منتخب تفاسیر
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا   
قالب وبلاگ
لینک های مفید



21- سوره انبياء
به نام خداى رحمان [و] رحيم‏
1- [روز] حساب مردم به آنان نزديك شده است «1»، در حالى كه آنها در غفلت رويگردانند.
2- هيچ سخن تازه‏اى از پروردگارشان بر آنها نمى‏رسد، مگر اينكه بازى‏كنان [با بى‏توجهى‏] بشنوند.
3- دلهايشان به ياوه مشغول است و ستمگران در نهان نجوا مى‏كنند كه: آيا اين [مدعى پيامبرى‏] جز بشرى همچون شماست؟! چرا آگاهانه به جادو روى مى‏بريد «2»؟
4- [پيامبر به آنها] گفت: پروردگار من [نجواى پنهانى شما و] هر سخنى را در آسمان و زمين مى‏داند، چرا كه او شنوايى داناست.
5- حتى مى‏گفتند: [سخنانش‏] خوابهاى پريشان است، بلكه قرآن را جعل كرده و يك شاعر است، و گر نه بايد مثل پيامبران پيشين كه [با معجزه‏] فرستاده شدند، براى ما معجزه‏اى بياورد.
6- قبل از آنان هم [با وجود معجزات مختلف، مردم‏] هيچ شهرى «3» كه هلاكشان كرديم، ايمان نياوردند، آيا اين مردم ايمان مى‏آورند؟
7- قبل از تو هم [هيچ پيامبرى‏] نفرستاديم مگر مردانى را كه به آنها وحى مى‏كرديم [و هيچ كدام فرشته نبودند] «4» اگر نمى‏دانيد، از علماى اهل كتاب «5» بپرسيد.
8- آنها را به گونه‏اى نيافريده بوديم كه نيازمند خوردن غذا نباشند «6»، و عمر جاودانه هم نداشتند.
9- آن گاه وعده [خود] را به آنان به تحقق رسانديم «7»، و پيامبران را با هر كه خواستيم نجات داديم «8» و اسرافكاران را هلاك كرديم «9».
10- [اينك‏] بر شما كتابى نازل كرديم كه در آن تذكر [و بيدارى براى‏] شماست چرا درك نمى‏كنيد؟
__________________________________________________
1- به آيه 1 قمر (54) توجه فرماييد.
2- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 94 اسراء (17)، 7 فرقان (25) و 24 قمر (54) آمده و پاسخ تصور جاهلانه آنان در آيات 38 رعد (13)، (43) نحل (16)، 8 انبياء (21) و 20 فرقان (25) آمده است.
3- به زيرنويس آيه 58 بقره (2) مراجعه فرماييد.
4- پاسخ به گفتار منكران است كه در آيات 24 مؤمنون (23) و 21 فرقان (25) آمده است.
5- منظور از «ذكر» در اينجا تورات است و منظور از «اهل ذكر» علماى اهل كتاب تورات، ابتدا به آيه 48 همين سوره (انبياء) و بعد به آيه 105 آن توجه فرماييد.
6- پاسخ گفتار منكران است كه در آيه 7 فرقان (25) آمده است.
7- اين وعده را در آيات 103 يونس (10) و 171- 173 صافات (37) ملاحظه فرماييد.
8- و موارد آن را در آيات 58، 66 و 94 هود (11) ملاحظه فرماييد.
9- به آيه 44 يونس (10) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 323
11- چه بسيار شهرهايى را كه [مردمش‏] ستمگر بودند، در هم شكستيم و پس از آنها گروهى ديگر پديد آورديم «1».
12- همين كه سختگيرى ما را احساس كردند، [به خيال خود] از آن مى‏گريختند.
13- مگريزيد و به وسايل عياشى و خانه‏هاى خويش بازگرديد، بسا كه [زير دستان براى كسب تكليف‏] سراغ شما را مى‏گيرند!
14- گفتند: واى بر ما كه ستمگر بوديم.
15- گفتارشان پيوسته همين بود تا اينكه آنها را درو و خاموش كرديم.
16- آسمان و زمين و ما بين آنها را به بازيچه نيافريده‏ايم.
17- اگر [بفرض‏] انتخاب بازيچه‏اى را مى‏خواستيم، خود در پى اجراى آن بوديم.
18- [چنين نيست‏] بلكه حق را بر باطل مى‏افكنيم كه آن را درهم مى‏شكند و باطل نابود مى‏شود و واى بر شما از آنچه [به ناسزا] مى‏گوييد.
19- هر كه [و هر چه‏] «2» در آسمانها و زمين است، متعلق به اوست و آنان كه مقرب درگاه او هستند، از بندگى‏اش گردنكشى نمى‏كنند و خسته نمى‏شوند.
20- شب و روز بى‏آنكه سستى نشان دهند، خداى را تقديس مى‏كنند.
21- مگر [اين مردم‏] معبودهايى در زمين اختيار كرده‏اند كه [ايشان را] بر مى‏انگيزند؟!
22- اگر در آسمان و زمين معبودهايى جز خدا بود، هر دو تباه مى‏شدند خداى صاحب اختيار عرش از توصيف [جاهلانه‏] آنان مبراست.
23- او در برابر كارش [از هيچ مرجعى‏] بازخواست نمى‏شود، و [لى‏] مردم همه مسئولند.
24- مگر به جاى او افرادى را معبود [خود] گرفتند؟ بگو: [پس‏] دليلتان را بياوريد اين [كلمه توحيد، اساس‏] كتاب ياران من و كتاب موحدان قبل از من است، ولى بيشترشان حقيقت را نمى‏دانند و لذا از آن رويگردانند.
__________________________________________________
1- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 17 اسراء (17)، 45 حج (22)، و 8 طلاق (65) آمده است.
2- براى توجيه افزوده، به آيه 109 آل عمران (3) توجه فرماييد. [.....]
                        ترجمه طاهرى، ص: 324
25- قبل از تو هيچ پيامبرى نفرستاديم، مگر اينكه به او وحى كرديم كه: معبودى جز من نيست، تنها مرا بندگى كنيد.
26- گفتند [خداى‏] رحمان فرزندان دخترى «1» [از فرشتگان‏] «2» برگزيده است! او منزه [از اين نسبت‏ها] است و فرشتگان بندگان گرامى [خدا] هستند،
27- كه در گفتار بر او پيشدستى نكنند و به فرمان او عمل مى‏كنند.
28- آنچه در پيش دارند و آنچه پشت سر نهاده‏اند، خدا مى‏داند و جز براى كسانى كه خدا [از آنان‏] خشنود باشد، امداد [غيبى‏] نمى‏كنند و از مهابت «3» او هراسانند.
29- هر كه از آنها داعيه معبود شدن در كنار خدا را داشته باشد، به دوزخ كيفرش مى‏دهيم ستمگران را اين گونه كيفر مى‏دهيم.
