|
منتخب تفاسیر أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
| ||
|
سوره انعام ترجمه طاهرى، ص: 142 111- حتى اگر فرشتگان را بر آنها نازل مىكرديم و مردگان با آنها سخن مىگفتند و هر معجزهاى را در برابرشان حاضر مىكرديم، باز [هم] سر ايمان نداشتند «1»، مگر اينكه خدا بخواهد و ليكن بيشترشان نادانى مىكنند. 112- اين گونه براى هر پيامبرى دشمنانى از ديو نهادان انس و جن «2» پديد آورديم كه با گفتار آراسته، به منظور فريب، در نهان به يكديگر پيام مىفرستند و اگر پروردگار تو مىخواست [جبراً جلوگيرى مىكرد و] چنين نمىكردند، [ولى انسانها را مختار آفريد] «3» پس آنها را با دروغهايى كه مىسازند به حال خود واگذار 113- تا [مورد آزمايش قرار گيرند] و دلهاى كسانى كه به آخرت «4» باور ندارند به [گفتار فريباى] آنها گرايش يابد و آن را بپسندند و هر چه مىخواهند بكنند. 114- آيا [سزاست كه] داور ديگرى جز خدا انتخاب كنم؟ و حال آنكه اوست كه اين كتاب را واضح بر شما نازل كرده است و اهل كتاب مىدانند كه بحق از جانب پروردگارت نازل شده است، پس هرگز در زمره ترديد كنندگان مباش. 115- اراده پروردگار تو بر [اساس] راستى و عدالت شكل گرفته است تغيير و تبديل دهندهاى بر ارادههاى «5» او وجود ندارد و اوست شنوا و دانا. 116- و اگر از بيشتر مردم [اين] سرزمين اطاعت كنى، تو را از راه خدا منحرف سازند آنها فقط پيرو گمانند و جز به تخمين سخن نمىگويند. 117- محققاً پروردگار تو به حال كسانى كه از راه او منحرف مىشوند، آگاهتر است و نيز به حال راه يافتگان. 118- از آنچه [به هنگام ذبح] نام خدا بر آن ياد شده است بخوريد، اگر به آياتش ايمان داريد [و بىجهت پارهاى از آنها را حرام تلقى نكنيد]. __________________________________________________ 1- پاسخ گفتار انكار ورزان است كه در آيه 21 فرقان (25) آمده است. 2- به زيرنويس آيه 130 انعام (همين سوره) توجه فرماييد. 3- به آيه 3 انسان (76) توجه فرماييد. [.....] 4- به زيرنويس آيه 101 يوسف (12) در مورد برابرى تكرار دو واژه «دنيا» و «آخرت» در قرآن، مراجعه فرماييد. 5- همين معنى و مفهوم به بيان ديگر در آيه 62 احزاب (33) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 143 119- چرا از ذبحى كه نام خدا بر آن ياد شده است نمىخوريد؟ در حالى كه خدا آنچه را حرام كرده، بوضوح بيان نموده است «1» كه [آن هم] مربوط به غير موارد اضطرار شماست. بسيارى [از مردم، ديگران را] ندانسته به هواى نفس خويش گمراه مىسازند [آنها متجاوز به حقوق مردمند و] بىگمان پروردگار تو به [حال] متجاوزان داناتر است. 120- گناه آشكار و پنهان را رها كنيد، كه گنهكاران به [سزاى] دستاوردشان مجازات خواهند شد. 121- از ذبحى كه نام خدا بر آن ياد نشده [و براى خوشامد طاغوتها كشته شده است،] نخوريد «2»، كه انحراف [از فرمان خدا] است. ديو نهادان به دوستان خود اشاره مىكنند كه با شما به مجادله برخيزند و اگر از آنها اطاعت كنيد، شما هم مشرك خواهيد بود. 122- آيا كسى كه [از جهل] مرده دل بود و [به ايمان] زندهاش كرديم و نور [معرفت] فرا راهش قرار داديم تا در پرتو آن [سرافراز] در ميان مردم پيش برود، همانند كسى است كه گويى در تاريكيها به سر مىبرد و راه خروج ندارد؟ رفتار انكار ورزان در نظرشان اين گونه آراسته شده است «3». 123- و بدينگونه در هر شهرى سردمداران بزهكارش «4» را گماشتيم [و به آنها ميدان داديم] تا به دسيسه پردازند در حالى كه تنها در حق خويش دسيسه مىكنند و نمىفهمند «5». 124- و زمانى كه آيتى برايشان برسد، گويند: باور نمىكنيم تا هنگامى كه مانند آياتى كه به پيامبران خدا داده شده، [مستقيم] به خودمان داده شود «6» [بگو:] خدا آگاهتر است كه رسالت خويش را به چه كسى بسپارد «7» بزودى مجرمان به كيفر دسيسههاشان در پيشگاه خدا گرفتار حقارت و عذابى سخت خواهند شد. __________________________________________________ 1- در آيات 115 نحل (16) و 145 همين سوره (انعام). 2- به زير نويس آيه 4 مائده (5) مراجعه فرماييد. 3- به آيه 25 فصلت (41) توجه فرماييد. 4- منظور از «اكابر مجرم» همان است كه در آيات 34 سبأ (34) و 23 زخرف (43) آمده است. منظور از مكرشان نيز همان است كه در آيه 33 سبأ (34) آمده است. 5- به آيه 182 اعراف (7) توجه فرماييد. 6- مفهوم انتقاد آنان به بيان ديگر در آيه 31 زخرف (43) آمده است. 7- مفهوم پاسخ هم، مشابه بخش اول آيه 32 زخرف (43) است. ترجمه طاهرى، ص: 144 125- هر كه را خدا بخواهد هدايت كند «1»، دلش را پذيراى تسليم [در برابر خود] «2» مىكند و هر كه را بخواهد گمراه كند «3»، دلش را تنگ [و ناپذيرا] گرداند، گويى [مىخواهد] به آسمان فرار كند [و از پذيرش حق گريزان است] خدا اين گونه پليدى را بر افراد ناباور قرار مىدهد. 126- اين راه راست پروردگار توست آيات خود را براى پند پذيران بوضوح بيان كردهايم. 127- آنها نزد پروردگارشان جايگاهى امن و آرام دارند «4» و خدا به پاداش رفتارشان كارساز آنهاست. 128- روزى كه خدا همه را احضار نمايد، [خطاب مىكند:] اى گروه جن، بسيارى از آدميان را به پيروى خود كشانديد و انسانهايى كه هوادار آنها بودند، گويند: پروردگارا، ما از يكديگر بهرهمند شديم تا به اجلى كه مقرر داشتى رسيديم. [خدا] گويد: آتش جايگاه شماست كه جاودانه در آن به سر بريد، مگر اينكه خدا بخواهد [گذشت كند] كه پروردگار تو فرزانهاى است دانا. 129- و به همين گونه ستمگران را به [سزاى] دستاوردشان، كارساز يكديگر قرار مىدهيم. 130- اى گروه جن «5» و انس، آيا پيامبرانى از ميان خودتان نيامدند كه آيات مرا بر شما حكايت مىكردند و شما را از ديدار امروزتان هشدار مىدادند؟ آنها پاسخ خواهند داد: بر ضد خويش گواهى مىدهيم زندگى دنيا آنها را فريب داد و [ناگزير] بر ضد خويش گواهى دادند كه حق را انكار مىكردند. 131- اين [هشدارها] از آن جهت است كه پروردگار تو هيچ گاه شهرها را در حالى كه مردم آن بىخبر و غافل باشند، به ستم نابود نمىكند «6». __________________________________________________ 1- با آيه 11 تغابن (64) (وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ) مقايسه فرماييد. 2- براى توجيه افزوده، با بخش پايانى آيه 71 انعام (6) مقايسه فرماييد. 3- به آيه 27 ابراهيم (14) وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ توجه فرماييد. 4- به آيه 62 مريم (19) توجه فرماييد وضعشان در دنيا هم در آيه 62 يونس (10) آمده است. 5- آيت اللَّه محمد جواد غروى در جلد دوم كتاب «آدم از نظر قرآن»، طى بحث مفصل و مستدل خود اظهار نظر كرده است كه گروه جن، انسانهايى هستند كه ناپيدا، پشت پرده، غايب، داراى صفات مستور و پنهان، مستقر در نقاط دور دست و يا گمنام مىباشند و اضافه مىكند كه كلمه «جن» به معنى قوه واهمه نيز مىباشد ضمناً جن را غرايز پنهان در بدن آدمى مىداند. اين برداشت و تلقى، پارهاى از مشكلات را در مورد موضوع «جن» در قرآن احتمالًا از ميان مىبرد و اللَّه اعلم. [.....] 6- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيه 165 نساء (4) و نيز بخش پايانى آيه 15 اسراء (17) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 145 132- هر گروه درجاتى متناسب با اعمالشان دارند و پروردگار تو از آنچه مىكنند غافل نيست «1». 133- پروردگارت بىنياز و داراى رحمت است «2» اگر اراده كند شما را مىبرد و پس از شما نسلى ديگر را به خواست خود جانشين [شما] خواهد كرد، چنان كه شما را نيز از نسل گروهى ديگر پديد مىآورد «3». 134- هر آنچه به شما وعده داده مىشود، به وقوع خواهد پيوست، و شما [خداى را] به تنگ نخواهيد آورد «4». 135- بگو: اى قوم من، همه امكانات خود را به كار گيريد، من هم [به وظايف خود] عمل مىكنم بزودى خواهيد دانست كه آسايش آخرت متعلق به كيست براستى ستمگران رستگار نخواهند شد. 136- [مشركان] براى خدا سهمى از كشت و دامها كه خودش پديد آورده است، قائل شدند و به تصور خودشان گفتند: اين بخش ويژه خداست و اين بخش ويژه معبودهاى ما سهمى كه براى معبودان قائل مىشدند به خدا نمىرسد، ولى سهم خدا به معبودها تعلق مىگيرد [براستى] داورى بدى مىكنند! 137- و همين گونه معبودهاى آنها در نظر بسيارى از مشركين، قتل فرزندانشان را [به عنوان قربانى براى خدايان] آراستند تا آنها را به هلاكت افكنند و آيينشان را بر آنها مشتبه سازند و اگر خدا مىخواست [جبراً جلوگيرى مىكرد و] چنين نمىكردند [ولى انسانها را مختار آفريد] «5»، پس آنها را با دروغهايى كه مىسازند به حال خود واگذار «6». __________________________________________________ 1- در اين رابطه به آيه 42 ابراهيم (14) توجه فرماييد ضمناً مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 162 و 163 آل عمران (3) آمده است. 2- مشمولين رحمت را در نيمه دوم آيه 156 اعراف (7) جستجو فرماييد. 3- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 133 نساء (4) و 19 و 20 ابراهيم (14) آمده است. 4- براى توجيه افزوده، به آيه 2 توبه (9) توجه فرماييد. 5- به آيه 3 انسان (76) توجه فرماييد. 6- زيرا هر كسى پند نمىگيرد و متنبه نخواهد شد، به آيه 11 يس (36) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 146 138- و به تصور خويش گفتند: اينها دامها و كشتزارهاى ممنوع است و جز كسانى كه ما بخواهيم نبايد كسى از آن بخورد و دامهايى است كه سوارى بر آنها تحريم شده است «1» و دامهايى ديگر است كه به هنگام ذبح، به عنوان افترا به خدا، نام خدا را بر آن نمىبرند بزودى [خدا] كيفر دروغهايى كه مىبافتند به آنان خواهد داد. 139- و گفتند: جنين و بچهاى كه در شكم اين دامهاست ويژه مردان ماست و بر همسران ما حرام شده است اما اگر [بچه حيوان] مرده [متولد شده] باشد، همه در آن شريكند [خدا] به سبب اين گفتار [ناهنجار] شان مجازاتشان خواهد كرد زيرا كه او فرزانهاى است آگاه. 140- آنها كه فرزندانشان را به سفاهت و نادانى كشتند و نعمتى را كه خدا روزىشان كرده بود به عنوان افترا به خدا حرام شمردند، براستى زيانكار شدند آنها گمراه شدند و راه يافته نبودند. 141- اوست كه باغهايى با داربست و بدون [نياز به] داربست پديد آورد و نيز نخلستان و كشتزار با ميوههاى گوناگون و زيتون و انار به صورت مشابه و غير مشابه هنگامى كه به بار مىنشيند، از ميوه آن بخوريد و هنگام برداشت، حق [مستمندان را نيز از] آن بپردازيد «2» و اسراف نكنيد، كه خدا اسرافكاران را دوست ندارد. 142- از دامها برخى را باربر و برخى را ذبح شونده [براى مصرف غذايى آفريد] «3» از آنچه خدا روزى شما كرده است بخوريد و [با تحريم بىمورد پارهاى از آنها] پيرو گامهاى شيطان مشويد، كه او دشمن آشكار شماست. __________________________________________________ 1- به آيه 103 مائده (5) و زيرنويس آن توجه فرماييد. 2- به آيات 24 و 25 معارج (70) توجه فرماييد. 3- براى توجيه ترجمه «فرش» كه در كنار «حموله» قرار گرفته است، اين آيه را با آيات 5- 7 نحل (16) مقايسه فرماييد راغب نيز همين معنى را تصريح كرده است. ترجمه طاهرى، ص: 147 143- هشت [فرد يا چهار] زوج «1» [دام براى استفاده شما آفريد]: از [جنس] گوسفند، زوج نر و ماده و از [جنس] بز، زوج نر و ماده بگو: آيا [خدا] نرها را حرام كرده يا مادهها را يا بچهاى كه رحم مادهها در بر گرفته است؟ اگر راست مىگوييد [در مورد تحريم آنها] مستند به دانش با من صحبت كنيد. 144- و [نيز] از [جنس] شتر، زوج نر و ماده و از [جنس] گاو، زوج نر و ماده آفريد بگو: آيا [خدا] نرها را حرام كرده يا مادهها را يا بچهاى كه رحم مادهها در بر گرفته است؟ مگر شما به هنگامى كه خدا بر اين [تحريم] به شما توصيه كرد، گواه بوديد؟ كيست ستمكارتر از آن كه دروغ به خدا نسبت دهد «2» تا مردم را بدون تحقيق گمراه كند؟ [اين ظلم است] و خدا ستمكاران را هدايت نخواهد كرد. 145- بگو: در ميان احكامى كه بر من وحى شده است، چيزى را كه خوردنش براى مصرف كننده حرام باشد نمىيابم، جز مردار يا خون ريخته يا گوشت خوك «3» كه [همه] پليد است، يا ذبحى كه منحرفانه نام غير خدا بر آن «4» برده شده [و براى سلامت و خوشامد طاغوتها قربانى شده باشد] و هر كه با بىميلى و بدون تجاوز [از حد سد جوع] ناگزير [از خوردن] گردد، قطعاً پروردگار تو آمرزگارى است مهربان. 146- بر يهوديان، هر حيوانى كه سم يكپارچه دارد و نيز چربى گاو و گوسفند را حرام كرديم «5»، مگر چربيهايى كه بر پشت آنهاست يا با امعاء و استخوانها آميخته است بدين قرار به كيفر سركشىشان، آنان را مجازات كرديم و يقيناً راستگو هستيم. __________________________________________________ 1- در عين حال كه زوج به معنى جفت است، در زبان عربى به هر يك از دو مورد يك زوج نيز زوج گفته مىشود چنان كه زن و شوهر هر كدام زوج ديگرى هستند، مثل آيه 37 احزاب (أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ). به همين علت زوج را گاهى زوجين مىگويند، مثل آيه 45 نجم (53) (وَ أَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى). در آيه، اشاره به 4 جفت حيوان نر و ماده شده كه دو جفت در اين آيه و دو جفت در آيه بعد آمده است. 2- به زيرنويس آيه 21 انعام (همين سوره) مراجعه فرماييد. 3- به زيرنويس اول آيه 173 بقره (2) توجه فرماييد. 4- به زيرنويس آيه 4 مائده (5) توجه فرماييد. [.....] 5- گناهان يهوديان در آيه 160 نساء (4) روشنتر بيان شده است. ترجمه طاهرى، ص: 148 147- اگر تو را دروغ پرداز شمردند، بگو: [با آنكه] پروردگار شما داراى رحمتى گسترده است، سختگيرىاش از بزهكاران بازگردانده نخواهد شد. 148- شرك ورزان [براى تبرئه خويش] خواهند گفت: اگر خدا مىخواست، ما و پدرانمان شرك نمىورزيديم و چيزى را [خودسرانه] تحريم نمىكرديم پيشينيان آنها نيز همين گونه [حق را] دروغ شمردند، تا سختگيرى ما را چشيدند بگو: آيا [بر اين گفتار] دليل قاطعى داريد تا ارائه دهيد؟ فقط پيرو گمانيد و جز گزافه نمىگوييد. 149- بگو: برهان رسا ويژه خداست و اگر مىخواست، همه شما را [جبراً] هدايت مىكرد [ولى حكمتش اختيار را تجويز كرد] «1». 150- بگو: گواهان خود را كه گواهى دهند خدا اين [ها] را حرام كرده است، بياوريد «2» اگر [بفرض] گواهى دادند، تو با آنها هماهنگ مشو و هوسهاى كسانى را كه آيات ما را دروغ شمردند و به آخرت باور ندارند و [افرادى بىپايه را] با پروردگار خويش برابر مىشمرند، پيروى مكن. 151- بگو: بياييد تا آنچه پروردگارتان بر شما حرام كرده است، بيان كنم هيچ چيز [و هيچ كس] را [در توان و تدبير] با او شريك نشماريد و نسبت به پدر و مادر [به شايستگى] نيكى كنيد و فرزندان خود را از تنگدستى مكشيد اين ما هستيم كه شما و آنها را روزى مىدهيم «3» و به بىشرمىها، چه آشكار و چه پنهان نزديك مشويد و كسى را كه خدا [كشتنش را] حرام كرده است، مكشيد مگر به حق اين است [آنچه خدا] شما را به آن سفارش كرده است، بسا كه درك كنيد. __________________________________________________ 1- به آيه 3 انسان (76) توجه فرماييد. 2- در رابطه با آيات 138 و 139 انعام (همين سوره) است. 3- به آيه 6 هود (11) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 149 152- به مال يتيم نزديك نشويد «1»، مگر به بهترين شيوه «2»، تا به مرحله رشد برسد [سنجش] پيمانه و ترازو را عادلانه كامل كنيد هيچ كس را جز به اندازه توانش تكليف نمىكنيم و چون اظهار نظر مىكنيد، عدالت را رعايت كنيد، هر چند درباره خويشاوند باشد و به عهد خدا وفا كنيد اين است [آنچه خدا] شما را به آن سفارش كرده است، بسا كه پند پذيرند 153- و اينكه [آگاه باشيد] اين راه راست من است، پس از آن پيروى كنيد و به راههاى ديگر مرويد كه شما را از راه خدا پراكنده خواهند كرد اين است [آنچه خدا] شما را به آن سفارش كرده است، بسا كه پرهيزكار شويد. 154- [به انبياى پيشين اين فرمانها را ابلاغ كرديم،] سپس به موسى كتاب [تورات] داديم تا [نعمت را] بر نيكوكاران تمام كنيم و نيز به اين منظور كه بيان واضح هر چيزى و هدايت و رحمتى باشد، بسا كه به لقاى پروردگارشان باور آورند. 155- و اين كتابى مبارك است كه نازل كرديم، از آن پيروى كنيد و پرهيزكار باشيد، بسا كه مورد رحمت قرار گيريد 156- تا نگوييد: تنها بر دو گروه قبل از ما كتاب نازل شده است و ما از بحث و مطالعه [كتاب] آنان بىخبر بوديم 157- يا نگوييد: اگر بر ما نيز كتاب نازل مىشد، راه يافتهتر از آنها بوديم اينك براى شما نيز نشانه روشن و هدايت و رحمت از جانب پروردگارتان فرا رسيد و كيست ستمكارتر از آن كه آيات خدا را دروغ شمرد و از آنها رويگردان شد؟ كسانى را كه از آيات ما كناره گرفتند، به خاطر اعراض [بىدليل] شان به عذابى سخت كيفر خواهيم داد. __________________________________________________ 1- به آيه 10 نساء (4) توجه فرماييد. 2- به آيه 6 نساء (4) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 150 158- آيا جز اين انتظار مىبرند كه فرشتگان [مرگ] به سراغشان آيند يا [عذاب] خدا و يا برخى از نشانههاى [عذاب] پروردگارت «1» فرا رسد؟ روزى كه برخى از نشانههاى [عذاب] پروردگارت آشكار شود، ايمان افرادى كه قبلًا ايمان نداشته يا در پرتو ايمان دست به كار نيكى نزدهاند، سودى به حالشان نخواهد داشت «2» بگو: شما منتظر باشيد، ما هم در انتظار خواهيم ماند. 159- مسلماً تو با آنها كه دين خويش را دستخوش تفرقه كردند و گروه گروه شدند، هيچ پيوند و بستگى ندارى «3» آنها كارشان فقط با خداست و [روز رستاخيز] از رفتارى كه داشتند، آگاهشان خواهد ساخت «4». 160- هر كه كار نيكويى عرضه كند، پاداش او چندين برابر «5» خواهد بود و آنان كه كار زشتى عرضه كنند، فقط همانند آن كيفر بينند و مورد ظلم قرار نمىگيرند «6». 