بعید شمردن برپایی قیامت، ممکن است ناشی از این شبهه باشد که چگونه اجزای پوسیده و پراکندۀ بشر، شناسایی و جمع خواهد شد. خداوند در پاسخ آن، مسألۀ علم و بالطبع توانایی مطلق خویش بر آفرینش جهان هستی را یادآور شده است.
۸- «عَلِیمٌ» از اسما و صفات خداوند
وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