|
منتخب تفاسیر أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
| ||
|
وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ ﴿45﴾ و چون خدا به تنهايى ياد شود دلهاى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند منزجر مىگردد و چون كسانى غير از او ياد شوند بناگاه آنان شادمانى مىكنند (45) - مقدار باور و ايمان خود را نسبت به آخرت، از طريق تنفّر يا توجّه خود نسبت به احكام خداوند بيازماييم. «اشمأزّت... يستبشرون» - ميان توحيد و معاد رابطه تنگاتنگى است. «ذكر اللّه... اشمأزت قلوب الّذين لا يؤمنون بالاخرة» - ذكر خدا كه مايهى آرامش دلهاست، براى گروهى مايه آزار و اذيّت است. «اشمأزّت» قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿46﴾ بگو بار الها اى پديدآورنده آسمانها و زمين [اى] داناى نهان و آشكار تو خود در ميان بندگانت بر سر آنچه اختلاف مىكردند داورى مىكنى (46) وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ مِن سُوءِ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَبَدَا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ ﴿47﴾ و اگر آنچه در زمين استيكسره براى كسانى كه ظلم كردهاند باشد و نظيرش [نيز] با آن باشد قطعا [همه] آن را براى رهايى خودشان از سختى عذاب روز قيامتخواهند داد و آنچه تصور[ش را] نمىكردند از جانب خدا بر ايشان آشكار مىگردد (47)وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون ﴿48﴾ و [نتيجه] گناهانى كه مرتكب شدهاند برايشان ظاهر مىشود و آنچه را كه بدان ريشخند مىكردند آنها را فرا مىگيرد (48) - در برابر افرادى كه به غير خدا دل سپردهاند و از بردن نام خدا تنفر دارند، به خدا توجّه كنيم. «قل الّلهم» - آفرينش آسمانها مهمتر از آفرينش زمين است. (هميشه نام آسمان قبل از نام زمين برده شده است). «السموات و الارض» - علم خداوند به غيب و شهود يكسان است. «عالم الغيب و الشهادة» - اختلاف ميان مشركان و موحدان هميشه خواهد بود. «كانوا فيه يختلفون» - غريزهى حبّ ذات بر حبّ مال غالب است. «ما فى الارض... لافتدوا به» - محاسبات انسان، جامع و واقعگرا نيست. «بدا لهم من اللّه مالم يكونوا يحتسبون» - روز قيامت، روز كشف و ظهور است و تمام اسرار آشكار مىشود. «بدا لهم» - خلاف، زمانى جرم مىشود كه همراه با ستم، استهزا، تعمّد و استمرار باشد. «ظلموا - كسبوا - كانوا به يستهزؤن» - قهر الهى تمام وجود ستمگران را مىگيرد. «حاق بهم» فَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿49﴾ و چون انسان را آسيبى رسد ما را فرا مىخواند سپس چون نعمتى از جانب خود به او عطا كنيم مىگويد تنها آن را به دانش خود يافتهام نه چنان استبلكه آن آزمايشى است ولى بيشترشان نمىدانند (49) قَدْ قَالَهَا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿50﴾ قطعا كسانى كه پيش از آنان بودند [نيز] اين [سخن] را گفتند و آنچه به دست آورده بودند كارى برايشان نكرد (50)فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَالَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ هَؤُلَاء سَيُصِيبُهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ ﴿51﴾ تا [آنكه] كيفر آنچه مرتكب شده بودند بديشان رسيد و كسانى از اين [گروه] كه ستم كردهاند به زودى نتايجسوء آنچه مرتكب شدهاند بديشان خواهد رسيد و آنان درماندهكننده [ما] نيستند (51) - انسان به قدرى عاجز است كه به مجرّد رسيدن خطر فرياد مىزند. «مَسّ الانسان ضُرّ دَعانا» - تلخىها ، نتيجه عملكرد انسان و مايهى آزمايش است، ولى نعمتها لطف الهى است. «مسّ الانسان ضُرّ... خوّلناه نعمة منا» - فشارها و حوادث انسان را به ناتوانى خود معترف و فطرت خداجويى را در انسان بيدار و شكوفا مىكنند. «فاذا مسّ الانسان ضُرّ دعانا» - رفاه و آسودگى، بستر غفلت و غرور است. «خوّلناه نعمة... انّما اوتيته على علمٍ» - از نمونههاى تاريخى براى هدايت و تربيت بهره گيريم. «قد قالها الّذين من قبلهم» - تاريخ، بهترين گواه است كه مال و ثروت به هنگام قهر الهى، نه در دنيا انسان را نجات مىدهد و نه در آخرت. «فما اغنى عنهم ما كانوا يكسبون» - سرنوشت انسان به دست خود اوست. «فاصابهم سيئات ما كسبوا» [ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۶ ] [ 20:8 ] [ سعید ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||