|
منتخب تفاسیر أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
| ||
|
آيه 27 وَ لَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقَالُوا يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَ لَا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ و اگر ببينى (آنان را) وقتى كه بر آتش نگاه داشته مىشوند، پس مىگويند: اى كاش (به دنيا)بازگردانده مىشديم و آيات پروردگارمان را تكذيب نمىكرديم و از مؤمنان مىبوديم. * كافران به هنگام روبرو شدن با آتش دوزخ آرزومند بازگشت به دنيا، تكذيب نكردن آيات پروردگار و قرار گرفتن در زمره مؤمنان. فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين * وضعيت دهشتزا و غير قابل توصيف كافران به هنگام ورود به دوزخ و چشيدن آتش و لو ترى إذ وقفوا على النار *فرستادن آيات و معجزات براى مردم، به مقتضاى ربوبيت الهى و براى تربيت آنان است. فقالوا يليتنا نردّ و لا نكذّب بأيت ربنا *مشركان در مرحلهاى از قيامت منكر شرك خويش و در مرحلهاى معترف به آن مىشوند. و اللّه ربنا ما كنا مشركين ... فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين برداشت فوق از ارتباط آيه 23 و 27 به دست مىآيد، مشركان در آنجا مشرك بودن خودشان را منكر شدند، ولى در اينجا اعتراف كردند كه آيات را تكذيب مىكردند و مؤمن نبودند. *كافران با مشاهده مقام و جايگاه مؤمنان در قيامت به آن حسرت مىخورند. يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين آيه 28 بَلْ بَدَا لَهُمْ مَا كَانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (چنين نيست،)بلكه آنچه را قبلًا پنهان مىداشتند برايشان آشكار شده است، و اگر (به دنيا)باز گردانده شوند، به همان چيزى كه از آن نهى شدهاند باز مىگردند، و قطعاً آنان دروغگويند. *پديدار شدن عذابى كه مشركان آن را انكار مىكردند، موجب آرزوى بازگشت به دنيا، نه ايمان واقعى به خداوند و آيات فقالوا يليتنا نرد ... بل بدا لهم ما كانوا يخفون من قبل * عمق وجدان مشركان در دنيا گواه بر حقانيت توحيد و معاد مىدهد. بل بدا لهم ما كانوا يخفون من قبل مراد از «ما يخفون»، به قرينه آيات پيشين، حقايق ايمانى، از قبيل توحيد و معاد، است كه مشركان آن را در ضمير خويش پنهان مىساختند. * مشاهده عذاب قيامت زمينه آگاهى و وقوف مشركان بر شرك خويش ما كنا مشركين ... بل بدا لهم ما كانوا يخفون من قبل مراد از جمله «ما كانوا يخفون»، به قرينه آيت پيشين (... و اللّه ربنا ما كنا مشركين) مىتواند شرك و اختفاى آن از سوى مشركان در برخى از مواقف قيامت و «من قبل» اشاره به آن موقف باشد. *بازگشت به دنيا پس از حشر در قيامت ممكن نيست. و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه «لو» غالباً در مواردى به كار مىرود كه شرط آن كارى ممتنع و غير عملى باشد. لذا جمله «ردوا» كه شرط براى «لو» مىباشد امرى غير عملى است. * لجاجت پيشگان مشرك، پس از ديدن جهنم نيز اگر به دنيا بازگردند اصلاح نمىشوند. و لو ترى إذ وقفوا على النار ... و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه *دروغگويى، شيوه هميشگى مشركان لجاجت پيشه است. فقالوا ... و إنهم لكذبون تعبير «كاذبون» به صيغه اسم فاعل، بيانگر آن است كه صفت دروغگويى در آنان رسوخ كرده و شيوه هميشگى آنان گشته است. *مشركان حتى در قيامت دروغ مىگويند. فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب ... و إنهم لكذبون آيه 29 وَ قَالُوا إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَ مَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ و گفتند: جز اين زندگى دنياى ما زندگى ديگرى نيست و ما هرگز برانگيخته نخواهيم شد. * منكران معاد داراى بينشى سطحى و مادى هستند. و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا و ما نحن بمبعوثين * برخى كافران، حتى در صورت بازگشت به دنيا، زندگى را منحصر به دنيا دانسته و قيامت را انكار مىكنند. و لو ردوا لعادوا ... و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا جمله «و قالوا» مىتواند عطف بر جمله «لعادوا» باشد. يعنى اگر به دنيا بازگردند، به همان روش باطل خودروى آورده و باز هم معاد را انكار مىكنند. آيه 30 وَ لَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُوا عَلَى رَبِّهِمْ قَالَ أَ لَيْسَ هذَا بِالْحَقِّ قَالُوا بَلَى وَ رَبِّنَا قَالَ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ و اگر ببينى (آنان را) وقتى كه در پيشگاه پروردگارشان نگاه داشته مىشوند، (خدا) مىگويد: آيا اين (روز جزا) حق نيست؟ مىگويند: چرا، به پروردگارمان سوگند (كه حق است). مىگويد: پس بچشيد اين عذاب را به سزاى آن كه كفر مىورزيديد. * منكران معاد در قيامت به حقانيت رستاخيز با سوگند اقرار مىكنند. و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا *ترسيم صحنههاى قيامت، از شيوههاى قرآن در تربيت و هدايت است. و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا تكرار جمله «لوترى» در اين آيه و آيه 27 و همچنين بيان ويژگيهاى قيامت در آيات متعدد گوياى نكته فوق است. *محاكمه و مجازات منكران معاد، جلوهاى از ربوبيت خداوند است. و لو ترى إذ وقفوا على ربهم ... قالوا بلى و ربنا قال فذوقوا العذاب *بازخواست از كافران، درباره توحيد، نبوت و معاد در مواقف قيامت و يوم نحشر هم جمعياً ... و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق «أين شركاؤكم» (در آيه 22) مؤاخذه درباره توحيد، «لاتكذب بآيات ربنا» (در آيه 27) مؤاخذه درباره نبوت، «أليس هذا بالحق» (در آيه 30) مؤاخذه درباره قيامت است. *عذاب منكران معاد، به فرمان مستقيم خداوند در قيامت صورت مىگيرد. قال فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون ضمير فاعل در «قال» به خداوند باز مىگردد. *كافران در قيامت براى اثبات گفتههاى خويش مكرر سوگند مىخورند. و اللّه ربنا ما كنا مشركين ... قالوا بلى و ربنا * انكار معاد، كفر است. أليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا قال فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون [ چهارشنبه ۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ] [ 22:46 ] [ سعید ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||