منتخب تفاسیر
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا   
قالب وبلاگ
لینک های مفید



سوره انعام‏
                 ترجمه طاهرى، ص: 142
111- حتى اگر فرشتگان را بر آنها نازل مى‏كرديم و مردگان با آنها سخن مى‏گفتند و هر معجزه‏اى را در برابرشان حاضر مى‏كرديم، باز [هم‏] سر ايمان نداشتند «1»، مگر اينكه خدا بخواهد و ليكن بيشترشان نادانى مى‏كنند.
112- اين گونه براى هر پيامبرى دشمنانى از ديو نهادان انس و جن «2» پديد آورديم كه با گفتار آراسته، به منظور فريب، در نهان به يكديگر پيام مى‏فرستند و اگر پروردگار تو مى‏خواست [جبراً جلوگيرى مى‏كرد و] چنين نمى‏كردند، [ولى انسانها را مختار آفريد] «3» پس آنها را با دروغهايى كه مى‏سازند به حال خود واگذار
113- تا [مورد آزمايش قرار گيرند] و دلهاى كسانى كه به آخرت «4» باور ندارند به [گفتار فريباى‏] آنها گرايش يابد و آن را بپسندند و هر چه مى‏خواهند بكنند.
114- آيا [سزاست كه‏] داور ديگرى جز خدا انتخاب كنم؟ و حال آنكه اوست كه اين كتاب را واضح بر شما نازل كرده است و اهل كتاب مى‏دانند كه بحق از جانب پروردگارت نازل شده است، پس هرگز در زمره ترديد كنندگان مباش.
115- اراده پروردگار تو بر [اساس‏] راستى و عدالت شكل گرفته است تغيير و تبديل دهنده‏اى بر اراده‏هاى «5» او وجود ندارد و اوست شنوا و دانا.
116- و اگر از بيشتر مردم [اين‏] سرزمين اطاعت كنى، تو را از راه خدا منحرف سازند آنها فقط پيرو گمانند و جز به تخمين سخن نمى‏گويند.
117- محققاً پروردگار تو به حال كسانى كه از راه او منحرف مى‏شوند، آگاهتر است و نيز به حال راه يافتگان.
118- از آنچه [به هنگام ذبح‏] نام خدا بر آن ياد شده است بخوريد، اگر به آياتش ايمان داريد [و بى‏جهت پاره‏اى از آنها را حرام تلقى نكنيد].
__________________________________________________
1- پاسخ گفتار انكار ورزان است كه در آيه 21 فرقان (25) آمده است.
2- به زيرنويس آيه 130 انعام (همين سوره) توجه فرماييد.
3- به آيه 3 انسان (76) توجه فرماييد. [.....]
4- به زيرنويس آيه 101 يوسف (12) در مورد برابرى تكرار دو واژه «دنيا» و «آخرت» در قرآن، مراجعه فرماييد.
5- همين معنى و مفهوم به بيان ديگر در آيه 62 احزاب (33) آمده است.
                        ترجمه طاهرى، ص: 143
119- چرا از ذبحى كه نام خدا بر آن ياد شده است نمى‏خوريد؟ در حالى كه خدا آنچه را حرام كرده، بوضوح بيان نموده است «1» كه [آن هم‏] مربوط به غير موارد اضطرار شماست. بسيارى [از مردم، ديگران را] ندانسته به هواى نفس خويش گمراه مى‏سازند [آنها متجاوز به حقوق مردمند و] بى‏گمان پروردگار تو به [حال‏] متجاوزان داناتر است.
120- گناه آشكار و پنهان را رها كنيد، كه گنهكاران به [سزاى‏] دستاوردشان مجازات خواهند شد.
121- از ذبحى كه نام خدا بر آن ياد نشده [و براى خوشامد طاغوتها كشته شده است،] نخوريد «2»، كه انحراف [از فرمان خدا] است. ديو نهادان به دوستان خود اشاره مى‏كنند كه با شما به مجادله برخيزند و اگر از آنها اطاعت كنيد، شما هم مشرك خواهيد بود.
122- آيا كسى كه [از جهل‏] مرده دل بود و [به ايمان‏] زنده‏اش كرديم و نور [معرفت‏] فرا راهش قرار داديم تا در پرتو آن [سرافراز] در ميان مردم پيش برود، همانند كسى است كه گويى در تاريكيها به سر مى‏برد و راه خروج ندارد؟ رفتار انكار ورزان در نظرشان اين گونه آراسته شده است «3».
123- و بدينگونه در هر شهرى سردمداران بزهكارش «4» را گماشتيم [و به آنها ميدان داديم‏] تا به دسيسه پردازند در حالى كه تنها در حق خويش دسيسه مى‏كنند و نمى‏فهمند «5».
124- و زمانى كه آيتى برايشان برسد، گويند: باور نمى‏كنيم تا هنگامى كه مانند آياتى كه به پيامبران خدا داده شده، [مستقيم‏] به خودمان داده شود «6» [بگو:] خدا آگاهتر است كه رسالت خويش را به چه كسى بسپارد «7» بزودى مجرمان به كيفر دسيسه‏هاشان در پيشگاه خدا گرفتار حقارت و عذابى سخت خواهند شد.
__________________________________________________
1- در آيات 115 نحل (16) و 145 همين سوره (انعام).
2- به زير نويس آيه 4 مائده (5) مراجعه فرماييد.
3- به آيه 25 فصلت (41) توجه فرماييد.
4- منظور از «اكابر مجرم» همان است كه در آيات 34 سبأ (34) و 23 زخرف (43) آمده است. منظور از مكرشان نيز همان است كه در آيه 33 سبأ (34) آمده است.
5- به آيه 182 اعراف (7) توجه فرماييد.
6- مفهوم انتقاد آنان به بيان ديگر در آيه 31 زخرف (43) آمده است.
7- مفهوم پاسخ هم، مشابه بخش اول آيه 32 زخرف (43) است.
                        ترجمه طاهرى، ص: 144
125- هر كه را خدا بخواهد هدايت كند «1»، دلش را پذيراى تسليم [در برابر خود] «2» مى‏كند و هر كه را بخواهد گمراه كند «3»، دلش را تنگ [و ناپذيرا] گرداند، گويى [مى‏خواهد] به آسمان فرار كند [و از پذيرش حق گريزان است‏] خدا اين گونه پليدى را بر افراد ناباور قرار مى‏دهد.
126- اين راه راست پروردگار توست آيات خود را براى پند پذيران بوضوح بيان كرده‏ايم.
127- آنها نزد پروردگارشان جايگاهى امن و آرام دارند «4» و خدا به پاداش رفتارشان كارساز آنهاست.
128- روزى كه خدا همه را احضار نمايد، [خطاب مى‏كند:] اى گروه جن، بسيارى از آدميان را به پيروى خود كشانديد و انسانهايى كه هوادار آنها بودند، گويند: پروردگارا، ما از يكديگر بهره‏مند شديم تا به اجلى كه مقرر داشتى رسيديم. [خدا] گويد: آتش جايگاه شماست كه جاودانه در آن به سر بريد، مگر اينكه خدا بخواهد [گذشت كند] كه پروردگار تو فرزانه‏اى است دانا.
129- و به همين گونه ستمگران را به [سزاى‏] دستاوردشان، كارساز يكديگر قرار مى‏دهيم.
130- اى گروه جن «5» و انس، آيا پيامبرانى از ميان خودتان نيامدند كه آيات مرا بر شما حكايت مى‏كردند و شما را از ديدار امروزتان هشدار مى‏دادند؟ آنها پاسخ خواهند داد: بر ضد خويش گواهى مى‏دهيم زندگى دنيا آنها را فريب داد و [ناگزير] بر ضد خويش گواهى دادند كه حق را انكار مى‏كردند.
131- اين [هشدارها] از آن جهت است كه پروردگار تو هيچ گاه شهرها را در حالى كه مردم آن بى‏خبر و غافل باشند، به ستم نابود نمى‏كند «6».
__________________________________________________
1- با آيه 11 تغابن (64) (وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ) مقايسه فرماييد.
2- براى توجيه افزوده، با بخش پايانى آيه 71 انعام (6) مقايسه فرماييد.
3- به آيه 27 ابراهيم (14) وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ توجه فرماييد.
4- به آيه 62 مريم (19) توجه فرماييد وضعشان در دنيا هم در آيه 62 يونس (10) آمده است.
5- آيت اللَّه محمد جواد غروى در جلد دوم كتاب «آدم از نظر قرآن»، طى بحث مفصل و مستدل خود اظهار نظر كرده است كه گروه جن، انسانهايى هستند كه ناپيدا، پشت پرده، غايب، داراى صفات مستور و پنهان، مستقر در نقاط دور دست و يا گمنام مى‏باشند و اضافه مى‏كند كه كلمه «جن» به معنى قوه واهمه نيز مى‏باشد ضمناً جن را غرايز پنهان در بدن آدمى مى‏داند. اين برداشت و تلقى، پاره‏اى از مشكلات را در مورد موضوع «جن» در قرآن احتمالًا از ميان مى‏برد و اللَّه اعلم. [.....]
6- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيه 165 نساء (4) و نيز بخش پايانى آيه 15 اسراء (17) آمده است.
                        ترجمه طاهرى، ص: 145
132- هر گروه درجاتى متناسب با اعمالشان دارند و پروردگار تو از آنچه مى‏كنند غافل نيست «1».
133- پروردگارت بى‏نياز و داراى رحمت است «2» اگر اراده كند شما را مى‏برد و پس از شما نسلى ديگر را به خواست خود جانشين [شما] خواهد كرد، چنان كه شما را نيز از نسل گروهى ديگر پديد مى‏آورد «3».
134- هر آنچه به شما وعده داده مى‏شود، به وقوع خواهد پيوست، و شما [خداى را] به تنگ نخواهيد آورد «4».
135- بگو: اى قوم من، همه امكانات خود را به كار گيريد، من هم [به وظايف خود] عمل مى‏كنم بزودى خواهيد دانست كه آسايش آخرت متعلق به كيست براستى ستمگران رستگار نخواهند شد.
136- [مشركان‏] براى خدا سهمى از كشت و دامها كه خودش پديد آورده است، قائل شدند و به تصور خودشان گفتند: اين بخش ويژه خداست و اين بخش ويژه معبودهاى ما سهمى كه براى معبودان قائل مى‏شدند به خدا نمى‏رسد، ولى سهم خدا به معبودها تعلق مى‏گيرد [براستى‏] داورى بدى مى‏كنند!
137- و همين گونه معبودهاى آنها در نظر بسيارى از مشركين، قتل فرزندانشان را [به عنوان قربانى براى خدايان‏] آراستند تا آنها را به هلاكت افكنند و آيينشان را بر آنها مشتبه سازند و اگر خدا مى‏خواست [جبراً جلوگيرى مى‏كرد و] چنين نمى‏كردند [ولى انسانها را مختار آفريد] «5»، پس آنها را با دروغهايى كه مى‏سازند به حال خود واگذار «6».
__________________________________________________
1- در اين رابطه به آيه 42 ابراهيم (14) توجه فرماييد ضمناً مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 162 و 163 آل عمران (3) آمده است.
2- مشمولين رحمت را در نيمه دوم آيه 156 اعراف (7) جستجو فرماييد.
3- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 133 نساء (4) و 19 و 20 ابراهيم (14) آمده است.
4- براى توجيه افزوده، به آيه 2 توبه (9) توجه فرماييد.
5- به آيه 3 انسان (76) توجه فرماييد.
6- زيرا هر كسى پند نمى‏گيرد و متنبه نخواهد شد، به آيه 11 يس (36) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 146
138- و به تصور خويش گفتند: اينها دامها و كشتزارهاى ممنوع است و جز كسانى كه ما بخواهيم نبايد كسى از آن بخورد و دامهايى است كه سوارى بر آنها تحريم شده است «1» و دامهايى ديگر است كه به هنگام ذبح، به عنوان افترا به خدا، نام خدا را بر آن نمى‏برند بزودى [خدا] كيفر دروغهايى كه مى‏بافتند به آنان خواهد داد.
139- و گفتند: جنين و بچه‏اى كه در شكم اين دامهاست ويژه مردان ماست و بر همسران ما حرام شده است اما اگر [بچه حيوان‏] مرده [متولد شده‏] باشد، همه در آن شريكند [خدا] به سبب اين گفتار [ناهنجار] شان مجازاتشان خواهد كرد زيرا كه او فرزانه‏اى است آگاه.
140- آنها كه فرزندانشان را به سفاهت و نادانى كشتند و نعمتى را كه خدا روزى‏شان كرده بود به عنوان افترا به خدا حرام شمردند، براستى زيانكار شدند آنها گمراه شدند و راه يافته نبودند.
141- اوست كه باغهايى با داربست و بدون [نياز به‏] داربست پديد آورد و نيز نخلستان و كشتزار با ميوه‏هاى گوناگون و زيتون و انار به صورت مشابه و غير مشابه هنگامى كه به بار مى‏نشيند، از ميوه آن بخوريد و هنگام برداشت، حق [مستمندان را نيز از] آن بپردازيد «2» و اسراف نكنيد، كه خدا اسرافكاران را دوست ندارد.
142- از دامها برخى را باربر و برخى را ذبح شونده [براى مصرف غذايى آفريد] «3» از آنچه خدا روزى شما كرده است بخوريد و [با تحريم بى‏مورد پاره‏اى از آنها] پيرو گامهاى شيطان مشويد، كه او دشمن آشكار شماست.
__________________________________________________
1- به آيه 103 مائده (5) و زيرنويس آن توجه فرماييد.
2- به آيات 24 و 25 معارج (70) توجه فرماييد.
3- براى توجيه ترجمه «فرش» كه در كنار «حموله» قرار گرفته است، اين آيه را با آيات 5- 7 نحل (16) مقايسه فرماييد راغب نيز همين معنى را تصريح كرده است.
                        ترجمه طاهرى، ص: 147
143- هشت [فرد يا چهار] زوج «1» [دام براى استفاده شما آفريد]: از [جنس‏] گوسفند، زوج نر و ماده و از [جنس‏] بز، زوج نر و ماده بگو: آيا [خدا] نرها را حرام كرده يا ماده‏ها را يا بچه‏اى كه رحم ماده‏ها در بر گرفته است؟ اگر راست مى‏گوييد [در مورد تحريم آنها] مستند به دانش با من صحبت كنيد.
144- و [نيز] از [جنس‏] شتر، زوج نر و ماده و از [جنس‏] گاو، زوج نر و ماده آفريد بگو: آيا [خدا] نرها را حرام كرده يا ماده‏ها را يا بچه‏اى كه رحم ماده‏ها در بر گرفته است؟ مگر شما به هنگامى كه خدا بر اين [تحريم‏] به شما توصيه كرد، گواه بوديد؟ كيست ستمكارتر از آن كه دروغ به خدا نسبت دهد «2» تا مردم را بدون تحقيق گمراه كند؟ [اين ظلم است‏] و خدا ستمكاران را هدايت نخواهد كرد.
145- بگو: در ميان احكامى كه بر من وحى شده است، چيزى را كه خوردنش براى مصرف كننده حرام باشد نمى‏يابم، جز مردار يا خون ريخته يا گوشت خوك «3» كه [همه‏] پليد است، يا ذبحى كه منحرفانه نام غير خدا بر آن «4» برده شده [و براى سلامت و خوشامد طاغوتها قربانى شده باشد] و هر كه با بى‏ميلى و بدون تجاوز [از حد سد جوع‏] ناگزير [از خوردن‏] گردد، قطعاً پروردگار تو آمرزگارى است مهربان.
146- بر يهوديان، هر حيوانى كه سم يكپارچه دارد و نيز چربى گاو و گوسفند را حرام كرديم «5»، مگر چربيهايى كه بر پشت آنهاست يا با امعاء و استخوانها آميخته است بدين قرار به كيفر سركشى‏شان، آنان را مجازات كرديم و يقيناً راستگو هستيم.
__________________________________________________
1- در عين حال كه زوج به معنى جفت است، در زبان عربى به هر يك از دو مورد يك زوج نيز زوج گفته مى‏شود چنان كه زن و شوهر هر كدام زوج ديگرى هستند، مثل آيه 37 احزاب (أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ). به همين علت زوج را گاهى زوجين مى‏گويند، مثل آيه 45 نجم (53) (وَ أَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى‏). در آيه، اشاره به 4 جفت حيوان نر و ماده شده كه دو جفت در اين آيه و دو جفت در آيه بعد آمده است.
2- به زيرنويس آيه 21 انعام (همين سوره) مراجعه فرماييد.
3- به زيرنويس اول آيه 173 بقره (2) توجه فرماييد.
4- به زيرنويس آيه 4 مائده (5) توجه فرماييد. [.....]
5- گناهان يهوديان در آيه 160 نساء (4) روشنتر بيان شده است.
                        ترجمه طاهرى، ص: 148
147- اگر تو را دروغ پرداز شمردند، بگو: [با آنكه‏] پروردگار شما داراى رحمتى گسترده است، سختگيرى‏اش از بزهكاران بازگردانده نخواهد شد.
148- شرك ورزان [براى تبرئه خويش‏] خواهند گفت: اگر خدا مى‏خواست، ما و پدرانمان شرك نمى‏ورزيديم و چيزى را [خودسرانه‏] تحريم نمى‏كرديم پيشينيان آنها نيز همين گونه [حق را] دروغ شمردند، تا سختگيرى ما را چشيدند بگو: آيا [بر اين گفتار] دليل قاطعى داريد تا ارائه دهيد؟ فقط پيرو گمانيد و جز گزافه نمى‏گوييد.
149- بگو: برهان رسا ويژه خداست و اگر مى‏خواست، همه شما را [جبراً] هدايت مى‏كرد [ولى حكمتش اختيار را تجويز كرد] «1».
150- بگو: گواهان خود را كه گواهى دهند خدا اين [ها] را حرام كرده است، بياوريد «2» اگر [بفرض‏] گواهى دادند، تو با آنها هماهنگ مشو و هوسهاى كسانى را كه آيات ما را دروغ شمردند و به آخرت باور ندارند و [افرادى بى‏پايه را] با پروردگار خويش برابر مى‏شمرند، پيروى مكن.
151- بگو: بياييد تا آنچه پروردگارتان بر شما حرام كرده است، بيان كنم هيچ چيز [و هيچ كس‏] را [در توان و تدبير] با او شريك نشماريد و نسبت به پدر و مادر [به شايستگى‏] نيكى كنيد و فرزندان خود را از تنگدستى مكشيد اين ما هستيم كه شما و آنها را روزى مى‏دهيم «3» و به بى‏شرمى‏ها، چه آشكار و چه پنهان نزديك مشويد و كسى را كه خدا [كشتنش را] حرام كرده است، مكشيد مگر به حق اين است [آنچه خدا] شما را به آن سفارش كرده است، بسا كه درك كنيد.
__________________________________________________
1- به آيه 3 انسان (76) توجه فرماييد.
2- در رابطه با آيات 138 و 139 انعام (همين سوره) است.
3- به آيه 6 هود (11) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 149
152- به مال يتيم نزديك نشويد «1»، مگر به بهترين شيوه «2»، تا به مرحله رشد برسد [سنجش‏] پيمانه و ترازو را عادلانه كامل كنيد هيچ كس را جز به اندازه توانش تكليف نمى‏كنيم و چون اظهار نظر مى‏كنيد، عدالت را رعايت كنيد، هر چند درباره خويشاوند باشد و به عهد خدا وفا كنيد اين است [آنچه خدا] شما را به آن سفارش كرده است، بسا كه پند پذيرند
153- و اينكه [آگاه باشيد] اين راه راست من است، پس از آن پيروى كنيد و به راههاى ديگر مرويد كه شما را از راه خدا پراكنده خواهند كرد اين است [آنچه خدا] شما را به آن سفارش كرده است، بسا كه پرهيزكار شويد.
154- [به انبياى پيشين اين فرمانها را ابلاغ كرديم،] سپس به موسى كتاب [تورات‏] داديم تا [نعمت را] بر نيكوكاران تمام كنيم و نيز به اين منظور كه بيان واضح هر چيزى و هدايت و رحمتى باشد، بسا كه به لقاى پروردگارشان باور آورند.
155- و اين كتابى مبارك است كه نازل كرديم، از آن پيروى كنيد و پرهيزكار باشيد، بسا كه مورد رحمت قرار گيريد
156- تا نگوييد: تنها بر دو گروه قبل از ما كتاب نازل شده است و ما از بحث و مطالعه [كتاب‏] آنان بى‏خبر بوديم‏
157- يا نگوييد: اگر بر ما نيز كتاب نازل مى‏شد، راه يافته‏تر از آنها بوديم اينك براى شما نيز نشانه روشن و هدايت و رحمت از جانب پروردگارتان فرا رسيد و كيست ستمكارتر از آن كه آيات خدا را دروغ شمرد و از آنها رويگردان شد؟ كسانى را كه از آيات ما كناره گرفتند، به خاطر اعراض [بى‏دليل‏] شان به عذابى سخت كيفر خواهيم داد.
__________________________________________________
1- به آيه 10 نساء (4) توجه فرماييد.
2- به آيه 6 نساء (4) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 150
158- آيا جز اين انتظار مى‏برند كه فرشتگان [مرگ‏] به سراغشان آيند يا [عذاب‏] خدا و يا برخى از نشانه‏هاى [عذاب‏] پروردگارت «1» فرا رسد؟ روزى كه برخى از نشانه‏هاى [عذاب‏] پروردگارت آشكار شود، ايمان افرادى كه قبلًا ايمان نداشته يا در پرتو ايمان دست به كار نيكى نزده‏اند، سودى به حالشان نخواهد داشت «2» بگو: شما منتظر باشيد، ما هم در انتظار خواهيم ماند.
159- مسلماً تو با آنها كه دين خويش را دستخوش تفرقه كردند و گروه گروه شدند، هيچ پيوند و بستگى ندارى «3» آنها كارشان فقط با خداست و [روز رستاخيز] از رفتارى كه داشتند، آگاهشان خواهد ساخت «4».
160- هر كه كار نيكويى عرضه كند، پاداش او چندين برابر «5» خواهد بود و آنان كه كار زشتى عرضه كنند، فقط همانند آن كيفر بينند و مورد ظلم قرار نمى‏گيرند «6».
161- بگو: پروردگارم مرا به راهى راست هدايت كرده است [به‏] دينى پايدار، همان آيين ابراهيم حقگرا كه در جرگه شرك ورزان نبود «7».
162- بگو: نماز و [تمامى‏] عباداتم و زندگى و مرگم همه براى خداى پروردگار جهانيان است،
163- هيچ شريكى ندارد و به همين [اخلاص در توحيد] فرمان يافته‏ام و پيشگام تسليم شدگان [در مقابل خدا] هستم «8».
164- بگو: آيا غير خدا را صاحب اختيار [خود] تلقى كنم با آنكه او صاحب اختيار هر موجودى است؟ هيچ كس دستاوردى جز بر عهده خودش ندارد و هيچ كس بار گناه ديگرى را بر عهده نخواهد داشت «9» آن گاه بازگشت شما به پيشگاه پروردگارتان است و در موارد اختلافتان [داورى و] شما را آگاه مى‏سازد.
165- اوست كه شما را در زمين جانشين [پيشينيان‏] قرار داد و شما را بر يكديگر به درجاتى برترى داد تا در مورد آنچه به شما داده است، شما را آزمايش كند بى‏گمان پروردگار تو سريع كيفر «10» و [در عين حال‏] آمرزگارى است مهربان.
__________________________________________________
1- براى توجيه افزوده، با آيه 26 نحل (16) مقايسه فرماييد.
2- به آيه 18 نساء (4) توجه فرماييد.
3- زيرا توسط تو، يك آيين بيشتر عرضه نداشتيم و يك نام بيشتر بر آن ننهاديم به آيه 78 حج (22) هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ توجه فرماييد.
4- به آيه 22 ق (50) توجه فرماييد.
5- بعضى از تفاسير از جمله تفسير كبير (منهج الصادقين) عقيده دارند كه لفظ «عشر» در اين موارد براى اظهار كثرت است آيات 245 و 261 بقره (2) 40 نساء (4) و 10 زمر (39) و 84 قصص (28) مؤيد نظر اوست.
6- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيه 84 قصص (28) آمده است.
7- مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيه 123 نحل (16) آمده است.
8- براى توجيه افزوده، با بخش پايانى آيه 71 انعام (6) مقايسه فرماييد. [.....]
9- پاسخ ادعاى انكار ورزان است كه در آيه 12 عنكبوت (29) آمده است ضمناً مفهوم اين عبارت را به بيان ديگر در آيه 134 بقره (2) ملاحظه فرماييد. مفاد اين آيه با آيات 25 نحل (16) و 13 عنكبوت (29) تناقضى ندارد، چرا؟
10- به آيه 14 فجر (89) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 151
7- سوره اعراف‏
به نام خداى رحمان [و] رحيم‏
1- الف، لام، ميم، ص «1».
2- [اين‏] كتابى است كه بر تو نازل شده است تا بدان هشدار دهى و پندى براى مؤمنان باشد، پس نبايد از [انكار] آن رنجيده خاطر باشى.
3- از آنچه از جانب پروردگارتان بر شما نازل شده است پيروى كنيد و در برابر او پيرو هيچ بتى نشويد «2» [ولى‏] اندكى پند مى‏پذيريد.
4- بسا شهرها «3»، كه [مردمش را] هلاك كرديم و سختگيرى ما شب هنگام يا در حالى كه به خواب نيمروزى فرو رفته بودند سر رسيد «4».
5- آن گاه كه سختگيرى ما بر آنها فرا رسيد، گفتارشان جز اين نبود كه ما خود ستمكار [و مستوجب عقوبت‏] بوديم.
6- بى‏گمان از پيامبران «5» و مردمى كه مورد ارسال پيامبران بودند «6»، بازپرسى مى‏كنيم «7»،
7- و [اعمالشان را] با آگاهى بر آنها حكايت خواهيم كرد و ما [هرگز از كارشان غافل و] غايب نبوده‏ايم.
8- سنجش [اعمال‏] در آن روز به حق انجام مى‏گيرد و آنان كه برآورد [اعمال‏] شان وزين و ارزشمند باشد «8»، رستگارند.
9- و آنان كه برآورد [اعمال‏] شان سبك و بى‏ارزش باشد «9»، افرادى هستند كه با ستم [و انكار] نسبت به نشانه‏هاى [الوهيت‏] ما، خود را به زيان انداخته‏اند.
10- شما را در زمين تمكين و اقتدار بخشيديم و در آن وسايل معيشت براى شما فراهم ساختيم اما كمتر سپاس مى‏داريد.
11- شما را آفريديم و صورتگرى كرديم آن گاه فرشتگان را گفتيم: براى [بزرگداشت‏] آدم ابراز فروتنى كنيد، همه ابراز فروتنى كردند، جز ابليس، كه سر خضوع نداشت.
__________________________________________________
1- حرف مقطعه «ص» علاوه بر اين سوره در دو سوره ديگر مريم (19) و ص (38) نيز آمده است: به موجب آمارى كه رشاد خليفه تهيه كرده، مجموع تكرار اين حرف در كل اين سه سوره برابر 152 است كه مضربى است از عدد 19 از طرف ديگر اين مجموعه چهار حرفى كه تنها در اين سوره آمده، مجموع تكرار همه حروفش در اين سوره برابر 5320 است كه مضربى است از 19 به ارتباط پيچيده رابطه رياضى تعداد حرف «ص» از طرفى با حروف مقطعه همين سوره و از طرفى با حروف مقطعه دو سوره 19 و 38 توجه فرماييد.
2- به آيه 39 يوسف (12) توجه فرماييد.
3- به زيرنويس آيه 58 بقره (2) مراجعه فرماييد.
4- به آيه 44 يونس (10) توجه فرماييد.
5- براى روشن‏تر شدن به آيه 109 مائده (5) توجه فرماييد.
6- براى روشن‏تر شدن به آيات 92 و 93 حجر (15) توجه فرماييد.
7- در مورد آنچه كه از طرفين بازپرسى مى‏شود، به آيات 109 مائده (5) و 65 قصص (28) توجه فرماييد ضمناً اين آيه مثل آيه 24 صافات (37) در مقام بيان مسئوليت انسان در برابر خداست ولى آيه 39 الرحمن (55) كه مى‏گويد «در آن روز سؤالى از كسى نمى‏شود»، به اين معنى است كه كيفر (يا پاداش) افراد موكول به بازپرسى و نحوه دفاع آنها نخواهد بود و كارنامه هر كس گويا و روشن است.
8- توضيحات روشنتر را در آيات 47 انبياء (21) و 6- 8 زلزال (99) ملاحظه فرماييد.
9- به آيه 105 كهف (18) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 152
7- سوره اعراف‏
به نام خداى رحمان [و] رحيم‏
1- الف، لام، ميم، ص «1».
2- [اين‏] كتابى است كه بر تو نازل شده است تا بدان هشدار دهى و پندى براى مؤمنان باشد، پس نبايد از [انكار] آن رنجيده خاطر باشى.
3- از آنچه از جانب پروردگارتان بر شما نازل شده است پيروى كنيد و در برابر او پيرو هيچ بتى نشويد «2» [ولى‏] اندكى پند مى‏پذيريد.
4- بسا شهرها «3»، كه [مردمش را] هلاك كرديم و سختگيرى ما شب هنگام يا در حالى كه به خواب نيمروزى فرو رفته بودند سر رسيد «4».
5- آن گاه كه سختگيرى ما بر آنها فرا رسيد، گفتارشان جز اين نبود كه ما خود ستمكار [و مستوجب عقوبت‏] بوديم.
6- بى‏گمان از پيامبران «5» و مردمى كه مورد ارسال پيامبران بودند «6»، بازپرسى مى‏كنيم «7»،
7- و [اعمالشان را] با آگاهى بر آنها حكايت خواهيم كرد و ما [هرگز از كارشان غافل و] غايب نبوده‏ايم.
8- سنجش [اعمال‏] در آن روز به حق انجام مى‏گيرد و آنان كه برآورد [اعمال‏] شان وزين و ارزشمند باشد «8»، رستگارند.
9- و آنان كه برآورد [اعمال‏] شان سبك و بى‏ارزش باشد «9»، افرادى هستند كه با ستم [و انكار] نسبت به نشانه‏هاى [الوهيت‏] ما، خود را به زيان انداخته‏اند.
10- شما را در زمين تمكين و اقتدار بخشيديم و در آن وسايل معيشت براى شما فراهم ساختيم اما كمتر سپاس مى‏داريد.
11- شما را آفريديم و صورتگرى كرديم آن گاه فرشتگان را گفتيم: براى [بزرگداشت‏] آدم ابراز فروتنى كنيد، همه ابراز فروتنى كردند، جز ابليس، كه سر خضوع نداشت.
__________________________________________________
1- حرف مقطعه «ص» علاوه بر اين سوره در دو سوره ديگر مريم (19) و ص (38) نيز آمده است: به موجب آمارى كه رشاد خليفه تهيه كرده، مجموع تكرار اين حرف در كل اين سه سوره برابر 152 است كه مضربى است از عدد 19 از طرف ديگر اين مجموعه چهار حرفى كه تنها در اين سوره آمده، مجموع تكرار همه حروفش در اين سوره برابر 5320 است كه مضربى است از 19 به ارتباط پيچيده رابطه رياضى تعداد حرف «ص» از طرفى با حروف مقطعه همين سوره و از طرفى با حروف مقطعه دو سوره 19 و 38 توجه فرماييد.
2- به آيه 39 يوسف (12) توجه فرماييد.
3- به زيرنويس آيه 58 بقره (2) مراجعه فرماييد.
4- به آيه 44 يونس (10) توجه فرماييد.
5- براى روشن‏تر شدن به آيه 109 مائده (5) توجه فرماييد.
6- براى روشن‏تر شدن به آيات 92 و 93 حجر (15) توجه فرماييد.
7- در مورد آنچه كه از طرفين بازپرسى مى‏شود، به آيات 109 مائده (5) و 65 قصص (28) توجه فرماييد ضمناً اين آيه مثل آيه 24 صافات (37) در مقام بيان مسئوليت انسان در برابر خداست ولى آيه 39 الرحمن (55) كه مى‏گويد «در آن روز سؤالى از كسى نمى‏شود»، به اين معنى است كه كيفر (يا پاداش) افراد موكول به بازپرسى و نحوه دفاع آنها نخواهد بود و كارنامه هر كس گويا و روشن است.
8- توضيحات روشنتر را در آيات 47 انبياء (21) و 6- 8 زلزال (99) ملاحظه فرماييد.
9- به آيه 105 كهف (18) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 152
12- [خدا] گفت: آن گاه كه تو را [به فروتنى‏] فرمان دادم، چه چيز تو را از ابراز فروتنى بازداشت؟ گفت: من نسبت به او برترى دارم مرا از آتش آفريده‏اى و او را از گل.
13- گفت: از آن [مقام‏] فرود آى كه گردنكشى در اين [مقام‏] حق تو نيست بيرون رو كه در زمره تحقير شدگانى.
14- [ابليس‏] گفت: تا روزى كه [انسانها] برانگيخته شوند مرا مهلت ده.
15- [خدا] گفت: مهلت خواهى داشت.
16- [ابليس‏] گفت: اكنون كه مرا در راه تباهى واگذاردى «1»، بر سر راه راست تو در كمين آنها خواهم نشست،
17- آن گاه از جلو و پشت سر و از راست و چپشان به سراغ آنان خواهم رفت و بيشترشان را سپاسگزار [نعمت خود] نخواهى يافت «2».
18- فرمود: از آن [مقام‏]، نكوهيده و مطرود بيرون شو هر كه از آنان از تو پيروى كند، دوزخ را از همگى شما آكنده خواهم كرد.
19- و اى آدم، تو و همسرت در اين بهشت قرار و آرام گيريد و [از نعمتهاى آن‏] از هر جا كه خواهيد بخوريد، ولى به اين درخت نزديك نشويد كه در زمره ستمكاران خواهيد بود.
20- آن گاه شيطان آنها را وسوسه كرد تا اعضاى جنسى آنان را كه از آنها پوشيده مانده بود، در نظرشان آشكار كند و گفت: پروردگارتان تنها به اين منظور شما را از اين درخت بازداشت كه دو فرشته نشويد و به حيات جاودان دست نيابيد.
21- و براى آنها سوگند ياد كرد كه من خيرخواه شما هستم‏
22- و با فريبى آنها را [از مقام قرب خدا] به زير كشاند همين كه از [ميوه‏] آن درخت چشيدند، اعضاى جنسى آنان در نظرشان آشكار شد و شروع كردند از برگ [درختان‏] بهشت بر خود بپوشانند پروردگارشان به آنها ندا داد: مگر شما را از آن درخت باز نداشتم و نگفتم كه شيطان دشمن آشكار شماست؟
__________________________________________________
1- به بخش پايانى آيه 74 غافر (20) توجه فرماييد.
2- مفهوم اين آيه را با توجه به آيات 42 حجر (15) يا 99 و 100 نحل (16) بايد در نظر گرفت.
                        ترجمه طاهرى، ص: 153
23- گفتند: پروردگارا، به خويش ستم كرديم، و اگر ما را نبخشى و بر ما رحمت نياورى، در زمره زيانكاران خواهيم بود.
24- [خدا] گفت: [از بهشت‏] فرود آييد، در حالى كه [با انبوه نسلتان‏] دشمن يكديگريد و تا زمانى محدود در زمين استقرار و برخوردارى خواهيد داشت.
25- [و] گفت: در زمين زندگى مى‏كنيد و در همان [جا] خواهيد مرد و [به هنگام رستاخيز] از آن بيرون آورده مى‏شويد «1».
26- اى فرزندان آدم، براى شما لباسى پديد آورديم كه اعضاى جنسى شما را پوشيده مى‏دارد و مايه آراستگى [شما] ست اما پوشش تقوا برتر [و اصلى‏تر] است اين [سخنان‏] از آيات خداست، بسا كه پند پذيرند.
27- اى فرزندان آدم، شيطان فريبتان ندهد، چنان كه پدر و مادرتان را [فريفت و] از بهشت بيرون راند در حالى كه جامه آنها را [از تنشان‏] بر مى‏كند تا اعضاى جنسى آنها را در نظرشان بنمايد او و گروه [وابسته‏] اش از جايى كه آنها را نمى‏بينيد شما را مى‏بينند، شياطين را دوستان كسانى قرار داديم كه ايمان نمى‏آرند
28- و چون مرتكب بى‏شرمى شوند، گويند: پدران خود را [نيز معتقد] به همين شيوه تشخيص داده‏ايم و خدا ما را به آن فرمان داده است بگو: خدا به بى‏شرمى فرمان نمى‏دهد آيا چيزى را كه [بدرستى‏] نمى‏دانيد به خدا نسبت مى‏دهيد؟
29- بگو: پروردگارم به عدالت فرمان داده است و [تأكيد كرده‏] در هر مسجدى [به هنگام نماز فقط به او] توجه داريد و با خلوص اعتقاد او را [به نيايش‏] بخوانيد همان گونه كه شما را در آغاز آفريد، [ديگر بار به پيشگاهش‏] باز مى‏گرديد «2».
30- گروهى را هدايت كرد و گروهى [كه شايستگى نداشتند،] گمراهى دامنگيرشان شد آنها شياطين را به جاى خدا كارساز خود انتخاب كردند و مى‏پنداشتند، كه راه‏يافته هستند.
__________________________________________________
1- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيه 18 نوح (71) آمده است. [.....]
2- براى روشن‏تر شدن، به آيات 19 عنكبوت (29)، 27 روم (30) و بالاخره 79 يس (36) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 154
31- اى فرزندان آدم، در هر مسجدى زيور [و آراستگى‏] خود را حفظ كنيد و [نيز] بخوريد و بياشاميد، و [لى‏] اسراف نكنيد كه خدا اسرافكاران را دوست ندارد.
32- بگو: زيورهاى خدا را كه براى بندگانش پديد آورده و [نيز] روزيهاى پاكيزه را چه كسى حرام كرده است؟ بگو: اين [نعمتها] در زندگى دنيا براى اهل ايمان [روا] است، و [لى‏] در روز رستاخيز ويژه آنهاست آيات را اين گونه براى اهل دانش به وضوح بيان مى‏كنيم.
33- بگو: پروردگار من فقط بيشرميها را، چه آشكار و چه پنهان، و هر گناه و سركشى ناحق را حرام كرده است و اينكه چيزى را [در قدرت‏] با خدا شريك بدانيد كه [خدا] هيچ اعتبارى به آن نداده است، و نيز چيزى را كه [بدرستى‏] نمى‏دانيد به خدا نسبت دهيد.
34- هر گروهى دورانى دارد، و آن گاه كه سرآمدشان فرا رسد، نه لحظه‏اى به تأخير افتند و نه به پيش.
35- اى فرزندان آدم، چون پيامبرانى از خود شما به سراغتان آيند كه آيات مرا براى شما بيان كنند، [آنها را خيرخواه خود تلقى كنيد و] آنان كه پرهيزكار باشند و به شايستگى رفتار كنند، هيچ گونه ترس و اندوهى نخواهند داشت «1».
36- و كسانى كه آيات ما را دروغ شمردند، و در برابر آن گردن افراشتند، جاودانه دوزخى‏اند.
37- كيست ستمكارتر از آن كه دروغ به خدا نسبت دهد «2» يا آيات او را دروغ شمارد؟ آنها بهره مقرر خويش را از كتاب [تقدير] دارند، تا آن گاه كه فرشتگان ما براى گرفتن جانشان به سراغ آنها روند «3»، مى‏پرسند: معبودهايى كه به جاى خدا [به نيايش‏] مى‏خوانديد كجا هستند؟ مى‏گويند: از نظر ما ناپديد شده‏اند و بر ضد خويش گواهى دهند كه [در برابر حق‏] انكار مى‏ورزيده‏اند.
__________________________________________________
1- به آيات 127 انعام (6)، 28 رعد (13) و 27- 28 فجر (89) توجه فرماييد ضمناً مفهوم آيه به بيان ديگر در آيه 123 طه (20) آمده است.
2- مصداق آن را در آيه 79 بقره (2) و سرانجام كارشان را در آيه 18 هود (11) ملاحظه فرماييد.
3- تناقضى با آيات 11 سجده (32) و 42 زمر (39) ندارد. (چرا؟)
                        ترجمه طاهرى، ص: 155
38- [خدا] گويد: شما [هم‏] در صف گروه‏هايى از جن «1» و انس كه قبل از شما رفتند، به آتش داخل شويد هر گاه كه گروهى به آتش وارد شود، همكيشان خود را نفرين كند «2»، تا وقتى همگى در آنجا مجتمع شوند، پيروان در حق پيشوايان «3» گويند: پروردگارا، اينها بودند كه ما را گمراه كردند، پس عذاب آتش آنها را افزون كن [خدا] گويد: [عذاب‏] همه شما افزون است [شما هم آنها را بر اسب قدرت نشانديد و تأييدشان كرديد]، ولى نمى‏دانيد «4».
39- پيشوايان به پيروان [خود] گويند: شما هيچ برترى بر ما نداريد، پس به سزاى دستاوردتان عذاب را بچشيد.
40- درهاى [رحمت‏] آسمان به روى كسانى كه آيات ما را دروغ شمردند و در برابر آن گردن افراشتند گشوده نخواهد شد و به بهشت در نمى‏آيند، مگر اينكه شتر از سوراخ سوزن بگذرد «5»! بزهكاران را اين گونه [با محروميت از بهشت‏] كيفر خواهيم داد.
41- بستر و رو اندازى از [آتش‏] دوزخ دارند «6» و ستمگران را اين گونه كيفر دهيم.
42- مؤمنانى كه [در حد توان‏] رفتار شايسته داشته‏اند جاودانه بهشتى‏اند [زيرا] هيچ كس را جز به اندازه توانش تكليف نمى‏كنيم.
43- هر گونه كينه‏اى را از سينه بهشتيان بزداييم «7». از كنار [جايگاه‏] شان [در بهشت‏] نهرها جارى است و مى‏گويند: ستايش خاص خداست كه ما را بر اين [نعمت‏] هدايت كرد، و اگر خدا به ما ره نمى‏نمود، ما خود سر هدايت نداشتيم پيامبران پروردگارمان حق را آوردند و [آن گاه‏] ندا شوند: اين بهشت است كه در برابر رفتارتان به شما داده‏اند.
__________________________________________________
1- به زيرنويس آيه 130 انعام (6) توجه فرماييد.
2- به آيه 64 ص (38) توجه فرماييد.
3- براى توجيه ترجمه اخريهم و اوليهم به پيروان و پيشوايان، اين آيه را با آيات 67 و 68 احزاب (33) مقايسه فرماييد.
4- مفهوم آيه به بيان روشنتر و ساده‏تر در آيه 25 عنكبوت (29) آمده است.
5- منظور اين است كه محال است.
6- مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 50 ابراهيم (14)، 104 مؤمنون (23)، 39 انبياء (21)، 55 عنكبوت (29) و 16 زمر (39) آمده است.
7- اجابت درخواستى است كه خودشان كرده‏اند و در آيه 10 حشر (59) آمده است.
                        ترجمه طاهرى، ص: 156
44- بهشتيان دوزخيان را ندا دهند كه ما آنچه پروردگارمان به ما وعده داده بود، درست يافتيم «1»، آيا شما هم آنچه پروردگارتان به شما وعده داده بود، درست يافتيد؟ گويند: آرى آن گاه اعلام كننده‏اى در ميان آنها آواز دهد كه نفرين خدا بر ستمگران باد
45- همانا كه [مردم را] از راه خدا باز مى‏دارند و آن را بيراهه و ناهموار جلوه مى‏دهند و آخرت را انكار مى‏كنند.
46- ميان اين دو گروه پرده‏اى است «2» و در مقام شناخت، افراد [والا مقام‏] ى «3» هستند كه همه [بهشتيان و جهنميان‏] را از سيمايشان مى‏شناسند «4» و بهشتيان را كه [هنوز] به بهشت وارد نشده‏اند، و [لى‏] اميد آن را دارند، ندا مى‏دهند كه: سلام بر شما «5».
47- و هنگامى كه ديدگان منتظران بهشت، متوجه دوزخيان شود، [به خدا پناه مى‏برند و] مى‏گويند: پروردگارا، ما را همدم و ستمكاران قرار مده.
48- و اهل شناخت، افرادى [از دوزخيان‏] را كه از سيمايشان مى‏شناسند، ندا دهند و گويند: جمعيت و سرورى خواهى شما به حالتان سودى نداشت «6».
49- آيا اين [منتظران بهشت‏] همانهايى نيستند كه سوگند ياد مى‏كرديد خدا هيچ رحمتى نصيبشان نخواهد كرد؟! [آن گاه به همين مؤمنان در انتظار بهشت گويند:] داخل بهشت شويد كه ترس و اندوهى نخواهيد داشت «7».
50- دوزخيان، بهشتيان را آواز دهند كه: جرعه‏اى آب بر ما بيفشانيد يا از آنچه خدا روزى شما كرده است [ما را هم بهره‏مند كنيد] پاسخ دهند: خدا آنها را بر انكار ورزان روا نداشته است «8»
51- [همان‏] كسانى كه دين خويش را به سرگرمى و بازيچه گرفتند و زندگى دنيا فريبشان داد امروز آنها را به فراموشى سپاريم همان گونه كه آنها ديدار امروزشان را به فراموشى سپردند «9» و آيات ما را دانسته انكار مى‏كردند «10».
__________________________________________________
1- به آيه 74 زمر (39) توجه فرماييد.
2- به آيه 13 حديد (57) توجه فرماييد.
3- تعبير به «رجال» به طور نكره، دلالت بر شأن والاى افراد مورد نظر دارد و به اين معنى نيست كه زنان جزو اين عده نمى‏باشند زيرا بنا به قاعده تغليب، رجال در مورد مجموع به كار مى‏رود. [.....]
4- افراد مستقر در اعراف، گروه سوم از تقسيم بندى عمومى مردم در آيات 7- 12 واقعه (56) هستند كه به اين شكل توصيف شده‏اند: السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ. همين تقسيم‏بندى سه گانه به بيان ديگرى در آيه 32 فاطر (35) آمده است و گروه سوم (يا اعرافيان) به اين صورت توصيف شده‏اند:
وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ. موارد خاص اين پيشگامان را در آيات 100 توبه (9)، 20- 26 يس (36)، 10 حديد (57) و 14 صف (61) ملاحظه فرماييد. از حضرت امير نقل شده كه فرمود: ما اصحاب اعرافيم و ياران خود را از سيمايشان مى‏شناسيم، ولى روايات در مورد اعرافيان به طور كلى متفاوت است و مفسران وضع آنها را به گونه‏هاى مختلفى تبيين كرده‏اند و اللَّه اعلم.
5- توضيح اين سلام را در آيات 58 يس (36) و 34 ق (50) ملاحظه فرماييد.
6- به آيه 94 انعام (6) توجه فرماييد.
7- به آيات 27 و 28 فجر (89) هم توجه فرماييد.
8- مفهوم آيه به بيان ديگر و توضيح بيشتر را در آيه 13 حديد (57) ملاحظه فرماييد.
9- به آيات 126 طه (20) و 19 حشر (59) توجه فرماييد.
10- به نيمه اول آيه 14 نمل (27) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 157
52- براى آنان كتابى آورديم كه با آگاهى، آن را بوضوح بيان كرده‏ايم تا براى گروهى كه ايمان مى‏آورند، هدايت و رحمتى باشد.
53- آيا جز تحقق [انذارهاى قرآن‏] را انتظار مى‏برند؟ آن روز كه تحقق آن فرا رسد، آنها كه قبلًا آن را به فراموشى سپرده بودند، خواهند گفت: پيامبران پروردگارمان حق را آوردند [و افسوس كه توجه نداشتيم‏] آيا شفيعانى داريم كه به كمك ما برخيزند، يا ممكن است كه [به دنيا] بازگردانده شويم تا رفتارى جز آنچه داشتيم داشته باشيم؟ بى‏گمان خود را به زيان انداختند و بتهايى كه به باطل عَلَم مى‏كردند از نظرشان ناپديد گشت.
54- پروردگار شما خداست كه آسمانها و زمين را طى شش دوران «1» آفريد، آن گاه بر عرش [تدبير] استيلا يافت روز را به [پرده‏] شب كه شتابان در پى آن است، مى‏پوشاند، و خورشيد و ماه و ستارگان را [آفريد] كه به فرمان او [براى شما] آماده خدمتند آگاه باشيد كه آفرينش و تدبير [جهان‏] ويژه اوست منشأ بركات است خدايى كه پروردگار جهانيان است.
55- پروردگار خويش را به زارى و در نهان [به نيايش‏] بخوانيد «2»، [و از تجاوز دست برداريد] كه او متجاوزان را دوست ندارد.
56- و در زمين پس از اصلاحش تبهكارى نكنيد و خداى را با ترس و اميد [به نيايش‏] بخوانيد، كه رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است «3».
57- اوست كه پيش از [بارانِ‏] رحمتش بادها را به بشارت مى‏فرستد، تا آن گاه كه ابرى گرانبار را حمل كنند، آن را به سرزمين [هاى‏] خزان زده و خشك روان سازيم و بدان باران را فرو فرستيم و همه ميوه‏ها را با آن [از دل خاك‏] پديد آوريم مردگان را نيز همين گونه [از خاك‏] خارج كنيم، بسا كه [به اين مثلها] پند پذيريد.
__________________________________________________
1- «روز» در قرآن مثل ساير زبانها به دوره هم اطلاق شده است به آيات 47 حج (22) و 4 معارج (70) توجه فرماييد.
2- به آيه 77 فرقان (25) توجه فرماييد.
3- به آيه 53 زمر (39) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 158
58- زمين [مناسب و] پاك، گياهش به قانونمندى پروردگارش مى‏رويد، و زمين شوره‏زار [گياهش‏] جز اندك [و هرزه‏] سر نزند آيات را اين گونه [در مثالها و تشبيهات‏] مختلف براى سپاسگزاران بيان مى‏كنيم.
59- نوح را بر قومش فرستاديم گفت: اى قوم من، خداى را بندگى كنيد، هيچ معبودى جز او نداريد من از عذاب روزى بزرگ بر شما مى‏ترسم.
60- سران قومش گفتند: تو را در گمراهى آشكارى مى‏بينيم.
61- گفت: اى قوم من، نشانى از گمراهى در من نيست، بلكه پيامبرى از سوى پروردگار جهانيانم.
62- پيامهاى پروردگارم را به شما مى‏رسانم، براى شما خيرخواهى مى‏كنم و از [تدبير و قدرت‏] خدا چيزهايى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد.
63- آيا در شگفتيد از اينكه اندرزى از جانب پروردگارتان توسط مردى از خودتان براى شما رسيده است كه شما را هشدار دهد تا پرهيزكار باشيد، بسا كه مورد رحمت [خدا] قرار گيريد «1»؟
64- او را تكذيب كردند، ما [نيز] او و همراهانش را كه در كشتى بودند، نجات داديم و كسانى را كه آيات ما را دروغ شمردند، غرقه ساختيم زيرا آنان گروهى كوردل بودند.
65- و بر قوم عاد «2» برادرشان هود را [فرستاديم‏] گفت: اى قوم من، خداى را بندگى كنيد، هيچ معبودى جز او نداريد چرا پروا نمى‏كنيد؟
66- سران قومش كه انكار مى‏ورزيدند گفتند: براستى تو را دستخوش سفاهت مى‏بينيم و دروغ پردازت مى‏پنداريم.
67- گفت: اى قوم من، نشانى از سفاهت در من نيست، بلكه پيامبرى از سوى پروردگار جهانيانم.
__________________________________________________
1- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيه 2 يونس (10) آمده است.
2- عاد از قبايل قديم عرب است كه از ميان رفته‏اند.
                        ترجمه طاهرى، ص: 159
68- پيامهاى پروردگار خويش را به شما مى‏رسانم و خيرخواهى امين براى شما هستم.
69- آيا در شگفتيد از اينكه اندرزى از جانب پروردگارتان توسط مردى از خودتان براى شما رسيده است كه شما را هشدار دهد؟ به ياد آوريد زمانى را كه پس از قوم نوح [خدا] شما را جانشين [آنان‏] قرار داد و تناورى شما را در آفرينش افزود «1» پس نعمتهاى خدا را به ياد آوريد، بسا كه رستگار شويد.
70- گفتند: آيا به سراغ ما آمده‏اى تا تنها خداى را بندگى كنيم و آنچه پدرانمان بندگى مى‏كردند رها كنيم؟ اگر راست مى‏گويى عذابى كه به ما وعده مى‏دهى پيش آر.
71- گفت: بلا و خشمى از جانب پروردگارتان بر شما مقرر گرديده است «2» چرا با من درباره نامهايى [بى مسما] به مجادله برخاسته‏ايد كه خود و پدرانتان آن را نام [معبودهاى دروغين‏] بر آنها نهاده‏ايد «3» و خدا هيچ اعتبارى به آنها نداده است؟ پس منتظر باشيد، من هم با شما در انتظار خواهم ماند.
72- سرانجام او و همراهانش را به رحمت خود نجات داديم و ريشه كسانى را كه آيات ما را دروغ شمردند و ايمان نداشتند، بر كنديم «4».
73- و بر قوم ثمود «5» برادرشان صالح را [فرستاديم‏]. گفت: اى قوم من، خداى را بندگى كنيد، هيچ معبودى جز او نداريد براى شما نشانه روشنى از جانب پروردگارتان فرا رسيده است اين ماده شترِ خداست به عنوان نشانه‏اى براى شما، به حال خود رهايش كنيد تا در زمين خدا چرا كند و آزارى به او نرسانيد كه عذابى دردناك شما را فرا خواهد گرفت.
__________________________________________________
1- در رابطه با عدول از قاعده املايى در مورد كلمه «بصطه»، به زيرنويس سوم آيه 245 بقره (2) مراجعه فرماييد.
2- براى نشان دادن حتمى الوقوع بودن، با فعل ماضى آمده است. [.....]
3- چگونگى اين مجادله را در آيات 53- 56 هود (11) ملاحظه فرماييد.
4- توضيح بيشتر در مورد چگونگى نابودى آنان در آيات 6- 8 حاقه (69) و 41 ذاريات (51) آمده است.
5- ثمود از قبايل قديم عرب است كه در شرق و مركز عربستان ساكن بودند و پس از نابودى قوم عاد به وجود آمدند.
                        ترجمه طاهرى، ص: 160
74- و به ياد آريد زمانى را كه [خدا] شما را پس از قوم عاد جانشين [آنها] قرار داد و در اين سرزمين مستقر ساخت كه در دشتهايش قصرهايى بنا مى‏كنيد و كوهستانها را براى ساختن خانه‏ها مى‏تراشيد پس نعمتهاى خدا را با ياد آريد و در زمين تبهكارانه سركشى نكنيد.
75- سران سرورى خواه قومش به مؤمنان محروم گفتند: آيا يقين داريد كه صالح [واقعاً] از جانب پروردگارش فرستاده شده است؟ گفتند: [بلى‏] مطمئناً به پيامى كه او مأمور [ابلاغ‏] آن شده است، باور داريم.
76- سرورى خواهان گفتند: [ولى‏] ما آنچه را كه شما باور داريد انكار مى‏كنيم.
77- آن گاه ماده شتر را پى كردند و از فرمان پروردگارشان سر باز زدند «1» و گفتند: اى صالح، اگر پيامبر [خدا] هستى، عذابى را كه به ما وعده مى‏دهى پيش آر «2».
78- آن گاه زلزله آنان را فرا گرفت و در خانه‏هاى خويش از پاى در آمدند.
79- صالح از آنها روى برتافت و گفت: اى قوم من، پيام پروردگارم را به شما رساندم و براى شما خيرخواهى كردم، ولى شما خيرخواهان را دوست نمى‏داريد.
80- و لوط را [به ياد آر] آن گاه كه به قوم خود گفت: چرا به عمل بى‏شرمانه‏اى دست مى‏زنيد كه هيچ يك از جهانيان پيش از شما مرتكب نشده است؟
81- به جاى زنان براى كامرانى به مردان روى مى‏آوريد حقا كه گروهى تجاوز كاريد.
__________________________________________________
1- تفصيل موضوع در آيات 155- 158 شعراء (26) آمده است.
2- آنچه به آنان وعده داده بود در آيه 64 هود (11) آمده است ضمناً اقوام ديگر نيز مشابه همين درخواست را از پيامبرشان داشتند اين درخواستها در مورد قوم نوح در آيه 32 هود (11) و در مورد قوم شعيب در آيه 187 شعراء (26) و در مورد قوم لوط در آيه 29 عنكبوت (29) و در مورد قوم هود در آيه 22 احقاف (46) و در مورد مشركين مكه در آيات 32 انفال (8) و 16 ص (38) آمده است.
                        ترجمه طاهرى، ص: 161
82- پاسخ قومش فقط اين بود كه گفتند آنان را از شهر خود اخراج كنيد كه مردمى متظاهر به پاكى‏اند.
83- آن گاه لوط و خانواده‏اش را نجات داديم، جز همسرش كه [همراه بزهكاران‏] باقى ماند «1».
84- و بارانى [از سنگ‏] «2» بر آنان باريديم ببين سر انجام بزهكاران چگونه بود.
85- و بر [اهل‏] مدين، برادرشان شعيب را [فرستاديم‏]، گفت: اى قوم من، خداى را بندگى كنيد، هيچ معبودى جز او نداريد، براى شما نشانه روشنى از جانب پروردگارتان فرا رسيده است [سنجش‏] پيمانه و ترازو را كامل كنيد و حقوق مردم را كم برآورد نكنيد و در زمين پس از اصلاحش تبهكارى نكنيد اگر باور داريد، اين به نفع شماست‏
86- بر سر هر راهى [به كمين‏] منشينيد كه با تهديد، افراد با ايمان را از راه خدا باز داريد و آن را بيراهه و ناهموار جلوه دهيد و به ياد آريد آن گاه كه [افراد] كمى بوديد و [خدا] شما را فزونى بخشيد و ببينيد كه سر انجام تبهكاران چگونه بود.
87- اگر گروهى از شما به پيامى كه مأمور [ابلاغ‏] آن شده‏ام باور آوردند و گروهى ناباور ماندند، شكيبايى ورزيد تا خدا ميان ما داورى كند «3»، كه او بهترين داوران است.
__________________________________________________
1- همسر لوط به دليل خيانتكارى‏اش كه در آيه 10 تحريم (66) بدان تصريح شده است، از خانواده لوط مستثنى شد.
2- براى توجيه افزوده، به آيات 82 و 83 هود (11) توجه فرماييد.
3- فرمان خدا را در اين مورد در آيه 94 هود (11) ملاحظه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 162

[ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۱۸ ] [ 17:29 ] [ سعید ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
آیا آنها در قرآن تدبّر نمی‌کنند، یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟!
محمد/24

در این وبلاگ از تفاسیر ترتیبی و موضوعی قرآن و نکات قرآنی مطلب خواهم گذاشت
گاها از تفاسیر نهج البلاغه و مثنوی یا دیگر متون هم نکته میگذارم
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب