|
منتخب تفاسیر أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
| ||
|
15- سوره حجر به نام خداى رحمان [و] رحيم 1- الف، لام، را «1» اين آيههاى كتاب [الهى] است و قرآن روشنگر. 2- [آن گاه كه بساط زندگى دنيا برچيده مىشود] بسا كه انكار ورزان آرزو كنند كاش [در برابر خدا] تسليم بودند «2». 3- واگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو [ها] سرگرمشان كند، بزودى خواهند دانست «3». 4- [مردم] هيچ شهرى را هلاك نكرديم، مگر اينكه موعدى مشخص داشتند «4». 5- هيچ امتى از سرآمد مقرر خود نه پيشى گيرد و نه به تأخير افتد. 6- [انكار ورزان] گفتند: اى كسى كه بر تو وحى نازل شده است، به راستى ديوانهاى «5»! 7- اگر راست مىگويى، چرا فرشتگان را نزد ما نمىآرى «6»؟ 8- فرشتگان را جز به حق نازل نمىكنيم و در آن صورت هم انكار ورزان مهلتى نخواهند داشت «7». 9- قرآن را ما نازل كرديم و خود ما هم محافظش خواهيم بود. 10- قبل از تو نيز [پيامبرانى] ميان گروههاى پيشين فرستاديم، 11- ولى هيچ پيامبرى بر آنها نمىآمد، مگر اينكه به استهزايش مىگرفتند. 12- همان گونه [كه در مورد ساير پيامبران عمل شد] قرآن را بر دلهاى بزهكاران عرضه مىكنيم [تا با پذيرش يا انكارش مورد آزمايش قرار گيرند]، 13- [ولى] بدان ايمان نمىآورند و شيوه پيشينيان [نيز همين گونه] گذشته است «8». 14- حتى اگر درى از آسمان به روى آنها مىگشوديم كه همواره بر آن عروج كنند، 15- [باز] مىگفتند قطعاً چشمبندى شدهايم، بلكه مردمى جادوزدهايم. __________________________________________________ 1- به موجب آمارى كه رشاد خليفه در ضميمه شماره يك ترجمه انگليسى قرآن خود آورده، مجموع تكرار اين سه حرف در اين سوره 912 مرتبه است كه مضربى است از عدد 19 (تعداد حروف بسم اللَّه ...). 2- براى توجيه ترجمه و افزوده قسمت اول آيه، به آيات 27 و 31 انعام (6) كه روشنتر بيان شده است، توجه فرماييد. آيه بعدى نيز مؤيد همين معنى است و براى توجيه ترجمه و افزوده قسمت آخر آيه، با آيه 54 زمر (39) مقايسه فرماييد. 3- آنچه را كه بزودى خواهند دانست، در نيمه دوم آيات 30 ابراهيم (14) و 8 زمر (39) ملاحظه فرماييد ضمناً تهديدى كه در اين آيه به كار رفته، در آيات 54 مؤمنون (23)، 83 زخرف (43) و 17 طارق (86) نيز آمده است. [.....] 4- به آيه 44 يونس (10) توجه فرماييد. 5- همين معنى در مورد حضرت موسى (ع) در آيه 27 شعراء (26) آمده است. 6- براى روشن شدن منظور آنان به آيه 7 فرقان (25) توجه فرماييد ضمناً همين معنى در مورد حضرت موسى (ع) در آيه 53 زخرف (43) آمده است. 7- منظور از فرستادن به حق، فرستادن براى مجازات است به آيه 8 انعام (6) كه روشنتر بيان شده است، توجه فرماييد. 8- مجموعه دو آيه 12 و 13 همان معنى و مفهوم آيه 101 اعراف (7) را دارد. ترجمه طاهرى، ص: 263 16- در آسمان ستارگانى «1» پديد آورديم و آن را براى بينندگان آراستيم، 17- و آن را از [دستبرد] هر شيطان مطرودى محافظت كرديم 18- مگر كسى كه دزدانه گوش فرا دارد كه شهابى روشن تعقيبش خواهد كرد «2». 19- زمين را گسترديم و كوههاى ثابت در آن پى افكنديم و از هر عنصر سنجيدهاى در آن [تدريجاً] ايجاد كرديم «3»، 20- و در آن وسايل معيشت براى شما- و كسان [ديگر] ى كه شما عهدهدار تأمين زندگيشان نيستيد- فراهم ساختيم. 21- هيچ چيز نيست مگر آنكه خزاين آن در اختيار ماست و آن را جز به اندازه معين عرضه نمىكنيم «4». 22- بادها را عامل لقاح [ابرها و گياهان] فرستاديم و از آسمان باران را باريديم كه شما را بدان سيراب كرديم، و شما خزانه كننده آن [در طبيعت] نيستيد «5». 23- ماييم كه حيات مىبخشيم و مرگ مىدهيم و همواره وارث [جهانيان] خواهيم بود «6». 24- و نسبت به پيشينيان و آيندگان شما شناخت [كامل] داريم. 25- محققاً پروردگار توست كه آنان را [در رستاخيز] احضار خواهد كرد «7»، كه او فرزانه و داناست. 26- انسان را از گِل [بازمانده] از لجنى ديرپا آفريديم «8»، 27- و جن را قبل از آن، از آتش نافذ آفريديم. 28- [به ياد آر] زمانى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من در كار آفرينش بشرى از گِل [بازمانده] از لجنى ديرپا هستم. 29- و آن گاه كه او را سامان دادم و از روح خود در او دميدم [تا استعدادهاى شگرفى در وجودش به وديعه گذارم]، در برابرش ابراز فروتنى كنيد. 30- فرشتگان همه فروتنى خود را ابراز داشتند، 31- جز ابليس كه از همراهى با خضوع كنندگان سرباز زد. __________________________________________________ 1- براى توجيه ترجمه «بروج» به ستارگان، اين آيه را با آيه 6 صافات (37) مقايسه فرماييد. 2- تا كنون مفسران و دانشمندان معنى و مفهوم اين آيه و آيه قبل را بروشنى تبيين نكردهاند به هر حال اسرارى است كه مسلماً در آينده روشن خواهد شد به ترجمه و زيرنويس آيه 7 آل عمران (3) مراجعه فرماييد. 3- از نظر روشن شدن معنى و مفهوم «انبتنا» به آيه 17 نوح (71) توجه فرماييد. 4- با آيه 27 شورى (42) مقايسه فرماييد. 5- گردش آب در طبيعت، همچون گردش خود در بدن انسان است. تمامى قطرات آبى كه در گذشتههاى دور به مصرف كشاورزى، صنعت و غيره رسيده است، همان است كه در آينده نيز به مصرف خواهد رسيد. آب مصرف شده، در طبيعت نابود نمىشود آنچه حفظ و نگاهداشتش از توان بشر خارج است، همين است. 6- توضيح چگونگى وارث بودن خدا را در آيات 40 و 80 مريم (19) ملاحظه فرماييد. 7- براى توجيه ترجمه «حشر» به بخش پايانى آيه 61 قصص (28) توجه فرماييد. 8- در مواردى هم قرآن به سادگى فرموده است: انسان را از خاك آفريديم مثل آيه 20 روم (30) و آيات ديگر. ترجمه طاهرى، ص: 264 32- [خداى] گفت: اى ابليس، چرا با خضوع كنندگان همراهى نكردى؟ 33- گفت: من براى بشرى كه از گل [بازمانده] از لجنى دير پا آفريدهاى، سر خضوع ندارم! 34- گفت: از آن [مقام] خارج شود كه [از درگاه ما] مطرودى 35- و تا روز جزا مورد نفرين [من] «1» قرار دارى. 36- گفت: پروردگارا، پس تا روزى كه [انسانها] بر انگيخته مىشوند، مرا مهلت ده. 37- [خدا] گفت: مهلت خواهى داشت، 38- تا روز [رستاخيز] «2» آن وقت مقرر. 39- گفت: پروردگارا، از آنجا كه مرا در راه تباهى واگذاردى «3»، [باطل را] در زمين براى بنى آدم مىآرايم «4» و همگى آنان را به راه تباهى خواهم كشيد، 40- مگر بندگان اخلاص يافتهات را از بين آنها «5». 41- گفت: اين [اخلاص] راه راستى است كه [تضمين آن] بر عهده من است. 42- بر بندگان [خاص] من سلطهاى نخواهى داشت «6»، مگر بيراهانى كه پيرو تو باشند «7». 43- و دوزخ وعدهگاه همه آنهاست، 44- كه هفت در «8» دارد و هر درى خاص گروهى از آنهاست «9». 45- [ولى] پرهيزكاران در باغهايى از بهشت و [كنار] چشمهسارها [آرام گرفتهاند]. 46- [به آنها گويند:] با سلامت و امنيت به بهشت درآييد. 47- هر گونه كينهاى را از سينه بهشتيان بزداييم و برادرانه بر تختهايى روياروى هم [تكيه زنند]. 48- نه هيچ رنجى به آنها مىرسد و نه هيچ گاه از آنجا خارجشان كنند. 49- بندگانم را آگاه كن كه من آمرزگار و مهربانم، 50- و [در عين حال] عذاب من عذابى است دردناك «10». 51- و آنان را از [داستان فرشتگانِ] ميهمان ابراهيم آگاه كن «11». __________________________________________________ 1- براى توجيه افزوده، با آيه 78 ص (38) مقايسه فرماييد. [.....] 2- از نظر توجيه افزوده و روشن شدن روزى كه وقت آن معلوم است، با آيات 49 و 50 واقعه (56) مقايسه فرماييد. 3- به بخش پايانى آيه 74 غافر (40) توجه فرماييد. 4- به آيه 36 زخرف (43) توجه فرماييد. 5- توضيح آن را در آيات 99 و 100 نحل (16) ملاحظه فرماييد. 6- به آيات 200 و 201 اعراف (7) توجه فرماييد. 7- با آيه 22 ابراهيم (14) مقايسه فرماييد. 8- عدد هفت در قرآن به عنوان عدد تكثير نيز به كار رفته است به آيه 27 لقمان (31) توجه فرماييد. 9- گروهى از راه غيبت جهنمى خواهند شد و گروهى از راه ارتشاء، سرقت، تكبر، دروغ و غيره. 10- مفهوم مجموعه دو آيه اخير به بيان ديگر در آيه 3 غافر (40) آمده است. 11- براى توجيه افزوده و اطلاع بيشتر به آيه 69 هود (11) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 265 52- آن گاه كه بر او وارد شدند و گفتند: [سلام كرديم] سلامى [گرم] [ابراهيم پس از پاسخ سلام] «1» گفت: ما از شما هراسانيم «2». 53- گفتند: هراس نداشته باش، ما تو را به پسرى دانا «3» بشارت مىدهيم. 54- گفت: چگونه به من كه سالخوردهام بشارت [فرزند] مىدهيد؟ چه بشارتى؟! 55- گفتند: تو را درست بشارت دادهايم [از لطف حق] نوميد مباش. 56- [ابراهيم] گفت: جز گمراهان چه كسى از رحمت پروردگار خويش نوميد مىشود؟ 57- [آن گاه] پرسيد: اى فرستادگان، برنامه شما چيست؟ 58- گفتند: ما براى [مجازات] قومى بزهكار فرستاده شدهايم، 59- مگر خاندان لوط كه همگىشان را نجات مىبخشيم 60- جز همسرش كه مقرر كردهايم [همراه بزهكاران] باقى باشد. 61- چون فرستادگان [خدا] نزد خاندان لوط آمدند، 62- [لوط] گفت: [به نظر من] شما گروهى ناشناس مىآييد. 63- گفتند: خبرى براى تو آوردهايم كه دربارهاش شك مىكردند. 64- [مطمئن باش كه] خبر درستى براى تو آوردهايم و راست مىگوييم. 65- در پاسى از شب، خانوادهات را كوچ بده و خود به دنبال آنها حركت كن و هيچ يك از شما نبايد واپس نگرد و [مستقيم] به همانجا كه مأمور شدهايد برويد «4». 66- داستان را به اطلاعش رسانديم كه صبحگاهان ريشه اين قوم [نابكار] بركنده خواهد شد «5». 67- اهل شهر [بىخبر از سرنوشت خود] شادىكنان آمدند. 68- [لوط] گفت: اينها ميهمانان منند، مرا شرمسار نكنيد، 69- از خدا پروا كنيد و شرمندهام نكنيد. 70- گفتند: مگر ما تو را از [جانبدارى و ميزبانى] افراد متفرقه منع نكرده بوديم. __________________________________________________ 1- براى توجيه افزوده، به آيه 25 ذاريات (51) توجه فرماييد. 2- در مورد علت اين ترس، به ترجمه و زيرنويس آيه 70 هود (11) مراجعه فرماييد. 3- اين فرزند با اسم و رسم در آيات 71 و 72 هود (11) معرفى شده است. 4- تفسيرهاى شبر و جلالين گفتهاند: دستور داشتند كه به سرزمين شام بروند و اللَّه اعلم. [.....] 5- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيه 45 انعام (6) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 266 71- گفت: اگر قصد [اقدامى] داريد، اينان دختران من هستند «1». 72- [اى پيامبر] به جان تو سوگند كه آنها در مستى خويش سرگشته بودند «2»، 73- سرانجام به هنگام طلوع آفتاب، بانگى سخت [و مرگبار] آنها را فرا گرفت، 74- آن گاه آن [شهر] را زير و زبر كرديم و سنگهايى از گل سخت شده بر آنان باريديم. 75- در اين [داستان] براى نكته بينان نشانههايى است. 76- و [ويرانههاى] آن شهر [هنوز] بر سر راهى برقرار است. 77- و براى باورداران، در آن [ويرانهها] نشانهاى است [از توان و تدبير خدا]. 78- اهالى «ايكه» «3» هم مسلماً ستمكار بودند «4»، 79- از آنها [نيز] انتقام گرفتيم و اين دو [شهر ويران] بر گذرگاهى آشكار قرار دارند. 80- اهالى حجر «5» پيامبران را دروغ پرداز شمردند، 81- و آيات خود را در اختيار آنها قرار داديم، ولى از آنها رويگردان شدند 82- و به [خيال] امنيت، از كوهها خانههايى مىتراشيدند. 83- سرانجام صبحگاهان بانگى سخت [و مرگبار] آنها را فرا گرفت 84- و دستاوردشان سودى به حالشان نداشت. 85- آسمانها و زمين و ما بين آنها را به حق [و با هدف] آفريديم و بىگمان رستاخيز فرا رسيدنى است «6»، پس به شيوهاى زيبنده [از ناهنجارى آنان] چشم بپوش «7». 86- بىترديد پروردگار تو همان آفريننده داناست. 87- سبع مثانى «8» و قرآن با عظمت را در اختيارت گذاشتيم. 88- به نعمتهايى كه برخى از منكران را بدان برخوردار كردهايم، چشم مدوز و بر آنان اندوه مخور [كه چرا ايمان نمىآورند] و در برابر مؤمنان بالهاى مهربانى بگستران. 89- و بگو: من هشدار دهندهاى آشكارم، 90- [هشدار دهنده از عذاب] همان گونه [عذاب] كه بر تقسيم كنندگان فرو فرستاديم __________________________________________________ 1- به زيرنويس آيه 80 هود (11) مراجعه فرماييد. 2- تنها يك بار خدا به جان رسول خود سوگند مىخورد، آن هم همين جاست پس از بيان فاجعه وحشتناكى كه بر سر پيامبر بزرگوارش «لوط» فرود آمد، به حدى كه حاضر شد دختران خود را سپر بلاى ميهمانانش كند، با اين سوگند و تأكيد بر مستى و گمراهى آن قوم نابكار، ايثار پيامبرش را در آن فاجعه و بحران توجه مىكند. 3- «ايكه» بيشهاى نزديك مدين بوده كه شعيب، پيامبر ساكنان آن نيز بوده است لذا بعضى از مفسران، اصحاب ايكه و قوم مدين را يكى مىدانند. داستان قوم ايكه و پيامبرشان را در آيات 176- 190 شعراء (26) ملاحظه فرماييد. 4- به آيات 176 و 177 شعراء (26) توجه فرماييد. 5- مفسران نوشتهاند «حجر» نام سرزمين قوم ثمود است ميان مدينه و شام، و صالح بر آنها مبعوث شد. 6- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 115 مؤمنون (23) و 8 روم (30) آمده است. 7- توضيح روشن در مورد چگونگى «صفح جميل» را در آيه 89 زخرف (43)، نيمه دوم آيه 63 فرقان (25) و آيه 55 قصص (28) ملاحظه فرماييد. 8- در قرآن هيچ قرينهاى كه نشان دهد منظور از سبع مثانى چيست، نيامده است، ولى در حديثى از پيامبر (ص) نقل شده كه منظور سوره فاتحه است (كه هفت آيه دارد). ترجمه طاهرى، ص: 267 91- همانها كه قرآن را به بخشها [ى شعر، كهانت، سحر، افسانه و خوابهاى پريشان] تقسيم كردند «1». 92- به پروردگارت سوگند كه از همه آنها بازخواست مىكنيم 93- از رفتارشان! 94- پس مأموريت خود را آشكار كن و از مشركان روى گردان «2». 95- ما گزند استهزاء كنندگان را از تو باز مىداريم، 96- همانها كه در كنار خدا معبود ديگرى قرار مىدهند بزودى [از نتايج آن] آگاه خواهند شد. 97- مىدانيم كه از گفتار [ناشايست] شان افسرده مىشوى «3» 98- پس پروردگارت را با ستايش تقديس كن و در زمره سجده گزاران باش «4»، 99- و تا لحظه مرگ، پروردگار خويش را بندگى كن «5». 16- سوره نحل به نام خداى رحمان [و] رحيم 1- فرمان الهى «6» قطعاً فرا مىرسد «7»، در طلب آن شتاب مكنيد «8» خدا منزه است و از آنچه [در قدرت با او] شريك مىپنداريد والاتر است. 2- فرشتگان را به همراه وحى به فرمان خود بر هر كه از بندگانش كه بخواهد، نازل مىكند «9» كه هشدار دهيد معبودى جز من نيست، تنها از من پروا كنيد. 3- آسمانها و زمين را به حق [و با هدف] آفريد [خدا] از آنچه [در قدرت با او] شريك مىپندارند والاتر است. 4- انسان را از نطفهاى [بىمقدار] آفريد، و آن گاه [كه تنومند گرديد] خصومتگرى آشكار شد. 5- دامها را براى شما آفريد كه حاوى وسيله پوشش و منافع ديگرى است و از [گوشت] آنها نيز تغذيه مىكنيد. 6- و به گاهى كه [گلهها را] از صحرا باز مىآريد و بامدادان كه به چراگاهشان مىبريد، براى شما [وسيله] شكوه و تجمل است. __________________________________________________ 1- به آيات 5 انبياء (21)، 42 حاقه (69)، 24 مدثر (74) و 24 نحل (16) توجه فرماييد. 2- مفهوم اين آيه به بيان ديگر در نيمه اول آيه 67 مائده (5) آمده است. 3- مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيه 3 شعراء (26) آمده است. 4- مفهوم دو آيه اخير به بيان ديگر در آيه 39 ق (50) آمده است. 5- براى توجيه ترجمه «يقين» به مرگ، به آيات 42- 47 مدثر (74) توجه فرماييد. [.....] 6- منظور خوارى و مجازات كفار است به سود مؤمنين بخش پايانى آيه 109 بقره (2) فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ مؤيد اين نظر است. 7- آينده قطعى الوقوع با صيغه ماضى ذكر مىشود، مثل آيه 68 زمر (39). 8- خطاب به كفار است به آيات 32 انفال (8)، 53 عنكبوت (29) و 16 ص (38) توجه فرماييد. 9- مفهوم اين آيه در آيه 15 غافر (40) نيز آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 268 7- و بارهاى شما را به مناطقى حمل مىكنند كه شما جز با مشقت نمىتوانستيد به آنجا برسيد البته پروردگار شما رئوف و مهربان است. 8- اسبان و استران و خران را [آفريد] تا بر آنها سوار شويد و زيورى [براى شما] باشد و [به همين منظور] وسايلى مىآفريند كه [هنوز] نمىدانيد. 9- [ارائه] راه راست به عهده خداست «1» و برخى از راهها بيراهه است و اگر خدا مىخواست، [جبراً] همه شما را هدايت مىكرد [ولى به حكمت خود، انسانها را مختار آفريد] «2». 10- اوست كه از آسمان براى شما بارانى فرستاد كه آشاميدنى [شما] از آن [تأمين] است و [نيز] روييدنىهايى از آن [مايه مىگيرد] كه [چارپايان را] در آن به چرا مىبريد. 11- و به وسيله آن براى شما كشتزار و زيتون و درختان خرما و انگور و همه [گونه] ميوهها را مىروياند و در اين [امر] براى انديشمندان نشانهاى است [از توان و تدبير خدا]. 12- شب و روز و خورشيد و ماه را در خدمت شما گماشت و ستارگان نيز به فرمان او آماده خدمتند «3» و در اين [امر] براى گروهى كه درك مىكنند، نشانهاى است [از توان و تدبير خدا]. 13- و [نيز] موادى را كه با رنگ [و خواص] مختلف در زمين براى [استفاده] شما پديد آورد [در خدمت شما گماشت] و در اين [امر] براى پند پذيران نشانهاى است [از قدرت خدا]. 14- هم اوست كه دريا [ها] را در خدمت [شما] گماشت «4» تا از آن ماهى تازه بخوريد و زيورى براى آراستن خود از آن بيرون آريد و كشتيها را در آن مىبينى كه [سينه امواج را] مىشكافند تا [سير و سفر كنيد] و از بخشايش خدا [روزى] بجوييد، بسا كه سپاس داريد. __________________________________________________ 1- به آيات 3 انسان (76)، 12 ليل (92)، 61 يس (36)، 165 نساء (4) و 153 انعام (6) توجه فرماييد. 2- به آيات 8- 10 شمس (91) توجه فرماييد. 3- يكى از فوايد و نتايج آن را در آيه 97 انعام (6) ملاحظه فرماييد. 4- براى توجيه افزوده، به آيه 12 جاثيه (45) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 269 15- و در زمين براى تغذيه شما «1» كوههاى ثابت پى افكند و نهرها و راههايى [پديد آورد]، تا [بدان] راه يابيد 16- و [براى راهيابى مردم] نشانهها [يى مقرر داشت] و [از جمله] به وسيله ستاره «2» راه [خود را] باز مىيابند. 17- آيا آن كه [همه چيز را] مىآفريند، همچون كسى است كه [هيچ چيز] نيافريده است «3» آيا پند نمىپذيريد؟ 18- اگر [بخواهيد] نعمتهاى خدا را بر شماريد، قادر به شمارش نخواهيد بود براستى كه خدا آمرزگارى است مهربان. 19- خدا هر چه پنهان و آشكار كنيد، مىداند. 20- افرادى كه [انكار ورزان] آنان را به جاى خدا [به نيايش] مىخوانند، چيزى نمىآفرينند «4» و خود آفريده مىشوند. 21- [در واقع] مردهاند نه زنده و نمىفهمند كه چه زمانى برانگيخته مىشوند. 22- معبود شما معبودى است يگانه، ولى آنها كه به آخرت باور ندارند، قلبهاشان انكارگر است و خودشان سرورى خواه. 23- ناگزير خدا هر چه پنهان و آشكار كنيد، مىداند و او سرورى خواهان را دوست ندارد. 24- و چون از آنها پرسيده شود: پروردگار شما چه چيز نازل كرده است؟ خواهند گفت: افسانههاى كهن! 25- [نتيجه گفتارشان اين است] كه روز رستاخيز همه بار گناه خويش و سهمى از گناه كسانى كه ناآگاهانه آنان را گمراه مىكنند، بر دوش كشند «5» آگاه باشيد كه بار بدى بر دوش دارند «6». 26- پيشينيان آنها نيز دسيسه كردند، خدا هم به ريشه آنها زد و سقف از فرازشان بر آنها فرو افتاد و از جايى كه فكر نمىكردند، عذاب دامنگيرشان شد «7». __________________________________________________ 1- يكى از معانى «ماد- يميد» كه راغب هم تصريح كرده، طعام دادن است «مائده» به معنى غذا يا سفره و طبقى كه غذا در آنست، از همين ماده است. ضمناً توجه داريم كه گردش دايمى و خود به خود آب در طبيعت از طريق رودخانهها و چشمههاى بزرگ و كوچك كه لازمه توليدات كشاورزى و دامى است، نتيجه وجود كوههاست و نيز مناطق آبرفتى كه عموماً مستعد زراعت است، ناشى از وجود كوههاست. بدين قرار، كوهها عامل اصلى تغذيه انسانها هستند. به آيات 19 و 20 حجر (15) توجه فرماييد كه در آن پس از ذكر گستردگى زمين و برقرارى كوهها، اشاره به روييدن نباتات و تأمين معيشت انسانها دارد و نيز به آيه 10 فصلت (41) توجه فرماييد كه در آن پس از ذكر آفرينش كوهها، اشاره به ايجاد بركت و موجبات روزى در آن شده است. همچنين به آيه 27 مرسلات (77) توجه فرماييد كه در آن ارتباط تنگاتنگ آفرينش كوهها و تأمين آب در زمين بروشنى احساس مىشود و نيز به آيات 30- 33 نازعات (79) توجه فرماييد كه برقرارى كوهها و پيدايش آب و گياه و تغذيه انسان و چارپايان را در كنار هم قرار داده است و اللَّه اعلم. 2- ستاره قطبى همواره به طرف شمال است و با كمك اين ستاره شبها در بيابان مىتوان خود را توجيه كرد. 3- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگرى در آيات 11 لقمان (31)، 4 احقاف (46) و 73 حج (22) آمده است. 4- به آيه 116 نساء (4) توجه فرماييد. 5- بىآنكه ذرهاى از بار پيروان گمراه كاسته شود، به نيمه دوم آيه 38 اعراف (7) توجه فرماييد. 6- مفهوم اين آيه به بيان روشنتر در آيات 12 و 13 عنكبوت (29) آمده است. [.....] 7- به آيه 43 فاطر (35) وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 270 27- آن گاه به روز رستاخيز رسوايشان خواهد كرد «1» و خواهد گفت: [افرادى كه در قدرت] شركاى من [تصور مىكرديد] كه به خاطر آنها [با يكتاپرستان] مخالفت مىكرديد، كجا هستند؟ اهل دانش مىگويند: امروز رسوايى و بد [بخت] ى نصيب انكار ورزان است، 28- هم آنان كه فرشتگان جانشان را مىگيرند «2»، در حالى كه [با رفتارشان] نسبت به خويش ستمكار بودهاند، پس [ناگزير] از در تسليم در مىآيند «3» [و مىگويند] كه ما خلافى نمىكرديم آرى، خدا از رفتارتان آگاه است. 29- از درهاى دوزخ وارد شويد، در حالى كه جاودانه در آن به سر بريد كه جايگاه متكبران بد [جايگاهى] است. 30- و از پرهيزكاران پرسيده مىشود: پروردگار شما چه چيز نازل كرده است؟ گويند: بهترين [اندرزها] را نيكوكاران در اين جهان پاداش نيك دارند و بىگمان سراى آخرت بهتر است و براستى جايگاه پرهيزكاران نيكوست. 31- در باغهاى جاويدان بهشت وارد خواهند شد كه نهرها در دامن آن جارى است هر چه در آنجا اراده كنند، [در اختيار] دارند «4» خدا پرهيزكاران را اين گونه پاداش خواهد داد، 32- هم آنان كه فرشتگان جانشان را مىگيرند «5»، در حالى كه پاكند، [و به آنان] مىگويند: سلام بر شما، به پاداش رفتارتان به بهشت درآييد «6». 33- آيا [ستمگران] جز اين انتظار مىبرند كه فرشتگان [مرگ] به سراغشان آيند [و مهلتى نداشته باشند] «7»، يا فرمان [عذاب] پروردگارت فرا رسد پيشينيانشان نيز همين گونه رفتار كردند خدا بر آنها ستمى نكرد، بلكه خود در حق خويش ستم مىكردند. 34- [سرانجام] كيفر رفتار زشتشان آنها را فرا گرفت و عذابى كه استهزايش مىكردند، دامنگيرشان شد. __________________________________________________ 1- به آيات 9 طارق (86) و 9 و 10 عاديات (100) توجه فرماييد. 2- به زيرنويس دوم آيه 32 همين سوره (نحل) توجه فرماييد. 3- به آيه 18 نساء (4) توجه فرماييد. 4- و حتى علاوه بر آن به آيه 35 ق (50) توجه فرماييد. 5- با آيات 11 سجده (32) و 42 زمر (39) تناقضى ندارد. (چرا؟) 6- به آيات 127 انعام (6) توجه فرماييد ضمناً وضعيت هنگام مرگ افرادى كه نقطه مقابل اين گروه هستند، در آيات 50 انفال (8) و 27 محمد (47) آمده است. 7- براى توجيه افزوده، به آيه 8 حجر (15) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 271 35- شرك ورزان مىگويند: اگر خدا مىخواست، نه ما و نه پدران ما هيچ چيز را به جاى خدا بندگى نمىكرديم و بدون [حكم] او چيزى را تحريم نمىكرديم «1»، پيشينيانشان نيز همين گونه رفتار كردند آيا پيامبران جز ابلاغ آشكار وظيفهاى دارند؟ 36- در ميان هر امتى پيامبرى برانگيختيم كه خداى را بندگى كنيد و از طاغوتها [و امراى خودكامه] كناره بگيريد آن گاه خدا بعضى از آنان را هدايت كرد «2» و بعضى ديگر گمراهى دامنگيرشان شد «3»، پس جهانگردى كنيد و ببينيد سرانجام تكذيب كنندگان چگونه بود. 37- اگر به هدايتشان اصرار دارى، [آگاه باش كه] خدا كسانى را كه گمراه مىكند، هدايت نمىنمايد «4»، و ياورى [نيز] ندارند «5». 38- با سوگندهاى سخت خود، به خدا سوگند ياد كردند، كه خدا مرده را بر نمىانگيزد آرى [برانگيخته مىشوند]، بر وفق وعده راستى كه بر عهده خداست، ولى بيشتر مردم آگاه نيستند «6». 