|
منتخب تفاسیر أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
| ||
|
يكى از دلايل اعجاز قرآن كه متأسفانه كمتر مورد توجه قرار ميگيرد ،آياتى است كه چهره رياضى جهان را براى ما بيان ميدارد . بيان چهره رياضى جهان در آن دوران ظلمت مطلق و جهالت همه گير و در آن سرزمينى كه اصلا انديشه اى بنام انديشه محاسبه وجود نداشته از كسى كه هيچ درسى نخوانده است . اعجازيست بسيار روشن . براى درك اين اعجاز دو چيز شرط است : شرط يكم اطلاع كافى از وضع عمومى شبه جزيره عربستان در آن دوران و آگاهى كامل از زندگى ابتدائى پيامبر اسلام . شرط دوم بى غرض بودن و داشتن وجدان و انصاف و دورى از اصول قالبگيرى شده براى تاريخ شناسى . از جمله آياتى كه چهره رياضى جهان را براى ما بيان ميدارد : 1 وَ اِنْ مِنْ شَيْئىٍ اِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُه اِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ 1 ( هيچ چيزى وجود ندارد مگر اينكه منابع آنها در نزد ما است و ما نميفرستيم آنرا مگر با اندازه معلوم ) . 2 لَقَدْ اَحْصاهُمْ وَ عَدَّهُمْ عَدّاً 2 ( قطعا خداوند آنها را محاسبه نموده و با شمارش بجريان انداخته است ) . 3 اَلَّذى لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْئىٍ فَقَدَّرَهُ تَقْديراً 3 ( خداونديكه ملك آسمانها و زمين از آن او است و فرزندى براى خود اتخاذ نكرده و در ملك شريك براى او نيست و همه چيز را آفريده و آنها را با اندازههاى معين تقدير نموده است ) . 4 وَ كُلَّ شَيْئىٍ اَحْصَيْناهُ فى اِمامٍ مُبينٍ 4 ( و هر چيزى را در امامى آشكار محاسبه نمودهايم ) . 5 وَ اَحْصى كُلَّ شَيْئىٍ عَدَدا 5 ( و همه چيز را از بعد عددى آن شمارش نموده است ) . در مواردى ديگر چهره رياضى جهان را در قرآن ميتوانيم ببينيم. از آنجمله الحجر آيه 19 و الانبياء آيه 47 و النباء آيه 29 و الاعلى آيه 3 نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده استنتيجه يكم حاكميت پديده كميت در جهان طبيعت و بعد مادى انسان حقيقتى است كاملا روشنتوجه باين حقيقت روشن ما را با واقعياتى بسيار ضرورى و مفيد آشنا ميسازد . از آنجمله : 1 قطعا بايد بپذيريم كه ارتباط ما با جهان نميتواند بر پايه خيالات و پندارهاى بىاساس استوار شود ، زيرا پديده كميت كه واقعيتى شوخى ناپذير است . در همه پديدههاى طبيعت و بعد مادى انسان ، بدون پذيرش انعطاف بكار خود مشغول است . شما در هيچ نقطهاى از دنيا 1 را 2 نخواهيد ديد و با 8 با خيال 16 و با 14 با پندار 25 روبرو نخواهيد گشت . بعلاوه منها نميشود و منها بعلاوه نخواهد گشت . تصرفات ما در نمود رياضى جهان ، موجب نابودى خود جهان نميگردد ، بلكه تغييراتى را بسود خود ميتوانيم ايجاد كنيم . و در هر تغييرى كه بوجود ميآيد ، اگر موضوع تغيير يافته نمود عينى داشته باشد ، حتما كميت را كه از مقولات عام جهان است در آن نمود عينى حكمفرما خواهيم يافت . وقتى كه ميگوئيم : كميتى به كيفيتى تبديل يافت ، بايد بدانيم كه آن كميت اگر از عينيت خارج از من برخوردار بوده باشد ، بطور حتم داراى كيفيتى مخصوص همان موقعيت خواهد بود . نتيجه دوم اين آيات هشدارى بسيار جدى به انسان ميدهد كه جهان را جايگاه بازى تلقى نكنندو بدانند كه حتى اگر بخواهند به انگيزگى تمايلات بىاساس خود از قانون فرار كنند ، حركت آنان براى فرار هم از نقطه آغاز و هم در مسير و هم در نقطه مقصد ، مشمول قانون عمل و عكس العمل بوده و اين فرار و بازى حركتى در ميان واقعيتها است كه قابل محاسبه دقيق است ، آنچه كه آدمى را فريب ميدهد ، احساس كيفى سلطه بر فرار و بازيست و بس انسان در اين احساس كيفى كه از مقوله 2 و 3 و 4 پيروى نميكند ، گمان ميبرد كه آنچه كه در نتيجه بازى و فرار در عالم واقعيتها نقش مىبندد همان احساس ذهنى او است كه هيچ عينيتى ندارد اينجا است كه آدمى در خود فريبى به آخرين حد ميرسد ، زيرا چه فريبى بالاتر از اين كه انسان با اينكه ميداند تماس كبريت شعلهور با انبار بنزين موجب شعلهور شدن آن انبار خواهد بود ، خواه آن كبريت شعلهور را با قصد شوخى بطرف يك نفر بيندازد و آن كبريت در مسير خود به جايگاه بنزين بيفتد و خواه با قصد ايجاد روشنائى و خواه يك ميمون اين كار را انجام بدهد يا ابن سينا ، بالاخره با هر انگيزه و عاملى كه تماس عينى كبريت شعلهور با بنزين تحقق پيدا كند ، بنزين شعلهور خواهد گشت . خلاصه بايد درست دقت كرد كه : اگر يك ذره را برگيرى از جاى شيخ محمود شبسترى يكى ديگر از عوامل اشتباه و بيخيالى بعضى از مردم ، در حكومت كميتها در عالم عينى و امكانناپذير بودن خلاء مطلق در جهان كششها و امتدادهاى قابل قسمت واقعى يا قراردادى ، موضوع عدم سنخيت نتيجهها با مقدمات و مقدمات با نتايج است . بعنوان مثال : خودخواهى يك خودپرست كه يك فعاليت درونى است و هيچ نمود فيزيكى ندارد ، بهيجان ميآيد و در ميدان جهان عينى كارهائى را انجام ميدهد كه كاملا محسوس و داراى نمود فيزيكى است ، مسلم است كه فعاليت خودخواهى اين خودپرست در ميان آن نمودهاى عينى ديده نميشود و حتى اگر اطلاعى از وضع روانى فاعل نداشته باشيم ، با تجزيه و تحليل آن نمودهاى عينى ، نميتوانيم بفهميم كه عامل بوجود آمدن اين نمودها چه و كه بوده است ، مگر با مقايسهها و تطبيقات قبلى كه درباره انسان و طرز تفكرات و خيالات و خودپرستىهاى او داريم . همچنين بالعكس ، يعنى پديدههائى عينى محكوم به كميت و كيفيت را بوجود ميآوريم مانند كاشتن بذر گل كه در خاك محسوس با دست محسوس در باغ محسوس انجام ميگيرد و براى پروراندن آن ، از نور آفتاب محسوس و از آب محسوس استفاده ميكنيم و آفات محسوس را از آن دور ميكنيم و نتيجهاى را كه از اين همه حركات محسوس در جهان عينى محسوس خواهيم برد ، بدست آوردن لذت تماشاى آن گل است كه با وسيله ارتباط حس بينائى با آن بدست خواهيم آورد ، احساس زيبائى در ميدان مادى بنام مغز بوجود ميآيد كه آنهم تابع قوانين كمى است . اين احساس و لذت كه محصولى از آن مقدمات محكوم به كميتهاى خاص است ، سنخيتى با آن مقدمات ندارد . اين عدم سنخيت كه در طرفين مقدمات و نتايج ديده ميشود ، محاسبات ما را درباره مسائل كمى و كيفى بهم ميريزد . ولى در هر حال هيچ يك از طرفين و رابطه ميان آنها بىحساب نميباشد ، زيرا هر نقطهاى را كه زير نظر بگيريم يا علتى است كه در جريان بوجود آوردن معلول است و يا معلولى است كه بدنبال علتى بوقوع پيوسته است ، نهايت اينست كه قانون عليت را نبايد بآن مفهوم سطحى و خشن كه در معلومات سطحى خود منظور مينمائيم ، تلقى كنيم . . . ترجمهوتفسيرنهج البلاغه، ج 8 -----------( 1 ) الحجر آيه 21 . -----------( 2 ) مريم آيه 94 . -----------( 3 ) الفرقان آيه 2 . -----------( 4 ) يس آيه 12 . -----------( 5 ) الجن آيه 28 .
[ شنبه ۱۳۹۲/۰۶/۱۶ ] [ 11:40 ] [ سعید ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||