[سوره یس (۳۶): آیه ۵۴]
فَالْیَوْمَ لاٰ تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَ لاٰ تُجْزَوْنَ إِلاّٰ مٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (۵۴)
پس در آن روز بر هیچ کس هیچ ستمی نخواهد رفت، و جز آنچه میکردید سزا داده نمی شوید.
۱- قیامت، روز حساب رسی کردارهای بندگان و تعیین کیفر و پاداش آن
فَإِذٰا هُمْ جَمِیعٌ لَدَیْنٰا مُحْضَرُونَ. فَالْیَوْمَ لاٰ تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً
۲- کیفر و پاداش الهی در قیامت، عادلانه بوده و ذره ای به کسی ستم نخواهد شد.
فَالْیَوْمَ لاٰ تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً
۳- مقدار مجازات الهی در قیامت، بسته به میزان اعمال انسانها و متناسب با کم و کیف آنهاست.
وَ لاٰ تُجْزَوْنَ إِلاّٰ مٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
در برداشت یاد شده «مٰا» در «مٰا کُنْتُمْ» مجرور به حرف محذوف دانسته شده است؛ یعنی: «و لا تجزون إلّا بما کنتم تعملون».
۴- مجازات به میزان رفتار و کردار و متناسب با کم و کیف آن، جزایی است عادلانه.
فَالْیَوْمَ لاٰ تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَ لاٰ تُجْزَوْنَ إِلاّٰ مٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
برداشت یاد شده با توجه به این نکته است که جملۀ «وَ لاٰ تُجْزَوْنَ... » عطف بر جملۀ پیش (لاٰ تُظْلَمُ... ) است و بیانگر چرایی و چگونگی ستم نشدن به انسانها است.
۵- تجسم اعمال آدمیان، به صورت کیفر و پاداش در آخرت
فَالْیَوْمَ لاٰ تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَ لاٰ تُجْزَوْنَ إِلاّٰ مٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
آمدن تعبیر «لاٰ تُجْزَوْنَ إِلاّٰ مٰا» به جای «لا تجزون إلّا بما کنتم تعملون» (با ذکر «باء» مقابله)، میتواند بیانگر این حقیقت باشد که خودِ اعمال آدمی در روز رستاخیز، به صورت کیفر و پاداش به او برگردانده خواهد شد.
[سوره یس (۳۶): آیه ۵۵]
إِنَّ أَصْحٰابَ اَلْجَنَّةِ اَلْیَوْمَ فِی شُغُلٍ فٰاکِهُونَ (۵۵)
به راستی اهل بهشت در آن روز در سرگرمی [شادی بخشی] شیرین کامند.
۱- بهشتیان، در ناز و نعمت و خوشی و شادمانی وصف ناپذیر غوطه ور خواهند بود.
إِنَّ أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ الْیَوْمَ فِی شُغُلٍ
«شُغُلٍ» به معنای شأن و کار اصلی است که انسان را از دیگر کارها بازداشته و به خود مشغول میکند. تنکیر «شُغُلٍ» میتواند برای تفخیم باشد؛ یعنی، مشغله ای که کنه آن ناشناخته و وصف ناپذیر است.
۲- بهشتیان، در فضایی سرشار از سرور و شادمانی به سر برده و به شوخی و صحبت لذت بخش باهم میپردازند.
إِنَّ أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ الْیَوْمَ فِی شُغُلٍ فٰاکِهُونَ
«فٰاکِهُونَ» از«فکاهه»گرفته شده که به معنای سخن با اهل انس و گفت وگوی مسرت آمیز است.
۳- بهشت و نعمتها و خوشیهای آن، نتیجه و پاداش کردار انسانها در دنیا است.
وَ لاٰ تُجْزَوْنَ إِلاّٰ مٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ. إِنَّ أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ الْیَوْمَ فِی شُغُلٍ فٰاکِهُونَ
از ارتباط میان این آیه - که سخن از بهشت و نعمتهای آن است - و آیۀ پیش - که دربارۀ جزا در مقابل کردار بود - برداشت یاد شده به دست میآید.
۴- رفتار و کردار انسان ها، تعیین کنندۀ سرنوشت اخروی آنان است.
وَ لاٰ تُجْزَوْنَ إِلاّٰ مٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ. إِنَّ أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ الْیَوْمَ فِی شُغُلٍ فٰاکِهُونَ
[سوره یس (۳۶): آیه ۵۶]
هُمْ وَ أَزْوٰاجُهُمْ فِی ظِلاٰلٍ عَلَی اَلْأَرٰائِکِ مُتَّکِؤُنَ (۵۶)
آنان و همسرانشان در سایههایی [آرام بخش] بر تختهای آراسته تکیه میزنند.
۱- مردان بهشتی با همسرانشان در سایههای آرام بخش بهشت، بر تختهای مزیّن و مجلل تکیه خواهند زد.
