منتخب تفاسیر
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا   
قالب وبلاگ
لینک های مفید


سوره توبه‏
93- راه [سرزنش و اعتراض‏] تنها به روى كسانى [گشوده‏] است كه در عين بى‏نيازى [و داشتن امكانات‏]، از تو اجازه [مرخصى‏] مى‏خواهند [و] به آن تن داده‏اند كه همراه زمين‏گيرها باشند خدا بر دلهاشان مهر [غفلت‏] نهاده است«4»، از اين رو آگاهى ندارند.
______

4- علت آن را در زيرنويس آيه 87 توبه (همين سوره) ملاحظه فرماييد.
                     
  ترجمه طاهرى، ص: 202

94- وقتى نزد آنها بازگرديد، در برابر شما عذرتراشى مى‏كنند بگو: عذر نياوريد كه باور نمى‏كنيم خدا ما را از وضع شما آگاه كرده است [به عمل كوشيد كه‏] خدا و پيامبرش عملكرد شما را خواهند ديد آن گاه به پيشگاه خداى داناى نهان و آشكار بازگردانده مى‏شويد و شما را به آنچه مى‏كرديد، آگاه مى‏سازد «1».
95- وقتى نزد آنها باز مى‏گرديد، براى شما به خدا سوگند ياد مى‏كنند كه از [تخلف‏] آنها چشم بپوشيد از آنها روى گردانيد، كه پليدند و به سزاى دستاوردشان جايگاهشان دوزخ است.
96- براى شما سوگند ياد مى‏كنند تا از آنها خشنود شويد اگر [بفرض‏] شما [هم‏] از آنها خشنود شويد، خدا هرگز از منحرفان خشنود نخواهد بود «2».
97- باديه نشين‏ها [غالباً] «3» از نظر كفر و نفاق سخت‏ترند و محتمل‏تر به اينكه احكامى كه خدا بر پيامبرش نازل كرده است ندانند و خدا دانايى است فرزانه.
98- بعضى از باديه نشين‏ها آنچه [به خاطر جنگ‏] هزينه مى‏كنند، غرامتى تلقى مى‏كنند و چشم به راه حوادث براى شما هستند حوادث ناگوار بر آنها باد و خدا شنوايى داناست.
99- از باديه‏نشين‏ها كسانى هم هستند كه به خدا و روز واپسين باور دارند و آنچه [در اين راه‏] هزينه كنند، مايه تقرب به خدا و توجهات پيامبر مى‏دانند آگاه باشيد كه همين [انفاقها] موجب تقربشان خواهد بود بزودى خدا آنها را غرق رحمت خويش خواهد كرد، كه خدا آمرزگارى است مهربان.
__________________________________________________
1- به آيه 22 ق (50) توجه فرماييد.
2- به آيه 62 توبه (همين سوره) كه روشن‏تر بيان كرده توجه فرماييد.
3- براى توجيه افزوده، به دو آيه بعد توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 203
100- خدا از مهاجرين و انصار پيشقدم پيشين، و پيروان آنان در نيكويى، راضى است و آنها [نيز] از او راضيند و براى آنها باغهايى از بهشت آماده كرده كه نهرها در دامن آن جارى است و جاودانه در آن به سر برند اين است كاميابى بزرگ.
101- گروهى از باديه نشين‏هاى پيروامون [شهر] شما و نيز گروهى از اهالى مدينه سخت پايبند نفاقند تو آنها را نمى‏شناسى، ولى ما آنها را مى‏شناسيم دو بار آنها را در [دنيا] عذاب خواهيم كرد [رسوايى ميان مردم و عذاب در لحظه‏هاى دشوار مرگ‏] «1»، آن گاه به عذابى بزرگ [در قيامت‏] بازگردانده خواهند شد.
102- و افراد ديگرى هستند كه به گناه [دورويى‏] خويش اعتراف كردند و رفتار شايسته و ناشايسته را به هم آميختند چه بسا كه خدا [به رحمت خويش‏] بر آنها بازگردد، كه خدا آمرزگارى است مهربان.
103- از اموالشان صدقه‏اى كه بدان وسيله آنان را پاك مى‏سازى، بگير و به آنها توجه كن، كه توجه تو مايه آرامش آنهاست و خدا شنوايى داناست.
104- مگر ندانسته‏اند كه تنها خدا توبه بندگان را مى‏پذيرد و انفاقها را [در نظر] مى‏گيرد و خداست كه بازپذير و مهربان است؟
105- بگو: [به جاى حرف‏] به عمل كوشيد كه خدا و پيامبرش و مؤمنان كردار شما را خواهند ديد و بزودى به پيشگاه خداى داناى نهان و آشكار بازگردانده مى‏شويد و شما را به آنچه مى‏كرديد آگاه مى‏سازد «2».
106- گروه ديگر [كارشان‏] موكول به مشيت خدا شده است، يا مجازاتشان مى‏كند و يا [به رحمت خويش‏] بر آنها بازمى‏گردد «3»، و خدا دانايى است فرزانه.
__________________________________________________
1- در آيات 50 انفال (8) و 27 محمد (47) به اين عذاب اشاره شده است.
2- به آيه 22 ق (50) توجه فرماييد.
3- استاد مكارم شيرازى ضمن بحثى كه ذيل اين آيه كرده، نتيجه گرفته است كه اين گروه وضع دشوارترى نسبت به گروهى كه در آيه 102 همين سوره به آنها اشاره شده، دارند. گروه اول بلافاصله پس از توبه بخشوده شدند و گروه دوم پس از مدتى كه فرمان خدا در آيه 118 همين سوره رسيد، بخشوده شدند.
                        ترجمه طاهرى، ص: 204
107- و [از دورويان‏] كسانى هستند كه مسجدى براى زيان رساندن [به اجتماع‏] و انكار [پيامبر] و تفرقه بين مؤمنين عَلَم كردند و نيز به منظور ساختن كمينگاهى براى كسانى كه از قبل با خدا و پيامبرش در جنگ بودند و سوگند ياد مى‏كنند كه ما جز نظر خير نداشتيم و خدا گواه است كه دروغ پردازند «1».
108- هرگز در آن [مسجد به نماز] مايست، مسجدى كه «2» از روز نخست بر پايه تقوا بنا نهاده شده، سزاوارتر است كه در آن [به نماز] بايستى در آن [جا] افرادى «3» هستند كه دوست دارند پاكيزه‏خو گردند و خدا [نيز] پاكيزه خويان را دوست مى‏دارد.
109- آيا كسى كه شالوده‏اش را بر پروا از خدا و خشنودى او بنا نهاده، بهتر است، يا كسى كه شالوده‏اش را بر لبه پرتگاهى سست و فرو ريختنى قرار داده است و با آن در آتش دوزخ فرو افتد؟ و خدا ستمگران را هدايت نخواهد كرد.
110- شالوده‏اى كه بنا نهاده‏اند پيوسته موجب ترديد [و اضطراب‏] در دلهاشان خواهد بود، مگر اينكه دلهاشان [از قيد حيات و يا از بندهاى نفاق‏] منقطع شود و خدا دانايى است فرزانه.
