آيه 95
إِنَّ اللَّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوَى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذلِكُمُ اللَّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ به راستى خدا شكافنده دانه و هسته است. زنده را از مرده پديد مىآورد، و پديد آورنده مرده از زنده است. اين است خدا (ى شايسته پرستش)؛ پس چگونه منحرف مىشويد؟
*خداوند شكافنده دانهها و هستهها براى روييدن است.
إن الله فالق الحب و النوى
«حب» به دانههايى مانند گندم و جو گفته مىشود (راغب) و «نوى»، جمع «نواة»، به معناى هستهها است.
* پديد آمدن موجود زنده از دل مردگان و مرده از دل زندگان، قانونى مستمر در طبيعت است.
يخرج الحى من الميت و مخرج الميت من الحى
كلمات «يخرج» در «يخرج الحى» و «مخرج» در «مخرج الميت من الحى» دال بر استمرار است.
*قدرت خداوند بر روياندن گياه زنده از دل دانه و هسته مرده، نمودى از قدرت او بر زنده ساختن آدمى پس از مرگ است.
لقد جئتمونا فردى كما خلقنكم أول مرة ... إن الله فالق ... مخرج الميت من الحى
*مطالعه در طبيعت و نظام آن، راهى براى رسيدن به توحيد است.
إن الله فالق الحب و النوى ... ذلكم الله فأنى تؤفكون
* گرايش به توحيد امرى فطرى و معقول، و شرك پندارى دور از حقيقت و موجب شگفتى است.
ذلكم الله فأنى تؤفكون
در مفردات راغب آمده است كه «افك» به معناى دروغ و نيز هر چيزى است كه در غير مجرا و مسير صحيح خود قرار گرفته باشد. جمله «فأنى تؤفكون» در عين استفهام همراه با تعجب، بر انحراف و دروغ بودن شرك و در نتيجه بر حقانيت و راستى توحيد اشاره دارد.
*از امام صادق (ع) روايت شده است: ... خداوند عزوجل مىفرمايد: «يخرج الحى من الميّت و مخرج الميت من الحى» (زنده را از مرده پديد مىآورد، و پديد آورنده مرده از زنده است)، مقصود از «حى» (زنده) مؤمنى است كه طينت او از طينت كافر بيرون مىآيد و مراد از «ميت» (مرده)، كافرى است كه طينت او از طينت مؤمن خارج مىگردد ....
آيه 96
فَالِقُ الْإِصْبَاحِ وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْبَاناً ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ شكافنده صبح است، و شب را (براى) آرامش، و خورشيد و ماه را وسيله حساب قرار داده است. اين است اندازهگيرى آن خداى عزّتمند و دانا.
* خداوند شب را هنگام آرامش و روز را زمان تلاش و كار قرار داده است.
فالق الإصباح و جعل الّيل سكنا
ذكر صبح قبل از بيان «سَكَن» بودن شب، اشارهاى لطيف به تفاوت روز و شب دارد، كه در حقيقت روز نقطه مقابل شب و براى كار و تلاش قرار داده شده است.
*شكافته شدن صبح، آرامش شب و نظم و حساب خورشيد و ماه، بر اساس برنامهريزى خداوند است.
فالق الإصباح ... ذلك تقدير العزيز العليم
*برنامههاى جارى جهان هستى، نمودى از قدرت مطلقه و دانش گسترده خداوند است.
فالق الإصباح ... ذلك تقدير العزيز العليم
*مطالعه در طبيعت و كرات آسمانى و نظم دقيق و برنامه آنها، راهى براى درك توحيد است.
فأنى تؤفكون. فالق الإصباح ... ذلك تقدير العزيز العليم
سياق آيات گذشته بيان توحيد و نفى شرك و فرجام آن بود. اين آيه نيز، كه پس از جمله «فأنى تؤفكون» در آيه پيشين قرار دارد، در صدد بيان دليل و رهنمودى ديگر براى راهيابى انسان به توحيد است.
آيه 97
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ و اوست آن كه ستارهگان را براى شما قرار داد تا به وسيله آن در تاريكىهاى خشكى و دريا هدايت يابيد. همانا ما اين آيات را براى مردمى كه دانايند شرح دادهايم.
* ستارگان و موقعيت و مدارهاى آنها، داراى نظم و حساب و برنامه مشخص است.
جعل لكم النجوم لتهتدوا بها فى ظلمت البر و البحر
راهيابى به وسيله ستارگان زمانى ميسر است كه مدارات و موقعيت آنها داراى نظمى مشخص باشد؛ زيرا در غير اين صورت راهيابى به وسيله آنها ممكن نبود.
* مطالعه در كيهان و مدارها و موقعيت ستارگان، راهى براى درك توحيد و خداشناسى است.
و هو الذى جعل لكم النجوم لتهتدوا بها
* هدف از بيان آيات طبيعت در قرآن استفاده دانشمندان است.
إن الله فالق ... فالق الإصباح ... النجوم لتهتدوا ... قد فصلنا الأيت لقوم يعلمون
*آگاهان و دانشمندان، از آيات و مظاهر تفصيليافته خداوند در طبيعت بهره مىبرند.
قد فصلنا الأيت لقوم يعلمون
مراد از «آيات» در «فصلنا الآيات» مىتواند مظاهر طبيعت باشد.
*دانش، شرط راهيابى انسان به شناخت خداوند و يگانگى او از طريق مطالعه در طبيعت است.
فالق الإصباح ... قد فصلنا الأيت لقوم يعلمون
آيه 98
وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ و اوست آن كه شما را از يك تن پديد آورد، پس براى شما قرارگاه و وديعتگاهى خواهد بود. همانا ما اين آيات را براى مردمى كه مىفهمند شرح دادهايم.
* خداوند، تمامى آدميان و نژادها و تيرههاى مختلف آنان را از يك شخص (آدم) آفريده است.
و هو الذى أنشأكم من نفس وحدة
* هيچ تفاوت ذاتى و بنيادى در بين تيرهها و نژادهاى مختلف بشر وجود ندارد.
هو الذى أنشأكم من نفس وحدة
*آدميان، در عين استقرار در زمين، ثبات نداشته و در آن به وديعت نهاده شدهاند.
أنشأكم من نفس وحدة فمستقر و مستودع
* تفكر در چگونگى آفرينش انسان، راهى براى رسيدن به توحيد است.
و هو الذى أنشأكم ... قد فصلنا الأيت لقوم يفقهون
* ابو بصير گويد از امام باقر (ع) درباره «هو الذى أنشأكم ...»، سؤال كردم، فرمود: ... «مستقر» كسى است كه ايمان در دل او استقرار يافته و هيچگاه از آن جدا نشود. و «مستودع» كسى است كه مدتى ايمان نزد او به وديعت نهاده شده و سپس از او گرفته شود ....
آيه 99
وَ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِراً نُخْرِجُ مِنْهُ حَبّاً مُتَرَاكِباً وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَ جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنَابٍ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَ غَيْرَ مُتَشَابِهٍ انْظُرُوا إِلَى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَ يَنْعِهِ إِنَّ فِي ذلِكُمْ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ و اوست آن كه آبى از آسمان نازل كرد؛ پس به وسيله آن هر گونه روييدنى بيرون آورديم، و از ميان آنها سبزههايى خارج ساختيم كه از آنها دانههايى روى هم چيده بيرون مىآوريم؛ و از شكوفه درختان خرما خوشههايى است در دسترس. و (نيز) باغهايى از انگور و زيتون و انار، همانند و ناهمانند (پديد مىآوريم). به ميوه آنها وقتى كه بار مىدهند و به رسيدنشان (با نظر عبرت) بنگريد. همانا در اينها براى مردمى كه ايمان دارند نشانههايى (عظيم از قدرت خدا) است.
* رويش گياهان به وسيله آب باران، نمود تدبير خداوند
أنزل من السماء ماء فأخرجنا به نبات كل شىء
*خداوند در اداره امور عالم طبيعت و چرخش حيات آن از طريق اسباب عمل مىكند.
أنزل من السماء ماء فأخرجنا به نبات كل شىء
*خداوند از گياهان سبز، سنبلههايى با دانههاى چيده شده بر روى هم بيرون مىآورد.
فأخرجنا منه خضرا نخرج منه حبا متراكبا
*خداوند با باران از شكوفههاى نخل، خوشههايى سر فروهشته و در دسترس را مىروياند.
فأخرجنا ... و من النخل من طلعها قنوان دانية
«طلع» به معناى شكوفه خرما و «قنوان» نيز به معناى خوشه است، «قنوان دانية» يعنى خوشههاى نزديك و در دسترس.
* درختان و ميوههاى زيتون و انار، در عين تشابه، با يكديگر متفاوت هستند.
و الزيتون و الرمان مشتبها و غير متشبه
*گوناگونى درختان يك ميوه و تفاوت ثمرههاى آن، در عين شباهت با يكديگر، از آيات خداشناسى و توحيد است.
و هو الذى ... و الزيتون و الرمان مشتبها و غير متشبه
*دوران ثمردهى تا رسيدن ميوه نخل و تاك و زيتون و انار، شايان مطالعه و تأمل و راهى براى خداشناسى است.
و من النخل ... من أعناب و الزيتون و الرمان ... أنظروا إلى ثمره إذا أثمر و ينعه إن فى ذلكم لأيت
* لزوم مطالعه و تحقيق در چگونگى ثمر دادن و رشد و رسيدن ميوههاى درختان
أنظروا إلى ثمره إذا أثمر و ينعه
*مؤمنان داراى زمينه لازم براى درك آيات خداوند در طبيعت هستند.
و هو الذى أنزل ... إن فى ذلكم لأيت لقوم يؤمنون
*تحصيل ايمان از راه مطالعه در طبيعت نشانه علم و فهم است.
الأيت لقوم يعلمون ... لقوم يفقهون ... لقوم يؤمنون