39- [رستاخيز را تحقق مىبخشد] تا موارد اختلاف مردم را بر آنها روشن كند و انكار ورزان بدانند كه دروغ پرداز بودهاند «7». 40- وقتى چيزى را اراده كنيم، گفتار ما فقط اين است كه بگوييم باش، و مىشود. 41- كسانى كه در [راه] خدا- پس از آنكه مورد ستم قرار گرفتند- هجرت كردند، در دنيا جايگاهى نيكو نصيبشان خواهيم كرد «8»، و اگر توجه داشته باشند، پاداش آخرت بزرگتر است 42- هم آنان كه شكيبايى ورزيدند و بر پروردگارشان توكل مىكنند. __________________________________________________ 1- همين معنى و مفهوم به بيان ديگرى در آيه 148 انعام (6) آمده است. 2- اين هدايت خدا بدون مقدمه نيست وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ (27 رعد) به آيه 17 محمد (47) هم در اين رابطه توجه فرماييد. 3- وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ (27 ابراهيم). 4- وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (258 بقره). 5- مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيه 186 اعراف (7) و 56 قصص (28) آمده است. 6- مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 78 و 79 يس (36) و 7 تغابن (64) آمده است. [.....] 7- به آيه 9 طارق (86) توجه فرماييد يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ. 8- مفهوم آيه به بيان ديگر و روشنتر در آيه 100 نساء (4) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 272 43- قبل از تو هم [هيچ پيامبرى] نفرستاديم مگر مردانى را كه به آنها وحى مىكرديم [و هيچ كدام فرشته نبودند] «1» اگر نمىدانيد از علماى اهل كتاب «2» بپرسيد، 44- [آن پيامبران را] با نشانههاى روشن و گفتار پند آموز [فرستاديم] بر تو هم قرآن را نازل كرديم تا شريعتى را كه براى مردم نازل شده است، بروشنى بر آنها بيان كنى بسا كه بينديشند. 45- آيا كسانى كه به دسيسههاى زشتى پرداختند، [از اين بلا] ايمنند كه خدا آنها را به زمين فرو برد «3»، يا از جايى كه فكر نمىكنند، عذاب دامنگيرشان شود «4»؟ 46- يا در حين آمد و رفت گرفتارشان كند، و [خداى را] به تنگ نخواهند آورد «5»، 47- يا آنها را در حال ترس [از كاهش نعمتها] گرفتارشان سازد البته پروردگارتان رئوف و مهربان است. 48- آيا به آفريدههاى خدا توجه ندارند كه سايههاى آن از راست و چپ با خاكسارى در مقابل [قوانين موضوعه] خدا مىگردد؟ 49- موجودات زنده آسمانها و زمين و فرشتگان [خواه و ناخواه] «6» در قبال خدا فروتنند و گردنكشى نمىكنند. 50- [فرشتگان] از [مخالفت] پروردگارشان كه حاكم بر آنهاست «7» مىترسند و به انجام مأموريت خود مىپردازند. 51- خدا فرمان داده است كه دو معبود انتخاب نكنيد [و هواى نفس را در كنار خدا قرار ندهيد] «8» بىگفتگو، او معبودى يگانه است پس تنها از [كيفر] من بترسيد. 52- هر چه در آسمانها و زمين است متعلق به اوست و دين پايدار خاص اوست چرا از غير خدا پروا داريد؟! 53- هر نعمتى كه در اختيار شماست از جانب خداست، ولى [فقط] وقتى دستخوش گزند مىشويد، [خدا را ياد مىكنيد و] در پيشگاهش زارى مىكنيد «9». 54- و چون آن گزند را از شما برداشت، گروهى از شما [با فراموش كردن خدا و توجه به غير او] به پروردگار خويش شرك مىورزند «10»، __________________________________________________ 1- پاسخ به گفتار منكران است كه در آيات 94 اسراء (17)، 24 مؤمنون (23)، 7 و 21 فرقان (25) و 24 قمر (54) آمده است. 2- به زيرنويس دوم آيه 7 انبياء (21) مراجعه فرماييد. 3- مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيه 99 اعراف (7) آمده است. 4- به آيه 182 اعراف (7) توجه فرماييد. 5- براى توجيه افزوده، به آيه 2 توبه (9) توجه فرماييد. 6- براى توجيه افزوده، با آيه 15 رعد (13) مقايسه فرماييد. 7- با آيه 61 انعام (6) مقايسه فرماييد. 8- براى توجيه افزوده، به آيه 43 فرقان (25) توجه فرماييد. 9- به آيه 32 لقمان (31) توجه فرماييد. 10- مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 64 انعام (6) و 67 اسراء (17) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 273 55- تا نعمتى را كه به آنان دادهايم، ناسپاسى كنند [چند صباحى] كامروا باشيد، بزودى خواهيد دانست «1». 56- براى بتها كه [بىاثرى آنها را] نمىدانند، سهمى از رزقى كه به آنها دادهايم اختصاص مىدهند «2»، به خدا سوگند، در برابر دروغى كه مىبافتيد، بازخواست خواهيد شد. 57- [به پندار خود] براى خدا كه منزه [از اين نسبتها] است، دخترانى فرض مىكنند، و براى خود هر چه دلخواهشان است «3»! 58- ولى هر گاه به يكى از آنها از [تولد] دختر خبر دهند «4»، چهرهاش تيره مىگردد، در حالى كه خشم خود را فرو مىخورد. 59- از [تصور] قباحت خبرى كه دريافت كرده است، خود را از مردم پنهان مىدارد [و مىانديشد كه] آيا او را به ذلت نگاه دارد يا در خاك پنهانش كند؟ آگاه باشيد كه داورى بدى مىكنند! 60- كسانى كه به آخرت باور ندارند، با خصوصيت ناشايستى مشخص شدهاند، و توصيف برتر خاص خداست و او فرادست و فرزانه است. 61- اگر خدا مردم را به سبب ظلمشان مؤاخذه مىكرد، روى زمين احدى باقى نمىگذاشت «5»، ولى آنان را تا مدتى معين مهلت مىدهد «6»، و آن گاه كه سرآمدشان فرا رسد، نه لحظهاى به تأخير افتند و نه به پيش. 62- آنچه بر خود نمىپسندند، به خدا نسبت مىدهند «7» و بدروغ اظهار مىدارند كه سرانجامى نيكو دارند «8» ناگزير آتش [دوزخ] نصيب آنهاست و [به سوى آن] پيشگام شدهاند. 63- به خدا سوگند كه بر امتهاى قبل از تو نيز [پيامبرانى] فرستاديم، ولى شيطان اعمالشان را در نظرشان آراست «9» و اكنون هم شيطان كارسازشان است و عذابى دردناك [در انتظار] دارند. 64- اين كتاب را تنها از آن جهت بر تو نازل كرديم كه موارد اختلافشان را روشن كنى، و هدايت و رحمتى براى اهل ايمان باشد. __________________________________________________ 1- مفهوم نيمه دوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 30 ابراهيم (14)، 3 حجر (15) و 83 زخرف (43) نيز آمده است. 2- به آيه 136 انعام (6) توجه فرماييد. [.....] 3- به زيرنويس آيه 149 صافات (37) توجه فرماييد. 4- به زيرنويس آيه 21 آل عمران (3) مراجعه فرماييد. 5- با توجه به مفهوم صريح آيات 7- 12 سوره واقعه (56) در مورد تقسيم بندى مردم به سه دسته كه در آيه 32 فاطر (35) و آيات ديگر نيز آمده است، بروشنى پيداست كه منظور آيه بالا اين است كه گناهكاران در اغلب جوامع اكثريت را تشكيل مىدهند. به آيه 66 مريم (19) توجه فرماييد كه انكار قيامت را به طور مطلق از انسان نقل مىكند و بديهى است كه همه چنين نمىگويند. در واقع اين آيه همان معنى و مفهوم روشن آيات 11 يونس (10) و 58 كهف (18) را دارد. 6- مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 42 ابراهيم (14) و 53 عنكبوت (29) آمده است. 7- توضيح روشنتر را در آيات 57 و 58 همين سوره (نحل) ملاحظه فرماييد. 8- همين معنى در آيه 36 كهف (18) روشنتر آمده است. 9- به آيه 36 زخرف (43) و نيز به آيات 103- 105 كهف (18) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 274 65- خدا از آسمان بارانى فرستاد و زمين را پس از خزان و خشكىاش بدان حيات بخشيد محققاً در اين [امر] براى گروهى كه گوش شنوا دارند نشانهاى است [از توان و تدبير خدا]. 66- در [وجود] دامها براى شما عبرتى است، از محتواى شكم آنها از ميان غذاهاى هضم شده و خون، شير خالصى به شما مىنوشانيم كه به كام نوشندگان گواراست. 67- و از ميوه درختان خرما و انگور شرابى مستى بخش «1» و خوراكى نيكو به دست مىآوريد در اين [امر] براى گروهى كه درك مىكنند، نشانهاى است [از توان و تدبير خدا]. 68- پروردگارت به زنبور عسل الهام كرد كه بر كوهها و درختان و داربستهايى كه [مردم] برپا مىكنند خانه بساز 69- آن گاه از همه ثمرات تغذيه كن و راههاى هموار پروردگارت را پويا باش از درون زنبور، شهدى به رنگهاى مختلف خارج مىشود كه در آن براى مردم شفاست بىگمان در اين [امر] براى انديشمندان نشانهاى است [از تدبير خدا]. 70- خدا شما را آفريد، آن گاه جانتان را مىگيرد و بعضى از شما به پستترين [مرحله] عمر بازگردانده مىشوند، به گونهاى كه پس از دانش [فراوان]، هيچ چيز ندانند البته خدا دانا و تواناست. 71- خدا پارهاى از شما را نسبت به ديگران در روزى برترى داده است، ولى آنها كه برترى يافتهاند، بر آن نيستند كه [سهمى از] روزى خويش را به زيردستان خود واگذارند، تا همه در روزى هم سطح شوند، چرا نعمت خدا را دانسته انكار مىكنند؟ 72- خدا براى شما همسرانى از [جنس] خودتان قرار داد و از همسرانتان فرزندان و نوادگانى پديد آورد «2» و از نعمتهاى پاكيزه به شما روزى داد آيا به باطل باور مىآورند و نعمت خدا را ناسپاسى مىكنند؟ __________________________________________________ 1- برخى از مفسران عقيده دارند كه اين آيه قبل از تحريم خمر نازل شده است. 2- مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيه 21 روم (30) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 275 73- و افرادى را به جاى خدا بندگى مىكنند كه ذرهاى اختيار تأمين روزى آنها را در آسمانها و زمين ندارند و نمىتوانند [داشته باشند] «1». 74- پس براى خدا مثلها [ى ناروا] مزنيد «2» [حقيقت را] خدا مىداند نه شما. 75- خدا برده خريده شدهاى را مثل مىزند كه هيچ قدرتى ندارد، در برابر كسى كه روزى نيكويش عطا كردهايم و در نهان و آشكار از آن انفاق مىكند آيا اين دو نفر يكسانند؟ ستايش خاص خداست، ولى بيشتر مردم نمىدانند. 76- خدا [براى مقايسه طاغوتها در مقابل خود] دو مرد را به مثل مىآرد كه يكى از آن دو گنگ است و توان هيچ كارى ندارد و سربار سرپرست خويش است، و هر جا كه مأمورش كند، كارى به سامان نرساند آيا او با كسى كه به عدالت حكم مىراند و خود به راه راست است «3»، يكسان است؟ 77- تنها خدا بر نهان آسمانها و زمين آگاه است، و كار [برپايى] رستاخيز [در نظر خدا] چشم بر هم زدنى بيش نيست، بلكه سادهتر بىگمان خدا بر هر كارى تواناست. 78- خداست كه شما را از بطن مادرانتان خارج كرد، در حالى كه هيچ نمىدانستيد، و براى شما گوش و چشم و دل پديد آورد، بسا كه سپاس داريد «4». 79- مگر پرندگان رام شده در جوّ آسمان را نمىبينند هيچ عاملى جز [تدبير] خدا نگاهشان نمىدارد «5» در اين [پديده] براى اهل ايمان نشانههايى است [از توان و تدبير خدا]. __________________________________________________ 1- مفهوم آيه به بيان كاملتر در آيه 17 عنكبوت (29) آمده است. 2- به عنوان نمونهاى از اين مثلها به آيه 78 يس (36) توجه فرماييد. 3- توضيح بيشتر در مورد اين راه را در نيمه دوم آيه 101 آل عمران (3) و آيات 36 مريم (19) و 61 يس (36) ملاحظه فرماييد. 4- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگرى در آيات 9 سجده (32) و 23 ملك (67) آمده و در هر دو آيه توضيح داده است كه عده كمى شكرگزارى كردند. 5- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيه 19 ملك (67) آمده است. [.....] ترجمه طاهرى، ص: 276 80- و خداست كه از خانههايتان براى شما مايه آرامش پديد آورد و از پوست دامها نيز براى شما خيمههايى پديد آورد كه به هنگام كوچ و توقف، سبكبار باشيد و از پشمها و كركها و موهاى آنها اثاث و مايه برخوردارى براى مدت معين [زندگى پديد آورد]. 81- و [نيز] خداست كه از آفريدههاى خود براى [راحتى] شما سايه ايجاد كرد و در كوهها پناهگاههايى پديد آورد و جامههايى آفريد كه شما را از [سرما و] گرما حفظ كند و جامههايى كه در برابر آسيب كارزار [هاى] شما حافظ شماست، نعمتهاى خويش را بر شما اين گونه كامل مىكند، بسا كه تسليم [فرمان او] «1» شويد. 82- اگر [از دعوت تو] روى برتابند [نگران مباش]، وظيفه تو فقط ابلاغ آشكار است «2». 83- نعمتهاى خدا را مىشناسند، باز آن را انكار مىكنند و بيشترشان ناسپاسند. 84- [به ياد آر] روزى را كه از هر امتى گواهى بر انگيزيم «3» آن گاه به انكار ورزان اجازه [عذرخواهى] «4» داده نخواهد شد و جلب رضايت [الهى] از آنان خواسته نمىشود. 85- و چون ستمگران عذاب را مشاهده كنند، نه عذابشان سبك خواهد شد و نه مهلت [عذرخواهى] يابند «5». 86- هنگامى كه شرك ورزان معبودان خود را [كه به جاى خدا نشانده بودند] ببينند، مىگويند: پروردگارا، اينها معبودان ما هستند كه به جاى تو آنها را [به بزرگى] مىخوانديم، ولى معبودان به آنان پاسخ مىدهند كه شما دروغ پردازيد [و با انگيزه نفع طلبى به دنبال ما افتاديد] «6». 87- و در آن روز همگى در پيشگاه خدا سر تسليم فرود آورند و بتهايى كه به باطل علم مىكردند، از نظرشان ناپديد گردد. __________________________________________________ 1- براى توجيه افزوده، با آيه 131 بقره (2) مقايسه فرماييد. 2- دنباله كلام وَ عَلَيْنَا الْحِسابُ (بخش پايانى آيه 40 رعد)، به آيات 21 و 22 غاشيه (88) هم توجه فرماييد. 3- به آيات 41 و 42 نساء (4) توجه فرماييد. 4- براى توجيه افزوده، به آيه 36 مرسلات (77) توجه فرماييد. 5- مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيه 53 كهف (18) آمده است. 6- به آيه 67 زخرف (43) توجه فرماييد ضمناً مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 81 و 82 مريم (19) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 277 88- و آنان كه انكار ورزيدند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند «1»، به سزاى تبهكاريشان، بر عذاب آنان مىافزاييم «2». 89- [به ياد آر] روزى را كه از هر امتى گواهى از خودشان برانگيزيم و تو را بر اين ملت به گواهى آريم «3» و قرآن را بر تو نازل كرديم كه بيان هر امر [تربيتى] است و هدايت و رحمت و بشارت براى افرادى كه [در قبال خدا] «4» تسليمند. 90- خدا به عدالت و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان مىدهد و از بىشرمى و كار ناپسند و سركشى باز مىدارد شما را اندرز مىدهد، بسا كه پند پذيريد. 91- چون با خدا پيمان بستيد، بدان وفا كنيد و سوگندها [ى خود] را پس از تأكيد آن مشكنيد، در حالى كه خدا را بر خود ضامن قرار دادهايد بىگمان خدا به رفتارتان آگاه است. 92- همانند آن زن كه رشته تابيده خويش را پس از استحكام بازگشود و گسست، نباشيد كه سوگندهاى خويش را در ميان خود وسيله خباثت و فريب قرار دهيد، به خاطر اينكه گروهى نيرومندتر از گروه ديگر است. خدا شما را بدين وسيله مىآزمايد و روز رستاخيز موارد اختلافتان را براى شما روشن خواهد كرد. 93- اگر خدا مىخواست، شما را امتى واحد [و موحد] قرار مىداد «5»، ولى [پديده اختيار را مقرر داشت] «6» هر كه را بخواهد، گمراه «7» و هر كه را بخواهد، هدايت كند «8» و مسلماً از رفتار خود بازپرسى خواهيد شد. __________________________________________________ 1- مصداقهاى «صد عن سبيل اللَّه» را در آيات 168 آل عمران (3)، 18 احزاب (33) و نيمه دوم آيه 81 توبه (9) ملاحظه فرماييد. 2- علت اين افزايش عذاب را در آيه 25 همين سوره (نحل) ملاحظه فرماييد. 3- توضيح بيشتر مفهوم اين قسمت از آيه را در آيات 41 و 42 نساء (4) ملاحظه فرماييد. 4- براى توجيه افزوده، با آيه 131 بقره (2) مقايسه فرماييد. 5- براى روشنتر شدن و توجيه افزوده، به آيه 9 نحل (16) توجه فرماييد در مورد توجيه افزوده به آيات 99 يونس (10) و 13 سجده (32) هم توجه فرماييد. 6- براى توجيه افزوده، به آيه 3 انسان (76) توجه فرماييد. 7- به آيه 27 ابراهيم (14) وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ توجه فرماييد. 8- به آيه 11 تغابن (64) وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ توجه فرماييد. [.....] ترجمه طاهرى، ص: 278 94- سوگندهاى خويش را ميان خود وسيله فريب يكديگر قرار ندهيد، مبادا كه گامى پس از استوار شدنش متزلزل گردد و گرفتار عواقب سوء بازداشتن از راه خدا [و كيفر پيمان شكنى] شويد، و عذابى بزرگ دامنگيرتان شود. 95- پيمان خدا را به بهايى ناچيز مفروشيد اگر متوجه باشيد، آنچه نزد خداست براى شما بهتر است. 96- آنچه در اختيار شماست، پايان پذيرد و آنچه نزد خداست، پاينده است و پايداران را به قياس بهترين اعمالشان پاداش خواهيم داد. 97- به آنان كه به شايستگى عمل كنند، [اعم] از زن و مرد حياتى پاكيزه مىبخشيم، و به قياس بهترين اعمالشان به آنان پاداش خواهيم داد «1». 98- هنگامى كه تلاوت قرآن را آغاز مىكنى، از [شر] شيطان مطرود به خدا پناه بر. 99- البته او بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكل مىكنند، سلطهاى نخواهد داشت «2». 100- سلطه او تنها بر كسانى است كه او را كارساز خود انتخاب كردهاند و نيز بر كسانى كه [در قدرت و تدبير] او را شريك خدا فرض مىكنند. 101- و چون آيهاى را جايگزين آيهاى ديگر كنيم «3»- و خدا داناتر است به حكمى كه نازل مىكند- مىگويند: يقيناً تو دروغ پردازى حق اين است كه بيشترشان نمىدانند. 102- بگو: قرآن را جبرئيل «4» از جانب پروردگارت آن گونه كه بايد، نازل كرده است تا مؤمنان را ثابت قدم گرداند، و براى افرادى كه [در مقابل خدا] «5» تسليمند، هدايت و بشارت باشد. __________________________________________________ 1- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيه 29 رعد (13) آمده است. 2- به آيات 200 و 201 اعراف (7) توجه فرماييد. 3- منظور، تغيير احكام اديان پيشين است مثل تغيير قبله كه در آيه 142 بقره (2) آمده است و نيز اشاره به موضوع آيه 106 بقره است. 4- «روح القدس» از القاب جبرئيل است با آيه 97 بقره (2) مقايسه فرماييد. 5- براى توجيه افزوده، با بخش پايانى آيه 71 انعام (6) مقايسه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 279 103- مىدانيم كه آنها مىگويند: [قرآن را] بشرى به او تعليم مىدهد «1»، زبان كسى كه با كجروى [قرآن را] به او نسبت مىدهند، غير عربى است و اين قرآن به زبان عربى روشنى است «2». 104- كسانى كه آيات خدا را باور ندارند، خدا هدايتشان نمىكند و عذابى دردناك [در انتظار] دارند. 105- تنها كسانى دروغ مىبافند كه به آيات خدا باور نمىآورند و آنها دروغ پردازند. 106- هر كه پس از ايمان به خدا، به انكار روى آورد، [مجازات در انتظار خواهد داشت]، مگر آن كس كه با اكراه وادار شود و قلبش مطمئن به ايمان است «3»، ليكن آنها كه دل [شان] را پذيراى كفر كردهاند، مورد خشم خدا و عذابى بزرگ قرار خواهند داشت. 107- زيرا آنان زندگى دنيا را بر آخرت ترجيح دادهاند، و نيز به سبب آنكه خدا انكار ورزان را هدايت نخواهد كرد. 108- آنها كسانى هستند كه خدا بر دلها و گوش و چشمشان مهر [غفلت] نهاده است «4» و غافل ماندهاند، 109- ناگزير در آخرت هم زيانكارند. 110- اما پروردگار تو، نسبت به كسانى كه پس از زجر كشيدن، هجرت كردند و جهاد و پايدارى كردند، يقيناً پس از آن [آزمايشات] آمرزنده و مهربان است. __________________________________________________ 1- مفهوم اين عبارت به بيان ديگر در آيه 5 فرقان (25) آمده است. 2- پاسخ ادعاى جاهلانه مخالفان را در آيات 82 نساء (4) و 48 عنكبوت (29) ملاحظه فرماييد. 3- از نظر موضوع تقيه با آيه 28 آل عمران (3) مقايسه فرماييد. 4- علت آن را در آيات 10 بقره (2)، 125 توبه (9)، نيمه دوم آيه 5 صف (61) و 3 منافقون (63) جستجو فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 280 111- [به ياد آر] روزى را كه هر كس مىآيد، در حالى كه [بىنتيجه] از خود دفاع مىكند و نتيجه اعمال هر كس به تمامى داده خواهد شد، بىآنكه [ذرهاى] مورد ظلم قرار گيرند. 112- خدا [براى ناسپاسان] شهرى را به مثل آورده است كه امن و آرام بود و روزىاش فراوان و گوارا از هر طرف مىرسيد، ولى آنها [به جاى شكر، با سرمستى و غرور] نعمتهاى الهى را ناسپاسى كردند، خدا هم به كيفر رفتارشان، بلاى فراگير گرسنگى و ترس [از ناامنى] را از دامنگيرشان كرد «1». 113- پيامبرى از خود آنها به سراغشان آمد، اما او را دروغ پرداز شمردند، از اين رو عذاب آنان را فرا گرفت، در حالى كه ستمكار بودند. 114- از آنچه خدا روزى شما كرده است، حلال و پاكيزه بخوريد و اگر تنها او را بندگى مىكنيد، نعمتش را سپاس داريد «2». 115- [خدا] تنها مردار، خون، گوشت خوك «3» و آنچه [به هنگام ذبح] نام غير خدا بر آن برده شده «4» [و براى خوشامد و سلامت طاغوتها قربانى شده باشد]، بر شما حرام كرده است، و هر كه با بىميلى و بدون تجاوز [از حد سد جوع] ناگزير [از خوردن] گردد، خدا آمرزگارى است مهربان. 116- به استناد دروغى كه خود بر زبان مىرانيد، مگوييد كه اين حلال است و آن حرام كه دروغ به خدا نسبت دهيد «5» زيرا كسانى كه دروغ به خدا نسبت مىدهند، رستگار نخواهند شد. 117- برخوردارى ناچيزى [در دنيا] و عذابى دردناك [در آخرت] دارند. 118- بر يهوديان نعمتها [ى ديگرى را] كه قبلًا براى تو شرح دادهايم، تحريم كرديم «6» و ما بر آنها ستمى نكرديم، بلكه خود در حق خويش ستم مىكردند. __________________________________________________ 1- به آيه 53 انفال (8) توجه فرماييد توصيفى كه از اين شهر شده، با توصيفهايى كه در چند آيه قرآن از شهر مكه شده، هماهنگ است به نيمه دوم آيه 57 قصص (28)، نيمه اول آيه 126 بقره (2)، نيمه دوم آيه 37 ابراهيم (14) و آيه 4 قريش (106) توجه فرماييد. بعضى از تفاسير روايتى نقل كردهاند كه وقتى اهل مكه در كفر و عناد اصرار و لجاج مىورزيدند، رسول اكرم (ص) در حقشان دعا كرد كه خدايا سالهاى زمان يوسف را بر اين قوم قرار بده، و پس از اين دعا، در يك دوره علاوه بر گرسنگى، گرفتار ترس از قشون مدينه هم بودند و اللَّه اعلم. 2- به آيه 7 ابراهيم (14) توجه فرماييد. 3- به زيرنويس اول آيه 173 بقره (2) در مورد مسئله گوشت خوك مراجعه فرماييد. 4- به زيرنويس آيه 4 مائده (5) توجه فرماييد. 5- به نيمه اول آيه 148 انعام (6) توجه فرماييد. [.....] 6- به آيات 146 انعام (6) و 160 نساء (4) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 281 119- باز هم پروردگار تو نسبت به كسانى كه از سر جهالت مرتكب عمل زشتى شدند، آن گاه پس از آن توبه نموده و [رفتار خود را] اصلاح نمايند، يقيناً پس از آن [توبه] آمرزنده و مهربان است. 120- ابراهيم پيشوايى فرمانبردار خدا و حقگرا بود و در جرگه شرك ورزان نبود، 121- و سپاسدار نعمتهاى خدا بود [خدا هم] او را [به دوستى خود] «1» برگزيد و به راهى راست هدايتش كرد. 122- در دنيا به او نيكويى عطا كرديم و در آخرت نيز در زمره شايستگان خواهد بود «2». 123- از اين روى به تو وحى كرديم از آيين ابراهيم كه حقگرا بود پيروى كن كه در جرگه شرك ورزان نبود. 124- [حكم تحريم صيد دريايى و بزرگداشت روزهاى] شنبه بر مردمى وضع شد كه در مورد آن اختلاف ورزيدند «3» و پروردگار تو در روز رستاخيز در موارد اختلافشان داورى خواهد كرد. 125- با فرزانگى و اندرزهاى نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و به بهترين شيوه با مخالفان به گفتگو بنشين «4»، كه محققاً پروردگار تو به حال كسانى كه از راه او منحرف شدهاند، آگاهتر است و نيز به حال راه يافتگان. 126- اگر مجازات مىكنيد، متناسب با [نوع] تعدى كه به شما شده است، مجازات كنيد اما اگر شكيبايى ورزيد، اين شيوه براى شكيبايان، بهتر است «5». 127- [اى پيامبر] شكيبا باش كه شكيبايىات تنها به توفيق الهى است و از [انكار] آنها اندوهگين مباش و از دسيسههاى آنان خود را در تنگنا احساس مكن. 128- محققاً خدا حامى پرهيزكاران و نيكوكاران است. __________________________________________________ 1- براى توجيه افزوده، با نيمه دوم آيه 125 نساء (4) مقايسه فرماييد. 2- اجابت درخواست ابراهيم (ع) است كه در آيه 83 شعراء (26) آمده است. 3- به ترجمه و توضيح آيه 163 اعراف (7) مراجعه فرماييد. 4- به موسى (ع) نيز همين دستور را با بيان ديگرى داده است. به آيه 44 طه (20) توجه فرماييد و نمونه روش تبليغ موسى را در آيات 18 و 19 نازعات (79) ملاحظه فرماييد ضمناً در مورد اصل دستور به آيه 46 عنكبوت (29) هم توجه فرماييد. 5- مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 40 و 41 شورى (42) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 282 [ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۱۸ ] [ 16:25 ] [ سعید ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||