|
منتخب تفاسیر أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
| ||
|
21- سوره انبياء به نام خداى رحمان [و] رحيم 1- [روز] حساب مردم به آنان نزديك شده است «1»، در حالى كه آنها در غفلت رويگردانند. 2- هيچ سخن تازهاى از پروردگارشان بر آنها نمىرسد، مگر اينكه بازىكنان [با بىتوجهى] بشنوند. 3- دلهايشان به ياوه مشغول است و ستمگران در نهان نجوا مىكنند كه: آيا اين [مدعى پيامبرى] جز بشرى همچون شماست؟! چرا آگاهانه به جادو روى مىبريد «2»؟ 4- [پيامبر به آنها] گفت: پروردگار من [نجواى پنهانى شما و] هر سخنى را در آسمان و زمين مىداند، چرا كه او شنوايى داناست. 5- حتى مىگفتند: [سخنانش] خوابهاى پريشان است، بلكه قرآن را جعل كرده و يك شاعر است، و گر نه بايد مثل پيامبران پيشين كه [با معجزه] فرستاده شدند، براى ما معجزهاى بياورد. 6- قبل از آنان هم [با وجود معجزات مختلف، مردم] هيچ شهرى «3» كه هلاكشان كرديم، ايمان نياوردند، آيا اين مردم ايمان مىآورند؟ 7- قبل از تو هم [هيچ پيامبرى] نفرستاديم مگر مردانى را كه به آنها وحى مىكرديم [و هيچ كدام فرشته نبودند] «4» اگر نمىدانيد، از علماى اهل كتاب «5» بپرسيد. 8- آنها را به گونهاى نيافريده بوديم كه نيازمند خوردن غذا نباشند «6»، و عمر جاودانه هم نداشتند. 9- آن گاه وعده [خود] را به آنان به تحقق رسانديم «7»، و پيامبران را با هر كه خواستيم نجات داديم «8» و اسرافكاران را هلاك كرديم «9». 10- [اينك] بر شما كتابى نازل كرديم كه در آن تذكر [و بيدارى براى] شماست چرا درك نمىكنيد؟ __________________________________________________ 1- به آيه 1 قمر (54) توجه فرماييد. 2- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 94 اسراء (17)، 7 فرقان (25) و 24 قمر (54) آمده و پاسخ تصور جاهلانه آنان در آيات 38 رعد (13)، (43) نحل (16)، 8 انبياء (21) و 20 فرقان (25) آمده است. 3- به زيرنويس آيه 58 بقره (2) مراجعه فرماييد. 4- پاسخ به گفتار منكران است كه در آيات 24 مؤمنون (23) و 21 فرقان (25) آمده است. 5- منظور از «ذكر» در اينجا تورات است و منظور از «اهل ذكر» علماى اهل كتاب تورات، ابتدا به آيه 48 همين سوره (انبياء) و بعد به آيه 105 آن توجه فرماييد. 6- پاسخ گفتار منكران است كه در آيه 7 فرقان (25) آمده است. 7- اين وعده را در آيات 103 يونس (10) و 171- 173 صافات (37) ملاحظه فرماييد. 8- و موارد آن را در آيات 58، 66 و 94 هود (11) ملاحظه فرماييد. 9- به آيه 44 يونس (10) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 323 11- چه بسيار شهرهايى را كه [مردمش] ستمگر بودند، در هم شكستيم و پس از آنها گروهى ديگر پديد آورديم «1». 12- همين كه سختگيرى ما را احساس كردند، [به خيال خود] از آن مىگريختند. 13- مگريزيد و به وسايل عياشى و خانههاى خويش بازگرديد، بسا كه [زير دستان براى كسب تكليف] سراغ شما را مىگيرند! 14- گفتند: واى بر ما كه ستمگر بوديم. 15- گفتارشان پيوسته همين بود تا اينكه آنها را درو و خاموش كرديم. 16- آسمان و زمين و ما بين آنها را به بازيچه نيافريدهايم. 17- اگر [بفرض] انتخاب بازيچهاى را مىخواستيم، خود در پى اجراى آن بوديم. 18- [چنين نيست] بلكه حق را بر باطل مىافكنيم كه آن را درهم مىشكند و باطل نابود مىشود و واى بر شما از آنچه [به ناسزا] مىگوييد. 19- هر كه [و هر چه] «2» در آسمانها و زمين است، متعلق به اوست و آنان كه مقرب درگاه او هستند، از بندگىاش گردنكشى نمىكنند و خسته نمىشوند. 20- شب و روز بىآنكه سستى نشان دهند، خداى را تقديس مىكنند. 21- مگر [اين مردم] معبودهايى در زمين اختيار كردهاند كه [ايشان را] بر مىانگيزند؟! 22- اگر در آسمان و زمين معبودهايى جز خدا بود، هر دو تباه مىشدند خداى صاحب اختيار عرش از توصيف [جاهلانه] آنان مبراست. 23- او در برابر كارش [از هيچ مرجعى] بازخواست نمىشود، و [لى] مردم همه مسئولند. 24- مگر به جاى او افرادى را معبود [خود] گرفتند؟ بگو: [پس] دليلتان را بياوريد اين [كلمه توحيد، اساس] كتاب ياران من و كتاب موحدان قبل از من است، ولى بيشترشان حقيقت را نمىدانند و لذا از آن رويگردانند. __________________________________________________ 1- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 17 اسراء (17)، 45 حج (22)، و 8 طلاق (65) آمده است. 2- براى توجيه افزوده، به آيه 109 آل عمران (3) توجه فرماييد. [.....] ترجمه طاهرى، ص: 324 25- قبل از تو هيچ پيامبرى نفرستاديم، مگر اينكه به او وحى كرديم كه: معبودى جز من نيست، تنها مرا بندگى كنيد. 26- گفتند [خداى] رحمان فرزندان دخترى «1» [از فرشتگان] «2» برگزيده است! او منزه [از اين نسبتها] است و فرشتگان بندگان گرامى [خدا] هستند، 27- كه در گفتار بر او پيشدستى نكنند و به فرمان او عمل مىكنند. 28- آنچه در پيش دارند و آنچه پشت سر نهادهاند، خدا مىداند و جز براى كسانى كه خدا [از آنان] خشنود باشد، امداد [غيبى] نمىكنند و از مهابت «3» او هراسانند. 29- هر كه از آنها داعيه معبود شدن در كنار خدا را داشته باشد، به دوزخ كيفرش مىدهيم ستمگران را اين گونه كيفر مىدهيم. 30- مگر انكار ورزان نمىدانند كه [كرات] آسمانها و زمين به هم پيوسته بودند، سپس آنها را از هم بازگشوديم «4»؟ و هر موجود زندهاى را از آب پديد آورديم؟ آيا باز هم [به وحدانيت خدا] باور نمىآورند؟ 31- در زمين براى تغذيه مردم «5» كوههاى ثابت قرار داديم و در آن درههايى پديد آورديم تا [بدان] راه يابند. 32- جوّ [زمين] را سقف محفوظى [براى آن] مقرر داشتيم «6»، و [لى] آنها از نشانههاى آن [پديده سراسر حكمت] رويگردانند. 33- اوست كه شب و روز و خورشيد و ماه را كه هر يك در سپهرى شناورند، آفريد. 34- قبل از تو براى هيچ بشرى زندگى جاودانه مقدر نكرديم [آنها كه در انتظار مرگ تو نشستهاند] اگر تو از دنيا رفتى، مگر خودشان ماندگار خواهند بود «7»؟ 35- هر كس طعم مرگ را خواهد چشيد و شما را براى آزمايش به [حوادث] نيك و بد مبتلا مىكنيم «8» و [آن گاه] به پيشگاه ما بازگردانده مىشويد. __________________________________________________ 1- «ولد» براى مذكر و مؤنث و مفرد و جمع يكسان به كار مىرود لذا در اينجا كه منظور جمع دختران بوده، به صورت مفرد آمده است. 2- ابتدا به آيه 57 نحل (16) و بعد به آيه 19 زخرف (43) توجه فرماييد. 3- فيض كاشانى و بيضاوى «خشيت» را در اينجا به معنى عظمت و مهابت گرفتهاند، ولى علامه طباطبايى با آنكه اين آيه در مورد فرشتگان است، آن را همچون آيه 57 مؤمنون (23) ترس از مجازات معنى كرده است و آيه بعدى را (29 انبياء) مؤيد نظر خود دانسته است و اللَّه اعلم. 4- موضوع پيوستگى آسمانها و زمين در آيه، اشاره به آغاز خلقت است كه طبق نظر دانشمندان، مجموعه جهان به صورت توده واحد عظيمى از بخار سوزان بوده كه در اثر انفجارات درونى تدريجاً تجزيه شده است و كهكشانها و ستارگان، از جمله منظومه شمسى و كره زمين، به وجود آمدهاند. 5- به زيرنويس آيه 15 نحل (16) مراجعه فرماييد. 6- به زيرنويس آيه 12 نبأ (78) توجه فرماييد. 7- پاسخ به مشركين مكه است كه گفتارشان در آيه 30 طور (52) آمده است. 8- مفهوم اين عبارت به بيان ديگر در نيمه دوم آيه 168 اعراف (7) آمده است در اين رابطه به آيه 2 عنكبوت (29) هم توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 325 36- و چون انكار ورزان تو را ببينند، فقط به استهزايت مىگيرند كه: آيا اين همان كسى است كه معبودانتان را [باطل] تلقى مىكند؟ در حالى كه خودشان قرآن «1» خداى رحمان را انكار مىكنند. 37- [گويى] انسان از شتاب آفريده شده است بزودى نشانههاى [قدرت و تدبير] خود را به شما نشان خواهم داد، [عذاب را] به شتاب از من مخواهيد «2». 38- مىگويند: اگر راست مىگوييد، اين وعده [ى رستاخيز] چه وقت فرا مىرسد؟! 39- كاش انكار ورزان آن هنگام را مىدانستند كه نمىتوانند آتش را از چهره و پشت خويش باز دارند «3»، و مورد يارى نيز قرار نمىگيرند. 40- ولى [رستاخيز] ناگهان بر آنها فرا مىرسد، و مبهوتشان كند، به گونهاى كه نه قدرتى بر بازگرداندن آن دارند و نه مهلتى يابند. 41- قبل از تو نيز پيامبرانى مورد استهزاء قرار گرفتند و [سرانجام] عذابى كه استهزايش مىكردند دامنگير تمسخر كنندگان شد «4». 42- بگو: چه كسى شب و روز، شما را از [قهر] خداى رحمان نگاه مىدارد [جز رحمت عام خودش] «5»؟ با اين همه از ياد پروردگارشان رويگردانند! 43- مگر معبودهايى دارند كه در برابر ما مدافع آنها باشند؟ [آن معبودان] نه مىتوانند يكديگر را يارى كنند و نه در برابر ما مورد حمايت [جمع خود] قرار گيرند. 44- [نه] بلكه آنها و پدرانشان را برخوردار كرديم تا عمرشان طولانى [و موجب غرور و طغيانشان] شد مگر نمىبينند كه ما به [تمهيد امر] زمين مىپردازيم، و از همه طرف [قدرتهاى مستقر در] آن را تباه مىگردانيم [و نظم تازهاى جايگزين آن مىكنيم] «6» آيا آنها پيروزند [يا ما]؟ __________________________________________________ 1- براى توجيه ترجمه «ذكر» به «قرآن» به آيات 6 حجر (15) و 25 قمر (54) توجه فرماييد. 2- پاسخ به مشركين مكه است كه گفتارشان در آيه 32 انفال (8) آمده است. 3- معنى و مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 41 اعراف (7)، 50 ابراهيم (14) و 104 مؤمنون (23) آمده است ضمناً به آيه 44 يونس (10) هم توجه فرماييد. 4- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 34 انعام (6)، 25 و 26 فاطر (35) و 43 فصلت (41) آمده است. 5- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيه 17 احزاب (33) آمده است. 6- براى روشنتر شدن مفهوم اين آيه، به آيات 6 انعام (6)، 82 غافر (40) و 27 احقاف (46) توجه فرماييد. منظور، جا به جا شدن قدرت و ثروت گروههاست و چون آيه در مقام تهديد است، تنها به نابود كردن و كاستن آن اشاره شده است. [.....] ترجمه طاهرى، ص: 326 45- بگو: من فقط به وحى [خدا] شما را هشدار مىدهم، و [لى] آنها كه گوش شنوا ندارند، آن گاه كه هشدار داده مىشوند، صدا را نمىشنوند. 46- اگر اندكى از عذاب پروردگارت آنها را فرا گيرد، گويند: واى بر ما كه ستمگر بوديم. 47- ميزانهاى عدالت را در روز رستاخيز مستقر خواهيم كرد، و هيچ كس مطلقاً مورد ستم قرار نخواهد گرفت «1» اگر [اعمال نيك و بد] همسنگ دانه خردلى باشد، آن را [به حساب] مىآوريم، و كافى است كه ما حسابرس باشيم. 48- به موسى و هارون [تورات را كه] معيار تميز [حق از باطل] و روشنى [راه] و پندى براى پرهيزكاران [بود] عطا كرديم، 49- هم آنان كه از [مجازات] پروردگارشان در نهان مىترسند و از رستاخيز هراسانند. 50- اين [كتاب] نيز پندى مبارك است كه آن را نازل كرديم آيا باز هم آن را انكار مىكنيد؟ 51- و قبلًا به ابراهيم كمالى كه سزاوارش بود عطا كرديم و نسبت به او شناخت داشتيم. 52- آن گاه كه به پدر و قومش گفت: اين مجسمهها [ى بىجان] چيست كه شما به خدمتش ايستادهايد؟ 53- گفتند: ديديم كه پدرانمان هم آنها را عبادت مىكردند. 54- گفت: مسلماً شما و پدرانتان در گمراهى آشكارى بودهايد. 55- گفتند: آيا [سخن] حق را براى ما آوردهاى يا بازىات گرفته است؟ 56- گفت: پروردگار شما صاحب اختيار آسمانها و زمين است، همان كه آنها را آفريده است و من بر اين [واقعيت] گواهم. 57- و [در دل گفت:] به خدا سوگند در غياب شما تدبيرى براى بتهاى شما مىكنم. __________________________________________________ 1- توضيح بيشتر را در آيات 8 و 9 اعراف (7) ملاحظه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 327 58- آن گاه [در فرصتى مناسب] همه را در هم شكست جز بزرگترين بت، تا به سراغ او آيند [و پاسخ محكوم كنندهاى بدهد] «1». 59- [چون بازآمدند] گفتند: هر كه با معبودان ما چنين كرده، ستمگر [بزرگى] است. 60- گفتند: شنيدهايم كه جوانى به نام ابراهيم از آنها [به بدى] ياد مىكرد. 61- گفتند: او را در مقابل مردم بياوريد، بسا كه گواهى دهند. 62- گفتند: تو اين كار را با معبودان ما كردهاى، اى ابراهيم؟ 63- [ابراهيم در مقام احتجاج] گفت: اين كار را احتمالًا بزرگ آنها كرده است اگر قادر به تكلم هستند، از خودشان بپرسيد. 64- آن گاه به خود آمده و [هر يك در دل به ديگران] گفتند: شماييد كه ستمگريد [نه ابراهيم] «2». 65- سپس سر به زير افكندند، [و گفتند:] تو خوب مىدانى كه اينان سخن نمىگويند. 66- گفت: آيا به جاى خدا چيزى را بندگى مىكنيد كه اثرى در سود و زيان شما ندارد؟! 67- بيزارم از شما و بتهايى كه به جاى خدا بندگى [شان] مىكنيد مگر درك نمىكنيد؟! 68- گفتند: اگر مىخواهيد اقدامى [قطعى] بكنيد، او را بسوزانيد «3» و معبودهاى خويش را يارى كنيد. 69- فرمان داديم: اى آتش، بر ابراهيم سرد و بىآسيب باش 70- در مورد او قصد نيرنگى داشتند، ولى ما آنان را زيانكارتر كرديم، 71- و ابراهيم و لوط را [با مهاجرت] «4» به سرزمين [شام] كه براى مردم در آن بركت ايجاد كرده بوديم، نجات داديم. 72- و اسحاق و علاوه بر آن يعقوب را به او بخشيديم و هر يك را [در زمره] شايستگان قرار داديم «5». __________________________________________________ 1- براى توجيه افزوده، به آيه 63 انبياء (21) توجه فرماييد. 2- تفاوت اين مورد با مورد مربوط به دو آيه 30 و 31 قلم (68) اين است كه در آنجا مسئله مربوط به جمع خودشان بود، لذا احساس درونى خود را بروز دادند و خودشان را نكوهش كردند ولى اينجا مسئله در ارتباط با جو حاكم بود و هر كس احساس درونى خود را از ترس جو حاكم در دل نگاه مىداشت و ديگران را كه افرادى چشم و گوش بسته در اختيار جو حاكم تصور مىكرد، در دل مورد خطاب قرار مىداد لذا هر يك ديگران را نكوهش مىكردند، بدون اينكه از انديشه ديگران با خبر باشند. 3- همين مفهوم به بيان ديگر در آيه 97 صافات (37) آمده است. 4- به آيه 26 عنكبوت (29) و زيرنويس آن توجه فرماييد. 5- اجابت دعاى نوح است كه در آيه 100 صافات (37) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 328 73- و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه [مردم را] به فرمان ما هدايت مىكردند و نيكوكاريها و بر پا داشتن نماز و پرداخت زكات را به آنها وحى كرديم، و [تنها] ما را بندگى مىكردند. 74- و لوط را فرزانگى و دانش عطا كرديم و از شهرى كه مردمش مرتكب عمل پليدى «1» مىشدند، نجاتش داديم براستى آنها گروهى منحرف بودند. 75- و او را مشمول رحمت خود قرار داديم زيرا در زمره شايستگان بود. 76- و نوح را [ياد كن]، آن گاه كه قبل از آن [ها] ندا داد «2» و اجابتش كرديم و او و كسانش را «3» از اندوه بزرگ «4» نجات داديم «5». 77- و در برابر گروهى كه آيات ما را دروغ شمردند، يارىاش كرديم چرا كه آنان گروه بدى بودند و همگىشان را غرق كرديم. 78- داود و سليمان را [به ياد آر]، آن گاه كه در مورد كشتزارى كه گوسفندان قوم، شب هنگام در آن چرا كرده بودند، داورى مىكردند، و ما گواه قضاوت آنها بوديم. 79- داورى حق را به سليمان تفهيم كرديم، و هر يك [از آن دو] را فرزانگى و دانش عطا كرديم، و كوهها و پرندگان را در خدمت داود گماشتيم كه تسبيح مىگفتند و بخوبى انجام داديم. 80- براى شما ساختن زره را به او آموختيم تا شما را از آسيب كار زار محافظت كند، آيا سپاس مىداريد؟ 81- و تندباد را براى [خدمت به] سليمان [قرار داديم] كه به فرمان او به سرزمين [شام] كه در آن بركت ايجاد كرده بوديم، روان بود «6» و ما به هر چيزى آگاه بوديم. __________________________________________________ 1- عمل ناشايسته آنها را در آيه 55 نمل (27) ملاحظه فرماييد. 2- درخواست نوح در آيه 10 قمر (54) آمده است. 3- منظور اهل بيت او و گروندگان به اوست كه عده قليلى بودند و در آيه 40 هود (11) آمده است. 4- منظور زخم زبانها و تمسخر مردم است به آيات 27 و 32 و 38 هود (11) توجه فرماييد. 5- اجابت دعاى نوح است كه در آيه 118 شعراء (26) آمده است. 6- سرعت باد تحت فرمانش را در آيه 12 سبأ (34) و نحوه حركتش را در آيه 36 ص (38) ملاحظه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 329 82- و نيز بعضى از ديوان را [در خدمتش گماشتيم] كه به سود او در دريا غواصى مىكردند و [يا] به كارهاى ديگرى مىپرداختند «1» و آنها را [از تمرد] حفظ مىكرديم، 83- و ايوب را [به ياد آر] «2»، آن گاه كه پروردگارش را ندا داد كه: سختى و گزند به من روى آورده است و تو مهربانترين مهربانانى. 84- درخواستش را پذيرفتيم و مشكلاتى را كه داشت از ميان برداشتيم و خانواده [از دست رفته] اش را دو چندان به او باز داديم، به عنوان رحمتى از جانب ما و تذكرى براى عبادت پيشگان. 85- و اسماعيل و ادريس و ذو الكفل «3» را [به ياد آر] كه همه از شكيبايان بودند. 86- و آنان را مشمول رحمت خود قرار داديم، زيرا در زمره شايستگان بودند. 87- و يونس «4» را [به ياد آر]، آن گاه كه [به جاى صبر و پايدارى] خشمناك [از ميان قوم خود] رفت و تصور مىكرد كه ما بر او سخت نخواهيم گرفت، [اما موقعى كه به كام نهنگ فرو رفت] «5» در دل تاريكيها ندا داد كه: معبودى جز تو نيست، تو را تقديس مىكنم و من ستمكار بودهام. 88- درخواستش را اجابت كرديم و از اندوه نجاتش داديم و اهل ايمان را اين گونه [از بلا] نجات مىدهيم. 89- و زكريا را [به ياد آر]، آن گاه كه پروردگارش را ندا داد كه: پروردگارا، مرا تنها [و بىفرزند] «6» وامگذار، و [در هر حال] تو خود بهترين وارثانى. 90- درخواستش را پذيرفتيم و يحيى را به او بخشيديم و همسرش را [كه نازا بود] شايسته [بارورى] گردانيديم «7» آنها در نيكويىها شتاب مىورزيدند و با اميد [به رحمت] و ترس [از عذاب] ما را [به نيايش] مىخواندند، و در قبال ما فروتن بودند. __________________________________________________ 1- شرح كارهاى مختلف آنها در آيه 13 سبأ (34) آمده است. 2- براى توجيه افزوده، به آيه 41 ص (38) توجه فرماييد. [.....] 3- هويت ذو الكفل بروشنى مشخص نيست، همين قدر روشن است كه يكى از پيامبران بنى اسرائيل بوده است بعضى هم معتقدند كه ذو الكفل لقب الياس است. 4- «ذو النون» و «صاحب الحوت» كه در آيه 48 قلم (68) آمده است، مترادفند و هر دو لقب يونس است. 5- شرح ماجراى يونس كه توسط نهنگ بزرگى بلعيده شده و نجات يافت، در آيات 139- 148 صافات (37) آمده است. 6- بيان واضحتر زكريا را در آيات 4- 6 مريم (19) ملاحظه فرماييد. 7- براى توجيه افزودهها، به آيه 8 مريم (19) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 330 91- و [به ياد آر] زنى را كه پاكدامن بود و از روح خود در وجودش دميديم و او و فرزندش را آيتى براى جهانيان ساختيم. 92- اين [نوع بشر] امت شماست، امتى واحد و من پروردگار شما هستم، پس مرا بندگى كنيد. 93- و [لى] دينشان را ميان خود به تفرقه كشاندند همه [براى حسابرسى] به پيشگاه ما باز مىگردند. 94- و هر كه در حال داشتن ايمان نيكوكارى كند، تلاشش ناديده گرفته نخواهد شد «1»، و به سود او ثبت مىكنيم. 95- و [سكنه] شهرى كه آن را نابود كردهايم، محال است [كه به زندگى دنيا بازگردند]، آنها هرگز باز نخواهند گشت «2» [و فرصت توبه نخواهند داشت] «3». 96- تا آن گاه كه قيد [اقوام فتنهگر] يأجوج و مأجوج گشوده شود و آنها از هر بلندى شتابان عبور كنند «4». 97- [در اين هنگام] وعده راستين قيامت نزديك مىشود، آن گاه «5» ديدگان انكار ورزان خيره خواهد ماند [و مىگويند:] واى بر ما كه [نه فقط] از اين [روز] در غفلت بوديم، بلكه ستمگر بوديم. 98- شما و افرادى كه به جاى خدا [بندگى] شان مىكنيد، سوخت دوزخيد، كه در آن وارد خواهيد شد. 99- اگر اينها معبود [واقعى] بودند، به دوزخ در نمىآمدند، و [لى] همه جاودانه در آن باقى خواهند ماند. 100- در آنجا فريادى گوشخراش دارند و سخنى [كه مايه اميد باشد] نمىشنوند «6». 101- [ولى] كسانى كه از جانب ما نيكويى براى آنها پيشبينى شده است، از دوزخ بركنار خواهند ماند «7»، __________________________________________________ 1- در اين رابطه به آيه 62 بقره (2) هم توجه فرماييد. 2- اشاره به همان مفهومى است كه بطور روشنتر در آيات 99 و 100 مؤمنون (23) آمده است. 3- براى توجيه افزوده، علاوه بر آيات 99 و 100 مؤمنون (23)، به آيه 102 شعراء (26) توجه فرماييد. 4- غالب مفسران اتفاق نظر دارند كه منظور برپايى قيامت است و برقرارى فتنه در جهان توسط اقوام فتنهگر از علايم قيامت است. در سوره كهف هم اشارهاى به آزاد شدن اين دو قوم فتنهگر در قيامت شده است. در عين حال بايد گفت معنى و مفهوم آيه هنوز بدرستى روشن نشده است. 5- ضمير «هى» در اينجا ضمير شأن است و در ترجمه نمىآيد به زيرنويس آيه 1 توحيد (112) مراجعه فرماييد. 6- به آيه 50 اعراف (7) توجه فرماييد. 7- در اين رابطه به آيات 71 و 72 مريم (19) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 331 102- آواى آتش را نمىشنوند، و در محيط دلخواهشان جاودانند. 103- آن وحشت بزرگتر [عذاب رستاخيز] اندوهگينشان نكند «1» و فرشتگان از آنها استقبال مىكنند [و مىگويند]: اين همان روز [مورد انتظار] تان است كه به شما وعده داده مىشد «2». 104- روزى كه آسمانها را همچون طومار نوشتن نامهها در هم پيچيم همان گونه كه آفرينش نخستين را آغاز نموديم، آن را بازگردانيم «3» بر وفق وعدهاى كه بر عهده ماست كه قطعاً انجام خواهيم داد. 105- بعد از تورات در زبور «4» نوشتيم كه: زمين را بندگان شايسته ما به ميراث خواهند برد «5». 106- در اين [بيان] براى عبادت كنندگان كفايتى است [براى رسيدن به مقصود]. 107- و تو را تنها به منظور رحمت به جهانيان فرستادهايم. 108- بگو: به من وحى مىشود كه معبود شما فقط معبودى است يگانه آيا [در برابر او] «6» تسليم خواهيد شد؟ 109- اگر روى برتافتند، بگو: [همه] شما را يكسان آگاه كردهام و نمىدانم وعده [رستاخيز] ى كه به شما داده شده، نزديك است يا دور. 110- بىگمان خدا سخنان آشكار و آنچه را پنهان مىداريد، مىداند «7». 111- بسا اين [تأخير عذاب] براى شما آزمايشى است و [نيز] چند صباحى برخوردارى نمىدانم. 112- [پيامبر] گفت: پروردگارا، بحق [ميان ما] داورى كن و پروردگار ما خداى رحمان است كه در برابر آنچه [به ناسزا] مىگوييد، مرجع درخواست يارى است. __________________________________________________ 1- به آيات 87 و 89 نمل (27) رجوع فرماييد. 2- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 30 فصلت (41) و 32 نحل (16) آمده است ضمناً وضعيت هنگام مرگ افرادى را كه نقطه مقابل اين گروه هستند، در آيات 50 انفال (8) و 27 محمد (47) ملاحظه فرماييد. [.....] 3- به آيه 19 عنكبوت (29) و 79 يس (36) توجه فرماييد. 4- كتاب داود (آيه 55 اسراء). 5- اين بهرهمندى بندگان شايسته از مواهب زمين، ممكن است دنيايى باشد، همان طور كه در آيه 55 نور (24) آمده است و ممكن است اخروى باشد، همان طور كه در آيه 74 زمر (39) آمده است مصداقهاى دنيايى آن را در آيات 26 انفال (8) و 5 و 6 قصص (28) ملاحظه فرماييد. 6- براى توجيه افزوده، به آيه 54 زمر (39) توجه فرماييد. 7- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 7 طه (20) و 16 ق (50) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 332 22- سوره حج به نام خداى رحمان [و] رحيم 1- اى مردم، از [نافرمانى] پروردگارتان پروا كنيد، كه زلزله رستاخيز «1» پديدهاى است بزرگ. 2- روزى كه رستاخيز را مشاهده كنيد، هر مادر شيرده از كودكى كه شير [ش] مىدهد، غافل شود «2» و هر زن باردارى بار خويش فرو نهد و مردم را مست تصور مىكنى، در حالى كه مست نيستند، ولى عذاب خداست كه شديد است [و از تصور آن متوحش و حيرانند]. 3- بعضى از مردم ناآگاهانه درباره خدا به مجادله بر مىخيزند و هر شيطان متمردى را پيروى مىكنند 4- چنين مقدر شده است كه هر كه شيطان را كارساز خود انتخاب كند، او به گمراهىاش كشاند و به عذاب سوزان راهبرىاش كند. 5- اى مردم، اگر در امر رستاخيز ترديد داريد «3»، ما شما را [طى مراحل مختلف، به ترتيب] از خاك، نطفه، جنين ابتدايى «4» و پاره گوشتى بىشكل و شكل گرفته آفريديم، [اين مراحل را بيان كرديم] تا بر شما روشن كنيم [كه امر پيچيده خلقت به دست ماست] و جنينهايى را كه بخواهيم تا مدتى معين در رحمها [ى مادران] قرار مىدهيم، آن گاه شما را به صورت كودكى بيرون مىآوريم، آن گاه [شما را پرورش دهيم] تا به حد رشدتان برسيد و بعضى از شما دچار مرگ [زودرس] خواهند شد و بعضى ديگر به پستترين [مرحله] عمر بازگردانده مىشوند، به گونهاى كه پس از دانش [فراوان] هيچ چيز ندانند و [بر انگيزش شما همين گونه است كه] زمين را خشك و خاموش مىبينى و چون باران را بر آن فرو فرستيم، به جنبش آيد و رشد كند و از هر گونه گياه بهجت انگيز بروياند. __________________________________________________ 1- به آيه 4 واقعه (56) توجه فرماييد. 2- هول و هراس رستاخيز عموميت ندارد و شامل پرهيزكاران نمىشود به آيه 89 نمل (27) توجه فرماييد. 3- ترديد آنان را از بر انگيزش، در آيه 78 يس (36) ملاحظه فرماييد. 4- به زيرنويس آيه 2 علق (96) مراجعه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 333 6- اين همه بدان سبب است كه خدا حق است و اوست كه مردگان را زنده خواهد كرد و اوست كه بر هر كارى تواناست، 7- و [نيز به سبب] آنكه رستاخيز بدون هيچ ترديد آمدنى است و خداست كه خفتگان در گورها را بر خواهد انگيخت. 8- بعضى از مردم ناآگاهانه و بدون هدايت و كتاب روشنى، درباره خدا به مجادله بر مىخيزند 9- [آنهم] با حالت تكبر «1» تا [مردم را] از راه خدا گمراه سازد [مسلماً] در دنيا رسوايى خواهد داشت و در روز رستاخيز عذاب آتش را به او مىچشانيم. 10- اين [مجازات] نتيجه رفتار گذشته توست، و [گرنه] ظلم فاحشى نسبت به بندگان [مىبود كه] دور از [شأن] خداست «2». 11- بعضى از مردم خدا را با ترديد مىپرستند از اين رو هر گاه خير و نعمتى به آنان برسد، به عبادت خود اطمينان خاطر يابند و اگر فتنه و شرى پيش آيد، [از ايمان و اطمينان] عقبگرد خواهند كرد [آنان] در دنيا و آخرت زيانكارند اين است همان زيان آشكار «3». 12- [هر يك از آنها] غير خدا را كه نفع و زيانى براى او ندارد، [به نيايش] مىخواند «4» گمراهى بىپايان همين است. 13- [حتى] كسى را [به نيايش] مىخواند كه ضررش محتملتر از نفع اوست بد كارساز و همدمى [برگزيده] است. 14- خدا مؤمنان نيكوكار را به باغهايى از بهشت درآورد كه نهرها در دامن آن جارى است بىگمان خدا آنچه بخواهد مىكند. 15- هر كه [در مواجهه با مشكلات] تصور كرده كه خدا او را در دنيا و آخرت يارى نخواهد كرد [و خشمگين شده]، بايد يكسره به [خداى خود در] آسمان «5» متوسل شود و [اتكاى خود را از غير خدا] قطع كند آن گاه مشاهده كند آيا تدبيرش موجبات خشم او را از ميان خواهد برد «6»؟ __________________________________________________ 1- معنى تحت اللفظ آن اين است: «در حال پيچيدن پهلو» و اصطلاحاً براى بيان حالت تكبر و اعراض به كار مىرود و اصطلاح را نمىتوان تحت اللفظ ترجمه كرد. 2- به زيرنويس آيه 182 آل عمران (3) مراجعه فرماييد. 3- به آيه 10 عنكبوت (29) كه روشنتر بيان كرده است، توجه فرماييد. 4- به آيه 116 نساء (4) توجه فرماييد. 5- براى توجيه افزوده، به آيه 16 ملك (67) توجه فرماييد و به طورى كه غالب مفسران ذيل آيه 16 ملك گفتهاند، منظور از «كسى كه در آسمان است»، خداى حاكم بر آسمانهاست. [.....] 6- اين آيه يكى از آيات دشوار قرآن كريم است و به شكلهاى ديگرى نيز بيان شده است و اللَّه اعلم. ترجمه طاهرى، ص: 334 16- قرآن را اين گونه به صورت آياتى روشنگر نازل كرديم، و خدا هر كه را بخواهد، [بدان] هدايت كند «1». 17- خدا ميان كسانى كه [به آيين اسلام] ايمان آوردند و نيز يهوديان و صابئان «2» و مسيحيان و زرتشتيان و مشركان، در روز رستاخيز داورى خواهد كرد كه خدا بر هر چيزى گواه است. 18- آيا توجه نكردهاى كه هر كه [و هر چه] «3» در آسمانها و زمين است و [از جمله] خورشيد و ماه و ستارگان و كوهساران و درختان و موجودات زنده و همه آدميان «4» [با تبعيت گريز ناپذير خود از قوانين عمومى جهان] در قبال خدا خاضع و فروتنند و بسيارى [از مردم] هم [با سوء استفاده از پديده محدود اختيار] فرمان عذاب در مورد آنها قطعى شده است و هر كه را خدا خوار گرداند، گرامى دارندهاى نخواهد داشت كه خدا آنچه بخواهد مىكند. 19- اين دو گروه، مخالف يكديگرند كه در مورد پروردگارشان به مخاصمه پرداختند، و براى انكار ورزان جامههاى آتشين بريده شده [و] آب داغ از فراز سرشان بر آنها ريخته مىشود «5». 20- [به گونهاى كه] درون و پوستهاشان به وسيله آن گداخته شود. 21- و گرزهاى آهنين [در انتظار] دارند. 22- هر گاه از شدت اندوه بخواهند از عذاب خارج شوند، بدان بازگردانده شوند، و [گفته مىشود:] عذاب آتش را بچشيد «6». 23- [ولى] خدا مؤمنان نيكوكار را به باغهايى از بهشت درآورد كه نهرها در دامن آن جارى است در آنجا به دستوارههاى زرين و مرواريد آراسته مىشوند، و لباسشان از ديباست. __________________________________________________ 1- براى توجيه افزوده، با آيه 16 مائده يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ مقايسه فرماييد. 2- به زيرنويس آيه 62 بقره (2) مراجعه فرماييد. 3- براى توجيه افزوده، به آيه 68 يونس (10) توجه فرماييد. 4- براى توجيه معناى «كثير» در اينجا به زيرنويس آيه 70 اسراء (17) مراجعه فرماييد. 5- به آيه 10 يونس (10) توجه فرماييد. 6- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 37 مائده (5) و 107 و 108 مؤمنون (23) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 335 24- به گفتار پاك و راه [خداى] شايسته ستايش، هدايت شدهاند. 25- كسانى كه كفر ورزيدند و [مردم را] از راه خدا و مسجد الحرام- كه براى بومى و غير بومى يكسان قرار دادهايم- باز مىدارند، و نيز آنان كه با انگيزه ستم، تمايل به انحراف دارند، عذابى دردناك به آنان مىچشانيم. 26- و چون محل خانه [قديمى كعبه] «1» را براى ابراهيم معين كرديم، [تا نسبت به تجديد بنايش اقدام كند «2»، مقرر داشتيم] هيچ چيز را [در قدرت و تدبير] شريك من مپندار و خانه مرا براى طواف كنندگان و [به عبادت] ايستادگان و ركوع و سجود كنندگان پاكيزه گردان. 27- و مردم را به [انجام مراسم] حج فرا خوان تا پياده و [سوار] بر هر مركب تكيده كه از هر راه دورى مىرسند، به سوى تو آيند 28- تا شاهد منافع [مختلف] خويش باشند و نام خدا را در روزهاى معين [به هنگام ذبح] بر چارپايان كه روزيشان كرده است، ياد كنند، از [گوشت] آن بخوريد و تنگدست نيازمند را نيز اطعام كنيد. 29- آن گاه [همه] بايد [هر گونه] آلودگى را از خود برطرف سازند و به نذرهاى خويش وفا كنند و بر آن خانه كهن «3» طواف برند. 30- [حكم خدا] اين است و هر كه امورى را كه خدا حرمت نهاده است، بزرگ [و محترم] شمارد، نزد پروردگارش براى خودش بهتر است. دامها براى شما حلال گرديد، بجز آنچه توضيح داده مىشود «4»، پس، از پليدى بتها و گفتار ناحق بپرهيزيد، __________________________________________________ 1- منظور خانه كعبه است با آيه 96 آل عمران (3) مقايسه فرماييد. 2- براى توجيه افزوده، به زيرنويس آيه 29 همين سوره (حج) و زيرنويس آيه 37 ابراهيم (14) توجه فرماييد. 3- توجه داريم كه اين آيات خطاب به ابراهيم است و دليل ديگرى است بر اينكه خانه كعبه قبل از ابراهيم وجود داشته و ابراهيم مأمور تجديد بناى آن شده است. در اين مورد به زيرنويس آيه 37 ابراهيم (14) نيز توجه فرماييد. 4- به آيه 3 مائده (5) و 145 انعام (6) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 336 31- در حالى كه براى خدا حقگرا باشيد نه شرك زده، و هر كه [ديگرى را] در [قدرت] خدا شريك بداند، [و از او به جاى خدا بترسد] گويى از آسمان [عزت] افتاده است و عقابها [ى فرصت طلب] او را بربايند، و يا طوفان [حوادث] او را [زيانزده] به كنارى اندازد. 32- [حكم خدا] اين است و هر كه سمبلهاى [دين] خدا را بزرگ و محترم شمارد، نشانه تقواى دلهاست. 33- در آن [مراسم حج] تا مدت معين منافع [مادى و معنوى مختلف] ى داريد و پايان آن [مراسم] نيز در كنار خانه كهن [كعبه] است. 34- براى هر امتى رسم قربانى كردن قرار دادهايم تا نام خداى را [به هنگام ذبح] بر چارپايان كه روزيشان كرده است، ياد كنند «1». معبود [همه] شما معبودى است يگانه، پس در برابر او تسليم باشيد و خاشعان را بشارت ده، 35- هم آنان كه چون ياد خدا به ميان آيد، دلهاشان [از تصور نافرمانى او] هراسان گردد، و در برابر مصايب پايدارند، و نيز نمازگزاران و [آنان كه] از آنچه روزيشان كردهايم، انفاق مىكنند. 36- [قربانى] شتران فربه را از سمبلهاى [دين] خدا مقرر داشتهايم كه متضمن خير [و صلاح] شماست نام خدا را [به هنگام ذبح] بر آن شتران، در حالى كه به پا ايستادهاند، ياد كنيد «2» و چون به خاك افتادند، از [گوشت] آن بخوريد و مستمند و سائل را نيز اطعام كنيد اين چارپايان را در خدمت شما گماشتيم، بسا كه سپاس داريد. 37- هرگز خدا [به] گوشت و خون اين قربانيها [نياز ندارد و] به او نمىرسد، ولى تقواى شما [در انجام مراسم قربانى] به او مىرسد چارپايان را اين گونه در خدمت شما گماشت تا خدا را به پاس اينكه شما را هدايت كرده است، به عظمت ياد كنيد و نيكوكاران را بشارت ده. 38- خدا از مؤمنان دفاع خواهد كرد «3» و هر خيانتگر ناسپاس را دوست ندارد. __________________________________________________ 1- يكى از دلايلى است كه مفاد آيه 5 مائده (5) را در مورد حليت طعام و ذبيحه اهل كتاب تأييد مىكند. 2- دستور ذكر نام خدا در موارد ذبح، خاص مسلمانان نيست، به پيروان ساير مذاهب نيز داده شده است با آيه 34 همين سوره (حج) مقايسه فرماييد. 3- به آيه 11 محمد (47) توجه فرماييد. [.....] ترجمه طاهرى، ص: 337 39- به كسانى كه جنگ بر آنها تحميل شده است، اجازه كار زار داده شد «1»، زيرا مورد ستم قرار گرفتهاند و خدا بر يارى آنها تواناست. 40- هم آنان كه به ناحق از خانههاى خويش رانده شدهاند و تنها [گناهشان اين است كه] مىگويند: پروردگار ما خداست و اگر خدا پارهاى از مردم را به وسيله پارهاى ديگر دفع نمىكرد، ديرها و معابد نصارى و يهود و مساجد [مسلمانان] كه نام خدا فراوان در آنها ياد مىشود، ويران مىگرديد و خدا كسانى را كه [بندگان و آيين] او را يارى كنند، يارى خواهد كرد، كه خدا نيرومند و فرادست است. 41- [ياران خدا] كسانىاند كه هر گاه در زمين به آنها قوت بخشيم، به نماز مىايستند و زكات مىپردازند و [ديگران را] به رفتار شايسته فرا مىخوانند و از ناپسند باز مىدارند و [مىدانند كه] سرانجام كار به دست خداست. 42- اگر تو را دروغ پرداز مىشمرند [افسرده مباش]، قبل از آنها هم قوم نوح و عاد و ثمود [پيامبرانشان را] دروغ پرداز شمردند، 43- و نيز قوم ابراهيم و قوم لوط، 44- و اهل مدين نيز «2» موسى نيز مورد تكذيب قرار گرفت و به انكار ورزان مهلت دادم، آن گاه گرفتارشان كردم [ديدى] تعرض من چگونه بود؟! 45- چه بسيار شهرها را كه [مردمش] ستم پيشه بودند، هلاكشان كرديم و [اينك] سقفهايش فرو ريخته است «3» و [چه بسيار] چاهى رها شده و قصرى افراشته [كه ويران افتاده]. 46- مگر جهانگردى نكردهاند تا دلهايى داشته باشند كه بدان درك كنند و گوشهايى كه بدان بشنوند كه «4» [از اثر برجاى ماندن] نه چشمها، بلكه قلبهايى كه در سينهها مىطپد، كور مىشود «5». __________________________________________________ 1- يكى از دلايل فراوانى است بر اينكه جنگهاى پيامبر همه دفاعى بود. 2- قوم شعيب، به آيه 85 اعراف (7) توجه فرماييد. 3- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 102 هود (11)، 17 اسراء (17)، 11 انبياء (21) و 8 طلاق (65) آمده است. 4- ضمير «ها» در اين آيه ضمير شأن است و در ترجمه نمىآيد به زيرنويس آيه 1 توحيد (112) مراجعه فرماييد. 5- براى روشن شدن منظور آيه كه در لفافه آمده است، به آيه 10 محمد (47) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 338 47- عذاب را به شتاب از تو مىخواهند، با آنكه خدا هرگز وعده خويش را تخلف نخواهد كرد «1» و يك روز نزد پروردگار تو با هزار سال كه شما مىشماريد، يكسان است. 48- چه بسيار شهرها كه به [اهل] آن مهلت دادم، در حالى كه ستم پيشه بودند، آن گاه گرفتارشان كردم و سرانجام در پيشگاه من است. 49- بگو: اى مردم، من براى شما فقط هشدار دهندهاى آشكارم. 50- [آگاه باشيد] كه مؤمنان نيكوكار، آمرزش و روزى بزرگوارانه دارند. 51- و آنان كه در برابر آيات ما جبهه گرفتند «2»، دوزخىاند. 52- قبل از تو رسول و پيامبرى نفرستاديم، مگر اينكه وقتى آرزو [ى موفقيت] مىكرد، شيطان [با القاى شبهه در مردم] «3» در آرزوى وى [مانع] مىافكند اما خدا القاى دسيسه شيطان را از ميان مىبرد، و آيات خويش را استحكام مىبخشد و خدا دانايى فرزانه است، 53- تا آنچه را شيطان القا كرد براى بيمار دلان و سخت دلان وسيله آزمون قرار دهد، البته ستم پيشگان در ستيزهاى بىپايان قرار دارند، 54- و نيز هدف اين بود كه اهل دانش [با وجود القائات شياطين] تشخيص دهند كه گفتار پيامبران [كلام] حقى است از جانب پروردگار تو و به آن بگروند و قلبهاشان در برابر آن فروتن گردد و بىگمان خدا راهنماى باور داران به راه راست است. 55- انكار ورزان پيوسته در مورد قرآن ترديد دارند تا آن گاه كه رستاخيز ناگهان فرا رسد، يا به عذاب روزى بىفردا «4» گرفتار آيند. __________________________________________________ 1- به آيه 32 انفال (8) و 16 ص (38) توجه فرماييد. 2- به آيات 5 انبياء (21)، 4 و 5 فرقان (25) و 43 سبأ (34) توجه فرماييد. 3- براى توجيه افزوده، به آيات 112 انعام (6) و 26 فصلت (41) توجه فرماييد. 4- تفسير روح المعانى احتمال داده كه منظور روز مرگ است كه براى محتضر فردايى وجود ندارد در مورد عذاب روز مرگ ستمگران، به آيات 93 انعام (6)، 50 انفال (8) و 27 محمد (47) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 339 56- در آن روز، فرمانروايى خاص خداست، ميانشان داورى مىكند آن گاه مؤمنان نيكوكار در باغهاى پر نعمت بهشت مستقر خواهند شد. 57- و كسانى كه انكار ورزيدند و آيات ما را دروغ شمردند، عذابى ذلتبار در انتظار خواهند داشت. 58- و كسانى كه در راه خدا هجرت كردند، آن گاه كشته شدند يا مرگشان فرا رسيد، خدا از روزى نيكو برخوردارشان مىگرداند، كه خدا بهترين روزى دهنده است «1». 59- مسلماً آنان را در محل دلخواهشان مستقر گرداند، و براستى خدا دانايى است دير كيفر. 60- [حكم خدا] اين است، و هر كه متناسب با تعدى كه به او شده است [طرف خود را] مجازات كند و مورد ستم [بيشترى] قرار گيرد، قطعاً خدا يارىاش خواهد كرد و خدا گذشت كنندهاى آمرزگار است. 61- اين [يارى] از آن جهت است كه خدا [همه چيز را دگرگون مىكند، همان گونه كه] شب را در روز مىكشاند و روز را در شب، و از آن جهت كه خدا شنوا و بيناست. 62- [و نيز] بدان سبب است كه خدا حق است و هر چه به جاى او [به نيايش] خوانند، باطل «2» و اينكه خداست كه والا و بزرگ است. 63- آيا توجه نكردهاى كه خدا از آسمان باران مىفرستد و زمين سرسبز مىگردد؟ البته خدا باريك بين و آگاه است. 64- هر چه در آسمانها و زمين است متعلق به اوست و براستى خدا بىنياز و شايسته ستايش است. __________________________________________________ 1- مفهوم آيه به بيان ديگر در نيمه دوم آيه 100 نساء (4) آمده است. 2- به آيه 48 نساء (4) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 340 65- آيا توجه نكردهاى كه خدا آنچه در زمين است و نيز كشتيها را كه در درياها به فرمان او در حركتند، در خدمت شما [آدميان] گماشت و [اجرام] آسمان را نگاه مىدارد تا به زمين برخورد نكند، مگر به اذن خودش، كه بىگمان خدا نسبت به مردم رئوف و مهربان است. 66- اوست كه شما را حيات بخشيد، آن گاه دستخوش مرگ مىگرداند و باز زنده خواهد كرد بىگمان انسان [در برابر او] ناسپاس است. 67- براى هر امتى رسم عبادتى مقرر داشتيم كه به آن عمل مىكنند، پس در مورد اين امر نبايد با تو مجادله كنند به سوى پروردگارت دعوت كن، كه تو بر راهى راست هستى. 68- و اگر با تو به مجادله برخاستند، بگو: خدا به رفتار شما آگاهتر است. 69- در روز «1» رستاخيز خدا ميان شما در موارد اختلافتان داورى خواهد كرد. 70- مگر نمىدانى كه خدا از آنچه در آسمان و زمين است آگاه است؟ اين امور همه در كتاب [علم بىپايان او] ثبت است و اين بر خدا آسان است. 71- [شرك ورزان] ناآگاهانه چيزى را به جاى خدا بندگى مىكنند كه [خدا] هيچ اعتبارى به آن نداده است و [اين] ستمگران [به هنگام بلا] ياورى نخواهند داشت. 72- چون آيات روشنگر ما بر آنها خوانده شود، آثار [خشم و] انكار را بر چهره انكار ورزان مشاهده مىكنى به گونهاى كه مىخواهند بر كسانى كه آيات ما را بر آنان مىخوانند، حمله برند «2» بگو: آيا شما را به [مجازاتى] بدتر از اين آگاه كنم؟ آتش! خدا آن را به انكار ورزان وعده داد و بد سرانجامى است. __________________________________________________ 1- يكى از معجزات عددى قرآن اين است كه كلمه «روز» در قرآن 365 مرتبه به تعداد روزهاى سال و كلمه «ماه» 12 مرتبه تكرار شده است! (مأخوذ از كتاب «اعجاز عددى در قرآن» نوشته عبد الرزاق نوفل، ترجمه مصطفى حسينى طباطبايى). 2- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 7 لقمان (31) و 8 جاثيه (45) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 341 73- اى مردم مثلى زده شد، بدان گوش فرا داريد: كسانى كه آنها را به جاى خدا [به نيايش] مى خوانيد، هرگز بر آفرينش مگسى هم قادر نيستند «1»، هر چند كه همه همدست شوند و اگر مگس چيزى از آنها بربايد، بر بازگرفتنش قدرتى نخواهند داشت خواهان و خواسته هر دو ناچيزند. 74- خداى را چنان كه سزاوار اوست، ارج ننهادند خدا نيرومند و فرا دست است. 75- خدا از ميان فرشتگان و انسانها رسولانى بر مىگزيند البته خدا شنوايى بيناست. 76- آنچه در پيش دارند و آنچه پشت سر نهادهاند، مىداند، و همه كارها به او بازگردانده مىشود. 77- اى مؤمنان، به ركوع و سجود روى آوريد و پروردگارتان را بندگى كنيد و به كارهاى شايسته دست زنيد، بسا كه رستگار شويد، 78- و در راه خدا آن گونه كه سزاوار اوست، جهاد كنيد «2» او شما را برگزيده است و براى شما در امر دين، هيچ تنگنايى پديد نياورد آيين پدرتان ابراهيم را [ملتزم باشيد] «3» خدا در كتب آسمانى پيشين و در اين كتاب شما را تسليم شدگان [در برابر خودش] ناميد تا پيامبر نمونه براى شما باشد و شما هم نمونه براى مردم پس به نماز ايستيد و زكات بپردازيد و به [كتاب] خدا چنگ زنيد او كارساز شماست و نيكو كارساز و ياورى است. __________________________________________________ 1- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگرى در آيات 17 نحل (16)، 11 لقمان (31) و 4 احقاف (46) نيز آمده است. [.....] 2- به آيات 10 و 11 صف (61) توجه فرماييد. 3- به آيه 125 نساء (4) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 342 [ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۱۸ ] [ 10:6 ] [ سعید ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||