30- مگر انكار ورزان نمى‏دانند كه [كرات‏] آسمانها و زمين به هم پيوسته بودند، سپس آنها را از هم بازگشوديم «4»؟ و هر موجود زنده‏اى را از آب پديد آورديم؟ آيا باز هم [به وحدانيت خدا] باور نمى‏آورند؟
31- در زمين براى تغذيه مردم «5» كوه‏هاى ثابت قرار داديم و در آن دره‏هايى پديد آورديم تا [بدان‏] راه يابند.
32- جوّ [زمين‏] را سقف محفوظى [براى آن‏] مقرر داشتيم «6»، و [لى‏] آنها از نشانه‏هاى آن [پديده سراسر حكمت‏] رويگردانند.
33- اوست كه شب و روز و خورشيد و ماه را كه هر يك در سپهرى شناورند، آفريد.
34- قبل از تو براى هيچ بشرى زندگى جاودانه مقدر نكرديم [آنها كه در انتظار مرگ تو نشسته‏اند] اگر تو از دنيا رفتى، مگر خودشان ماندگار خواهند بود «7»؟
35- هر كس طعم مرگ را خواهد چشيد و شما را براى آزمايش به [حوادث‏] نيك و بد مبتلا مى‏كنيم «8» و [آن گاه‏] به پيشگاه ما بازگردانده مى‏شويد.
__________________________________________________
1- «ولد» براى مذكر و مؤنث و مفرد و جمع يكسان به كار مى‏رود لذا در اينجا كه منظور جمع دختران بوده، به صورت مفرد آمده است.
2- ابتدا به آيه 57 نحل (16) و بعد به آيه 19 زخرف (43) توجه فرماييد.
3- فيض كاشانى و بيضاوى «خشيت» را در اينجا به معنى عظمت و مهابت گرفته‏اند، ولى علامه طباطبايى با آنكه اين آيه در مورد فرشتگان است، آن را همچون آيه 57 مؤمنون (23) ترس از مجازات معنى كرده است و آيه بعدى را (29 انبياء) مؤيد نظر خود دانسته است و اللَّه اعلم.
4- موضوع پيوستگى آسمانها و زمين در آيه، اشاره به آغاز خلقت است كه طبق نظر دانشمندان، مجموعه جهان به صورت توده واحد عظيمى از بخار سوزان بوده كه در اثر انفجارات درونى تدريجاً تجزيه شده است و كهكشانها و ستارگان، از جمله منظومه شمسى و كره زمين، به وجود آمده‏اند.
5- به زيرنويس آيه 15 نحل (16) مراجعه فرماييد.
6- به زيرنويس آيه 12 نبأ (78) توجه فرماييد.
7- پاسخ به مشركين مكه است كه گفتارشان در آيه 30 طور (52) آمده است.
8- مفهوم اين عبارت به بيان ديگر در نيمه دوم آيه 168 اعراف (7) آمده است در اين رابطه به آيه 2 عنكبوت (29) هم توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 325
36- و چون انكار ورزان تو را ببينند، فقط به استهزايت مى‏گيرند كه: آيا اين همان كسى است كه معبودانتان را [باطل‏] تلقى مى‏كند؟ در حالى كه خودشان قرآن «1» خداى رحمان را انكار مى‏كنند.
37- [گويى‏] انسان از شتاب آفريده شده است بزودى نشانه‏هاى [قدرت و تدبير] خود را به شما نشان خواهم داد، [عذاب را] به شتاب از من مخواهيد «2».
38- مى‏گويند: اگر راست مى‏گوييد، اين وعده [ى رستاخيز] چه وقت فرا مى‏رسد؟!
39- كاش انكار ورزان آن هنگام را مى‏دانستند كه نمى‏توانند آتش را از چهره و پشت خويش باز دارند «3»، و مورد يارى نيز قرار نمى‏گيرند.
40- ولى [رستاخيز] ناگهان بر آنها فرا مى‏رسد، و مبهوتشان كند، به گونه‏اى كه نه قدرتى بر بازگرداندن آن دارند و نه مهلتى يابند.
41- قبل از تو نيز پيامبرانى مورد استهزاء قرار گرفتند و [سرانجام‏] عذابى كه استهزايش مى‏كردند دامنگير تمسخر كنندگان شد «4».
42- بگو: چه كسى شب و روز، شما را از [قهر] خداى رحمان نگاه مى‏دارد [جز رحمت عام خودش‏] «5»؟ با اين همه از ياد پروردگارشان رويگردانند!
43- مگر معبودهايى دارند كه در برابر ما مدافع آنها باشند؟ [آن معبودان‏] نه مى‏توانند يكديگر را يارى كنند و نه در برابر ما مورد حمايت [جمع خود] قرار گيرند.
44- [نه‏] بلكه آنها و پدرانشان را برخوردار كرديم تا عمرشان طولانى [و موجب غرور و طغيانشان‏] شد مگر نمى‏بينند كه ما به [تمهيد امر] زمين مى‏پردازيم، و از همه طرف [قدرتهاى مستقر در] آن را تباه مى‏گردانيم [و نظم تازه‏اى جايگزين آن مى‏كنيم‏] «6» آيا آنها پيروزند [يا ما]؟
__________________________________________________
1- براى توجيه ترجمه «ذكر» به «قرآن» به آيات 6 حجر (15) و 25 قمر (54) توجه فرماييد.
2- پاسخ به مشركين مكه است كه گفتارشان در آيه 32 انفال (8) آمده است.
3- معنى و مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 41 اعراف (7)، 50 ابراهيم (14) و 104 مؤمنون (23) آمده است ضمناً به آيه 44 يونس (10) هم توجه فرماييد.
4- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 34 انعام (6)، 25 و 26 فاطر (35) و 43 فصلت (41) آمده است.
5- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيه 17 احزاب (33) آمده است.
6- براى روشنتر شدن مفهوم اين آيه، به آيات 6 انعام (6)، 82 غافر (40) و 27 احقاف (46) توجه فرماييد. منظور، جا به جا شدن قدرت و ثروت گروه‏هاست و چون آيه در مقام تهديد است، تنها به نابود كردن و كاستن آن اشاره شده است. [.....]
                        ترجمه طاهرى، ص: 326
45- بگو: من فقط به وحى [خدا] شما را هشدار مى‏دهم، و [لى‏] آنها كه گوش شنوا ندارند، آن گاه كه هشدار داده مى‏شوند، صدا را نمى‏شنوند.
46- اگر اندكى از عذاب پروردگارت آنها را فرا گيرد، گويند: واى بر ما كه ستمگر بوديم.
47- ميزانهاى عدالت را در روز رستاخيز مستقر خواهيم كرد، و هيچ كس مطلقاً مورد ستم قرار نخواهد گرفت «1» اگر [اعمال نيك و بد] همسنگ دانه خردلى باشد، آن را [به حساب‏] مى‏آوريم، و كافى است كه ما حسابرس باشيم.
48- به موسى و هارون [تورات را كه‏] معيار تميز [حق از باطل‏] و روشنى [راه‏] و پندى براى پرهيزكاران [بود] عطا كرديم،
49- هم آنان كه از [مجازات‏] پروردگارشان در نهان مى‏ترسند و از رستاخيز هراسانند.
50- اين [كتاب‏] نيز پندى مبارك است كه آن را نازل كرديم آيا باز هم آن را انكار مى‏كنيد؟
51- و قبلًا به ابراهيم كمالى كه سزاوارش بود عطا كرديم و نسبت به او شناخت داشتيم.
52- آن گاه كه به پدر و قومش گفت: اين مجسمه‏ها [ى بى‏جان‏] چيست كه شما به خدمتش ايستاده‏ايد؟
53- گفتند: ديديم كه پدرانمان هم آنها را عبادت مى‏كردند.
54- گفت: مسلماً شما و پدرانتان در گمراهى آشكارى بوده‏ايد.
55- گفتند: آيا [سخن‏] حق را براى ما آورده‏اى يا بازى‏ات گرفته است؟
56- گفت: پروردگار شما صاحب اختيار آسمانها و زمين است، همان كه آنها را آفريده است و من بر اين [واقعيت‏] گواهم.
57- و [در دل گفت:] به خدا سوگند در غياب شما تدبيرى براى بتهاى شما مى‏كنم.
__________________________________________________
1- توضيح بيشتر را در آيات 8 و 9 اعراف (7) ملاحظه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 327
58- آن گاه [در فرصتى مناسب‏] همه را در هم شكست جز بزرگترين بت، تا به سراغ او آيند [و پاسخ محكوم كننده‏اى بدهد] «1».
59- [چون بازآمدند] گفتند: هر كه با معبودان ما چنين كرده، ستمگر [بزرگى‏] است.
60- گفتند: شنيده‏ايم كه جوانى به نام ابراهيم از آنها [به بدى‏] ياد مى‏كرد.
61- گفتند: او را در مقابل مردم بياوريد، بسا كه گواهى دهند.
62- گفتند: تو اين كار را با معبودان ما كرده‏اى، اى ابراهيم؟
63- [ابراهيم در مقام احتجاج‏] گفت: اين كار را احتمالًا بزرگ آنها كرده است اگر قادر به تكلم هستند، از خودشان بپرسيد.
64- آن گاه به خود آمده و [هر يك در دل به ديگران‏] گفتند: شماييد كه ستمگريد [نه ابراهيم‏] «2».
65- سپس سر به زير افكندند، [و گفتند:] تو خوب مى‏دانى كه اينان سخن نمى‏گويند.
66- گفت: آيا به جاى خدا چيزى را بندگى مى‏كنيد كه اثرى در سود و زيان شما ندارد؟!
67- بيزارم از شما و بتهايى كه به جاى خدا بندگى [شان‏] مى‏كنيد مگر درك نمى‏كنيد؟!
68- گفتند: اگر مى‏خواهيد اقدامى [قطعى‏] بكنيد، او را بسوزانيد «3» و معبودهاى خويش را يارى كنيد.
69- فرمان داديم: اى آتش، بر ابراهيم سرد و بى‏آسيب باش‏
70- در مورد او قصد نيرنگى داشتند، ولى ما آنان را زيانكارتر كرديم،
71- و ابراهيم و لوط را [با مهاجرت‏] «4» به سرزمين [شام‏] كه براى مردم در آن بركت ايجاد كرده بوديم، نجات داديم.
72- و اسحاق و علاوه بر آن يعقوب را به او بخشيديم و هر يك را [در زمره‏] شايستگان قرار داديم «5».
__________________________________________________
1- براى توجيه افزوده، به آيه 63 انبياء (21) توجه فرماييد.
2- تفاوت اين مورد با مورد مربوط به دو آيه 30 و 31 قلم (68) اين است كه در آنجا مسئله مربوط به جمع خودشان بود، لذا احساس درونى خود را بروز دادند و خودشان را نكوهش كردند ولى اينجا مسئله در ارتباط با جو حاكم بود و هر كس احساس درونى خود را از ترس جو حاكم در دل نگاه مى‏داشت و ديگران را كه افرادى چشم و گوش بسته در اختيار جو حاكم تصور مى‏كرد، در دل مورد خطاب قرار مى‏داد لذا هر يك ديگران را نكوهش مى‏كردند، بدون اينكه از انديشه ديگران با خبر باشند.
3- همين مفهوم به بيان ديگر در آيه 97 صافات (37) آمده است.
4- به آيه 26 عنكبوت (29) و زيرنويس آن توجه فرماييد.
5- اجابت دعاى نوح است كه در آيه 100 صافات (37) آمده است.
                        ترجمه طاهرى، ص: 328
73- و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه [مردم را] به فرمان ما هدايت مى‏كردند و نيكوكاريها و بر پا داشتن نماز و پرداخت زكات را به آنها وحى كرديم، و [تنها] ما را بندگى مى‏كردند.
74- و لوط را فرزانگى و دانش عطا كرديم و از شهرى كه مردمش مرتكب عمل پليدى «1» مى‏شدند، نجاتش داديم براستى آنها گروهى منحرف بودند.
75- و او را مشمول رحمت خود قرار داديم زيرا در زمره شايستگان بود.
76- و نوح را [ياد كن‏]، آن گاه كه قبل از آن [ها] ندا داد «2» و اجابتش كرديم و او و كسانش را «3» از اندوه بزرگ «4» نجات داديم «5».
77- و در برابر گروهى كه آيات ما را دروغ شمردند، يارى‏اش كرديم چرا كه آنان گروه بدى بودند و همگى‏شان را غرق كرديم.
78- داود و سليمان را [به ياد آر]، آن گاه كه در مورد كشتزارى كه گوسفندان قوم، شب هنگام در آن چرا كرده بودند، داورى مى‏كردند، و ما گواه قضاوت آنها بوديم.
79- داورى حق را به سليمان تفهيم كرديم، و هر يك [از آن دو] را فرزانگى و دانش عطا كرديم، و كوه‏ها و پرندگان را در خدمت داود گماشتيم كه تسبيح مى‏گفتند و بخوبى انجام داديم.
80- براى شما ساختن زره را به او آموختيم تا شما را از آسيب كار زار محافظت كند، آيا سپاس مى‏داريد؟
81- و تندباد را براى [خدمت به‏] سليمان [قرار داديم‏] كه به فرمان او به سرزمين [شام‏] كه در آن بركت ايجاد كرده بوديم، روان بود «6» و ما به هر چيزى آگاه بوديم.
__________________________________________________
1- عمل ناشايسته آنها را در آيه 55 نمل (27) ملاحظه فرماييد.
2- درخواست نوح در آيه 10 قمر (54) آمده است.
3- منظور اهل بيت او و گروندگان به اوست كه عده قليلى بودند و در آيه 40 هود (11) آمده است.
4- منظور زخم زبانها و تمسخر مردم است به آيات 27 و 32 و 38 هود (11) توجه فرماييد.
5- اجابت دعاى نوح است كه در آيه 118 شعراء (26) آمده است.
6- سرعت باد تحت فرمانش را در آيه 12 سبأ (34) و نحوه حركتش را در آيه 36 ص (38) ملاحظه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 329
82- و نيز بعضى از ديوان را [در خدمتش گماشتيم‏] كه به سود او در دريا غواصى مى‏كردند و [يا] به كارهاى ديگرى مى‏پرداختند «1» و آنها را [از تمرد] حفظ مى‏كرديم،
83- و ايوب را [به ياد آر] «2»، آن گاه كه پروردگارش را ندا داد كه: سختى و گزند به من روى آورده است و تو مهربانترين مهربانانى.
84- درخواستش را پذيرفتيم و مشكلاتى را كه داشت از ميان برداشتيم و خانواده [از دست رفته‏] اش را دو چندان به او باز داديم، به عنوان رحمتى از جانب ما و تذكرى براى عبادت پيشگان.
85- و اسماعيل و ادريس و ذو الكفل «3» را [به ياد آر] كه همه از شكيبايان بودند.
86- و آنان را مشمول رحمت خود قرار داديم، زيرا در زمره شايستگان بودند.
87- و يونس «4» را [به ياد آر]، آن گاه كه [به جاى صبر و پايدارى‏] خشمناك [از ميان قوم خود] رفت و تصور مى‏كرد كه ما بر او سخت نخواهيم گرفت، [اما موقعى كه به كام نهنگ فرو رفت‏] «5» در دل تاريكيها ندا داد كه: معبودى جز تو نيست، تو را تقديس مى‏كنم و من ستمكار بوده‏ام.
88- درخواستش را اجابت كرديم و از اندوه نجاتش داديم و اهل ايمان را اين گونه [از بلا] نجات مى‏دهيم.
89- و زكريا را [به ياد آر]، آن گاه كه پروردگارش را ندا داد كه: پروردگارا، مرا تنها [و بى‏فرزند] «6» وامگذار، و [در هر حال‏] تو خود بهترين وارثانى.
90- درخواستش را پذيرفتيم و يحيى را به او بخشيديم و همسرش را [كه نازا بود] شايسته [بارورى‏] گردانيديم «7» آنها در نيكويى‏ها شتاب مى‏ورزيدند و با اميد [به رحمت‏] و ترس [از عذاب‏] ما را [به نيايش‏] مى‏خواندند، و در قبال ما فروتن بودند.
__________________________________________________
1- شرح كارهاى مختلف آنها در آيه 13 سبأ (34) آمده است.
2- براى توجيه افزوده، به آيه 41 ص (38) توجه فرماييد. [.....]
3- هويت ذو الكفل بروشنى مشخص نيست، همين قدر روشن است كه يكى از پيامبران بنى اسرائيل بوده است بعضى هم معتقدند كه ذو الكفل لقب الياس است.
4- «ذو النون» و «صاحب الحوت» كه در آيه 48 قلم (68) آمده است، مترادفند و هر دو لقب يونس است.
5- شرح ماجراى يونس كه توسط نهنگ بزرگى بلعيده شده و نجات يافت، در آيات 139- 148 صافات (37) آمده است.
6- بيان واضحتر زكريا را در آيات 4- 6 مريم (19) ملاحظه فرماييد.
7- براى توجيه افزوده‏ها، به آيه 8 مريم (19) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 330
91- و [به ياد آر] زنى را كه پاكدامن بود و از روح خود در وجودش دميديم و او و فرزندش را آيتى براى جهانيان ساختيم.
92- اين [نوع بشر] امت شماست، امتى واحد و من پروردگار شما هستم، پس مرا بندگى كنيد.
93- و [لى‏] دينشان را ميان خود به تفرقه كشاندند همه [براى حسابرسى‏] به پيشگاه ما باز مى‏گردند.
94- و هر كه در حال داشتن ايمان نيكوكارى كند، تلاشش ناديده گرفته نخواهد شد «1»، و به سود او ثبت مى‏كنيم.
95- و [سكنه‏] شهرى كه آن را نابود كرده‏ايم، محال است [كه به زندگى دنيا بازگردند]، آنها هرگز باز نخواهند گشت «2» [و فرصت توبه نخواهند داشت‏] «3».
96- تا آن گاه كه قيد [اقوام فتنه‏گر] يأجوج و مأجوج گشوده شود و آنها از هر بلندى شتابان عبور كنند «4».
97- [در اين هنگام‏] وعده راستين قيامت نزديك مى‏شود، آن گاه «5» ديدگان انكار ورزان خيره خواهد ماند [و مى‏گويند:] واى بر ما كه [نه فقط] از اين [روز] در غفلت بوديم، بلكه ستمگر بوديم.
98- شما و افرادى كه به جاى خدا [بندگى‏] شان مى‏كنيد، سوخت دوزخيد، كه در آن وارد خواهيد شد.
99- اگر اينها معبود [واقعى‏] بودند، به دوزخ در نمى‏آمدند، و [لى‏] همه جاودانه در آن باقى خواهند ماند.
100- در آنجا فريادى گوشخراش دارند و سخنى [كه مايه اميد باشد] نمى‏شنوند «6».
101- [ولى‏] كسانى كه از جانب ما نيكويى براى آنها پيش‏بينى شده است، از دوزخ بركنار خواهند ماند «7»،
__________________________________________________
1- در اين رابطه به آيه 62 بقره (2) هم توجه فرماييد.
2- اشاره به همان مفهومى است كه بطور روشن‏تر در آيات 99 و 100 مؤمنون (23) آمده است.
3- براى توجيه افزوده، علاوه بر آيات 99 و 100 مؤمنون (23)، به آيه 102 شعراء (26) توجه فرماييد.
4- غالب مفسران اتفاق نظر دارند كه منظور برپايى قيامت است و برقرارى فتنه در جهان توسط اقوام فتنه‏گر از علايم قيامت است. در سوره كهف هم اشاره‏اى به آزاد شدن اين دو قوم فتنه‏گر در قيامت شده است. در عين حال بايد گفت معنى و مفهوم آيه هنوز بدرستى روشن نشده است.
5- ضمير «هى» در اينجا ضمير شأن است و در ترجمه نمى‏آيد به زيرنويس آيه 1 توحيد (112) مراجعه فرماييد.
6- به آيه 50 اعراف (7) توجه فرماييد.
7- در اين رابطه به آيات 71 و 72 مريم (19) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 331
102- آواى آتش را نمى‏شنوند، و در محيط دلخواهشان جاودانند.
103- آن وحشت بزرگتر [عذاب رستاخيز] اندوهگينشان نكند «1» و فرشتگان از آنها استقبال مى‏كنند [و مى‏گويند]: اين همان روز [مورد انتظار] تان است كه به شما وعده داده مى‏شد «2».
104- روزى كه آسمانها را همچون طومار نوشتن نامه‏ها در هم پيچيم همان گونه كه آفرينش نخستين را آغاز نموديم، آن را بازگردانيم «3» بر وفق وعده‏اى كه بر عهده ماست كه قطعاً انجام خواهيم داد.
105- بعد از تورات در زبور «4» نوشتيم كه: زمين را بندگان شايسته ما به ميراث خواهند برد «5».
106- در اين [بيان‏] براى عبادت كنندگان كفايتى است [براى رسيدن به مقصود].
107- و تو را تنها به منظور رحمت به جهانيان فرستاده‏ايم.
108- بگو: به من وحى مى‏شود كه معبود شما فقط معبودى است يگانه آيا [در برابر او] «6» تسليم خواهيد شد؟
109- اگر روى برتافتند، بگو: [همه‏] شما را يكسان آگاه كرده‏ام و نمى‏دانم وعده [رستاخيز] ى كه به شما داده شده، نزديك است يا دور.
110- بى‏گمان خدا سخنان آشكار و آنچه را پنهان مى‏داريد، مى‏داند «7».
111- بسا اين [تأخير عذاب‏] براى شما آزمايشى است و [نيز] چند صباحى برخوردارى نمى‏دانم.
112- [پيامبر] گفت: پروردگارا، بحق [ميان ما] داورى كن و پروردگار ما خداى رحمان است كه در برابر آنچه [به ناسزا] مى‏گوييد، مرجع درخواست يارى است.
__________________________________________________
1- به آيات 87 و 89 نمل (27) رجوع فرماييد.
2- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 30 فصلت (41) و 32 نحل (16) آمده است ضمناً وضعيت هنگام مرگ افرادى را كه نقطه مقابل اين گروه هستند، در آيات 50 انفال (8) و 27 محمد (47) ملاحظه فرماييد. [.....]
3- به آيه 19 عنكبوت (29) و 79 يس (36) توجه فرماييد.
4- كتاب داود (آيه 55 اسراء).
5- اين بهره‏مندى بندگان شايسته از مواهب زمين، ممكن است دنيايى باشد، همان طور كه در آيه 55 نور (24) آمده است و ممكن است اخروى باشد، همان طور كه در آيه 74 زمر (39) آمده است مصداقهاى دنيايى آن را در آيات 26 انفال (8) و 5 و 6 قصص (28) ملاحظه فرماييد.
6- براى توجيه افزوده، به آيه 54 زمر (39) توجه فرماييد.
7- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 7 طه (20) و 16 ق (50) آمده است.
                        ترجمه طاهرى، ص: 332

22- سوره حج‏
به نام خداى رحمان [و] رحيم‏
1- اى مردم، از [نافرمانى‏] پروردگارتان پروا كنيد، كه زلزله رستاخيز «1» پديده‏اى است بزرگ.
2- روزى كه رستاخيز را مشاهده كنيد، هر مادر شيرده از كودكى كه شير [ش‏] مى‏دهد، غافل شود «2» و هر زن باردارى بار خويش فرو نهد و مردم را مست تصور مى‏كنى، در حالى كه مست نيستند، ولى عذاب خداست كه شديد است [و از تصور آن متوحش و حيرانند].
3- بعضى از مردم ناآگاهانه درباره خدا به مجادله بر مى‏خيزند و هر شيطان متمردى را پيروى مى‏كنند
4- چنين مقدر شده است كه هر كه شيطان را كارساز خود انتخاب كند، او به گمراهى‏اش كشاند و به عذاب سوزان راهبرى‏اش كند.
5- اى مردم، اگر در امر رستاخيز ترديد داريد «3»، ما شما را [طى مراحل مختلف، به ترتيب‏] از خاك، نطفه، جنين ابتدايى «4» و پاره گوشتى بى‏شكل و شكل گرفته آفريديم، [اين مراحل را بيان كرديم‏] تا بر شما روشن كنيم [كه امر پيچيده خلقت به دست ماست‏] و جنين‏هايى را كه بخواهيم تا مدتى معين در رحمها [ى مادران‏] قرار مى‏دهيم، آن گاه شما را به صورت كودكى بيرون مى‏آوريم، آن گاه [شما را پرورش دهيم‏] تا به حد رشدتان برسيد و بعضى از شما دچار مرگ [زودرس‏] خواهند شد و بعضى ديگر به پست‏ترين [مرحله‏] عمر بازگردانده مى‏شوند، به گونه‏اى كه پس از دانش [فراوان‏] هيچ چيز ندانند و [بر انگيزش شما همين گونه است كه‏] زمين را خشك و خاموش مى‏بينى و چون باران را بر آن فرو فرستيم، به جنبش آيد و رشد كند و از هر گونه گياه بهجت انگيز بروياند.
__________________________________________________
1- به آيه 4 واقعه (56) توجه فرماييد.
2- هول و هراس رستاخيز عموميت ندارد و شامل پرهيزكاران نمى‏شود به آيه 89 نمل (27) توجه فرماييد.
3- ترديد آنان را از بر انگيزش، در آيه 78 يس (36) ملاحظه فرماييد.
4- به زيرنويس آيه 2 علق (96) مراجعه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 333
6- اين همه بدان سبب است كه خدا حق است و اوست كه مردگان را زنده خواهد كرد و اوست كه بر هر كارى تواناست،
7- و [نيز به سبب‏] آنكه رستاخيز بدون هيچ ترديد آمدنى است و خداست كه خفتگان در گورها را بر خواهد انگيخت.
8- بعضى از مردم ناآگاهانه و بدون هدايت و كتاب روشنى، درباره خدا به مجادله بر مى‏خيزند
9- [آنهم‏] با حالت تكبر «1» تا [مردم را] از راه خدا گمراه سازد [مسلماً] در دنيا رسوايى خواهد داشت و در روز رستاخيز عذاب آتش را به او مى‏چشانيم.
10- اين [مجازات‏] نتيجه رفتار گذشته توست، و [گرنه‏] ظلم فاحشى نسبت به بندگان [مى‏بود كه‏] دور از [شأن‏] خداست «2».
11- بعضى از مردم خدا را با ترديد مى‏پرستند از اين رو هر گاه خير و نعمتى به آنان برسد، به عبادت خود اطمينان خاطر يابند و اگر فتنه و شرى پيش آيد، [از ايمان و اطمينان‏] عقبگرد خواهند كرد [آنان‏] در دنيا و آخرت زيانكارند اين است همان زيان آشكار «3».
12- [هر يك از آنها] غير خدا را كه نفع و زيانى براى او ندارد، [به نيايش‏] مى‏خواند «4» گمراهى بى‏پايان همين است.
13- [حتى‏] كسى را [به نيايش‏] مى‏خواند كه ضررش محتمل‏تر از نفع اوست بد كارساز و همدمى [برگزيده‏] است.
14- خدا مؤمنان نيكوكار را به باغهايى از بهشت درآورد كه نهرها در دامن آن جارى است بى‏گمان خدا آنچه بخواهد مى‏كند.
15- هر كه [در مواجهه با مشكلات‏] تصور كرده كه خدا او را در دنيا و آخرت يارى نخواهد كرد [و خشمگين شده‏]، بايد يكسره به [خداى خود در] آسمان «5» متوسل شود و [اتكاى خود را از غير خدا] قطع كند آن گاه مشاهده كند آيا تدبيرش موجبات خشم او را از ميان خواهد برد «6»؟
__________________________________________________
1- معنى تحت اللفظ آن اين است: «در حال پيچيدن پهلو» و اصطلاحاً براى بيان حالت تكبر و اعراض به كار مى‏رود و اصطلاح را نمى‏توان تحت اللفظ ترجمه كرد.