111- خدا جانها و اموال مؤمنان را در ازاى بهشت از آنها خريدارى كرده است [زيرا كه آنها] در راه خدا جنگ مى‏كنند، مى‏كشند و كشته مى‏شوند [بر وفق‏] وعده راستى كه در تورات و انجيل و قرآن بر عهده خداست و كيست وفادارتر از خدا نسبت به عهدش؟ پس به معامله خويش كه به آن دست زده‏ايد، شادمان باشيد «4» و اين است همان كاميابى بزرگ.
__________________________________________________
1- اين مسجد در تاريخ به نام مسجد ضرار معروف شده است.
2- منظور مسجد قباست.
3- به زيرنويس آيه 37 نور (24) توجه فرماييد.
4- به آيه 10 و 11 صف (61) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 205
112- [معامله كنندگان با خدا همان‏] توبه كنندگان، عبادت كنندگان، ستايش كنندگان [خدا] و روزه‏دارانند و نيز اهل ركوع و سجود و آنان كه به رفتار شايسته فرا مى‏خوانند و از ناپسند باز مى‏دارند و حافظان احكام خدا هستند و [اين‏] مؤمنان را [به الطاف خدا] بشارت ده.
113- پيامبر و اهل ايمان را نسزد كه براى مشركان طلب آمرزش كنند، حتى اگر از خويشاوندان [شان‏] باشند، [خاصّه‏] پس از آنكه براى آنها روشن شد كه آنان دوزخى‏اند.
114- و آمرزش خواستن ابراهيم [هم‏] براى پدرش [آذر] «1»، تنها به خاطر وعده‏اى بود كه به او داده بود «2» و آن گاه كه براى او روشن شد كه پدرش دشمن خداست، از او بُريد براستى كه ابراهيم دلسوزى بردبار بود.
115- خدا بر آن نيست كه گروهى را پس از آنكه هدايتشان كرده است، گمراه نمايد، مگر آنكه موارد پرهيز را براى آنها روشن كرده باشد [و آنها راه مخالفت پويند] كه خدا به هر چيزى داناست.
116- خداست كه فرمانروايى آسمانها و زمين خاص اوست حيات مى‏بخشد و حيات را باز مى‏ستاند و در برابر خدا هيچ كارساز و ياورى نخواهيد داشت.
117- خدا بر پيامبر و مهاجرين و انصارى كه هنگام دشوارى [در راه جنگ تبوك‏]، بعد از آنكه دلهاى گروهى از آنها در آستانه لغزش قرار گرفته بود، از او پيروى كردند، [به رحمت خويش‏] بازگشت، آن گاه توبه آنان را پذيرفت، كه او نسبت به آنان رئوف و مهربان است‏
__________________________________________________
1- به آيه 86 شعراء (26) توجه فرماييد. [.....]
2- به آيه 47 مريم (19) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 206
118- و [نيز] بر آن سه تن كه [با عذرتراشى خود از شركت در جنگ تبوك‏] بازمانده شدند، [و از جانب مردم طرد شدند] تا آنكه زمين با همه فراخى‏اش بر آنها تنگ شد، و از [وجود] خويش به تنگ آمدند و دريافتند كه در برابر خدا هيچ پناهى جز خودش نيست آن گاه [به رحمت خويش‏] بر آنان بازگشت تا توبه كنند، كه خدا بازپذير و مهربان است.
119- اى مؤمنان، از خدا پروا كنيد و با راستان «1» [همگام‏] باشيد.
120- سزاوار نيست كه اهل مدينه و باديه نشينان اطرافش از [همراهى با] پيامبر خدا بازمانند و حفظ جان خويش را مقدم بر او بشمرند زيرا در راه خدا هيچ تشنگى و رنج و گرسنگى تحمل نكنند و هيچ گامى كه انكار ورزان را خشمگين سازد برندارند و ضربه‏اى از دشمن نخورند، مگر آنكه بدان سبب، عمل صالحى براى آنها ثبت شود زيرا خدا پاداش نيكوكاران را تباه نخواهد كرد
121- و [نيز] هيچ هزينه‏اى [در راه جهاد] نكنند، چه اندك و چه بسيار، و هيچ سرزمينى را [براى دفاع‏] نپيمايند، مگر اينكه به حساب آنها ثبت مى‏شود، تا خدا به قياس بهترين اعمالشان به آنها پاداش دهد.
122- شايسته نيست كه مؤمنان همگى با هم رهسپار جهاد شوند چرا از هر دسته‏اى يك گروه [به مراكز فرهنگى‏] نمى‏روند تا در [معارف‏] دين پژوهش كنند و هنگام بازگشت به سوى قوم خود، آنها را هشدار دهند، بسا كه [از خطا و انحراف‏] حذر كنند.
__________________________________________________
1- خصوصيات صادقين در آيات 177 بقره (2) و 15 حجرات (49) تشريح شده است.
                        ترجمه طاهرى، ص: 207
123- اى مؤمنان، با انكار ورزانى بجنگيد كه به شما نزديك [تر] ند و بايد كه در شما قاطعيت احساس كنند و آگاه باشيد كه خدا با پرهيزكاران است.
124- هر گاه سوره‏اى نازل شود، پاره‏اى از دورويان [از روى انكار به ديگران‏] مى‏گويند: اين سوره ايمان كدام يك از شما را فزونى بخشيد «1»؟ ولى آنها كه [بحقيقت‏] اهل ايمانند، در حالى كه شادمانند بر ايمانشان بيفزايد.
125- اما بيماردلان را بر پليدى [و انكار] شان افزود «2» و به حال انكار جان سپردند.
126- آيا نمى‏بينند كه در هر سال، يك يا دو بار مورد آزمون قرار مى‏گيرند؟ ولى نه توبه مى‏كنند و نه پند مى‏پذيرند.
127- و هر گاه سوره‏اى نازل شود [كه در آن از دورويان ياد شده باشد]، پاره‏اى از آنها به يكديگر اشاره مى‏كنند كه: آيا كسى متوجه شما هست؟ آن گاه [آهسته از مجلس پيامبر] بازمى‏گردند خدا دلهايشان را [از حق‏] منصرف ساخته است زيرا گروهى هستند كه در نمى‏يابند.
128- پيامبرى از [ميان‏] خود شما [براى هدايت‏] به سراغتان آمده است كه رنجهاى شما بر او گران مى‏آيد، بر [هدايت‏] به سراغتان آمده است كه رنجهاى شما بر او گران مى‏آيد، بر [هدايت‏] شما اصرار دارد «3» و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است.
129- [با اين حال‏] اگر روى برتافتند، بگو: خدا مرا بس، معبودى جز او نيست تنها بر او توكل كرده‏ام و اوست صاحب اختيار عرش بزرگ.
__________________________________________________
1- به آيه 45 اسراء (17) توجه فرماييد.
2- عكس اين جريان را در مورد هدايت يافتگان در آيه 17 محمد (47) ملاحظه فرماييد.
3- به آيه 6 كهف (18) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 208
10- سوره يونس‏
به نام خداى رحمان [و] رحيم‏
1- الف، لام، را «1» اين آيات كتاب حكمت آميز است.
2- آيا براى مردم شگفت‏آور است كه به مردى از خودشان وحى كرديم كه مردم را هشدار بده و مؤمنان را بشارت رسان كه نزد پروردگارشان پايگاهى شايسته دارند؟ «2» انكار ورزان گفتند: اين [مرد] جادوگرى است آشكار.
3- پروردگار شما خداست كه آسمانها و زمين را طى شش دوران «3» آفريد، آن گاه بر عرش [تدبير] استيلا يافت. كار [آفرينش‏] را تدبير مى‏كند هيچ كمك كارى جز به اذن [و قانونمندى‏] او وجود ندارد اين است خدا، پروردگار شما، پس او را بندگى كنيد [و به غير او تكيه نكنيد] آيا پند نمى‏پذيريد؟
4- بازگشت همه شما به پيشگاه اوست خدا بدرستى وعده كرده است اوست كه آفرينش را آغاز مى‏كند، سپس باز مى‏آرد «4» تا مؤمنان نيكوكار را عادلانه پاداش دهد و انكار ورزان به خاطر انكارشان آشاميدنى‏اى از آب داغ و عذابى دردناك [در انتظار] دارند.
5- اوست كه خورشيد را فروزان و ماه را تابان آفريد و براى آن جايگاهها [ى معينى‏] تقدير كرد تا [با تغيير وضع ماه‏] شمار سنوات و حساب [ايام‏] را بدانيد اين [نظام‏] را به حق آفريد و آيات را براى اهل دانش به وضوح بيان مى‏كند.
6- بى‏گمان در گردش پياپى «5» شب و روز و آنچه خدا در آسمانها و زمين آفريده، براى پرهيزكاران نشانه‏هايى [از قدرت خدا] است.
__________________________________________________
1- به موجب آمارى كه رشاد خليفه تهيه كرده، مجموع تكرار اين سه حرف در اين سوره 2489 است كه مضربى است از عدد 19 (تعداد حروف بسم اللَّه ...).
2- اين پايگاه شايسته را در آيات 54 و 55 قمر (54) ملاحظه فرماييد ضمناً مفهوم آيه به بيان ديگر در آيه 63 اعراف (7) آمده است.
3- به زيرنويس آيه 54 اعراف (7) توجه فرماييد.
4- به آيات 19 عنكبوت (29) و 79 يس (36) توجه فرماييد.
5- براى توجيه ترجمه «اختلاف» با آيه 62 فرقان (25) مقايسه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 209
7- آنها كه انتظار [رستاخيز و] لقاى ما را ندارند و به زندگى دنيا دلخوش گشته و به آن اطمينان يافته‏اند و كسانى كه از نشانه‏هاى [قدرت‏] ما غافلند،
8- به [سزاى‏] دستاوردشان، جايگاهشان دوزخ است.
9- [ولى‏] مؤمنان نيكوكار را به پاس ايمانشان، پروردگارشان [به مواضع رستگارى‏] هدايت مى‏كند «1» [و به پاداششان‏] در بوستانهاى پر نعمت، نهرها از كنارشان جارى خواهد بود.
10- دعايشان در بهشت اين است كه: بار خدايا، تو را تقديس مى‏كنيم و درودشان در آنجا سلام است «2» و پايان دعايشان اين است كه: الحمد للَّه رب العالمين.
11- اگر با همان شتاب كه مردم در طلب خيرند، خدا [به عقوبت اعمالشان‏] براى آنها شر مقدر مى‏كرد «3»، مدت [حيات‏] شان سپرى شده بود ولى ما كسانى را كه انتظار [رستاخيز و] لقاى ما را ندارند، [فرصت مى‏دهيم و] «4» در طغيانشان سرگشته رها مى‏سازيم.
12- هر گاه انسان دچار گزندى شود، [در هر حالى كه هست‏] آرميده يا نشسته و ايستاده، ما را [به نيايش‏] مى‏خواند اما همين كه گزند را از او دور ساختيم، [با حالت غفلت و غرور] چنان راه خويش سپرد كه گويى هرگز براى برداشتن گزندى كه دامنگيرش شده بود، ما را [به نيايش‏] نخوانده است «5» رفتار اسرافكاران در نظرشان اينگونه آراسته شده است «6».
13- قبل از شما نسلهايى را به كيفر ظلمشان هلاك كرديم، [و اين‏] در حالى [بود] كه پيامبرانشان نشانه‏هاى روشن بر آنها عرضه كردند، ولى آنها بر آن نبودند كه ايمان بياورند بزهكاران را اين گونه كيفر مى‏دهيم.
14- آن گاه پس از آنها، شما را در زمين جانشين كرديم تا بنگريم شما چگونه عمل مى‏كنيد.
__________________________________________________
1- به آيه 17 محمد (47) توجه فرماييد.
2- به آيات 23 و 24 رعد (13) و 73 زمر (39) توجه فرماييد.
3- اشاره به گفتار مشركان است كه در آيات 16 ص (38) و 32 انفال (8) آمده است.
4- براى توجيه افزوده، به آيات 61 نحل (16) و 45 فاطر (35) توجه فرماييد. [.....]
5- مفهوم اين آيه به بيان ديگرى در آيات 67 اسراء (17) و 51 فصلت (41) آمده است.
6- به آيه 25 فصلت (41) و نيز به آيات 103- 105 كهف (18) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 210
15- چون آيات روشنگر ما بر آنها خوانده شود، افرادى كه انتظار [رستاخيز و] لقاى ما را ندارند، مى‏گويند: قرآنى غير از اين بياور يا همين را تغييراتى بده، بگو: من حق ندارم كه خودسرانه قرآن را تغيير دهم تنها از آنچه به من وحى مى‏شود پيروى مى‏كنم اگر در برابر پروردگارم نافرمان باشم، از عذاب روزى «1» بزرگ مى‏ترسم.
16- بگو: اگر خدا مى‏خواست، قرآن را بر شما تلاوت نمى‏كردم و [خدا] شما را بر آن آگاه نمى‏كرد قبل از اين، عمرى در ميان شما زيسته‏ام [و هرگز چنين سخنانى نگفته‏ام‏] چرا درك نمى‏كنيد «2»؟
17- كيست ستمكارتر از آن كه دروغ به خدا نسبت دهد «3» يا آيات او را دروغ شمارد؟ براستى بزهكاران رستگار نخواهند شد.
18- چيزهايى را به جاى خدا بندگى مى‏كنند كه نه زيانى به آنها مى‏رساند و نه سودى و مى‏گويند: اين [بت‏] ها شفيع ما [در زندگى‏] نزد خدا هستند بگو: آيا خدا را به چيزى خبر مى‏دهيد كه در آسمان و زمين سراغى از آن ندارد؟ خدا منزه است و از آنچه [در قدرت با او] شريك مى‏پندارند والاتر است.
19- مردم جز يك امت واحد نبودند، سپس اختلاف ورزيدند، و اگر وعده‏اى از پروردگارت [در مورد مهلت و آزمون‏] «4» از قبل مقرر نشده بود، در موارد اختلافشان داورى [و كار يكسره‏] مى‏شد.
20- مى‏گويند: چرا [مانند پيامبران پيشين‏]»
 معجزه‏اى از پروردگارش بر او نازل نشده است «6» [با آنكه قرآن خود معجزه‏اى است جاودانه‏]؟ «7» بگو: امور غيبى فقط اختصاص به خدا دارد «8»، پس شما منتظر باشيد، من هم با شما در انتظار خواهم ماند.
__________________________________________________
1- به زيرنويس آيه 69 حج (22) در مورد كلمات «روز» و «ماه» مراجعه فرماييد.
2- براى توجيه افزوده، به آيه 48 عنكبوت (29) توجه فرماييد.
3- مصداق آن را در آيه 79 بقره (2) و سرانجامش را در آيه 18 هود (11) ملاحظه فرماييد.
4- براى توجيه كلمات افزوده (در مورد مهلت)، به آيات 42 ابراهيم (14) و 45 فاطر (35) (و در مورد آزمون به آيه 2 ملك (67) توجه فرماييد.
5- براى توجيه افزوده، به نيمه دوم آيه 5 انبياء (21) و آيه 48 قصص (48) توجه فرماييد.
6- به آيات 90- 93 اسراء (17) كه نظر مخالفان را به طور مشروح بيان داشته است، توجه فرماييد.
7- به آيه 38 يونس (10) توجه فرماييد.
8- پاسخ ديگر را در آيه 50 عنكبوت (29) ملاحظه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 211
21- هر گاه پس از گزندى كه به مردم رسيده است، رحمتى به آنها بچشانيم، [ناشى از درايت خود مى‏دانند و] در نشانه‏هاى [قدرت‏] ما [با ناسپاسى‏] دسيسه [و بد انديشى‏] مى‏كنند بگو: دسيسه خدا سريعتر [و كارسازتر از شما] است «1» محققاً فرشتگان ما دسيسه‏هاى شما را ثبت مى‏كنند «2».
22- اوست كه شما را در خشكى و دريا سير مى‏دهد، تا آن گاه كه در كشتى قرار مى‏گيريد [كشتيها] به بادى دلپذير سرنشينان را به حركت در آورند كه بدان شادمان گردند، [ناگاه‏] تندبادى سخت بر كشتيها مى‏وزد و امواج از هر سو بر آنها روى مى‏آورد، به گونه‏اى كه يقين كنند در محاصره قرار گرفته‏اند، آن گاه خدا را با خلوص اعتقاد [به نيايش‏] مى‏خوانند كه: اگر ما را از اين [ورطه‏] نجات دهى، بيقين سپاسگزار خواهيم بود «3».
23- اما هنگامى كه آنها را نجات داد، باز در زمين بناحق سركشى كنند اى مردم، [آگاه باشيد كه‏] سركشى شما تنها به زيان خود شماست، برخوردارى [گذراى‏] زندگى دنيا [را مى‏خواهيد]، آن گاه بازگشت شما به پيشگاه ماست و شما را [از حقيقت و نتيجه‏] كردارتان آگاه خواهيم كرد «4».
24- در حقيقت، مَثَل زندگى دنيا همچون بارانى است كه از آسمان فرو فرستاديم كه بر اثر آن رستنى‏هاى زمين كه مردم و دامها از آن تغذيه مى‏كنند، درهم آميخت [و انبوه شد] تا آن گاه كه زمين شكوفه‏هاى خود را به دست آورد و آراسته شد و اهل آن پنداشتند كه بر [انتفاع از] آن توانايى دارند، [بناگاه‏] اراده ما شب هنگام يا به روز [براى نابودى آن‏] فرا رسيد و چنان آن را [به طوفان بلا] درو كرديم كه گويى ديروز هيچ [كشتزارى آنجا] نبوده است آيات را اين گونه براى انديشمندان به وضوح بيان مى‏كنيم [تا دستخوش غرور نشوند].
25- خدا به سر منزل سلامت [و امنيت‏] فرا مى‏خواند «5» و هر كه را بخواهد [و شايسته ببيند] به راه راست هدايت خواهد كرد «6».
__________________________________________________
1- چگونگى دسيسه خدا را در آيه 44 قلم (68) ملاحظه فرماييد.
2- به آيات 10- 12 انفطار (82) توجه فرماييد.
3- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگرى در آيه 65 عنكبوت (29) آمده است.
4- به آيه 22 ق (50) توجه فرماييد. [.....]
5- منظور بهشت است با آيه 30 فصلت (41) مقايسه فرماييد براى توضيح روشن‏تر به آيات 127 انعام (6) و 25- 26 واقعه (56) هم توجه فرماييد.
6- براى توجيه افزوده، به آيه 11 تغابن (64) وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 212
26- نيكوكاران [به پاداش رفتارشان‏] نيكويى خواهند داشت و [حتى‏] افزون [بر استحقاق‏] «1» و چهره‏هاى آنان را هيچ تيرگى و ذلّتى فرا نخواهد گرفت آنها جاودانه بهشتى‏اند.
27- اما كسانى كه مرتكب زشتيها شدند، (بدانند كه) سزاى (هر) بدى، همانند آن است و [اگر از حد بگذرند] آنان را ذلّت فرا گيرد كه گويى چهره‏هاى آنها به پاره‏هايى از شب پوشانده شده است و در قبال خدا محافظى نخواهند داشت آنها جاودانه دوزخى‏اند.
28- و [بترسيد از] روزى كه همگان را احضار كنيم «2»، آن گاه به شرك ورزان خطاب كنيم: شما و معبودهايتان به جاى خود بايستيد [تا به كارنامه شما رسيدگى شود]، آن گاه ميانشان جدايى افكنيم «3» و معبودانشان گويند: شما [در حقيقت‏] بندگى ما را نمى‏كرديد [مصلحت خود را در بندگى ما مى‏ديديد] «4».
29- و خدا به عنوان گواه بين ما و شما كافى است، براستى ما در مورد بندگى شما [نسبت به خود] بكلى بى‏خبر بوديم.
30- آنجاست كه هر كس به [بازتاب‏] آنچه در گذشته كرده است، مبتلا خواهد شد و همه به پيشگاه خدا- كارساز حقيقى خود- بازگردانده مى‏شوند و بتهايى كه به باطل عَلَم مى‏كردند، از نظرشان ناپديد گردد.
31- بگو: چه كسى از آسمان و زمين به شما روزى مى‏بخشد؟ يا كيست كه بر گوش و ديدگان [تان‏] سيطره دارد؟ و كيست كه [موجود] زنده را از [ماده‏] بى‏جان پديد مى‏آورد و [ماده‏] بى‏جان را از [موجود] زنده؟ و تدبير امور [جهان‏] به دست كيست؟ خواهند گفت: خدا، بگو: پس چرا [از بندگى غير خدا] پروا نمى‏كنيد؟
32- همين خداى [يكتا]، پروردگار راستين شماست از حق كه بگذرى، جز گمراهى چيست؟ پس چگونه از راه [بندگى او] گردانده مى‏شويد؟
33- سخن پروردگارت در مورد منحرفين كه [گفت:] ايمان نمى‏آورند «5»، اين گونه به تحقيق پيوست.
__________________________________________________
1- در مورد اين پاداش اضافى، به آيه 160 انعام (6) توجه فرماييد ضمناً مفهوم آيه به صورت روشنتر در نيمه اول آيه 173 نساء (4) و به بيان ديگر در آيه 7 عنكبوت (29) آمده است. براى توضيح بيشتر به آيه 35 ق (50) هم توجه فرماييد، ولى به هر حال كيفيت آن در دنيا قابل درك نيست به آيه 17 سجده (32) توجه فرماييد.
2- براى توجيه ترجمه «حشر» به بخش آخر آيه 61 قصص (28) توجه فرماييد.
3- به آيات 166 و 167 بقره (2) توجه فرماييد.
4- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 86 نحل (16) و 81 و 82 مريم (19) آمده است.
5- به آيه 108 مائده (5) إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ، توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 213
34- بگو: آيا از معبودان شما كسى هست كه [همچون خدا] آفرينش را آغاز كند و سپس بازآرد؟ بگو: تنها خداست كه آفرينش را آغاز مى‏كند و باز مى‏آرد، پس چگونه [از بندگى او] بازگردانده مى‏شويد؟
35- بگو: آيا از معبودان شما، كسى هست كه به حق هدايت كند؟ بگو: خداست كه به حق هدايت مى‏كند آيا آن كه به حق راه مى‏نمايد، براى پيروى سزاوارتر است يا آن كه [خود] راه نمى‏يابد، مگر اينكه نشانش دهند؟ شما را چه مى‏شود؟! چگونه داورى مى‏كنيد؟!
36- بيشترشان فقط پيرو گمانند در حالى كه گمان براى [شناخت‏] حقيقت كافى نيست البته خدا به آنچه مى‏كنند داناست.
37- اين قرآن [كتابى‏] نيست كه ساخته و پرداخته غير خدا باشد و لكن تصديق كتب پيش از خود و بيان واضح شريعت مكتوب است و بى‏ترديد از جانب پروردگار جهانيان است «1».
38- مگر مى‏گويند: قرآن را خودش جعل كرده است «2» بگو: اگر راست مى‏گوييد يك سوره مثل آن بياوريد و در برابر خدا، هر كه را مى‏توانيد [به كمك‏] فرا خوانيد «3».
39- آنها حقايقى را دروغ شمردند كه به [چگونگى‏] آن احاطه علمى نداشتند و هنوز واقعيتش بر آنان آشكار نشده است پيشينيان هم همين گونه [پيامبران وقت را] تكذيب مى‏كردند و ببين سرانجام ستمگران چگونه بود.
40- برخى از آنها قرآن را باور مى‏كنند و برخى [هم با انگيزه تبهكارى‏] انكارش مى‏كنند و پروردگار تو، به [حال‏] تبهكاران آگاهتر است.
41- اگر تو را دروغ پرداز شمردند، بگو: [نتايج‏] تلاش من براى خودم و [نتايج‏] تلاش شما هم براى خود شماست شما با روش من بيگانه‏ايد و من [هم‏] با روش شما بيگانه هستم «4».
42- برخى از منكران [در ظاهر] به [سخن‏] تو گوش فرا مى‏دهند «5» ولى مگر تو مى‏توانى ناشنوايان را، اگر چه درك نمى‏كنند، شنوا كنى؟
__________________________________________________
1- پاسخ به اظهارات منكران است كه در آيات 13 هود (11) و 8 احقاف (46) آمده است.
2- به آيات 44- 46 حاقه (69) توجه فرماييد.
3- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگرى در آيه 34 طور (52) آمده است به آيه 88 اسراء (17) هم توجه فرماييد.
4- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگرى در آيات 1- 6 كافرون (109) آمده است.
5- به آيه 2 انبياء (21) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 214
43- برخى ديگر [در ظاهر] به تو چشم مى‏دوزند ولى مگر تو مى‏توانى نابينايان را، اگر چه بصيرت ندارند، هدايت كنى «1»؟
44- خدا به مردم هيچ ستمى نمى‏كند، بلكه مردم خود در حق خويش ستم مى‏كنند.
45- روزى كه [خدا] آنها را [در رستاخيز] احضار مى‏كند، انگار فقط پاسى از روز را [در خاك‏] «2» به سر برده‏اند، [براحتى‏] يكديگر را مى‏شناسند «3» آنها كه لقاى خدا [و رستاخيز] را دروغ شمردند، براستى زيانكار گشتند و راه‏يافته نبودند.
46- اگر برخى از مجازاتهايى را كه به آنها وعده داده‏ايم، [در حياتت‏] به تو بنماييم، يا [قبل از آن‏] تو را [از دنيا] برگيريم، [در هر حال‏] «4» بازگشتشان به پيشگاه ماست، آن گاه خدا گواه رفتار آنهاست.
47- هر امتى پيامبرى دارد، و چون پيامبرشان آمد، [مردم در برابر آنها موضع متفاوتى داشتند و دچار اختلاف شدند، آن گاه در روز رستاخيز] ميان آنها به عدالت داورى شود و مورد ظلم قرار نخواهند گرفت «5».
48- مى‏گويند: اگر راست مى‏گوييد، اين وعده [ى رستاخيز] چه وقت فرا مى‏رسد؟!
49- بگو: من اختيار هيچ نفع و ضررى را براى خودم [هم‏] ندارم، جز آنچه خدا بخواهد هر گروهى دورانى دارد آن گاه كه سرآمدشان فرا رسد، نه لحظه‏اى به تأخير افتند و نه به پيش.
50- بگو: به نظر شما اگر عذاب او [بناگاه‏] شب هنگام يا به روز فرا رسد، [چه راه گريزى داريد؟] بزهكاران چه چيز از آن عذاب را به شتاب مى‏طلبند «6»؟
51- آيا آن گاه كه [عذاب‏] به وقوع پيوندد باورش مى‏كنيد؟! در حالى كه [قبلًا] با شتاب [و استهزا] خواستار [فرا رسيدن‏] آن بوديد «7».
52- آن گاه به ستمگران گفته مى‏شود: عذاب جاودان را بچشيد «8» آيا جز در برابر دستاوردتان مورد كيفر قرار مى‏گيريد؟
53- از تو خبر مى‏گيرند: آيا [وعده عذاب‏] حقيقت دارد «9»؟ بگو: آرى، سوگند به پروردگارم كه محقق [و قطعى‏] است و شما [خداى را] به تنگ نخواهيد آورد.
__________________________________________________
1- به آيه 104 انعام (6) توجه فرماييد.
2- با آيات 55 و 56 روم (30) مقايسه فرماييد و نيز به زيرنويس آيه 55 روم توجه فرماييد. [.....]
3- ولى اين شناخت تأثير مثبتى به حال گناهكاران و مجرمين ندارد به آيات 101 مؤمنون (23) و 10- 14 معارج (70) توجه فرماييد.
4- براى توجيه افزوده، به آيات 41 و 42 زخرف (43) توجه فرماييد.
5- توضيح روشنتر و توجيه افزوده را در آيات 69 و 70 زمر (39) ملاحظه فرماييد به نيمه دوم آيه 93 يونس (همين سوره) هم در رابطه با موضوع اين آيه و توجيه افزوده توجه فرماييد.
6- به آيه 58 انعام (6) توجه فرماييد.
7- توضيح روشن اين آيه را در آيات 84 و 85 غافر (40) و 18 نساء (4) و مصداق آن را در آيات 90 و 91 يونس (10) ملاحظه فرماييد گفتنى است كه قوم يونس به دليل آنكه به طور جمعى با مشاهده علايم عذاب ايمان آوردند، از اين قاعده مستثنى شدند به آيه 98 يونس (همين سوره) توجه فرماييد.
8- به آيه 44 يونس (همين سوره) توجه فرماييد.
9- براى توجيه افزوده، به بخش پايانى آيه 2 توبه (9) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 215
54- اگر هر ستمگرى مالك همه آنچه در زمين است باشد، [از وحشت عذاب‏] همه را براى نجات خويش خواهد پرداخت [ولى پذيرفتنى نيست‏] «1» و چون عذاب را ببينند، ابراز پشيمانى كنند «2» و ميان آنها به عدالت داورى شود و مورد ظلم قرار نخواهند گرفت.
55- آگاه باشيد كه هر چه در آسمانها و زمين است، متعلق به خداست آگاه باشيد كه وعده خدا راست است، ولى بيشتر مردم نمى‏دانند.
56- اوست كه حيات و مرگ مى‏دهد و به پيشگاه او بازگردانده مى‏شويد.
57- اى مردم، براى شما اندرزى از جانب پروردگارتان آمده كه شفاى بيمارى دلها و هدايت و رحمتى است براى مؤمنان.
58- بگو: تنها به بخشايش خدا و رحمتش بايد شادمان باشند، [فقط] به همين، كه از اموالى كه جمع مى‏كنند بهتر است.
59- بگو: به نظر شما روزى [پاكى‏] را كه خدا براى شما مقرر كرده است، [و خودسرانه‏] پاره‏اى را حرام و [پاره‏اى را] حلال تلقى مى‏كنيد، آيا خدا به شما چنين دستورى داده است يا دروغ به خدا نسبت مى‏دهيد؟
60- آنها كه دروغ به خدا نسبت مى‏دهند، در روز رستاخيز چه تصورى [براى توجيه عمل خود] دارند؟ خدا نسبت به مردم بخشايش دارد، ولى بيشترشان سپاسگزار نيستند.
61- در هيچ حال [و وضعى‏] نيستى و هيچ بخشى از قرآن را از جانب خدا تلاوت نمى‏كنى و [شما مردم هم‏] دست به هيچ عملى نمى‏زنيد، مگر اينكه آن گاه كه به آن مى‏پردازيد، ما ناظر بر شما هستيم و همسنگ ذره‏اى در زمين و در آسمان از پروردگار تو پوشيده نيست، و كوچكتر و بزرگتر از آن چيزى نيست مگر اينكه در كتاب روشن [علم خدا] ثبت است.
__________________________________________________
1- براى توجيه افزوده، به آيه 91 آل عمران (3) توجه فرماييد ضمناً مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 18 رعد (13)، 15 حديد (57) و 11- 14 معارج (70) آمده است.
2- «اسرار» دو معنى متضاد دارد به زيرنويس آيه 33 سبأ (34) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 216
62- آگاه باشيد كه دوستان خدا «1»، ترس و اندوهى نخواهند داشت»
،
63- آنان كه ايمان آورده و پرهيزكارى مى‏كردند.
64- آنها در زندگى دنيا و آخرت [از جانب خدا] بشارت دارند «3» وعده‏هاى خدا تخلف ناپذير است اين است همان كاميابى بزرگ.
65- گفتار ناباوران تو را اندوهگين نكند، كه عزت [و قدرت‏] به تمامى دست خداست و اوست شنوا و دانا.
66- آگاه باشيد كه هر كه در آسمانها و زمين است، متعلق به خداست و آنها كه غير خدا را [در قدرت و تدبير] شريك او تلقى مى‏كنند، [از برهان و دليل روشنى‏] پيروى نمى‏كنند [بلكه‏] فقط پيرو گمانند و جز گزافه نمى‏گويند.
67- اوست كه شب را براى شما پديد آورد تا در آن آرامش يابيد و روز را روشنى بخش [قرار داد تا به تلاش پردازيد] «4» براستى در اين [امور] براى گروهى كه گوش شنوا دارند، نشانه‏هايى است [از توان و تدبير خدا].
68- گفتند: خدا فرزندى برگزيده است «5»، [حاشا كه‏] خدا منزه و بى‏نياز است هر چه [و هر كه‏] «6» در آسمانها و زمين است، متعلق به اوست شما هيچ دليلى بر اين [ادعاى خود] نداريد چرا چيزى را كه [بدرستى‏] نمى‏دانيد، به خدا نسبت مى‏دهيد؟
69- بگو: كسانى كه دروغ به خدا نسبت مى‏دهند، رستگار نخواهند شد.
70- برخوردارى‏اى [ناچيز] در دنيا [دارند]، آن گاه بازگشتشان به پيشگاه ماست و به خاطر انكارشان، مجازاتى سخت به آنان مى‏چشانيم «7».
__________________________________________________
1- براى شناخت افراد مورد نظر، با آيه 34 انفال إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ مقايسه فرماييد.
2- در اين رابطه به آيات 127 انعام (6)، 28 رعد (13) و 27 و 28 فجر (89) توجه فرماييد ضمناً معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيه 123 طه (20) آمده است.
3- مواردى از اين بشارات در آيات 51 غافر (40)، 30- 31 فصلت (41) و 12 حديد (57) آمده است. وضع افرادى را كه طرف مقابل آنها هستند، در آيه 22 فرقان (25) ملاحظه فرماييد.
4- براى توجيه افزوده، به آيات 12 اسراء (17) و 73 قصص (28) توجه فرماييد.
5- به آيه 30 توبه (9) توجه فرماييد. [.....]
6- براى توجيه افزوده، به آيه 66 يونس (همين سوره) توجه فرماييد.
7- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيه 24 لقمان (31) آمده است.
                        ترجمه طاهرى، ص: 217
71- داستان نوح را براى آنها بازگو، آن گاه كه به قوم خود گفت: اى قوم من، اگر موضع من و يادآورى‏هايم به آيات الهى بر شما گران [و غير قابل تحمل‏] است، [و قصد مقابله داريد، بدانيد كه‏] من بر خدا توكل كرده‏ام شما هم به اتفاق معبودان خويش همداستان شويد تا [برنامه‏] كارتان بر شما پوشيده [و پيش بينى نشده‏] نماند، آن گاه درباره من [هر چه توانيد] به كار بنديد و مهلتم ندهيد.
72- اگر [از هشدارهاى من‏] روى بر مى‏تابيد، [بدانيد كه‏] من پاداشى از شما نخواسته‏ام پاداش من تنها بر عهده خداست، و فرمان يافته‏ام كه [در برابر خدا] «1» تسليم باشم.
73- باز هم تكذيبش كردند، ما [هم‏] او و همراهانش را كه در كشتى بودند نجات داديم و آنها را جانشين [و وارث ناباوران‏] قرار داديم و كسانى را كه آيات ما را دروغ شمردند، غرقه ساختيم ببين سرانجام هشدار داده شدگان چگونه بود.
74- آن گاه پس از نوح، پيامبرانى بر قومشان بر انگيختيم كه نشانه‏هاى روشن بر آنها آوردند، ولى آنها بر آن نبودند كه به آنچه كه قبلًا آن را دروغ مى‏شمردند، ايمان آورند بر دلهاى متجاوزان اين گونه مهر [غفلت‏] مى‏نهيم «2».
75- پس از آنها، موسى و هارون را با آيات خويش بر فرعون و سران [قوم‏] ش برانگيختيم، ولى آنها كه گروهى بزهكار بودند، [در مقابل پيامبر] تكبر ورزيدند.
76- و چون [آيات‏] حق از جانب ما بر آنها آمد، گفتند: اين جادويى است آشكار.
77- موسى گفت: آيا درباره [معجزات‏] حق كه براى شما آمده است چنين سخن [ناهنجارى‏] مى‏گوييد؟ آيا اين جادوست؟ در حالى كه جادوگران رستگار نخواهند شد.
78- گفتند: آيا آمده‏اى كه ما را از [ادامه‏] راهى كه پدرانمان را [معتقد] به آن تشخيص داده‏ايم منصرف سازى تا [به اتفاق برادرت‏] در اين سرزمين سرورى يابيد؟ ما هرگز شما را باور نخواهيم كرد.
__________________________________________________
1- با آيه 131 بقره (2) مقايسه فرماييد.
2- علت آن را در آيات 10 بقره (2)، 155 نساء (4)، 125 توبه (9) و 3 منافقون (63) جستجو فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 218
79- فرعون گفت: هر جادوگر دانايى را نزد من آوريد.
80- چون جادوگران آمدند، موسى به آنها گفت: هر هنرى داريد عرضه كنيد.
81- و چون عرضه كردند «1»، موسى گفت: آنچه ارائه كرديد، جادوست، خدا باطلش خواهد كرد، كه خدا عمل تبهكاران را به سامان نمى‏آرد.
82- و خدا حق را به فرمان خويش استقرار مى‏بخشد، هر چند بزهكاران ناخشنود باشند.
83- هيچ كس به موسى ايمان نياورد، مگر افرادى از قوم خودش، [آن هم‏] در حال ترس از [آزار و] فتنه فرعون و سران [قوم‏] ش كه فرعون در آن سرزمين، برترى خواه و در زمره گزافكاران بود.
84- موسى گفت: اى قوم من، اگر به خدا ايمان آورده‏ايد و تسليم فرمان او هستيد، [از فتنه فرعون نهراسيد و] به خدا توكل كنيد.
85- گفتند: تنها بر خدا توكل داريم پروردگارا، ما را دستخوش فتنه ستمگران مگردان،
86- و به رحمت خود ما را از [آسيب‏] انكار ورزان نجات ده.
87- به موسى و برادرش وحى كرديم كه براى قوم خود در مصر خانه‏هايى مقابل [و مجاور] يكديگر ترتيب دهيد (تا متمركز باشيد) و به نماز ايستيد و مؤمنان را بشارت ده.
88- موسى گفت: پروردگارا، به فرعون و سران [قوم‏] ش زيور و اموالى در زندگى دنيا بخشيده‏اى تا [بدان وسيله مردم را] از راه تو گمراه سازند پروردگارا، اموال آنها را تباه گردان و [قساوت را] بر دلهاشان استحكام بخش [تا در برابر حق گشوده نشود و در سراشيب سقوط شتاب گيرند] زيرا آنان ايمان نمى‏آورند تا آنكه عذاب دردناك را ببينند «2».
__________________________________________________
1- به آيه 44 شعراء (26) توجه فرماييد.
2- و بديهى است ايمان به هنگام عذاب بى‏نتيجه است به آيات 90- 92 يونس (همين سوره) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 219
89- [خدا] گفت: درخواست شما پذيرفته شد، پس استقامت ورزيد و راه نادانان را پيروى نكنيد.
90- دودمان يعقوب را از دريا گذرانديم، فرعون و سپاهش با انگيزه سركشى و تجاوز به تعقيبشان پرداختند، تا آنجا كه غرقاب او را فرا گرفت و گفت: باور دارم كه هيچ معبودى جز آنكه دودمان يعقوب به او ايمان آورده‏اند، نيست «1» و من تسليم [او] هستم.
91- الان؟! در حالى كه قبلًا [فرصت طولانى داشتى و] نافرمان و تبهكار بودى «2».
92- امروز پيكر [بى‏جان‏] ت را [از كام امواج‏] نجات مى‏دهيم [و بر فراز ساحل مى‏افكنيم‏] تا عبرتى براى آيندگان باشى كه بسيارى از مردم از نشانه‏هاى [قدرت‏] ما غافلند.
93- دودمان يعقوب را [پس از هلاك دشمنان‏] در قرارگاهى شايسته جاى داديم «3» و نعمتهاى پاكيزه را روزى آنها كرديم، ولى آگاهانه [در امر يكتاپرستى‏] اختلاف ورزيدند البته پروردگارت روز رستاخيز در موارد اختلافشان داورى خواهد كرد.
94- اگر در آنچه بر تو نازل كرديم ترديد دارى، از آنها كه قبل از تو كتاب آسمانى مى‏خوانده‏اند بپرس [دلايل حقانيت قرآن در كتابشان هست‏] حق از جانب پروردگار توست، پس هرگز در زمره ترديد كنندگان مباش.
95- و در زمره كسانى كه آيات خدا را دروغ مى‏شمردند مباش، كه زيانكار خواهى شد.
96- كسانى كه فرمان مجازات پروردگارت «4» بر آنها تحقق يافته است، اگر چه هر نشانه‏اى [از قدرت خدا] بر آنها آشكار شود، ايمان نمى‏آورند «5» تا آنكه عذاب دردناك را ببينند.
97- كسانى كه فرمان مجازات پروردگارت بر آنها تحقق يافته است، اگر چه هر نشانه‏اى [از قدرت خدا] بر آنها آشكار شود، ايمان نمى‏آورند تا آنكه عذاب دردناك را ببينند.
__________________________________________________
1- به آيه 85 غافر (40) توجه فرماييد.
2- اين آيه را با آيه 18 نساء (4) مقايسه و نتيجه‏گيرى فرماييد آيه 85 غافر (40) نيز همين معنى و مفهوم را دارد.
3- جايگاه خوب آنها را در آيات 137 اعراف (7) و 57- 59 شعراء (26) ملاحظه فرماييد.
4- براى توجيه ترجمه «كلمه» به «فرمان مجازات» به بخش انتهايى آيه 71 زمر (39) توجه فرماييد. منظور از آن همان مفاد آيه 85 ص (38) است.
5- به آيه 6 بقره (2) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 220
98- چرا [اهالى‏] هيچ شهرى «1» [بموقع‏] ايمان نياوردند كه ايمانشان سودمند باشد، مگر قوم يونس كه چون [بموقع‏] ايمان آوردند، عذاب رسوا كننده را در زندگى دنيا از آنها برداشتيم «2» و تا زمانى محدود [از زندگى‏] بهره‏مندشان ساختيم.
99- اگر پروردگار تو مى‏خواست همه اهل زمين [جبراً] ايمان مى‏آوردند [ولى به حكمت خود، پديده اختيار را به انسان تفويض كرد] «3» آيا تو مى‏خواهى مردم را وادار كنى كه ايمان آورند؟ «4»
100- چنين نيست كه كسى جز بر [اساس‏] قانونمندى خدا ايمان آورد و خدا پليدى [و انكار] را بر كسانى قرار مى‏دهد كه درك نمى‏كنند.
101- بگو: نگاه كنيد چه [نشانه‏هايى از قدرت و تدبير خدا] در آسمانها و زمين است و [لى‏] اين نشانه‏ها و [تذكر] هشدار دهندگان به حال گروهى كه [با انگيزه عناد و خودخواهى‏] ايمان نمى‏آورند، سودمند نخواهد بود «5».
102- آيا در انتظار [روزگارى‏] جز روزهاى [مصيبت‏بار] پيشينيانشان هستند؟ بگو: پس منتظر باشيد، من هم با شما در انتظار خواهم ماند.
103- آن گاه [به هنگام بلا] پيامبران خود و مؤمنان را نجات مى‏دهيم زيرا بر عهده ماست كه مؤمنان را نجات دهيم.
104- بگو: اى مردم، اگر در [درستى‏] عقيده من ترديد داريد، پس [آگاه باشيد كه‏] من كسانى را كه شما به جاى خدا بندگى مى‏كنيد بندگى نخواهم كرد، بلكه خدايى را بندگى مى‏كنم كه جانتان را مى‏گيرد و فرمان يافته‏ام كه در شمار اهل ايمان باشم‏
105- و [به من فرمان داده شده كه‏] حق‏گرايانه متوجه دين باش و هرگز در جرگه شرك ورزان مباش.
106- و غير خدا را- كه نه سودى به حال تو دارد و نه زيانى- [تكيه‏گاه خود] مخوان «6» و اگر چنين كنى، در شمار شرك زدگان «7» خواهى بود.
__________________________________________________
1- به زيرنويس آيه 58 بقره (2) مراجعه فرماييد.
2- هنگامى كه يونس مشاهده كرد كه قومش ايمان نمى‏آورند، آنها را با ناراحتى ترك كرد. مردم شهر چون يونس را مردى راستگو مى‏شناختند و نشانه‏هاى عذاب هم كم و بيش به چشم مى‏خورد، در غياب او متنبه شده و دسته جمعى ابراز ايمان و توبه كردند. خدا هم عذاب را از آنها دور ساخت و هنگامى كه يونس پس از ماجراى طولانى‏اش بازگشت، پذيراى او شدند. داستان يونس در آيات 139- 148 صافات (37) آمده است.
3- براى توجيه افزوده، به آيه 3 انسان (76) توجه فرماييد. [.....]
4- لا اكراه فى الدين (256 بقره) به آيه 45 ق (50) نيز توجه فرماييد.
5- به آيه 105 يوسف (12) توجه فرماييد.
6- به آيه 48 نساء (4) توجه فرماييد.
7- براى روشن شدن معنى و مفهوم ظلم در اينجا، به آيه 82 انعام (6) و 13 لقمان (31) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 221
107- اگر خدا [به منظور آزمون يا كيفر] تو را گزندى برساند، بردارنده‏اى جز خودش وجود ندارد و اگر براى تو خيرى بخواهد، هيچ كس بازدارنده بخشايش او نخواهد شد «1» بخشايش خود را به هر كه از بندگانش كه بخواهد [و شايسته ببيند] نصيب مى‏كند و او آمرزگار و مهربان است.
108- بگو: اى مردم، [پيام‏] حق از جانب پروردگارتان براى شما فرا رسيد، هر كه هدايت شود، به سود خويش هدايت شده است و هر كه گمراه گشت، به زيان خويش گمراه شده است و من كارگزار شما نيستم.
109- [از] آنچه بر تو وحى مى‏شود پيروى كن و شكيبا باش تا خدا [ميان تو و آنها] داورى كند «2» و او بهترين داوران است.
11- سوره هود
به نام خداى رحمان [و] رحيم‏
1- الف، لام، را «3» اين كتابى است كه آياتش از جانب فرزانه‏اى آگاه استحكام يافته، آن گاه به وضوح بيان شده است‏
2- [پيامش اين است‏] كه جز خداى را بندگى نكنيد من از جانب او براى شما هشدار دهنده و بشارت دهنده‏ام‏
3- و اينكه از پروردگار خويش آمرزش بخواهيد و به درگاه او بازآييد، تا شما را از بهره‏اى نيكو تا سرآمدى معين برخوردار نمايد «4» و پاداش هر صاحب فضيلتى را عطا كند و اگر [از اين فرمان‏] روى برتابيد از عذاب روزى بزرگ بر شما مى‏ترسم.
4- بازگشت شما به پيشگاه خداست و او بر هر كارى تواناست.
5- آگاه باشيد كه آنها [هنگام دعوت پيامبر] خود را به كنارى مى‏كشند تا از او پنهان شوند [و حجت و دليل دست و پاگيرشان نشود] آگاه باشيد كه آن گاه كه خود را پنهان مى‏دارند «5»، خدا هر چه پنهان و آشكار كنند مى‏داند «6»، كه او به راز دلها داناست.
__________________________________________________
1- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگرى در آيات 17 احزاب (33) و 2 فاطر (35) آمده است.
2- به آيات 1 نصر (110) و 1 فتح (48) توجه فرماييد.
3- به موجب آمارى كه رشاد خليفه تهيه كرده و در ضمايم ترجمه انگليسى قرآن خود آورده است، مجموع تكرار اين سه حرف در اين سوره برابر است با 2489 كه مضربى است از عدد 19 به زيرنويس اول آيه 29 سوره هود (همين سوره) نيز توجه فرماييد.
4- در برابر معيشت سخت و تنگى كه براى غافلان از ياد خدا در آيه 124 طه (20) بيان شده است.
5- معنى تحت اللفظ اين عبارت، «آن گاه كه جامه‏هاى خود را بر سر مى‏كشند» است، ولى اين عبارت، يك اصطلاح است كه نمى‏توان آن را تحت اللفظ ترجمه كرد.
6- به آيه 7 طه (20) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 222

[ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۱۸ ] [ 17:24 ] [ سعید ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
آیا آنها در قرآن تدبّر نمی‌کنند، یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟!
محمد/24

در این وبلاگ از تفاسیر ترتیبی و موضوعی قرآن و نکات قرآنی مطلب خواهم گذاشت
گاها از تفاسیر نهج البلاغه و مثنوی یا دیگر متون هم نکته میگذارم
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب