|
منتخب تفاسیر أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
| ||
|
[سوره یس (36): آیه 6]
لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ (6)
تا مردمی را كه به پدرانشان اخطار نشده و در نتیجه آنان غافل ماندهاند اخطار كنی.
1- پیامبراسلام، وظیفهدار انذار و اخطار به مردم
تَنْزِیلَ الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ. لِتُنْذِرَ قَوْماً
2- تعالیم قرآن، مبنا و پایه تبلیغ و انذار پیامبراسلام (ص)
تَنْزِیلَ الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ. لِتُنْذِرَ قَوْماً
«لام» در «لِتُنْذِرَ» برای تعلیل و متعلق به «تَنْزِیلَ ...» است. بر این اساس نزول قرآن، برای اخطار به مردم از سوی پیامبر (ص) و این كتاب، پایه و اساس دعوت آن حضرت بود.
3- انسان منهای ایمان، مواجه با خطرها، آسیبها و دشواریهای علاجناپذیر است.
لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ
از اینكه خداوند قرآن را وسیله انذار و اخطار قرار داده است، به دست میآید كه بر سر راه انسانها، خطرها و آسیبهای بسیاری وجود دارد كه پیامبر (ص) به آنان اخطار و انذار كرده است و اگر انسان از رهنمودهای قرآن بهره نگیرد و به آن ایمان نیاورد، گرفتار آنها خواهد شد.
4- بعثت پیامبراسلام (ص)، در عصری بود كه مردمِ آن و پدرانشان هیچ پیامبری را درك نكرده و از وجود رسولان الهی محروم بودند.
لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ
«ما» در «ما أُنْذِرَ» نافیه است، گرچه برخی مصدریه و یا موصوله بودنش را نیز جایز دانستهاند.
5- مردم در آغاز بعثت و اجداد آنان در عصر جاهلیت، در غفلت و بیخبری بسر میبردند.
ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ
برداشت یاد شده مبتنی بر این نكته است كه ضمیر «هم» به مجموع «قوم» و «آباء» بازگردد.
6- غفلت و بیخبری مردم در آغاز بعثت و اجداد آنان در جاهلیت، ناشی از نبودن پیامبر و منذر الهی در میان آنها بوده است.
ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ
«ما» در «ما أُنْذِرَ» نافیه و جمله «فَهُمْ غافِلُونَ» متفرع بر نفی انذار است؛ یعنی، انذار نشدنشان موجب غفلت آنان گردید.
7- غفلتزدایی از مردمِ غافل و بیدار كردن آنان، از اهداف رسالت و فلسفه بعثت رسولان الهی
لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ
8- مردمِ بیبهره از تعالیم پیامبران و ادیان الهی، مردمی غافل و بیخبراند.
لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ
9- «عن أبی بصیر عن أبی عبداللّه (ع) ... قال: و سألته عن قول اللّه «لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ» قال: لتنذر القوم الذین أنت فیهم كما أنذر آباؤهم فهم غافلون عن اللّه و عن رسوله و عن وعیده ...؛ «كافی، ج 1، ص 432، ح 90؛ نورالثقلین، ج 4، ص 375، ح 6.»
ابوبصیر گوید: از امام صادق (ع) درباره سخن خداوند: «لِتُنْذِرَ
قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ» سؤال كردم، فرمود: مقصود این است: تا انذار كنی گروهی را كه در میان آنها هستی، همانگونه كه پدرانشان انذار شدند كه اینان از خدا و از رسول او و از وعیدهای خدا غافلاند ...».
[سوره یس (36): آیه 7]
لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلی أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ (7)
بیشك، وعده عذاب در حق بیشتر آنان ثابت شده است، از اینرو ایمان نمیآورند.
1- برای بیشتر سران شرك و كفر در صدراسلام، عذاب الهی مقرر شده بود.
لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلی أَكْثَرِهِمْ
«حَقَّ» به معنای «ثبت» است و مقصود از «قول» عذاب الهی میباشد. این مطلب به قرینه دیگر آیاتی است كه در آن واژهای مشابه «قول» به كار رفته است مثل «وَ لكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذابِ عَلَی الْكافِرِینَ» (زمر، آیه 71). گفتنی است مقصود از اكثریت در آیه شریفه- به دلیل اینكه این آیه در نیمه نخست رسالت و در مكه نازل شده- آن دسته از مشركان و كافرانی است كه در ابتدای دعوتاسلام به مخالفت با آن برخاستند (مانند سران قریش، چون ابوجهل و ابولهب)؛ نه اكثریت توده مردم كه پس از چندی مسلمان شدند.
2- بیشتر سران كفر و شرك در صدراسلام، دچار روح لجاجت و حقناپذیری و مصمم بر نپذیرفتن ایمان
فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ
3- آن دسته از مشركان و كافران صدراسلام- كه عذاب الهی بر آنان مقرر گردیده بود- برای همیشه از ایمان محروم شدند.
لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلی أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ
«فاء» در جمله «فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ» تفریعیه است و این جمله متفرع بر جمله قبل میباشد؛ یعنی، چون مقرر شد كه بیشتر آنان عذاب شوند، پس توفیقی برای ایمان آوردن نخواهند داشت.
4- كسانیكه عذاب الهی بر آنان مقرر شده باشد، برای همیشه از ایمان محروم خواهند شد.
لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلی أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ
5- ایمان آوردن به تعلیمات پیامبران، در گرو وجود زمینه آن در ایمانآورنده
لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلی أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ
6- بیشتر سران شرك در صدراسلام، زمینه ایمان و تأثیرپذیری از تعالیم اسلام را نداشتند.
لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلی أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ
[سوره یس (36): آیه 8]
إِنَّا جَعَلْنا فِی أَعْناقِهِمْ أَغْلالاً فَهِیَ إِلَی الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ (8)
[گویی] ما بر گردنهایشان غلهایی نهادهایم كه آن غلها تا زیر چانههایشان قرار گرفته و در نتیجه سرهایشان بالا مانده [و پیش پای خود را نمیبینند].
1- مردمی كه ایمان نیاورند و محكوم به عذاب الهی گردند، مانند كسانیاند كه در گردنشان تا چانهها، غل و زنجیر قرار داشته و سرهایشان به طرف بالا مانده باشد.
إِنَّا جَعَلْنا فِی أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا فَهِیَ إِلَی الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ
«ذقن» (مفرد «أذقان») به معنای چانه و «قمح» (ریشه «مُقْمَحُونَ») به معنای بلند كردن سر است. گفتنی است آیه شریفه در مقام تمثیل و تشبیهِ حالِ كافران و مشركانِ لجوجی است كه نمیخواستند هرگز ایمان بیاورند.
2- كافران و مشركان لجوج و حقناپذیر، محروم از فهم صحیح حقایق الهی
إِنَّا جَعَلْنا فِی أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا ... فَهُمْ مُقْمَحُونَ
از تشبیه كافران لجوج و حقناپذیر به انسانهایی كه چون اسیران، غل و زنجیر بر گردن دارند و سرهایشان بالا مانده و از دیدن پیشپای خویش محروماند، برداشت یاد شده به دست میآید.
3- لجاجت و حقناپذیری، موجب محرومیت از فهم صحیح حقایق الهی
فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ. إِنَّا جَعَلْنا فِی أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا ... فَهُمْ مُقْمَحُونَ
[سوره یس (36): آیه 9]
وَ جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ (9)
و از جلوی آنان حایلی و از پشت سرشان نیز حایلی قرار داده و آنان را به گونهای پوشاندهایم كه [چیزی را] نمیبینند.
1- مردمی كه ایمان نیاورند و محكوم به عذاب الهی گردند، مانند كسانیاند كه سدّی بلند در پیش رو و پشت سرشان نهاده شده و بر دیدگانشان پردهای افكنده شده كه هیچ چیز نبینند.
وَ جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا
تنكیر «سَدًّا» برای تعظیم است و به قرینه «فَأَغْشَیْناهُمْ»، مقصود از آن، سدّی بلند است.
2- مشركان و كافرانِ لجوج و حقناپذیر، محروم از شناخت صحیح حقایق الهی و فاقد بصیرت و بینایی
فَأَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ
«إغشاء» (مصدر «أغشینا») به معنای قرار دادن پرده بر چیزی است كه آن را بپوشاند. در جمله «فَأَغْشَیْناهُمْ» نیز مضافی در تقدیر است؛ یعنی، «فأغشینا أبصارهم».
3- لجاجت، حقناپذیری و دوری از ایمان، موجب محرومیت از شناخت درست حقایق الهی و از دست دادن بصیرت و بینایی
فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ ... فَأَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ
4- «عن أبیجعفر (ع) فی قوله: «وَ جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْناهُمْ» یقول: فأعمیناهم «فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ» الهدی ...؛ «تفسیر قمی، ج 2، ص 212؛ نورالثقلین، ج 4، ص 376، ح 19.»
از امامباقر (ع) درباره سخن خدا «... فَأَغْشَیْناهُمْ» روایت شده است: خدا میفرماید: آنان را كور كردیم، پس نور هدایت را نمیبینند ...».
[سوره یس (36): آیه 10]
وَ سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ (10)
و برای آنان یكسان است، چه آنان را اخطار كنی یا اخطار نكنی ایمان نمیآورند.
1- بیشتر سران شرك و كفر در صدراسلام، بهگونهای بودند كه انذار و اخطارِ پیامبر (ص) در آنان كارساز نبوده و ایمان نمیآوردند.
لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلی أَكْثَرِهِمْ ... وَ سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ
2- بیشتر سران شرك و كفر در صدر اسلام، گرفتار روح لجاجت و حقناپذیری بودند.
وَ سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ
3- كسانیكه دارای روح لجاجت و حقناپذیری باشند، انذارها و اخطارهای پیامبران، در آنان كارساز نخواهد بود.
وَ سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ
4- تأثیر انذارها و اخطارهای به حقّ، در گرو وجود شایستگیها و زمینههای لازم برای پذیرش آن در نهاد آدمی است.
وَ سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ
5- انذار و اخطار، از روشهای تبلیغی- هدایتی پیامبر (ص)
وَ سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ
6- انسانِ منهای تعالیم دین و پیامبراسلام، مواجه با خطرها، آسیبها و دشواریهای علاجناپذیر است.
وَ سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ
از انذار كردن رسولاكرم (ص) به دست میآید كه بر سر راه انسانها، خطرها، آسیبها و دشواریهای بسیاری است كه پیامبر (ص) به آنان انذار و اخطار میكند و اگر انسان از رهنمودهای اسلام و پیامبر (ص) بهره نگیرد و به آن ایمان نیاورد، گرفتار آنها خواهد شد.
[ دوشنبه ۱۳۹۵/۱۲/۳۰ ] [ 9:51 ] [ سعید ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||