2- به زيرنويس آيه 182 آل عمران (3) مراجعه فرماييد.
3- به آيه 10 عنكبوت (29) كه روشنتر بيان كرده است، توجه فرماييد.
4- به آيه 116 نساء (4) توجه فرماييد.
5- براى توجيه افزوده، به آيه 16 ملك (67) توجه فرماييد و به طورى كه غالب مفسران ذيل آيه 16 ملك گفته‏اند، منظور از «كسى كه در آسمان است»، خداى حاكم بر آسمانهاست. [.....]
6- اين آيه يكى از آيات دشوار قرآن كريم است و به شكلهاى ديگرى نيز بيان شده است و اللَّه اعلم.
                        ترجمه طاهرى، ص: 334
16- قرآن را اين گونه به صورت آياتى روشنگر نازل كرديم، و خدا هر كه را بخواهد، [بدان‏] هدايت كند «1».
17- خدا ميان كسانى كه [به آيين اسلام‏] ايمان آوردند و نيز يهوديان و صابئان «2» و مسيحيان و زرتشتيان و مشركان، در روز رستاخيز داورى خواهد كرد كه خدا بر هر چيزى گواه است.
18- آيا توجه نكرده‏اى كه هر كه [و هر چه‏] «3» در آسمانها و زمين است و [از جمله‏] خورشيد و ماه و ستارگان و كوهساران و درختان و موجودات زنده و همه آدميان «4» [با تبعيت گريز ناپذير خود از قوانين عمومى جهان‏] در قبال خدا خاضع و فروتنند و بسيارى [از مردم‏] هم [با سوء استفاده از پديده محدود اختيار] فرمان عذاب در مورد آنها قطعى شده است و هر كه را خدا خوار گرداند، گرامى دارنده‏اى نخواهد داشت كه خدا آنچه بخواهد مى‏كند.
19- اين دو گروه، مخالف يكديگرند كه در مورد پروردگارشان به مخاصمه پرداختند، و براى انكار ورزان جامه‏هاى آتشين بريده شده [و] آب داغ از فراز سرشان بر آنها ريخته مى‏شود «5».
20- [به گونه‏اى كه‏] درون و پوستهاشان به وسيله آن گداخته شود.
21- و گرزهاى آهنين [در انتظار] دارند.
22- هر گاه از شدت اندوه بخواهند از عذاب خارج شوند، بدان بازگردانده شوند، و [گفته مى‏شود:] عذاب آتش را بچشيد «6».
23- [ولى‏] خدا مؤمنان نيكوكار را به باغهايى از بهشت درآورد كه نهرها در دامن آن جارى است در آنجا به دستواره‏هاى زرين و مرواريد آراسته مى‏شوند، و لباسشان از ديباست.
__________________________________________________
1- براى توجيه افزوده، با آيه 16 مائده يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ مقايسه فرماييد.
2- به زيرنويس آيه 62 بقره (2) مراجعه فرماييد.
3- براى توجيه افزوده، به آيه 68 يونس (10) توجه فرماييد.
4- براى توجيه معناى «كثير» در اينجا به زيرنويس آيه 70 اسراء (17) مراجعه فرماييد.
5- به آيه 10 يونس (10) توجه فرماييد.
6- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 37 مائده (5) و 107 و 108 مؤمنون (23) آمده است.
                        ترجمه طاهرى، ص: 335
24- به گفتار پاك و راه [خداى‏] شايسته ستايش، هدايت شده‏اند.
25- كسانى كه كفر ورزيدند و [مردم را] از راه خدا و مسجد الحرام- كه براى بومى و غير بومى يكسان قرار داده‏ايم- باز مى‏دارند، و نيز آنان كه با انگيزه ستم، تمايل به انحراف دارند، عذابى دردناك به آنان مى‏چشانيم.
26- و چون محل خانه [قديمى كعبه‏] «1» را براى ابراهيم معين كرديم، [تا نسبت به تجديد بنايش اقدام كند «2»، مقرر داشتيم‏] هيچ چيز را [در قدرت و تدبير] شريك من مپندار و خانه مرا براى طواف كنندگان و [به عبادت‏] ايستادگان و ركوع و سجود كنندگان پاكيزه گردان.
27- و مردم را به [انجام مراسم‏] حج فرا خوان تا پياده و [سوار] بر هر مركب تكيده كه از هر راه دورى مى‏رسند، به سوى تو آيند
28- تا شاهد منافع [مختلف‏] خويش باشند و نام خدا را در روزهاى معين [به هنگام ذبح‏] بر چارپايان كه روزيشان كرده است، ياد كنند، از [گوشت‏] آن بخوريد و تنگدست نيازمند را نيز اطعام كنيد.
29- آن گاه [همه‏] بايد [هر گونه‏] آلودگى را از خود برطرف سازند و به نذرهاى خويش وفا كنند و بر آن خانه كهن «3» طواف برند.
30- [حكم خدا] اين است و هر كه امورى را كه خدا حرمت نهاده است، بزرگ [و محترم‏] شمارد، نزد پروردگارش براى خودش بهتر است. دامها براى شما حلال گرديد، بجز آنچه توضيح داده مى‏شود «4»، پس، از پليدى بتها و گفتار ناحق بپرهيزيد،
__________________________________________________
1- منظور خانه كعبه است با آيه 96 آل عمران (3) مقايسه فرماييد.
2- براى توجيه افزوده، به زيرنويس آيه 29 همين سوره (حج) و زيرنويس آيه 37 ابراهيم (14) توجه فرماييد.
3- توجه داريم كه اين آيات خطاب به ابراهيم است و دليل ديگرى است بر اينكه خانه كعبه قبل از ابراهيم وجود داشته و ابراهيم مأمور تجديد بناى آن شده است.
در اين مورد به زيرنويس آيه 37 ابراهيم (14) نيز توجه فرماييد.
4- به آيه 3 مائده (5) و 145 انعام (6) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 336
31- در حالى كه براى خدا حقگرا باشيد نه شرك زده، و هر كه [ديگرى را] در [قدرت‏] خدا شريك بداند، [و از او به جاى خدا بترسد] گويى از آسمان [عزت‏] افتاده است و عقابها [ى فرصت طلب‏] او را بربايند، و يا طوفان [حوادث‏] او را [زيان‏زده‏] به كنارى اندازد.
32- [حكم خدا] اين است و هر كه سمبلهاى [دين‏] خدا را بزرگ و محترم شمارد، نشانه تقواى دلهاست.
33- در آن [مراسم حج‏] تا مدت معين منافع [مادى و معنوى مختلف‏] ى داريد و پايان آن [مراسم‏] نيز در كنار خانه كهن [كعبه‏] است.
34- براى هر امتى رسم قربانى كردن قرار داده‏ايم تا نام خداى را [به هنگام ذبح‏] بر چارپايان كه روزيشان كرده است، ياد كنند «1». معبود [همه‏] شما معبودى است يگانه، پس در برابر او تسليم باشيد و خاشعان را بشارت ده،
35- هم آنان كه چون ياد خدا به ميان آيد، دلهاشان [از تصور نافرمانى او] هراسان گردد، و در برابر مصايب پايدارند، و نيز نمازگزاران و [آنان كه‏] از آنچه روزيشان كرده‏ايم، انفاق مى‏كنند.
36- [قربانى‏] شتران فربه را از سمبلهاى [دين‏] خدا مقرر داشته‏ايم كه متضمن خير [و صلاح‏] شماست نام خدا را [به هنگام ذبح‏] بر آن شتران، در حالى كه به پا ايستاده‏اند، ياد كنيد «2» و چون به خاك افتادند، از [گوشت‏] آن بخوريد و مستمند و سائل را نيز اطعام كنيد اين چارپايان را در خدمت شما گماشتيم، بسا كه سپاس داريد.
37- هرگز خدا [به‏] گوشت و خون اين قربانيها [نياز ندارد و] به او نمى‏رسد، ولى تقواى شما [در انجام مراسم قربانى‏] به او مى‏رسد چارپايان را اين گونه در خدمت شما گماشت تا خدا را به پاس اينكه شما را هدايت كرده است، به عظمت ياد كنيد و نيكوكاران را بشارت ده.
38- خدا از مؤمنان دفاع خواهد كرد «3» و هر خيانتگر ناسپاس را دوست ندارد.
__________________________________________________
1- يكى از دلايلى است كه مفاد آيه 5 مائده (5) را در مورد حليت طعام و ذبيحه اهل كتاب تأييد مى‏كند.
2- دستور ذكر نام خدا در موارد ذبح، خاص مسلمانان نيست، به پيروان ساير مذاهب نيز داده شده است با آيه 34 همين سوره (حج) مقايسه فرماييد.
3- به آيه 11 محمد (47) توجه فرماييد. [.....]
                        ترجمه طاهرى، ص: 337
39- به كسانى كه جنگ بر آنها تحميل شده است، اجازه كار زار داده شد «1»، زيرا مورد ستم قرار گرفته‏اند و خدا بر يارى آنها تواناست.
40- هم آنان كه به ناحق از خانه‏هاى خويش رانده شده‏اند و تنها [گناهشان اين است كه‏] مى‏گويند: پروردگار ما خداست و اگر خدا پاره‏اى از مردم را به وسيله پاره‏اى ديگر دفع نمى‏كرد، ديرها و معابد نصارى و يهود و مساجد [مسلمانان‏] كه نام خدا فراوان در آنها ياد مى‏شود، ويران مى‏گرديد و خدا كسانى را كه [بندگان و آيين‏] او را يارى كنند، يارى خواهد كرد، كه خدا نيرومند و فرادست است.
41- [ياران خدا] كسانى‏اند كه هر گاه در زمين به آنها قوت بخشيم، به نماز مى‏ايستند و زكات مى‏پردازند و [ديگران را] به رفتار شايسته فرا مى‏خوانند و از ناپسند باز مى‏دارند و [مى‏دانند كه‏] سرانجام كار به دست خداست.
42- اگر تو را دروغ پرداز مى‏شمرند [افسرده مباش‏]، قبل از آنها هم قوم نوح و عاد و ثمود [پيامبرانشان را] دروغ پرداز شمردند،
43- و نيز قوم ابراهيم و قوم لوط،
44- و اهل مدين نيز «2» موسى نيز مورد تكذيب قرار گرفت و به انكار ورزان مهلت دادم، آن گاه گرفتارشان كردم [ديدى‏] تعرض من چگونه بود؟!
45- چه بسيار شهرها را كه [مردمش‏] ستم پيشه بودند، هلاكشان كرديم و [اينك‏] سقفهايش فرو ريخته است «3» و [چه بسيار] چاهى رها شده و قصرى افراشته [كه ويران افتاده‏].
46- مگر جهانگردى نكرده‏اند تا دلهايى داشته باشند كه بدان درك كنند و گوشهايى كه بدان بشنوند كه «4» [از اثر برجاى ماندن‏] نه چشمها، بلكه قلبهايى كه در سينه‏ها مى‏طپد، كور مى‏شود «5».
__________________________________________________
1- يكى از دلايل فراوانى است بر اينكه جنگهاى پيامبر همه دفاعى بود.
2- قوم شعيب، به آيه 85 اعراف (7) توجه فرماييد.
3- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 102 هود (11)، 17 اسراء (17)، 11 انبياء (21) و 8 طلاق (65) آمده است.
4- ضمير «ها» در اين آيه ضمير شأن است و در ترجمه نمى‏آيد به زيرنويس آيه 1 توحيد (112) مراجعه فرماييد.
5- براى روشن شدن منظور آيه كه در لفافه آمده است، به آيه 10 محمد (47) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 338
47- عذاب را به شتاب از تو مى‏خواهند، با آنكه خدا هرگز وعده خويش را تخلف نخواهد كرد «1» و يك روز نزد پروردگار تو با هزار سال كه شما مى‏شماريد، يكسان است.
48- چه بسيار شهرها كه به [اهل‏] آن مهلت دادم، در حالى كه ستم پيشه بودند، آن گاه گرفتارشان كردم و سرانجام در پيشگاه من است.
49- بگو: اى مردم، من براى شما فقط هشدار دهنده‏اى آشكارم.
50- [آگاه باشيد] كه مؤمنان نيكوكار، آمرزش و روزى بزرگوارانه دارند.
51- و آنان كه در برابر آيات ما جبهه گرفتند «2»، دوزخى‏اند.
52- قبل از تو رسول و پيامبرى نفرستاديم، مگر اينكه وقتى آرزو [ى موفقيت‏] مى‏كرد، شيطان [با القاى شبهه در مردم‏] «3» در آرزوى وى [مانع‏] مى‏افكند اما خدا القاى دسيسه شيطان را از ميان مى‏برد، و آيات خويش را استحكام مى‏بخشد و خدا دانايى فرزانه است،
53- تا آنچه را شيطان القا كرد براى بيمار دلان و سخت دلان وسيله آزمون قرار دهد، البته ستم پيشگان در ستيزه‏اى بى‏پايان قرار دارند،
54- و نيز هدف اين بود كه اهل دانش [با وجود القائات شياطين‏] تشخيص دهند كه گفتار پيامبران [كلام‏] حقى است از جانب پروردگار تو و به آن بگروند و قلبهاشان در برابر آن فروتن گردد و بى‏گمان خدا راهنماى باور داران به راه راست است.
55- انكار ورزان پيوسته در مورد قرآن ترديد دارند تا آن گاه كه رستاخيز ناگهان فرا رسد، يا به عذاب روزى بى‏فردا «4» گرفتار آيند.
__________________________________________________
1- به آيه 32 انفال (8) و 16 ص (38) توجه فرماييد.
2- به آيات 5 انبياء (21)، 4 و 5 فرقان (25) و 43 سبأ (34) توجه فرماييد.
3- براى توجيه افزوده، به آيات 112 انعام (6) و 26 فصلت (41) توجه فرماييد.
4- تفسير روح المعانى احتمال داده كه منظور روز مرگ است كه براى محتضر فردايى وجود ندارد در مورد عذاب روز مرگ ستمگران، به آيات 93 انعام (6)، 50 انفال (8) و 27 محمد (47) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 339
56- در آن روز، فرمانروايى خاص خداست، ميانشان داورى مى‏كند آن گاه مؤمنان نيكوكار در باغهاى پر نعمت بهشت مستقر خواهند شد.
57- و كسانى كه انكار ورزيدند و آيات ما را دروغ شمردند، عذابى ذلت‏بار در انتظار خواهند داشت.
58- و كسانى كه در راه خدا هجرت كردند، آن گاه كشته شدند يا مرگشان فرا رسيد، خدا از روزى نيكو برخوردارشان مى‏گرداند، كه خدا بهترين روزى دهنده است «1».
59- مسلماً آنان را در محل دلخواهشان مستقر گرداند، و براستى خدا دانايى است دير كيفر.
60- [حكم خدا] اين است، و هر كه متناسب با تعدى كه به او شده است [طرف خود را] مجازات كند و مورد ستم [بيشترى‏] قرار گيرد، قطعاً خدا يارى‏اش خواهد كرد و خدا گذشت كننده‏اى آمرزگار است.
61- اين [يارى‏] از آن جهت است كه خدا [همه چيز را دگرگون مى‏كند، همان گونه كه‏] شب را در روز مى‏كشاند و روز را در شب، و از آن جهت كه خدا شنوا و بيناست.
62- [و نيز] بدان سبب است كه خدا حق است و هر چه به جاى او [به نيايش‏] خوانند، باطل «2» و اينكه خداست كه والا و بزرگ است.
63- آيا توجه نكرده‏اى كه خدا از آسمان باران مى‏فرستد و زمين سرسبز مى‏گردد؟ البته خدا باريك بين و آگاه است.
64- هر چه در آسمانها و زمين است متعلق به اوست و براستى خدا بى‏نياز و شايسته ستايش است.
__________________________________________________
1- مفهوم آيه به بيان ديگر در نيمه دوم آيه 100 نساء (4) آمده است.
2- به آيه 48 نساء (4) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 340
65- آيا توجه نكرده‏اى كه خدا آنچه در زمين است و نيز كشتيها را كه در درياها به فرمان او در حركتند، در خدمت شما [آدميان‏] گماشت و [اجرام‏] آسمان را نگاه مى‏دارد تا به زمين برخورد نكند، مگر به اذن خودش، كه بى‏گمان خدا نسبت به مردم رئوف و مهربان است.
66- اوست كه شما را حيات بخشيد، آن گاه دستخوش مرگ مى‏گرداند و باز زنده خواهد كرد بى‏گمان انسان [در برابر او] ناسپاس است.
67- براى هر امتى رسم عبادتى مقرر داشتيم كه به آن عمل مى‏كنند، پس در مورد اين امر نبايد با تو مجادله كنند به سوى پروردگارت دعوت كن، كه تو بر راهى راست هستى.
68- و اگر با تو به مجادله برخاستند، بگو: خدا به رفتار شما آگاهتر است.
69- در روز «1» رستاخيز خدا ميان شما در موارد اختلافتان داورى خواهد كرد.
70- مگر نمى‏دانى كه خدا از آنچه در آسمان و زمين است آگاه است؟ اين امور همه در كتاب [علم بى‏پايان او] ثبت است و اين بر خدا آسان است.
71- [شرك ورزان‏] ناآگاهانه چيزى را به جاى خدا بندگى مى‏كنند كه [خدا] هيچ اعتبارى به آن نداده است و [اين‏] ستمگران [به هنگام بلا] ياورى نخواهند داشت.
72- چون آيات روشنگر ما بر آنها خوانده شود، آثار [خشم و] انكار را بر چهره انكار ورزان مشاهده مى‏كنى به گونه‏اى كه مى‏خواهند بر كسانى كه آيات ما را بر آنان مى‏خوانند، حمله برند «2» بگو: آيا شما را به [مجازاتى‏] بدتر از اين آگاه كنم؟ آتش! خدا آن را به انكار ورزان وعده داد و بد سرانجامى است.
__________________________________________________
1- يكى از معجزات عددى قرآن اين است كه كلمه «روز» در قرآن 365 مرتبه به تعداد روزهاى سال و كلمه «ماه» 12 مرتبه تكرار شده است! (مأخوذ از كتاب «اعجاز عددى در قرآن» نوشته عبد الرزاق نوفل، ترجمه مصطفى حسينى طباطبايى).
2- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 7 لقمان (31) و 8 جاثيه (45) آمده است.
                        ترجمه طاهرى، ص: 341
73- اى مردم مثلى زده شد، بدان گوش فرا داريد: كسانى كه آنها را به جاى خدا [به نيايش‏] مى خوانيد، هرگز بر آفرينش مگسى هم قادر نيستند «1»، هر چند كه همه همدست شوند و اگر مگس چيزى از آنها بربايد، بر بازگرفتنش قدرتى نخواهند داشت خواهان و خواسته هر دو ناچيزند.
74- خداى را چنان كه سزاوار اوست، ارج ننهادند خدا نيرومند و فرا دست است.
75- خدا از ميان فرشتگان و انسانها رسولانى بر مى‏گزيند البته خدا شنوايى بيناست.
76- آنچه در پيش دارند و آنچه پشت سر نهاده‏اند، مى‏داند، و همه كارها به او بازگردانده مى‏شود.
77- اى مؤمنان، به ركوع و سجود روى آوريد و پروردگارتان را بندگى كنيد و به كارهاى شايسته دست زنيد، بسا كه رستگار شويد،
78- و در راه خدا آن گونه كه سزاوار اوست، جهاد كنيد «2» او شما را برگزيده است و براى شما در امر دين، هيچ تنگنايى پديد نياورد آيين پدرتان ابراهيم را [ملتزم باشيد] «3» خدا در كتب آسمانى پيشين و در اين كتاب شما را تسليم شدگان [در برابر خودش‏] ناميد تا پيامبر نمونه براى شما باشد و شما هم نمونه براى مردم پس به نماز ايستيد و زكات بپردازيد و به [كتاب‏] خدا چنگ زنيد او كارساز شماست و نيكو كارساز و ياورى است.
__________________________________________________
1- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگرى در آيات 17 نحل (16)، 11 لقمان (31) و 4 احقاف (46) نيز آمده است. [.....]
2- به آيات 10 و 11 صف (61) توجه فرماييد.
3- به آيه 125 نساء (4) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 342

[ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۱۸ ] [ 10:6 ] [ سعید ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
آیا آنها در قرآن تدبّر نمی‌کنند، یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟!
محمد/24

در این وبلاگ از تفاسیر ترتیبی و موضوعی قرآن و نکات قرآنی مطلب خواهم گذاشت
گاها از تفاسیر نهج البلاغه و مثنوی یا دیگر متون هم نکته میگذارم
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب