[سوره یس (۳۶): آیه ۳۷]
وَ آیَةٌ لَهُمُ اَللَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ اَلنَّهٰارَ فَإِذٰا هُمْ مُظْلِمُونَ (۳۷)
و شب برای آنان نشانه ای است [از قدرت ما] که روز را از آن بر میکَنیم و به ناگاه آنان در تاریکی فرو میروند.
۱- پدیدۀ شب، از نشانههای قدرت خداوند است.
وَ آیَةٌ لَهُمُ اللَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهٰارَ
۲- با رفتن روشنایی روز، اهل زمین ناگهان در تاریکی فرو میروند.
اَللَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهٰارَ فَإِذٰا هُمْ مُظْلِمُونَ
۳- نظام حاکم بر شب و روز و توالی نور و ظلمت در زندگی اهل زمین، به تدبیر خداست.
وَ آیَةٌ لَهُمُ اللَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهٰارَ فَإِذٰا هُمْ مُظْلِمُونَ
[سوره یس (۳۶): آیه ۳۸]
وَ اَلشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَهٰا ذٰلِکَ تَقْدِیرُ اَلْعَزِیزِ اَلْعَلِیمِ (۳۸)
و خورشید به سوی قرارگاهی که برای آن است حرکت میکند. این تقدیر آن عزّتمند داناست.
۱- خورشید به سوی قرارگاه ویژۀ خود در حرکت است.
وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَهٰا
«مستقر»اسم مکان و لام در آن به معنای «إلی»باشد.
۲- حرکت خورشید، روزی به پایان رسیده و در موعد مقرر، عمرش به سر خواهد رسید.
وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَهٰا
«مستقر»؛ یعنی، جایی که در آن قرار خواهد گرفت و از حرکت باز خواهد ایستاد.
۳- خورشید، دارای حرکت منظم و هدفمند است.
وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَهٰا
۴- حرکت منظم خورشید به سوی قرارگاه ویژۀ خود، بر اساس برنامه ریزی، تقدیر و تدبیر خداوند است.
وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَهٰا ذٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ
۵- خورشید، با حرکت منظم و حساب شده اش، از آیات و نشانههای بزرگ قدرت خداوند است.
وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَهٰا
«وَ الشَّمْسُ» عطف بر «اللَّیْلُ» در آیۀ پیش است؛ یعنی «آیة لهم الشمس تجری لمستقر لها».
۶- حرکت خورشید بر مدار مشخص و به سوی قرارگاه ویژۀ خود، جلوه ای از عزت و علم خداوند است.
وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَهٰا ذٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ
۷- خداوند، پیروز شکست ناپذیر و بسیار دانا است.
اَلْعَزِیزِ الْعَلِیمِ
۸- «عزیز»و «علیم»از اسما و صفات خداوند است.
ذٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ
[سوره یس (۳۶): آیه ۳۹]
وَ اَلْقَمَرَ قَدَّرْنٰاهُ مَنٰازِلَ حَتّٰی عٰادَ کَالْعُرْجُونِ اَلْقَدِیمِ (۳۹)
و برای ماه منزلهایی مقرّر کردیم، تا این که همچون شاخۀ کهنۀ خوشۀ خرما[منحنی و باریک] میشود.
۱- ماه، سیاره ای که به سوی منزلهای معین در حال حرکت است.
وَ الْقَمَرَ قَدَّرْنٰاهُ مَنٰازِلَ
۲- حرکت ماه به سوی منزلهای خود، به تقدیر و تدبیر خدا است.
وَ الْقَمَرَ قَدَّرْنٰاهُ مَنٰازِلَ
۳- ماه، پس از طی منزلهایی مشخص، به صورت نخستین خود (هلال) باز میگردد.
وَ الْقَمَرَ قَدَّرْنٰاهُ مَنٰازِلَ حَتّٰی عٰادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ
«عرجون» (از مادۀ «عرجن») به معنای شاخۀ خوشۀ خرما است که از درخت جدا شده باشد و پس از چندی زرد گشته و به شکل هلال درآمده باشد. «قدیم»صفت«عرجون»و به معنای مانده و کهنه است.
۴- تشبیه هلال ماه در انحنا و باریکی به خوشۀ خشکیدۀ خرما
حَتّٰی عٰادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ
مقصود از «عٰادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ» بازگشت ماه و ظاهر شدن آن به صورت هلال است.
۵- ماه، از نشانههای قدرت خداوند است.
وَ الْقَمَرَ قَدَّرْنٰاهُ مَنٰازِلَ
آیه در سیاق آیاتی قرار دارد که در صدد برشمردن نشانههای قدرت الهی در مظاهر طبیعت است.
۶- «دخل ابن أبی سعید المُکاریّ علی الرّضا (ع)... فقال: رجل قال عند موته: کلّ مملوک لی قدیم فهو حرّ لوجه اللّه فقال (ع):... إنّ اللّه - تبارک و تعالی - یقول فی کتابه «حَتّٰی عٰادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ» فما کان من ممالیکه أتی له ستّة أشهر فهو قدیم حرّ... ؛ [عیون أخبارالرضا، ج ۱، ص ۳۰۸، ب ۲۸، ح ۷۱؛ بحارالأنوار، ج ۴۹، ص ۸۱، ح ۱. ]
ابن أبی سعیدمکاری گوید: بر امام رضا (ع) وارد شدم... و عرض کردم: شخصی به هنگام مرگ خود میگوید: تمام بردگان قدیم من در راه خدا آزادند. امام فرمود:... خداوند - تبارک و تعالی - در کتاب خود میفرماید: «حَتّٰی عٰادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ». پس هر کدام از بردگان او که شش ماه از مملوک بودنش گذشته باشد، قدیم و آزاد است... ».
[سوره یس (۳۶): آیه ۴۰]
لاَ اَلشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهٰا أَنْ تُدْرِکَ اَلْقَمَرَ وَ لاَ اَللَّیْلُ سٰابِقُ اَلنَّهٰارِ وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ (۴۰)
نه برای خورشید ممکن است که به ماه برسد و نه شب بر روز سبقت میگیرد، و هر یک در مداری شناورند.
۱- هر یک از خورشید و ماه - در مدار ویژۀ خود - دور از هم در حرکتند و هرگز با هم تلاقی نخواهند کرد.
لاَ الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهٰا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّیْلُ سٰابِقُ النَّهٰارِ
مقصود از نرسیدن خورشید به ماه (لا الشمس ینبغی لها أن تدرک القمر)، به قرینۀ آیات پیشین - که دربارۀ حرکت خورشید و ماه به سوی قرارگاه ویژۀ خود بود - این است که آن دو کره در دو مسیر و به دور از هم در حرکتند و هرگز باهم برخورد نخواهند کرد.
۲- توالی شب و روز و نظام حاکم بر آنها، تا قیامت باقی خواهد بود.
وَ لاَ اللَّیْلُ سٰابِقُ النَّهٰارِ
مقصود از پیشی نگرفتن شب بر روز (و لا اللیل سابق النهار)، مسخر خدا بودن ماه و خورشید، بقای نظم موجود و تغییرناپذیری آن تا روز رستاخیز است.
۳- خورشید و ماه، در مداری به سرعت و شتابان در حرکت اند.
لاَ الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهٰا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ... وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ
«سبح» (مصدر «یَسْبَحُونَ») به معنای حرکت سریع در آب و هوا است (مفردات راغب) و مقصود از «فَلَکٍ» مدار حرکت ماه و خورشید و ستارگان است.
۴- تمامی ستارگان به سرعت در مداری در حرکت اند.
وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ
مضاف الیه «کُلٌّ»، حذف شده و تنوین، عوض از آن است. جمع آمدن «یَسْبَحُونَ» قرینه بر این است که مقصود، شناوری تنها خورشید و ماه نیست؛ بلکه «کواکب» (ستارگان) نیز مورد نظر میباشد.
۵- حرکت منظم خورشید و ماه و ستارگان و توالی شب و روز، جلوۀ قدرت و تدبیر خداوند است.
وَ آیَةٌ لَهُمُ اللَّیْلُ... لاَ الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهٰا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّیْلُ سٰابِقُ النَّهٰارِ... وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ
برداشت یاد شده از آن جا است که آیه در سیاق سلسله آیاتی قرار دارد که درصدد بیان نشانههای قدرت و تدبیر خداوند است.