إِنَّ أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ الْیَوْمَ فِی شُغُلٍ فٰاکِهُونَ. هُمْ وَ أَزْوٰاجُهُمْ فِی ظِلاٰلٍ عَلَی الْأَرٰائِکِ مُتَّکِؤُنَ
«أریکة» (مفرد«أرائک») به معنای تخت مزین در حجلۀ عروس است (مفردات راغب).
۲- بودن در کنار همسران خود و برخورداری از آرامش و موهبتهای طبیعت، از نعمتهای الهی و دلپذیر برای همگان
فِی شُغُلٍ فٰاکِهُونَ. هُمْ وَ أَزْوٰاجُهُمْ فِی ظِلاٰلٍ عَلَی الْأَرٰائِکِ مُتَّکِؤُنَ
برداشت یاد شده با توجه به این نکته است که آیۀ شریفه درصدد بیان نعمتهای الهی برای اهل بهشت و تشویق مردم به ایمان برای برخوردار شدن از این نعمتها است.
۳- وجود نور و سایۀ دلپذیر در بهشت
هُمْ وَ أَزْوٰاجُهُمْ فِی ظِلاٰلٍ
وجود سایهها (ظلال) در بهشت، دلیل وجود نوعی نور است.
۴- وجود تمایلات جنسی و پیوند زناشویی، میان مردان و زنان در بهشت
هُمْ وَ أَزْوٰاجُهُمْ فِی ظِلاٰلٍ عَلَی الْأَرٰائِکِ مُتَّکِؤُنَ
[سوره یس (۳۶): آیه ۵۷]
لَهُمْ فِیهٰا فٰاکِهَةٌ وَ لَهُمْ مٰا یَدَّعُونَ (۵۷)
در آن جا برای آنان میوۀ [دلخواهشان] آماده است و هر چه بخواهند برایشان خواهد بود.
۱- بهشتیان، از میوههای بسیار عالی و مطلوب برخوردارند.
لَهُمْ فِیهٰا فٰاکِهَةٌ
در برداشت یاد شده عالی و مطلوب بودن میوه ها، از تنکیر «فٰاکِهَةٌ» - که برای تفخیم است - استفاده میشود.
۲- میوه ها، از غذاهای اصلی بهشتیان است.
لَهُمْ فِیهٰا فٰاکِهَةٌ
از اختصاص به ذکر یافتن میوهها از میان دیگر غذاها و خوراکی ها، میتوان برداشت یاد شده را به دست آورد.
۳- نقش مفید و مؤثر میوهها در تغذیۀ انسان
لَهُمْ فِیهٰا فٰاکِهَةٌ
۴- تمامی خواستهها و آرزوهای اهل بهشت تأمین خواهد شد.
وَ لَهُمْ مٰا یَدَّعُونَ
فعل «یَدَّعُونَ» در آیۀ شریفه، هم میتواند از مادۀ «دعاء» (خواستن) باشد و هم میتواند به معنای «یتمنون» (آرزو میکنند) باشد.
۵- معاد، جسمانی است.
إِنَّ أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ... فٰاکِهُونَ... فِی ظِلاٰلٍ عَلَی الْأَرٰائِکِ مُتَّکِؤُنَ. لَهُمْ فِیهٰا فٰاکِهَةٌ وَ لَهُمْ مٰا یَدَّعُونَ
[سوره یس (۳۶): آیه ۵۸]
سَلاٰمٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحِیمٍ (۵۸)
با سلامی [شایسته] که گفتاری از پروردگاری مهربان است.
۱- بهشتیان، سلام و تحیتی با عظمت از جانب خداوند دریافت خواهند کرد.
سَلاٰمٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ
«سَلاٰمٌ» مبتدا و خبرِ آن، فعل محذوف است و «قَوْلاً» مفعول مطلق و نایبِ آن فعل محذوف میباشد، یعنی «سلام یقال لهم قولاً من رب... ». تنکیرِ «سَلاٰمٌ» و «رب»برای تعظیم است.
۲- دریافت سلام و تحیت از جانب خداوند، آرزو و خواستۀ بهشتیان است.
وَ لَهُمْ مٰا یَدَّعُونَ. سَلاٰمٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ
محتمل است «سَلاٰمٌ» بیان برای «مٰا یَدَّعُونَ» باشد.
۳- سلام و تحیت خداوند به بهشتیان، برخاسته از ربوبیت و مهربانی او به خلق است.
سَلاٰمٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحِیمٍ
برداشت یاد شده، از بیان دو صفتِ «رَبٍّ» و «رَحِیمٍ» برای خداوند (در این آیۀ شریفه) به دست میآید.
۴- خداوند، با بهشتیان سخن خواهد گفت.
سَلاٰمٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحِیمٍ
۵- بهشتیان، مورد تکریم و عنایت ویژۀ پروردگاراند.
سَلاٰمٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحِیمٍ
سخن گفتن خداوند با بهشتیان و دریافت سلام و تحیت بزرگ از جانب او، بیانگر مطلب یاد شده است.
۶- «رَبٍّ» و «رَحِیمٍ» از اسما و صفات خداوند
رَبٍّ رَحِیمٍ