161- بگو: پروردگارم مرا به راهى راست هدايت كرده است [به] دينى پايدار، همان آيين ابراهيم حقگرا كه در جرگه شرك ورزان نبود «7». 162- بگو: نماز و [تمامى] عباداتم و زندگى و مرگم همه براى خداى پروردگار جهانيان است، 163- هيچ شريكى ندارد و به همين [اخلاص در توحيد] فرمان يافتهام و پيشگام تسليم شدگان [در مقابل خدا] هستم «8». 164- بگو: آيا غير خدا را صاحب اختيار [خود] تلقى كنم با آنكه او صاحب اختيار هر موجودى است؟ هيچ كس دستاوردى جز بر عهده خودش ندارد و هيچ كس بار گناه ديگرى را بر عهده نخواهد داشت «9» آن گاه بازگشت شما به پيشگاه پروردگارتان است و در موارد اختلافتان [داورى و] شما را آگاه مىسازد. 165- اوست كه شما را در زمين جانشين [پيشينيان] قرار داد و شما را بر يكديگر به درجاتى برترى داد تا در مورد آنچه به شما داده است، شما را آزمايش كند بىگمان پروردگار تو سريع كيفر «10» و [در عين حال] آمرزگارى است مهربان. __________________________________________________ 1- براى توجيه افزوده، با آيه 26 نحل (16) مقايسه فرماييد. 2- به آيه 18 نساء (4) توجه فرماييد. 3- زيرا توسط تو، يك آيين بيشتر عرضه نداشتيم و يك نام بيشتر بر آن ننهاديم به آيه 78 حج (22) هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ توجه فرماييد. 4- به آيه 22 ق (50) توجه فرماييد. 5- بعضى از تفاسير از جمله تفسير كبير (منهج الصادقين) عقيده دارند كه لفظ «عشر» در اين موارد براى اظهار كثرت است آيات 245 و 261 بقره (2) 40 نساء (4) و 10 زمر (39) و 84 قصص (28) مؤيد نظر اوست. 6- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيه 84 قصص (28) آمده است. 7- مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيه 123 نحل (16) آمده است. 8- براى توجيه افزوده، با بخش پايانى آيه 71 انعام (6) مقايسه فرماييد. [.....] 9- پاسخ ادعاى انكار ورزان است كه در آيه 12 عنكبوت (29) آمده است ضمناً مفهوم اين عبارت را به بيان ديگر در آيه 134 بقره (2) ملاحظه فرماييد. مفاد اين آيه با آيات 25 نحل (16) و 13 عنكبوت (29) تناقضى ندارد، چرا؟ 10- به آيه 14 فجر (89) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 151 7- سوره اعراف به نام خداى رحمان [و] رحيم 1- الف، لام، ميم، ص «1». 2- [اين] كتابى است كه بر تو نازل شده است تا بدان هشدار دهى و پندى براى مؤمنان باشد، پس نبايد از [انكار] آن رنجيده خاطر باشى. 3- از آنچه از جانب پروردگارتان بر شما نازل شده است پيروى كنيد و در برابر او پيرو هيچ بتى نشويد «2» [ولى] اندكى پند مىپذيريد. 4- بسا شهرها «3»، كه [مردمش را] هلاك كرديم و سختگيرى ما شب هنگام يا در حالى كه به خواب نيمروزى فرو رفته بودند سر رسيد «4». 5- آن گاه كه سختگيرى ما بر آنها فرا رسيد، گفتارشان جز اين نبود كه ما خود ستمكار [و مستوجب عقوبت] بوديم. 6- بىگمان از پيامبران «5» و مردمى كه مورد ارسال پيامبران بودند «6»، بازپرسى مىكنيم «7»، 7- و [اعمالشان را] با آگاهى بر آنها حكايت خواهيم كرد و ما [هرگز از كارشان غافل و] غايب نبودهايم. 8- سنجش [اعمال] در آن روز به حق انجام مىگيرد و آنان كه برآورد [اعمال] شان وزين و ارزشمند باشد «8»، رستگارند. 9- و آنان كه برآورد [اعمال] شان سبك و بىارزش باشد «9»، افرادى هستند كه با ستم [و انكار] نسبت به نشانههاى [الوهيت] ما، خود را به زيان انداختهاند. 10- شما را در زمين تمكين و اقتدار بخشيديم و در آن وسايل معيشت براى شما فراهم ساختيم اما كمتر سپاس مىداريد. 11- شما را آفريديم و صورتگرى كرديم آن گاه فرشتگان را گفتيم: براى [بزرگداشت] آدم ابراز فروتنى كنيد، همه ابراز فروتنى كردند، جز ابليس، كه سر خضوع نداشت. __________________________________________________ 1- حرف مقطعه «ص» علاوه بر اين سوره در دو سوره ديگر مريم (19) و ص (38) نيز آمده است: به موجب آمارى كه رشاد خليفه تهيه كرده، مجموع تكرار اين حرف در كل اين سه سوره برابر 152 است كه مضربى است از عدد 19 از طرف ديگر اين مجموعه چهار حرفى كه تنها در اين سوره آمده، مجموع تكرار همه حروفش در اين سوره برابر 5320 است كه مضربى است از 19 به ارتباط پيچيده رابطه رياضى تعداد حرف «ص» از طرفى با حروف مقطعه همين سوره و از طرفى با حروف مقطعه دو سوره 19 و 38 توجه فرماييد. 2- به آيه 39 يوسف (12) توجه فرماييد. 3- به زيرنويس آيه 58 بقره (2) مراجعه فرماييد. 4- به آيه 44 يونس (10) توجه فرماييد. 5- براى روشنتر شدن به آيه 109 مائده (5) توجه فرماييد. 6- براى روشنتر شدن به آيات 92 و 93 حجر (15) توجه فرماييد. 7- در مورد آنچه كه از طرفين بازپرسى مىشود، به آيات 109 مائده (5) و 65 قصص (28) توجه فرماييد ضمناً اين آيه مثل آيه 24 صافات (37) در مقام بيان مسئوليت انسان در برابر خداست ولى آيه 39 الرحمن (55) كه مىگويد «در آن روز سؤالى از كسى نمىشود»، به اين معنى است كه كيفر (يا پاداش) افراد موكول به بازپرسى و نحوه دفاع آنها نخواهد بود و كارنامه هر كس گويا و روشن است. 8- توضيحات روشنتر را در آيات 47 انبياء (21) و 6- 8 زلزال (99) ملاحظه فرماييد. 9- به آيه 105 كهف (18) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 152 7- سوره اعراف به نام خداى رحمان [و] رحيم 1- الف، لام، ميم، ص «1». 2- [اين] كتابى است كه بر تو نازل شده است تا بدان هشدار دهى و پندى براى مؤمنان باشد، پس نبايد از [انكار] آن رنجيده خاطر باشى. 3- از آنچه از جانب پروردگارتان بر شما نازل شده است پيروى كنيد و در برابر او پيرو هيچ بتى نشويد «2» [ولى] اندكى پند مىپذيريد. 4- بسا شهرها «3»، كه [مردمش را] هلاك كرديم و سختگيرى ما شب هنگام يا در حالى كه به خواب نيمروزى فرو رفته بودند سر رسيد «4». 5- آن گاه كه سختگيرى ما بر آنها فرا رسيد، گفتارشان جز اين نبود كه ما خود ستمكار [و مستوجب عقوبت] بوديم. 6- بىگمان از پيامبران «5» و مردمى كه مورد ارسال پيامبران بودند «6»، بازپرسى مىكنيم «7»، 7- و [اعمالشان را] با آگاهى بر آنها حكايت خواهيم كرد و ما [هرگز از كارشان غافل و] غايب نبودهايم. 8- سنجش [اعمال] در آن روز به حق انجام مىگيرد و آنان كه برآورد [اعمال] شان وزين و ارزشمند باشد «8»، رستگارند. 9- و آنان كه برآورد [اعمال] شان سبك و بىارزش باشد «9»، افرادى هستند كه با ستم [و انكار] نسبت به نشانههاى [الوهيت] ما، خود را به زيان انداختهاند. 10- شما را در زمين تمكين و اقتدار بخشيديم و در آن وسايل معيشت براى شما فراهم ساختيم اما كمتر سپاس مىداريد. 11- شما را آفريديم و صورتگرى كرديم آن گاه فرشتگان را گفتيم: براى [بزرگداشت] آدم ابراز فروتنى كنيد، همه ابراز فروتنى كردند، جز ابليس، كه سر خضوع نداشت. __________________________________________________ 1- حرف مقطعه «ص» علاوه بر اين سوره در دو سوره ديگر مريم (19) و ص (38) نيز آمده است: به موجب آمارى كه رشاد خليفه تهيه كرده، مجموع تكرار اين حرف در كل اين سه سوره برابر 152 است كه مضربى است از عدد 19 از طرف ديگر اين مجموعه چهار حرفى كه تنها در اين سوره آمده، مجموع تكرار همه حروفش در اين سوره برابر 5320 است كه مضربى است از 19 به ارتباط پيچيده رابطه رياضى تعداد حرف «ص» از طرفى با حروف مقطعه همين سوره و از طرفى با حروف مقطعه دو سوره 19 و 38 توجه فرماييد. 2- به آيه 39 يوسف (12) توجه فرماييد. 3- به زيرنويس آيه 58 بقره (2) مراجعه فرماييد. 4- به آيه 44 يونس (10) توجه فرماييد. 5- براى روشنتر شدن به آيه 109 مائده (5) توجه فرماييد. 6- براى روشنتر شدن به آيات 92 و 93 حجر (15) توجه فرماييد. 7- در مورد آنچه كه از طرفين بازپرسى مىشود، به آيات 109 مائده (5) و 65 قصص (28) توجه فرماييد ضمناً اين آيه مثل آيه 24 صافات (37) در مقام بيان مسئوليت انسان در برابر خداست ولى آيه 39 الرحمن (55) كه مىگويد «در آن روز سؤالى از كسى نمىشود»، به اين معنى است كه كيفر (يا پاداش) افراد موكول به بازپرسى و نحوه دفاع آنها نخواهد بود و كارنامه هر كس گويا و روشن است. 8- توضيحات روشنتر را در آيات 47 انبياء (21) و 6- 8 زلزال (99) ملاحظه فرماييد. 9- به آيه 105 كهف (18) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 152 12- [خدا] گفت: آن گاه كه تو را [به فروتنى] فرمان دادم، چه چيز تو را از ابراز فروتنى بازداشت؟ گفت: من نسبت به او برترى دارم مرا از آتش آفريدهاى و او را از گل. 13- گفت: از آن [مقام] فرود آى كه گردنكشى در اين [مقام] حق تو نيست بيرون رو كه در زمره تحقير شدگانى. 14- [ابليس] گفت: تا روزى كه [انسانها] برانگيخته شوند مرا مهلت ده. 15- [خدا] گفت: مهلت خواهى داشت. 16- [ابليس] گفت: اكنون كه مرا در راه تباهى واگذاردى «1»، بر سر راه راست تو در كمين آنها خواهم نشست، 17- آن گاه از جلو و پشت سر و از راست و چپشان به سراغ آنان خواهم رفت و بيشترشان را سپاسگزار [نعمت خود] نخواهى يافت «2». 18- فرمود: از آن [مقام]، نكوهيده و مطرود بيرون شو هر كه از آنان از تو پيروى كند، دوزخ را از همگى شما آكنده خواهم كرد. 19- و اى آدم، تو و همسرت در اين بهشت قرار و آرام گيريد و [از نعمتهاى آن] از هر جا كه خواهيد بخوريد، ولى به اين درخت نزديك نشويد كه در زمره ستمكاران خواهيد بود. 20- آن گاه شيطان آنها را وسوسه كرد تا اعضاى جنسى آنان را كه از آنها پوشيده مانده بود، در نظرشان آشكار كند و گفت: پروردگارتان تنها به اين منظور شما را از اين درخت بازداشت كه دو فرشته نشويد و به حيات جاودان دست نيابيد. 21- و براى آنها سوگند ياد كرد كه من خيرخواه شما هستم 22- و با فريبى آنها را [از مقام قرب خدا] به زير كشاند همين كه از [ميوه] آن درخت چشيدند، اعضاى جنسى آنان در نظرشان آشكار شد و شروع كردند از برگ [درختان] بهشت بر خود بپوشانند پروردگارشان به آنها ندا داد: مگر شما را از آن درخت باز نداشتم و نگفتم كه شيطان دشمن آشكار شماست؟ __________________________________________________ 1- به بخش پايانى آيه 74 غافر (20) توجه فرماييد. 2- مفهوم اين آيه را با توجه به آيات 42 حجر (15) يا 99 و 100 نحل (16) بايد در نظر گرفت. ترجمه طاهرى، ص: 153 23- گفتند: پروردگارا، به خويش ستم كرديم، و اگر ما را نبخشى و بر ما رحمت نياورى، در زمره زيانكاران خواهيم بود. 24- [خدا] گفت: [از بهشت] فرود آييد، در حالى كه [با انبوه نسلتان] دشمن يكديگريد و تا زمانى محدود در زمين استقرار و برخوردارى خواهيد داشت. 25- [و] گفت: در زمين زندگى مىكنيد و در همان [جا] خواهيد مرد و [به هنگام رستاخيز] از آن بيرون آورده مىشويد «1». 26- اى فرزندان آدم، براى شما لباسى پديد آورديم كه اعضاى جنسى شما را پوشيده مىدارد و مايه آراستگى [شما] ست اما پوشش تقوا برتر [و اصلىتر] است اين [سخنان] از آيات خداست، بسا كه پند پذيرند. 27- اى فرزندان آدم، شيطان فريبتان ندهد، چنان كه پدر و مادرتان را [فريفت و] از بهشت بيرون راند در حالى كه جامه آنها را [از تنشان] بر مىكند تا اعضاى جنسى آنها را در نظرشان بنمايد او و گروه [وابسته] اش از جايى كه آنها را نمىبينيد شما را مىبينند، شياطين را دوستان كسانى قرار داديم كه ايمان نمىآرند 28- و چون مرتكب بىشرمى شوند، گويند: پدران خود را [نيز معتقد] به همين شيوه تشخيص دادهايم و خدا ما را به آن فرمان داده است بگو: خدا به بىشرمى فرمان نمىدهد آيا چيزى را كه [بدرستى] نمىدانيد به خدا نسبت مىدهيد؟ 29- بگو: پروردگارم به عدالت فرمان داده است و [تأكيد كرده] در هر مسجدى [به هنگام نماز فقط به او] توجه داريد و با خلوص اعتقاد او را [به نيايش] بخوانيد همان گونه كه شما را در آغاز آفريد، [ديگر بار به پيشگاهش] باز مىگرديد «2». 30- گروهى را هدايت كرد و گروهى [كه شايستگى نداشتند،] گمراهى دامنگيرشان شد آنها شياطين را به جاى خدا كارساز خود انتخاب كردند و مىپنداشتند، كه راهيافته هستند. __________________________________________________ 1- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيه 18 نوح (71) آمده است. [.....] 2- براى روشنتر شدن، به آيات 19 عنكبوت (29)، 27 روم (30) و بالاخره 79 يس (36) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 154 31- اى فرزندان آدم، در هر مسجدى زيور [و آراستگى] خود را حفظ كنيد و [نيز] بخوريد و بياشاميد، و [لى] اسراف نكنيد كه خدا اسرافكاران را دوست ندارد. 32- بگو: زيورهاى خدا را كه براى بندگانش پديد آورده و [نيز] روزيهاى پاكيزه را چه كسى حرام كرده است؟ بگو: اين [نعمتها] در زندگى دنيا براى اهل ايمان [روا] است، و [لى] در روز رستاخيز ويژه آنهاست آيات را اين گونه براى اهل دانش به وضوح بيان مىكنيم. 33- بگو: پروردگار من فقط بيشرميها را، چه آشكار و چه پنهان، و هر گناه و سركشى ناحق را حرام كرده است و اينكه چيزى را [در قدرت] با خدا شريك بدانيد كه [خدا] هيچ اعتبارى به آن نداده است، و نيز چيزى را كه [بدرستى] نمىدانيد به خدا نسبت دهيد. 34- هر گروهى دورانى دارد، و آن گاه كه سرآمدشان فرا رسد، نه لحظهاى به تأخير افتند و نه به پيش. 35- اى فرزندان آدم، چون پيامبرانى از خود شما به سراغتان آيند كه آيات مرا براى شما بيان كنند، [آنها را خيرخواه خود تلقى كنيد و] آنان كه پرهيزكار باشند و به شايستگى رفتار كنند، هيچ گونه ترس و اندوهى نخواهند داشت «1». 36- و كسانى كه آيات ما را دروغ شمردند، و در برابر آن گردن افراشتند، جاودانه دوزخىاند. 37- كيست ستمكارتر از آن كه دروغ به خدا نسبت دهد «2» يا آيات او را دروغ شمارد؟ آنها بهره مقرر خويش را از كتاب [تقدير] دارند، تا آن گاه كه فرشتگان ما براى گرفتن جانشان به سراغ آنها روند «3»، مىپرسند: معبودهايى كه به جاى خدا [به نيايش] مىخوانديد كجا هستند؟ مىگويند: از نظر ما ناپديد شدهاند و بر ضد خويش گواهى دهند كه [در برابر حق] انكار مىورزيدهاند. __________________________________________________ 1- به آيات 127 انعام (6)، 28 رعد (13) و 27- 28 فجر (89) توجه فرماييد ضمناً مفهوم آيه به بيان ديگر در آيه 123 طه (20) آمده است. 2- مصداق آن را در آيه 79 بقره (2) و سرانجام كارشان را در آيه 18 هود (11) ملاحظه فرماييد. 3- تناقضى با آيات 11 سجده (32) و 42 زمر (39) ندارد. (چرا؟) ترجمه طاهرى، ص: 155 38- [خدا] گويد: شما [هم] در صف گروههايى از جن «1» و انس كه قبل از شما رفتند، به آتش داخل شويد هر گاه كه گروهى به آتش وارد شود، همكيشان خود را نفرين كند «2»، تا وقتى همگى در آنجا مجتمع شوند، پيروان در حق پيشوايان «3» گويند: پروردگارا، اينها بودند كه ما را گمراه كردند، پس عذاب آتش آنها را افزون كن [خدا] گويد: [عذاب] همه شما افزون است [شما هم آنها را بر اسب قدرت نشانديد و تأييدشان كرديد]، ولى نمىدانيد «4». 39- پيشوايان به پيروان [خود] گويند: شما هيچ برترى بر ما نداريد، پس به سزاى دستاوردتان عذاب را بچشيد. 40- درهاى [رحمت] آسمان به روى كسانى كه آيات ما را دروغ شمردند و در برابر آن گردن افراشتند گشوده نخواهد شد و به بهشت در نمىآيند، مگر اينكه شتر از سوراخ سوزن بگذرد «5»! بزهكاران را اين گونه [با محروميت از بهشت] كيفر خواهيم داد. 41- بستر و رو اندازى از [آتش] دوزخ دارند «6» و ستمگران را اين گونه كيفر دهيم. 42- مؤمنانى كه [در حد توان] رفتار شايسته داشتهاند جاودانه بهشتىاند [زيرا] هيچ كس را جز به اندازه توانش تكليف نمىكنيم. 43- هر گونه كينهاى را از سينه بهشتيان بزداييم «7». از كنار [جايگاه] شان [در بهشت] نهرها جارى است و مىگويند: ستايش خاص خداست كه ما را بر اين [نعمت] هدايت كرد، و اگر خدا به ما ره نمىنمود، ما خود سر هدايت نداشتيم پيامبران پروردگارمان حق را آوردند و [آن گاه] ندا شوند: اين بهشت است كه در برابر رفتارتان به شما دادهاند. __________________________________________________ 1- به زيرنويس آيه 130 انعام (6) توجه فرماييد. 2- به آيه 64 ص (38) توجه فرماييد. 3- براى توجيه ترجمه اخريهم و اوليهم به پيروان و پيشوايان، اين آيه را با آيات 67 و 68 احزاب (33) مقايسه فرماييد. 4- مفهوم آيه به بيان روشنتر و سادهتر در آيه 25 عنكبوت (29) آمده است. 5- منظور اين است كه محال است. 6- مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 50 ابراهيم (14)، 104 مؤمنون (23)، 39 انبياء (21)، 55 عنكبوت (29) و 16 زمر (39) آمده است. 7- اجابت درخواستى است كه خودشان كردهاند و در آيه 10 حشر (59) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 156 44- بهشتيان دوزخيان را ندا دهند كه ما آنچه پروردگارمان به ما وعده داده بود، درست يافتيم «1»، آيا شما هم آنچه پروردگارتان به شما وعده داده بود، درست يافتيد؟ گويند: آرى آن گاه اعلام كنندهاى در ميان آنها آواز دهد كه نفرين خدا بر ستمگران باد 45- همانا كه [مردم را] از راه خدا باز مىدارند و آن را بيراهه و ناهموار جلوه مىدهند و آخرت را انكار مىكنند. 46- ميان اين دو گروه پردهاى است «2» و در مقام شناخت، افراد [والا مقام] ى «3» هستند كه همه [بهشتيان و جهنميان] را از سيمايشان مىشناسند «4» و بهشتيان را كه [هنوز] به بهشت وارد نشدهاند، و [لى] اميد آن را دارند، ندا مىدهند كه: سلام بر شما «5». 47- و هنگامى كه ديدگان منتظران بهشت، متوجه دوزخيان شود، [به خدا پناه مىبرند و] مىگويند: پروردگارا، ما را همدم و ستمكاران قرار مده. 48- و اهل شناخت، افرادى [از دوزخيان] را كه از سيمايشان مىشناسند، ندا دهند و گويند: جمعيت و سرورى خواهى شما به حالتان سودى نداشت «6». 49- آيا اين [منتظران بهشت] همانهايى نيستند كه سوگند ياد مىكرديد خدا هيچ رحمتى نصيبشان نخواهد كرد؟! [آن گاه به همين مؤمنان در انتظار بهشت گويند:] داخل بهشت شويد كه ترس و اندوهى نخواهيد داشت «7». 50- دوزخيان، بهشتيان را آواز دهند كه: جرعهاى آب بر ما بيفشانيد يا از آنچه خدا روزى شما كرده است [ما را هم بهرهمند كنيد] پاسخ دهند: خدا آنها را بر انكار ورزان روا نداشته است «8» 51- [همان] كسانى كه دين خويش را به سرگرمى و بازيچه گرفتند و زندگى دنيا فريبشان داد امروز آنها را به فراموشى سپاريم همان گونه كه آنها ديدار امروزشان را به فراموشى سپردند «9» و آيات ما را دانسته انكار مىكردند «10». __________________________________________________ 1- به آيه 74 زمر (39) توجه فرماييد. 2- به آيه 13 حديد (57) توجه فرماييد. 3- تعبير به «رجال» به طور نكره، دلالت بر شأن والاى افراد مورد نظر دارد و به اين معنى نيست كه زنان جزو اين عده نمىباشند زيرا بنا به قاعده تغليب، رجال در مورد مجموع به كار مىرود. [.....] 4- افراد مستقر در اعراف، گروه سوم از تقسيم بندى عمومى مردم در آيات 7- 12 واقعه (56) هستند كه به اين شكل توصيف شدهاند: السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ. همين تقسيمبندى سه گانه به بيان ديگرى در آيه 32 فاطر (35) آمده است و گروه سوم (يا اعرافيان) به اين صورت توصيف شدهاند: وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ. موارد خاص اين پيشگامان را در آيات 100 توبه (9)، 20- 26 يس (36)، 10 حديد (57) و 14 صف (61) ملاحظه فرماييد. از حضرت امير نقل شده كه فرمود: ما اصحاب اعرافيم و ياران خود را از سيمايشان مىشناسيم، ولى روايات در مورد اعرافيان به طور كلى متفاوت است و مفسران وضع آنها را به گونههاى مختلفى تبيين كردهاند و اللَّه اعلم. 5- توضيح اين سلام را در آيات 58 يس (36) و 34 ق (50) ملاحظه فرماييد. 6- به آيه 94 انعام (6) توجه فرماييد. 7- به آيات 27 و 28 فجر (89) هم توجه فرماييد. 8- مفهوم آيه به بيان ديگر و توضيح بيشتر را در آيه 13 حديد (57) ملاحظه فرماييد. 9- به آيات 126 طه (20) و 19 حشر (59) توجه فرماييد. 10- به نيمه اول آيه 14 نمل (27) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 157 52- براى آنان كتابى آورديم كه با آگاهى، آن را بوضوح بيان كردهايم تا براى گروهى كه ايمان مىآورند، هدايت و رحمتى باشد. 53- آيا جز تحقق [انذارهاى قرآن] را انتظار مىبرند؟ آن روز كه تحقق آن فرا رسد، آنها كه قبلًا آن را به فراموشى سپرده بودند، خواهند گفت: پيامبران پروردگارمان حق را آوردند [و افسوس كه توجه نداشتيم] آيا شفيعانى داريم كه به كمك ما برخيزند، يا ممكن است كه [به دنيا] بازگردانده شويم تا رفتارى جز آنچه داشتيم داشته باشيم؟ بىگمان خود را به زيان انداختند و بتهايى كه به باطل عَلَم مىكردند از نظرشان ناپديد گشت. 54- پروردگار شما خداست كه آسمانها و زمين را طى شش دوران «1» آفريد، آن گاه بر عرش [تدبير] استيلا يافت روز را به [پرده] شب كه شتابان در پى آن است، مىپوشاند، و خورشيد و ماه و ستارگان را [آفريد] كه به فرمان او [براى شما] آماده خدمتند آگاه باشيد كه آفرينش و تدبير [جهان] ويژه اوست منشأ بركات است خدايى كه پروردگار جهانيان است. 55- پروردگار خويش را به زارى و در نهان [به نيايش] بخوانيد «2»، [و از تجاوز دست برداريد] كه او متجاوزان را دوست ندارد. 56- و در زمين پس از اصلاحش تبهكارى نكنيد و خداى را با ترس و اميد [به نيايش] بخوانيد، كه رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است «3». 57- اوست كه پيش از [بارانِ] رحمتش بادها را به بشارت مىفرستد، تا آن گاه كه ابرى گرانبار را حمل كنند، آن را به سرزمين [هاى] خزان زده و خشك روان سازيم و بدان باران را فرو فرستيم و همه ميوهها را با آن [از دل خاك] پديد آوريم مردگان را نيز همين گونه [از خاك] خارج كنيم، بسا كه [به اين مثلها] پند پذيريد. __________________________________________________ 1- «روز» در قرآن مثل ساير زبانها به دوره هم اطلاق شده است به آيات 47 حج (22) و 4 معارج (70) توجه فرماييد. 2- به آيه 77 فرقان (25) توجه فرماييد. 3- به آيه 53 زمر (39) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 158 58- زمين [مناسب و] پاك، گياهش به قانونمندى پروردگارش مىرويد، و زمين شورهزار [گياهش] جز اندك [و هرزه] سر نزند آيات را اين گونه [در مثالها و تشبيهات] مختلف براى سپاسگزاران بيان مىكنيم. 59- نوح را بر قومش فرستاديم گفت: اى قوم من، خداى را بندگى كنيد، هيچ معبودى جز او نداريد من از عذاب روزى بزرگ بر شما مىترسم. 60- سران قومش گفتند: تو را در گمراهى آشكارى مىبينيم. 61- گفت: اى قوم من، نشانى از گمراهى در من نيست، بلكه پيامبرى از سوى پروردگار جهانيانم. 62- پيامهاى پروردگارم را به شما مىرسانم، براى شما خيرخواهى مىكنم و از [تدبير و قدرت] خدا چيزهايى مىدانم كه شما نمىدانيد. 63- آيا در شگفتيد از اينكه اندرزى از جانب پروردگارتان توسط مردى از خودتان براى شما رسيده است كه شما را هشدار دهد تا پرهيزكار باشيد، بسا كه مورد رحمت [خدا] قرار گيريد «1»؟ 64- او را تكذيب كردند، ما [نيز] او و همراهانش را كه در كشتى بودند، نجات داديم و كسانى را كه آيات ما را دروغ شمردند، غرقه ساختيم زيرا آنان گروهى كوردل بودند. 65- و بر قوم عاد «2» برادرشان هود را [فرستاديم] گفت: اى قوم من، خداى را بندگى كنيد، هيچ معبودى جز او نداريد چرا پروا نمىكنيد؟ 66- سران قومش كه انكار مىورزيدند گفتند: براستى تو را دستخوش سفاهت مىبينيم و دروغ پردازت مىپنداريم. 67- گفت: اى قوم من، نشانى از سفاهت در من نيست، بلكه پيامبرى از سوى پروردگار جهانيانم. __________________________________________________ 1- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيه 2 يونس (10) آمده است. 2- عاد از قبايل قديم عرب است كه از ميان رفتهاند. ترجمه طاهرى، ص: 159 68- پيامهاى پروردگار خويش را به شما مىرسانم و خيرخواهى امين براى شما هستم. 69- آيا در شگفتيد از اينكه اندرزى از جانب پروردگارتان توسط مردى از خودتان براى شما رسيده است كه شما را هشدار دهد؟ به ياد آوريد زمانى را كه پس از قوم نوح [خدا] شما را جانشين [آنان] قرار داد و تناورى شما را در آفرينش افزود «1» پس نعمتهاى خدا را به ياد آوريد، بسا كه رستگار شويد. 70- گفتند: آيا به سراغ ما آمدهاى تا تنها خداى را بندگى كنيم و آنچه پدرانمان بندگى مىكردند رها كنيم؟ اگر راست مىگويى عذابى كه به ما وعده مىدهى پيش آر. 71- گفت: بلا و خشمى از جانب پروردگارتان بر شما مقرر گرديده است «2» چرا با من درباره نامهايى [بى مسما] به مجادله برخاستهايد كه خود و پدرانتان آن را نام [معبودهاى دروغين] بر آنها نهادهايد «3» و خدا هيچ اعتبارى به آنها نداده است؟ پس منتظر باشيد، من هم با شما در انتظار خواهم ماند. 72- سرانجام او و همراهانش را به رحمت خود نجات داديم و ريشه كسانى را كه آيات ما را دروغ شمردند و ايمان نداشتند، بر كنديم «4». 73- و بر قوم ثمود «5» برادرشان صالح را [فرستاديم]. گفت: اى قوم من، خداى را بندگى كنيد، هيچ معبودى جز او نداريد براى شما نشانه روشنى از جانب پروردگارتان فرا رسيده است اين ماده شترِ خداست به عنوان نشانهاى براى شما، به حال خود رهايش كنيد تا در زمين خدا چرا كند و آزارى به او نرسانيد كه عذابى دردناك شما را فرا خواهد گرفت. __________________________________________________ 1- در رابطه با عدول از قاعده املايى در مورد كلمه «بصطه»، به زيرنويس سوم آيه 245 بقره (2) مراجعه فرماييد. 2- براى نشان دادن حتمى الوقوع بودن، با فعل ماضى آمده است. [.....] 3- چگونگى اين مجادله را در آيات 53- 56 هود (11) ملاحظه فرماييد. 4- توضيح بيشتر در مورد چگونگى نابودى آنان در آيات 6- 8 حاقه (69) و 41 ذاريات (51) آمده است. 5- ثمود از قبايل قديم عرب است كه در شرق و مركز عربستان ساكن بودند و پس از نابودى قوم عاد به وجود آمدند. ترجمه طاهرى، ص: 160 74- و به ياد آريد زمانى را كه [خدا] شما را پس از قوم عاد جانشين [آنها] قرار داد و در اين سرزمين مستقر ساخت كه در دشتهايش قصرهايى بنا مىكنيد و كوهستانها را براى ساختن خانهها مىتراشيد پس نعمتهاى خدا را با ياد آريد و در زمين تبهكارانه سركشى نكنيد. 75- سران سرورى خواه قومش به مؤمنان محروم گفتند: آيا يقين داريد كه صالح [واقعاً] از جانب پروردگارش فرستاده شده است؟ گفتند: [بلى] مطمئناً به پيامى كه او مأمور [ابلاغ] آن شده است، باور داريم. 76- سرورى خواهان گفتند: [ولى] ما آنچه را كه شما باور داريد انكار مىكنيم. 77- آن گاه ماده شتر را پى كردند و از فرمان پروردگارشان سر باز زدند «1» و گفتند: اى صالح، اگر پيامبر [خدا] هستى، عذابى را كه به ما وعده مىدهى پيش آر «2». 78- آن گاه زلزله آنان را فرا گرفت و در خانههاى خويش از پاى در آمدند. 79- صالح از آنها روى برتافت و گفت: اى قوم من، پيام پروردگارم را به شما رساندم و براى شما خيرخواهى كردم، ولى شما خيرخواهان را دوست نمىداريد. 80- و لوط را [به ياد آر] آن گاه كه به قوم خود گفت: چرا به عمل بىشرمانهاى دست مىزنيد كه هيچ يك از جهانيان پيش از شما مرتكب نشده است؟ 81- به جاى زنان براى كامرانى به مردان روى مىآوريد حقا كه گروهى تجاوز كاريد. __________________________________________________ 1- تفصيل موضوع در آيات 155- 158 شعراء (26) آمده است. 2- آنچه به آنان وعده داده بود در آيه 64 هود (11) آمده است ضمناً اقوام ديگر نيز مشابه همين درخواست را از پيامبرشان داشتند اين درخواستها در مورد قوم نوح در آيه 32 هود (11) و در مورد قوم شعيب در آيه 187 شعراء (26) و در مورد قوم لوط در آيه 29 عنكبوت (29) و در مورد قوم هود در آيه 22 احقاف (46) و در مورد مشركين مكه در آيات 32 انفال (8) و 16 ص (38) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 161 82- پاسخ قومش فقط اين بود كه گفتند آنان را از شهر خود اخراج كنيد كه مردمى متظاهر به پاكىاند. 83- آن گاه لوط و خانوادهاش را نجات داديم، جز همسرش كه [همراه بزهكاران] باقى ماند «1». 84- و بارانى [از سنگ] «2» بر آنان باريديم ببين سر انجام بزهكاران چگونه بود. 85- و بر [اهل] مدين، برادرشان شعيب را [فرستاديم]، گفت: اى قوم من، خداى را بندگى كنيد، هيچ معبودى جز او نداريد، براى شما نشانه روشنى از جانب پروردگارتان فرا رسيده است [سنجش] پيمانه و ترازو را كامل كنيد و حقوق مردم را كم برآورد نكنيد و در زمين پس از اصلاحش تبهكارى نكنيد اگر باور داريد، اين به نفع شماست 86- بر سر هر راهى [به كمين] منشينيد كه با تهديد، افراد با ايمان را از راه خدا باز داريد و آن را بيراهه و ناهموار جلوه دهيد و به ياد آريد آن گاه كه [افراد] كمى بوديد و [خدا] شما را فزونى بخشيد و ببينيد كه سر انجام تبهكاران چگونه بود. 87- اگر گروهى از شما به پيامى كه مأمور [ابلاغ] آن شدهام باور آوردند و گروهى ناباور ماندند، شكيبايى ورزيد تا خدا ميان ما داورى كند «3»، كه او بهترين داوران است. __________________________________________________ 1- همسر لوط به دليل خيانتكارىاش كه در آيه 10 تحريم (66) بدان تصريح شده است، از خانواده لوط مستثنى شد. 2- براى توجيه افزوده، به آيات 82 و 83 هود (11) توجه فرماييد. 3- فرمان خدا را در اين مورد در آيه 94 هود (11) ملاحظه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 162 [ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۱۸ ] [ 17:29 ] [ سعید ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||