|
منتخب تفاسیر أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
| ||
|
23- سوره مؤمنون به نام خداى رحمان [و] رحيم 1- براستى مؤمنان رستگار مىشوند، 2- آنان كه در نمازشان فروتنند، 3- و از ياوه رويگردانند، 4- و زكات مىپردازند، 5- و آنان كه اندام خود را [از پيروى شهوات] حفظ مىكنند، 6- مگر در برابر همسرانشان يا زنان اسيرى كه در اختيارشان قرار گرفته است، كه [در اين صورت] مورد ملامت نخواهند بود. 7- و آنان كه فراتر از اين را بخواهند، تجاوزگرند 8- و نيز آنان كه امانتها و پيمان خويش را رعايت مىكنند «1»، 9- و بر نمازهايشان مراقبت دارند 10- آنان وارثان [بهشت] خواهند بود، 11- كه فردوس را به ميراث مىبرند و جاودانه در آن به سر خواهند برد. 12- انسان را از چكيدهاى از خاك «2» آفريديم. 13- سپس آن را به صورت نطفهاى در قرارگاهى استوار قرار داديم. 14- آن گاه نطفه را [تدريجاً به صورت] جنين ابتدايى «3» و پاره گوشت و استخوانهايى «4» در آورديم و آن را به پرده گوشت پوشانديم، آن گاه جنين را [به] آفرينشى ديگر [به صورت كامل] پديد آورديم منشأ بركات است خدا كه بهترين آفريننده است. 15- سپس بعد از اين [زندگى] همه به كام مرگ خواهيد رفت. 16- و روز رستاخيز بر انگيخته خواهيد شد. 17- بر فراز شما هفت آسمان «5» آفريديم و از [وضع] آفرينش غافل نيستيم. __________________________________________________ 1- مفهوم آيه به بيان ديگر در بخش ابتدايى آيات 58 نساء (4) و 1 مائده (5) و نيز در بخش انتهايى آيات 34 اسراء (17) و 10 فتح (48) آمده است. 2- «طين» به معنى گل است، ولى در اينجا منظور خاك مىباشد به آيه 37 كهف (18) توجه فرماييد. 3- به زيرنويس آيه 2 علق (96) مراجعه فرماييد. 4- در مورد عدول از قواعد املايى در كلمه «عظام» در اين آيه و آيات 35 و 82 همين سوره (مؤمنون) به زيرنويس سوم آيه 245 بقره (2) توجه فرماييد اين كلمه 12 بار در قرآن تكرار شده و فقط 2 مورد آن به شكل رايج ثبت شده است (259 بقره و 3 قيامت). 5- عدد هفت در قرآن به عنوان عدد تكثير هم به كار رفته است مثل آيه 27 لقمان (31). ضمناً كتاب محققانه «هفت آسمان»، آن را طبقات مختلف جو زمين مىداند و اللَّه اعلم. ترجمه طاهرى، ص: 343 18- باران را از آسمان، حساب شده «1» فرستاديم و آن را در [طبقات] زمين جاى داديم و بر دور كردنش هم تواناييم. 19- با آن آب براى شما باغهايى از درختان خرما و انگور پديد آورديم كه در آنها ميوههاى فراوان خواهيد داشت و از آن تغذيه مىكنيد، 20- و درختى [آفريديم] كه از كوه سينا بر مىآيد و براى انسانها روغن و خورش به دست مىدهد. 21- در [وجود] دامها براى شما عبرتى است از محتواى شكم آنها به شما مىنوشانيم و منافع فراوان [ديگرى هم] در مورد آنها داريد و از [گوشت] آنها نيز تغذيه مىكنيد 22- [در خشكى] بر آنها حمل مىشويد، و [در آب] بر كشتى. 23- نوح را بر قومش فرستاديم گفت: اى قوم من، خداى را بندگى كنيد، هيچ معبودى جز او نداريد چرا پروا نمىكنيد؟ 24- سران قومش كه انكار مىورزيدند، [به مردم] گفتند: اين [مرد] جز بشرى همچون شما نيست كه مىخواهد بر شما سرورى كند اگر خدا مىخواست فرشتگانى نازل مىكرد ما اين [ادعا] را از نياكانمان نشنيدهايم «2». 25- او فقط مردى است كه [عارضه] جنون در [وجود] اوست يك چند چشم به راه [حوادثى] برايش باشيد. 26- [نوح] گفت: پروردگارا، مرا در برابر تكذيب آنها يارى كن. 27- به او وحى كرديم: كشتى را زير نظر ما و طبق وحى ما بساز و چون فرمان ما فرا رسيد و تنور فوران كرد «3»، از هر يك [از دامها] يك زوج [نر و ماده] «4» همراه خانوادهات در كشتى سوار كن، بجز هر كه از آنان كه فرمان مجازات در مورد او از قبل مقدر شده است «5» و درباره ستمگران از من درخواستى مكن، كه همه غرق خواهند شد. __________________________________________________ 1- به آيه 21 حجر (15) توجه فرماييد. 2- مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 7 و 21 فرقان (25) آمده و پاسخ تصورات جاهلانه آنها در آيات 43 نحل (16) و 8 انبياء (21) آمده است. 3- به زيرنويس اول آيه 40 هود (11) مراجعه فرماييد. 4- به زيرنويس دوم آيه 40 هود (11) توجه فرماييد. 5- منظور از «قول» در اينجا فرمان مجازات خداست، براى روشن شدن آن با آيه 16 اسراء (17) مقايسه فرماييد اين فرمان مجازات در آيات 18 اعراف (7) 42 و 43 حجر (15) و 85 ص (38) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 344 28- و هنگامى كه تو و همراهانت بر كشتى قرار گرفتيد، بگو: ستايش خداى را كه ما را از [آسيب] ستمگران نجات داد. 29- و بگو: پروردگارا، مرا در جايگاهى مبارك فرود آر، كه بهتر از همه اسكان مىبخشى. 30- در اين [داستان] نشانههايى است و مسلماً [همه را] به آزمون مىگيريم «1». 31- آن گاه از پى آنها نسل ديگرى پديد آورديم» . 32- و در ميان آنها پيامبرى از خودشان فرستاديم [و پيام داديم] كه خداى را بندگى كنيد، هيچ معبودى جز او نداريد، چرا پروا نمىكنيد؟ 33- سران قومش كه انكار مىورزيدند و ديدار آخرت را دروغ مىشمردند و در زندگى دنيا فرصت عياشى به آنان داده بوديم، گفتند: اين [مرد] جز بشرى همچون شما نيست، كه غذا مىخورد و مىآشامد، 34- و اگر بشرى مثل خودتان را اطاعت كنيد، مسلماً زيانكار خواهيد شد «3». 35- چگونه به شما وعده مىدهد كه چون مرديد و خاك و استخوان شديد، [از گورها زنده] سر بر مىآوريد «4»؟ 36- وعدهاى كه به شما مىدهد، محال است، محال. 37- جز زندگى دنياى ما هيچ [خبرى] نيست، زندگى مىكنيم و مىميريم و هرگز برانگيخته نخواهيم شد. 38- او مردى است كه دروغ به خدا نسبت مىدهد و باورش نمىكنيم. 39- [هود] گفت: پروردگارا، مرا در برابر تكذيب آنها يارى كن. 40- [خدا] گفت: قطعاً بزودى از كار خود پشيمان خواهند شد. 41- سرانجام بانگى سخت [و مرگبار]، بحق آنها را فرا گرفت و آنها را همچون خاشاك گردانديم دورى [از رحمت خدا] باد بر ستمگران. 42- آن گاه از پى آنها نسلهاى ديگرى پديد آورديم. __________________________________________________ 1- به آيه 155 بقره (2) و 35 انبياء (21) توجه فرماييد. 2- منظور طايفه عاد است كه پس از قوم نوح مىزيستند و پيامبرشان هود بود به آيات 116- 124 شعراء (26) توجه فرماييد. [.....] 3- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 94 اسراء (17) و 14 فصلت (41) آمده و پاسخ گفتار جاهلانه آنان در آيات 38 رعد (13) و 20 فرقان (25) آمده است. 4- بيان ديگرشان در اين زمينه در آيات 78 يس (36) و 47 واقعه (56) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 345 43- هيچ امتى از سرآمد مقرر خود نه پيشى گيرد و نه به تأخير افتد. 44- سپس پيامبران خود را پى در پى فرستاديم هر گاه كه پيامبر امتى [به سوى آنها] مىآمد، او را دروغ پرداز مىشمردند و ما نيز آنها را يكى پس از ديگرى [به ميدان آزمايش و مجازات] آورديم، به گونهاى كه آنان را [موضوع] داستانها قرار داديم دورى [از رحمت خدا] باد بر گروه ناباور. 45- پس از آن، موسى و برادرش هارون را با معجزات «1» خود و دليلى روشن فرستاديم، 46- به سوى فرعون و سران [قوم] ش، ولى آنها گردنكشى كردند و گروهى برترى خواه بودند «2». 47- گفتند: چگونه به دو بشر همانند خودمان كه قومشان بندگان ما هستند ايمان آوريم «3»؟ 48- آنها را دروغ پرداز شمردند و در زمره هلاك شدگان قرار گرفتند. 49- به موسى كتاب داديم، بسا كه [قومش] هدايت شوند. 50- عيسى و مادرش را نشانهاى [از قدرت خود] قرار داديم و آن دو را بر فراز پشتهاى كه قرارگاه و آب جارى داشت جاى داديم «4». 51- اى پيامبران، از نعمتهاى پاكيزه استفاده كنيد و به شايستگى عمل كنيد، كه از رفتارتان آگاهم. 52- اين [نوع بشر] امت شماست، امتى واحد «5»، و من پروردگار شما هستم، پس از [نافرمانى] من پروا كنيد. 53- و [لى] دينشان را ميان خود فرقه فرقه كردند هر گروهى به آنچه خود دارد دلخوش است «6». 54- بگذار چند صباحى در غفلت خود به سر برند «7». 55- آيا مىپندارند مال و فرزندانى كه به آنان مىدهيم، 56- براى گشودن درهاى خير به روى آنهاست؟ [نه،] بلكه [وسيله آزمون است و] «8» آنها درك نمىكنند «9». 57- آنان كه از ترس [مجازات] پروردگارشان هراسانند، 58- و آنان كه آيات پروردگارشان را باور دارند. 59- و آنان كه هيچ كس را در قدرت پروردگارشان شريك نمىدانند، __________________________________________________ 1- به آيات 107- 108 اعراف (7) توجه فرماييد. 2- به آيه 127 اعراف (7) توجه فرماييد. 3- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيه 24 قمر (54) آمده و پاسخ آنان در آيات 38 رعد (13) و 43 نحل (16) آمده است. 4- شرح جزئيات آن را در آيات 22- 25 مريم (19) ملاحظه فرماييد. 5- به شعر سعدى عليه الرحمه هم توجه فرماييد: بنى آدم اعضاى يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند. 6- در رابطه با اين بليه در مورد آيين پيامبر خاتم به آيه 159 انعام (6) توجه فرماييد. 7- تهديدى كه در اين آيه به كار رفته، در آيات 3 حجر (15)، 83 زخرف (43)، 17 طارق (86) و بخش انتهايى آيه 8 زمر (39) هم آمده است. 8- براى توجيه افزوده، به آيه 28 انفال (8) توجه فرماييد و براى نتيجه نهايى به آيه 183 اعراف (7) مراجعه فرماييد. 9- مجموعه دو آيه 55 و 56 پاسخ به افرادى است كه مصداق آيات 34 كهف (18)، 77 مريم (19) و 35 سبأ (34) هستند. ترجمه طاهرى، ص: 346 60- و آنان كه آنچه مىبخشند در حالى كه مىبخشند كه دلهاشان از اينكه [براى محاسبه] به پيشگاه پروردگارشان باز مىگردند هراسان است، 61- چنين كسانى در نيكويىها شتاب مىورزند و بدان سبقت مىگيرند. 62- هيچ كس را جز به اندازه توانش تكليف نمىكنيم و نزد ما كتابى است كه [همه چيز را ثبت و] درست بيان مىكند و مورد ظلم قرار نمىگيرند «1». 63- دلهاى آنان از اين [ديوان و روز حساب] در غفلت است و علاوه بر اين [غفلت]، رفتار [زشت ديگر] ى دارند كه به آن مبادرت مىورزند. 64- تا آن گاه كه طبقه عياششان را به عذاب گرفتار كنيم، بناگاه زارى مىكنند. 65- امروز زارى مكنيد، كه از جانب ما مورد يارى قرار نخواهيد گرفت. 66- آيات من بر شما تلاوت مىشد و شما واپس مىرفتيد. 67- در حالى كه با تكبر در برابر آن، در شب نشينىها ناسزا مىگفتيد. 68- چرا درباره گفتار [قرآن] تدبر نمىكنند، مگر [نزول كتاب تازگى دارد و] چيزى بر آنها رسيده است كه براى پدرانشان نيامده بود؟! 69- يا آنكه پيامبرشان را نشناختهاند و با او بيگانهاند؟! 70- يا مىگويند: جنون دارد «2»؟ بلكه او [در كمال عقل] حقيقتى را براى آنها آورده است، و [لى] بيشتر آنها از حق ناخشنودند. 71- اگر حق پيرو هوسهاى آنها مىشد، آسمانها و زمين و هر كه در آنهاست تباه مىگشت، ولى ما پند [زندگى و آخرت] شان را بر آنان آوردهايم و آنها از آن رويگردان شدند. 72- مگر [در برابر دعوتت] از آنها پاداشى خواستهاى؟! پاداش پروردگارت بهتر است و او بهترين روزى دهنده است. 73- براستى تو به راه راست «3» دعوتشان مىكنى. 74- ولى كسانى كه به آخرت «4» باور ندارند، از اين راه منحرفند. __________________________________________________ 1- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 13 اسراء (17)، 49 كهف (18) و 29 جاثيه (45) نيز آمده است. 2- اشاره به گفتار مخالفان است كه در آيات 6 حجر (15) و 25 مؤمنون (23) آمده است. 3- توضيح بيشتر در مورد اين راه را در نيمه دوم آيه 101 آل عمران (3) و آيات 36 مريم (19) و 61 يس (36) ملاحظه فرماييد. [.....] 4- به زيرنويس آيه 101 يوسف (12) در مورد برابرى تكرار دو كلمه «دنيا» و «آخرت» در قرآن، مراجعه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 347 75- و اگر بر آنها رحمت مىآورديم و هر گونه گزندى كه به آنها رسيده است، از ميان بر مىداشتيم، سرگشته در طغيان خود لجاج مىورزيدند «1». 76- به عذاب گرفتارشان كرديم [تا بيدار شوند]، ولى آنها در برابر پروردگارشان ابراز تسليم و زارى نكردند «2». 77- [در غفلت بودند] تا وقتى درى از عذاب سخت بر آنها گشوديم كه ناگاه در نااميدى فرو رفتند. 78- خداست كه براى شما گوش و چشم و دل پديد آورد [اما] كمتر سپاس مىداريد «3». 79- اوست كه شما را در زمين پديد آورد «4» و [سرانجام] به پيشگاه او احضار مىشويد «5». 80- و هم او حيات مىبخشد و مرگ مىدهد و گردش پياپى شب و روز از اوست چرا درك نمىكنيد «6»؟ 81- اما آنها سخن پيشينيان را تكرار مىكردند. 82- مىگفتند: چگونه هنگامى كه مرديم و خاك و استخوان شديم، برانگيخته خواهيم شد «7»؟ 83- اين وعدهها قبل از اين هم به ما و پدرانمان داده شده است اينها [چيزى] جز افسانههاى كهن نيست. 84- بگو: اگر مىدانيد، زمين و ساكنانش متعلق به كيست؟ 85- خواهند گفت: متعلق به خدا بگو: پس چرا پند نمىگيريد؟ 86- بگو: صاحب اختيار آسمانهاى هفتگانه و عرش بزرگ كيست؟ 87- خواهند گفت: خدا بگو: پس چرا [از شرك] پروا نمىكنيد؟ 88- بگو: اگر مىدانيد، نظام حاكم بر همه موجودات [عالم] به دست كيست كه همه را پناه مىدهد و در برابر [عذاب] او [از كسى] پناه نتوان گرفت؟ 89- خواهند گفت: به دست خدا، بگو: پس چگونه دستخوش افسون شدهايد؟! __________________________________________________ 1- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگرى در آيات 67 اسراء (17) و 33 روم (30) آمده است. 2- مفهوم آيه به بيان كاملتر در آيات 42 و 43 انعام (6) آمده است. 3- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگرى در آيه 23 ملك (67) آمده است. 4- به بيان ديگر در آيه 17 نوح (71) آمده است. 5- براى توجيه ترجمه «حشر» به بخش آخر آيه 61 قصص (28) توجه فرماييد. 6- به آيه 73 قصص (28) و 6 يونس (10) توجه فرماييد. 7- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگرى در آيه 78 يس (36) آمده است پاسخ اين ادعاى جاهلانه را در آيات 27 روم (30) و 79- 81 يس (36) ملاحظه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 348 90- موضوع اين است كه حق را بر آنها آوردهايم، و [لى] آنها دروغ پردازند. 91- خدا فرزندى اختيار نكرده است «1» و در كنارش معبود ديگرى نيست اگر چنين مىبود، هر معبودى آفريدههاى خويش را در اختيار مىگرفت و بر يكديگر برترى مىجستند خدا از توصيف [جاهلانه] آنان مبراست. 92- داناى نهان و آشكار است و از آنچه [در قدرت با او] شريك مىپندارند، والاتر است. 93- بگو: پروردگارا، اگر عذابى كه به آنها وعده داده شده است، [در حيات من اتفاق افتد و] به من بنمايى، 94- پروردگارا، [به هنگام عذاب] مرا در كنار ستمگران قرار مده «2». 95- و ما يقيناً قادريم عذابى كه به آنها وعده دادهايم، به تو بنماييم. 96- [ولى] تو بدى [آنان] را با روشى كه نيكوتر است دفع كن «3» ما به گفتار [جاهلانه] آنان داناتريم. 97- و بگو: پروردگارا، از وسوسههاى شياطين به تو پناه مىبرم «4»، 98- و از آنكه نزد من حاضر شوند نيز، پروردگارا به تو پناه مىبرم. 99- [انكار ورزان همواره در غفلتند] تا آن گاه كه مرگ بر يكى از آنها فرا مىرسد، گويد- پروردگارا- مرا بازگردانيد «5». 100- بسا كه در دنيايى كه ترك كردهام، عمل شايستهاى انجام دهم «6» [مىگويند:] هرگز [بازگشتى وجود ندارد] «7» اين سخنى است كه بر زبان مىراند و در برابرشان «8» حايلى است [نسبت به دنيا] تا روزى كه برانگيخته شوند «9». 101- وقتى كه [براى برپايى قيامت] در صدا دهنده بزرگ دميده شود، [علايق] خويشاوندى ميانشان منتفى است «10» و سراغ يكديگر را نمىگيرند. «11» 102- پس آنان كه برآورد [اعمال] شان وزين و ارزشمند باشد «12»، رستگارند. 103- و آنان كه برآورد [اعمال] شان سبك و بىارزش باشد «13»، خود را به زيان انداختهاند و جاودانه دوزخىاند. 104- آتش چهرههاشان را مىسوزاند «14» و در جهنم، زشت منظر خواهند بود. __________________________________________________ 1- به آيه 30 توبه (9) توجه فرماييد. 2- براى درك بهتر مفهوم آيه، به آيه 25 انفال (8) توجه فرماييد. 3- به توضيح آيات 54 قصص (28) و 34 فصلت (41) توجه فرماييد. 4- معنى و مفهوم مجموعه دو آيه اخير به بيان ديگر در آيات 199 و 200 اعراف (7) آمده است. 5- خطاب به فرشتگان است، و كلمه «رب» استغاثه ايست كه حرف ندايش حذف شده و جملهايست معترضه. 6- به بيان ديگر و توضيح بيشتر در آيه 37 فاطر (35) آمده است. [.....] 7- ابتدا به آيه 11 منافقون (63) و بعد به آيه 28 انعام (6) توجه فرماييد. 8- «وراء» از واژههاى اضداد است و هم به معنى پشت رو و هم به معنى پشت سر مىآيد مثل آيه 79 كهف (18). 9- معنى و مفهوم دو آيه اخير به بيان ديگر در آيات 10 و 11 منافقون (63) و 44 ابراهيم (14) آمده است. 10- به آيات 34- 37 عبس (80)، 67 زخرف (43) و 10 معارج (70) توجه فرماييد. 11- اين حالت مربوط به دوران وحشت از محاسبه است و پس از تعيين تكليف، جهنميان (و نيز بهشتيان) از حال يكديگر مىپرسند آيه 27 صافات (37) در مورد گفتگوى دوزخيان و آيه 50 همان سوره، در مورد گفتگوى بهشتيان است. 12- براى توجيه افزوده، به آيات 6- 8 زلزال (99) توجه فرماييد. 13- به آيه 105 كهف (18) توجه فرماييد. 14- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 41 اعراف (7)، 50 ابراهيم (14)، 39 انبياء (21) و 24 زمر (39) آمده است. مه طاهرى، ص: 349 105- [به آنها گويد:] مگر نه اين بود كه آيات من بر شما عرضه مىشد و آنها را دروغ مىشمرديد؟ 106- گويند: پروردگارا، نگونبختى بر ما غالب شد و گروهى گمراه بوديم. 107- پروردگارا، ما را از جهنم خارج كن، اگر [به گمراهى] باز گرديم، ستمگريم. 108- خطاب شود: در آتش گم شويد و لب از سخن با من فرو بنديد «1»! 109- زيرا [در آن حال] كه گروهى از بندگان من مىگفتند: پروردگارا، ايمان آورديم، ما را بيامرز و بر ما رحمت آور كه تو بهترين مهربانانى 110- شما آنها را به باد تمسخر مىگرفتيد «2» و بر آنان مىخنديديد، [همين تمسخر موجب شد] تا آنان ياد مرا از خاطرتان بردند. 111- امروز آنها را به خاطر پايدارى كه [در مقابل شما] داشتند، پاداش دادهام، و ايشان كاميابند «3». 112- [خدا] گويد «4»: چند سال در خاك آرميدهايد؟ 113- گويند: يك روز يا پاسى از روز [بدرستى نمىدانيم] از فرشتگان حسابگر بپرس «5». 114- گويد: [بله] اندكى [در گور] به سر برديد «6»، كاش [اين را در دنيا] مىدانستيد. 115- آيا پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريديم و به پيشگاه ما بازگردانده نخواهيد شد «7»؟ 116- والاست خدا، آن فرمانرواى راستين معبودى جز او نيست [همان] صاحب اختيار عرش گرانقدر. 117- هر كه بدون دليل در كنار خدا معبود ديگرى را [به نيايش] خواند، حسابش با پروردگار اوست «8» براستى انكار ورزان رستگار نخواهند شد «9». 118- بگو: پروردگارا، بيامرز و ببخشاى و تو بهترين مهربانانى. __________________________________________________ 1- مفهوم دو آيه اخير به بيان ديگر در آيات 37 مائده (5) و 22 حج (22) آمده است. 2- به آيات 29 و 30 مطففين (83) توجه فرماييد. 3- به آيات 34- 36 مطففين (83) توجه فرماييد ضمناً مفهوم دو آيه اخير به بيان ديگر در آيه 212 بقره (2) آمده است. 4- در مورد عدول از قاعده املايى در كلمه «قال» در اين آيه و آيه 114 همين سوره به زيرنويس سوم آيه 245 بقره (2) مراجعه فرماييد. اين كلمه 529 بار در قرآن تكرار شده و فقط همين دو مورد به شكل «قل» ثبت شده است. 5- مفهوم دو آيه اخير به بيان ديگر در آيات 55 روم (30)، نيمه اول آيه 45 يونس (10) و 46 نازعات (79) آمده است. 6- براى توجيه افزوده، به آيات 55 و 56 روم (30) و نيز زيرنويس آيه 55 روم توجه فرماييد ضمناً شيخ المفسرين طبرسى و علامه طباطبايى در تفسيرهاى خود ذيل اين آيه گفتهاند: منظور توقف در گورهاست. [.....] 7- مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 85 حجر (15)، 27 ص (38) و 38 دخان (44) آمده است. 8- به آيه 48 نساء (4) توجه فرماييد. 9- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيه 88 قصص (28) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 350 24- سوره نور به نام خداى رحمان [و] رحيم 1- سورهاى است كه با آياتى روشنگر نازل كرديم و [احكام] آن را مقرر داشتيم، بسا كه پند گيريد. 2- [حكم] زن و مرد زناكار [اين است كه] به هر يك از آن دو، صد تازيانه بزنيد و اگر به خدا و روز واپسين باور داريد، در [اجراى] حكم خدا نسبت به آنها دستخوش رأفت نشويد و بايد گروهى از مؤمنان در مجازات آن دو حضور يابند. 3- مرد زناكار، جز زن زناكار يا مشرك را به همسرى نگيرد و زن زناكار نيز جز مرد زناكار يا مشرك را به همسرى نگيرد «1» و اين [نكاح] بر مؤمنان تحريم شده است. 4- كسانى كه زنان پاكدامن را متهم كنند و چهار گواه نياورند، آنها را به هشتاد تازيانه كيفر دهيد و هرگز گواهى آنان را [در هيچ امرى] نپذيريد و اينانند كه منحرفند. 5- مگر آنها كه پس از آن توبه كردند و [رفتارشان را] اصلاح نمودند، كه خدا آمرزگارى است مهربان. 6- كسانى كه همسران خويش را متهم مىكنند و گواهان [ديگرى] جز خود ندارند، [تنفيذ] گواهى هر يك از آنها [به اين است كه] چهار بار به خدا سوگند ياد كند كه [خود] راست مىگويد، 7- و بار پنجم [ابراز دارد] كه نفرين خدا بر او باد اگر دروغ پرداز باشد. 8- و چهار بار سوگند زن به خدا كه شوهرش دروغ پرداز است، مجازات «2» را از او باز مىدارد 9- و بار پنجم [ابراز دارد] كه خشم خدا بر او باد اگر [همسرش] راست گفته باشد. 10- اگر بخشايش و رحمت خدا بر شما نبود و اينكه بازپذير و فرزانه است [خطاكاران از آينده خود مأيوس مىشدند]. __________________________________________________ 1- به آيه 26 همين سوره (نور) توجه فرماييد كه روشنتر بيان شده است. 2- منظور از كلمه عذاب در آيه، همان مجازاتى است كه در آيه 2 همين سوره (نور) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 351 11- كسانى كه آن بهتان را مطرح كردند «1» گروهى از خود شما هستند آن [شايعه پراكنى] را شرى مپنداريد، بلكه نتيجهاش براى شما خير است هر يك از آنها [كه سهمى در اشاعه اين افترا دارند، عواقب] دستاوردشان را خواهند داشت، خاصه آن كس كه در رأس فتنه قرار داشت، عذابى بزرگ [در انتظار] خواهد داشت. 12- چرا آن گاه كه آن [بهتان] را شنيدند، مردان و زنان با ايمان نسبت به يكديگر «2» حسن نيت نشان ندادند و نگفتند كه اين دروغى است آشكار «3». 13- چرا چهار گواه بر آن [ادعا] نياوردند؟ اينك كه گواه نياوردهاند، در نظر خدا دروغ پردازند. 14- و اگر بخشايش و رحمت خدا در دنيا و آخرت بر شما [همراهان پيامبر] نبود، به سزاى ماجرايى كه در آن دخالت داشتيد، عذابى بزرگ دامنگيرتان مىشد. 15- آن گاه كه آن [شايعه] را دهان به دهان فرا مىگرفتيد و ناآگاهانه بازگو مىكرديد و آن را كارى ساده مىپنداشتيد، در حالى كه نزد خدا بس بزرگ بود. 16- چرا به محض شنيدن اين سخن نگفتيد: ما را نسزد كه آن را بازگو كنيم، سبحان اللَّه! اين بهتانى است بزرگ. 17- خدا شما را اندرز مىدهد كه اگر اهل ايمانيد، زنهار به مشابه اين [شايعه پراكنى] باز مگرديد. 18- خدا آيات را براى شما بروشنى بيان مىكند و خدا دانايى است فرزانه. 19- كسانى كه دوست دارند در ميان اهل ايمان شايعات زشت پراكنده شود، عذابى دردناك در دنيا و آخرت [در انتظار] دارند [حقيقت را] خدا مىداند نه شما. 20- اگر بخشايش و رحمت خدا بر شما نبود و اينكه رئوف و مهربان است [بىدرنگ به بلا گرفتار مىشديد]. __________________________________________________ 1- اتهام نارواى عمل زشت به عايشه همسر پيامبر (ص). 2- از نظر مفهوم «انفسهم» در اين قبيل موارد به آيه 11 حجرات وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ توجه فرماييد. 3- به آيه 12 حجرات (49) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 352 21- اى مؤمنان، پيرو گامهاى شيطان مشويد، و هر كه گامهاى شيطان را پيروى كند، [بداند] كه او به بىشرمى و ناپسند فرا مىخواند و اگر بخشايش و رحمت خدا بر شما نبود، هيچ يك از شما پاك نمىشد، ولى خدا هر كه را بخواهد [و شايسته بداند]، پاكى نفس مىبخشد و خدا شنوايى است دانا. 22- توانگران و متمكنان شما نبايد [به خاطر رنجش] سوگند ياد كنند كه به خويشاوندان و بينوايان و مهاجران در راه خدا كمكى نكنند «1»، بلكه بايد گذشت و چشم پوشى كنند مگر دوست نداريد كه خدا هم [خطاى] شما را ببخشد و خدا آمرزگارى است مهربان. 23- كسانى كه زنان پاكدامن و بىخبر و با ايمان را متهم مىكنند، در دنيا و آخرت مورد نفرين قرار گرفتهاند و عذابى بزرگ [در انتظار] دارند، 24- روزى كه دست و پا و زبانشان عليه آنها، رفتارشان را گواهى دهد. 25- در آن روز، خدا سزاى شايسته آنها را تمام دهد «2» و متوجه خواهند شد «3» كه خدا حقيقتى است آشكار. 26- زنان پليد، شايسته مردان پليدند و مردان پليد، شايسته زنان پليد و زنان پاكدامن، شايسته مردان پاكند و مردان پاكند و مردان پاك، شايسته زنان پاكدامن ايشان از شايعات به دورند و آمرزش و روزى بزرگوارانه دارند. 27- اى مؤمنان، در غير خانههاى خود وارد مشويد، مگر اينكه اجازه بگيريد و بر ساكنانش سلام كنيد اين براى شما بهتر است، بسا كه پند پذيريد. __________________________________________________ 1- مجمع البيان از ابن عباس نقل كرده كه اشاره به سوگند ابو بكر است كه پس از داستان افك، كمكهاى خود را به يكى از بستگان تنگدستش كه به شايعه افك دامن زده بود، با قيد سوگند قطع كرد و پس از نزول اين آيات به روش قبلى خود بازگشت. 2- به آيه 47 انبياء (21) توجه فرماييد. 3- براى روشن شدن قسمت اخير، به آيه 22 ق (50) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 353 28- و اگر كسى را در آنجا نديديد، داخل نشويد تا [برسند و] به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد كه بازگرديد، [بدون اصرار] بازگرديد كه اين [روش] براى شما شايستهتر است و خدا به آنچه مىكنيد داناست. 29- گناهى بر شما نيست كه به محلهاى غير مسكونى كه كارى در آن داريد، درآييد و خدا هر چه را آشكار و پنهان داريد، مىداند. 30- به مردان با ايمان بگو: ديدگان خويش را [از نگاههاى ناروا] فرو دارند و پاكدامنى ورزند، كه براى آنها شايستهتر است مسلماً خدا نسبت به رفتارشان آگاه است. 31- و [نيز] به زنان با ايمان بگو: ديدگان خويش را [از نامحرمان] فرو دارند و پاكدامنى ورزند و زيور و آرايش خويش را جز آنچه [قهراً] ظاهر است، نمايان نكنند و بايد روسرىهاى خود را بر سينه افكنند و زيور و آرايش خود را آشكار نكنند، جز براى شوهران و پدران يا پدرشوهران و فرزندان يا فرزندان شوهر و برادران يا پسران برادر و پسران خواهر و زنان [معاشر] شان و يا زنان اسيرى كه در اختيارشان قرار گرفته است، يا وابستگانى كه تمايل جنسى ندارند، يا كودكان نابالغ و چنان گام بر ندارند كه زيور و زيباييهاى نهانشان مورد توجه قرار گيرد اى مؤمنان، همگى به سوى خدا باز گرديد، بسا كه رستگار شويد. ترجمه طاهرى، ص: 354 32- وابستگان مجرد خود را همسر دهيد و نيز مردان و زنان اسيرى كه در اختيار شما هستند و شايستگى دارند، اگر نيازمند باشند، خدا به بخشايش خود آنها را بىنياز خواهد كرد و خدا فراخى بخش و داناست. 33- آنها كه امكان ازدواج ندارند، بايد خويشتن دارى كنند تا خدا از بخشايش خود بىنيازشان گرداند و از اسيران جنگى كه در اختيار داريد، آنان كه خواستار باز خريد و آزادى خويشند، اگر در وجودشان شايستگى سراغ داريد، بپذيريد و از مال خدا كه به شما ارزانى داشته است، [براى تسهيل آزادىشان] به آنها ببخشيد «1» و زنان اسيرى كه در اختيار شما هستند، اگر علاقه به پارسايى دارند، به زشتى وادارشان نكنيد تا بهره زندگى دنيا را بدست آريد و هر كه آنان را [به زشتى] وادار كند، خدا پس از وادار كردن آنان آمرزگارى است مهربان. 34- به سوى شما آياتى روشن و داستانى از زندگى پيشينيان شما و اندرزى براى پرهيزكاران نازل كرديم. 35- خدا روشنى [بخش] آسمانها و زمين است مثل نورش، چون چراغدانى است حاوى چراغ، در حبابى بلورين همچون ستارهاى درخشان كه از [عصاره] درخت مبارك «2» زيتونى فروغ مىگيرد كه نه شرقى است و نه غربى، و عصارهاش [از شدت صفا] نزديك است روشنى دهد، گرچه آتشى به آن نرسيده باشد، نورى است افزون بر نور «3»، خدا هر كه را خواهد، به نور خود «4» هدايت خواهد كرد و براى مردم مثلها مىزند و خدا به هر چيزى داناست. 36- [نور آن چراغ] در خانههايى است كه خدا مقرر داشته است كه رفعت [مقام] يابند و نامش در آنها ياد شود، در آنجا هر بامداد و شبانگاه او را تقديس مىكنند، __________________________________________________ 1- اشاره به همان موضوع است كه با عنوان «و فى الرقاب» در آيه 60 توبه (9) آمده است. 2- به آيات 14 و 15 نجم (53) توجه فرماييد. 3- تا كنون مفسران در مورد جملات مبهم اين آيه توضيح روشنى كه به صورت دقيق مفهوم آن را بيان كند، ارائه ندادهاند، به ترجمه و توضيح و زيرنويس آيه 7 آل عمران (3) توجه فرماييد. [.....] 4- اشاره به همان نورى است كه در آيات 122 انعام (6) و 22 زمر (39) و 28 حديد (57) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 355 37- افرادى «1» كه هيچ تجارت و داد و ستدى آنها را از ياد خدا و ايستادن به نماز و پرداخت زكات باز نمىدارد و از [محاسبه در] روزى كه دلها و ديدگان دگرگون شوند، «2» ترسانند. 38- تا خدا به قياس بهترين اعمالشان آنها را پاداش دهد و از بخشايش خود بر پاداش آنها بيفزايد و خدا هر كه را بخواهد، بىدريغ روزى مىبخشد. 39- اعمال انكار ورزان همچون سرابى است در هامونى هموار كه تشنهكام آن را آب مىپندارد و چون بدان نزديك شود، آن را چيزى نمىيابد «3» و آن گاه [كه نتيجه اعمالش تباه مىشود] خداى را نزد خويش [ناظر] مىبيند كه حسابش را تمام مىدهد و خدا سريع الحساب است. 40- يا [اعمالشان] همچون تاريكيهاست در دريايى ژرف كه امواجى پى در پى آن را پوشانده و بر فراز آن انبوه ابرهايى [تيره و] تاريكيهايى [وسيع] روى يكديگر قرار گرفته است، [به گونهاى] كه اگر دست خويش بيرون آرد، به دشوارى آن را مىبيند «4» و هر كه را خدا چراغ [توفيق] فرا راهش قرار ندهد، هيچ روشنى [ديگرى] نخواهد داشت. 41- آيا توجه نكردهاى هر كه [و هر چه] «5» در آسمانها و زمين است، و [از جمله] پرندگان بال گشوده [در سينه آسمان، با تبعيّت گريز ناپذير خود از قوانين عمومى جهان] خداى را تقديس مىكنند؟ هر يك نيايش و ستايش خود را مىدانند و خدا به آنچه مىكنند داناست. 42- فرمانروايى آسمانها و زمين خاص خداست، و سرانجام [همه، حضور] در پيشگاه اوست. 43- آيا توجه نكردهاى كه خداست كه ابرها را مىراند، آن گاه آنها را به هم مىپيوندد و توده انبوهى پديد مىآورد و باران را مشاهده مىكنى كه از خلال ابر تراوش مىكند و از آسمان، از كوههايى [از انبوه ابرها] كه در آنجاست، تگرگ مىفرستد و آن را به هر كه بخواهد، فرو مىكوبد و از هر كه بخواهد، باز مىدارد نزديك است درخشش برقش ديدگان را از بين ببرد. __________________________________________________ 1- بنا به قاعده تقليب در اينجا كلمه «رجال» به كار رفته است و شامل زنان نيز مىشود. 2- منظور اضطراب است، مثل آيات 10 احزاب (33) و 18 غافر (40) ضمناً عبارت اخير به بيان ديگر در آيات 8 و 9 نازعات (79) آمده است. 3- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 18 ابراهيم (14) و 23 فرقان (25) آمده است. 4- معنى و مفهوم آيه، از ابتدا تا اينجا، همان است كه به سادگى در آيه 14 مطففين (83) آمده است. 5- براى توجيه افزوده، به آيه 44 اسراء (17) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 356 44- خدا شب و روز را مىگرداند در اين [پديده] براى اهل بصيرت، مسلماً عبرتى است. 45- خدا هر موجود زندهاى را از آب آفريده است گروهى از آنها بر شكم مىخزند، برخى بر دو پا راه مىروند، و برخى بر چهار [پا] خدا هر چه بخواهد، مىآفريند و بر هر كارى تواناست. 46- بتحقيق آياتى روشنگر نازل كرديم و خدا [به آن آيات] هر كه را خواهد، به راه راست هدايت خواهد كرد «1». 47- [پارهاى از مردم با دورويى] مىگويند: به خدا و پيامبر ايمان آوردهايم و اطاعت كرديم، آن گاه گروهى از آنها پس از اين [اقرار] روى بر مىتابند آنها [در حقيقت] ايمان ندارند «2». 48- وقتى به سوى خدا و پيامبرش فرا خوانده مىشوند تا ميان آنان داورى كند، باز هم گروهى از آنها اعراض مىكنند. 49- و [لى] اگر [در اختلاف] ذى حق باشند، با كمال انقياد [براى داورى] نزد رسول مىآيند. 50- آيا در دلهاشان بيمارى است يا [در حسن نيت پيامبر] شك دارند، يا ترس دارند كه خدا و پيامبرش بر آنها ستمى روا دارند؟! [نه] بلكه خودشان ستمكارند. 51- مؤمنان راستين وقتى به سوى خدا و پيامبرش فراخوانده مىشوند تا ميان آنان داورى كند، گفتارشان اين است كه: شنيديم و اطاعت كرديم و آنها رستگارند «3». 52- البته آنان كه از خدا و پيامبرش اطاعت كنند و خدا ترس باشند و از [نافرمانى] او پروا كنند، كاميابند. 53- با سوگندهاى سخت خود، به خدا سوگند ياد كردند كه اگر به آنها دستور [عزيمت براى جهاد] دهى، البته راه مىافتند بگو: سوگند مخوريد طاعتى شايسته [نشان دهيد]، كه خدا به رفتارتان آگاه است. __________________________________________________ 1- به آيه 16 مائده (5) توجه فرماييد. 2- به آيه 15 حجرات (49) توجه فرماييد. 3- به آيه 65 نساء (4) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 357 54- بگو: از خدا و پيامبر اطاعت كنيد، و اگر روى برتابيد، پيامبر مسئوليتهاى خود را دارد و شما مسئوليتهاى خود را و اگر از او اطاعت كنيد، خود هدايت يافتهايد پيامبر وظيفهاى جز ابلاغ آشكار ندارد. 55- خدا به مؤمنان نيكوكار از ميان شما وعده داده است كه در [بهرهمندىهاى] زمين، آنها را همچون پيشينيانشان جانشين [ديگران] كند «1» و دينشان را كه براى آنها پسنديده است، استقرار دهد و ترس آنها [از دشمنان] را به امنيت بدل كند «2» در حالى كه مرا بندگى كنند و چيزى را [در قدرت و تدبير] با من سهيم تلقى نكنند و آنان كه بعد از اين [عنايات] انكار ورزند، منحرفند. 56- به نماز ايستيد و زكات بدهيد و از پيامبر اطاعت كنيد، بسا كه مورد رحمت قرار گيريد. 57- مپندار كه انكار ورزان در زمين [خداى را] به تنگ آورند «3» جايگاهشان دوزخ است و بد سرانجامى است. 58- اى مؤمنان، اسيرانى كه در اختيار شما قرار گرفتهاند و كودكان نابالغ بايد در سه هنگام از شما اجازه [ورود] بگيرند: قبل از نماز بامداد، هنگام نيمروز كه [براى استراحت] جامه از تن فرو نهادهايد و بعد از نماز شامگاه، [اين] سه هنگام، [اوقات] خلوت و استراحت شماست در غير اين سه هنگام ايرادى بر شما و آنها نيست كه آزادانه با يكديگر معاشرت كنيد خدا آيات را اين گونه براى شما بروشنى بيان مىكند و خدا دانايى است فرزانه. __________________________________________________ 1- مفهوم اين بخش از آيه به بيان ديگر در آيه 105 انبياء (21) آمده است ضمناً مصداق آن را در آيات 26 انفال (8) و 5 و 6 قصص (28) ملاحظه فرماييد مفهوم آيه به بيان ديگر نيز در آيات 13 و 14 ابراهيم (14) آمده است. 2- به آيه 26 انفال (8) توجه فرماييد. 3- براى توجيه افزوده، به آيه 2 توبه (9) توجه فرماييد ضمناً مفهوم آيه به بيان ديگر در آيه 4 عنكبوت (29) آمده است. ترجمه طاهرى، ص: 358 59- چون كودكان شما به حد بلوغ رسند، مثل بزرگتران قبل از خود، بايد [همه مواقع براى ورود به اطاق خصوصى شما] اجازه بخواهند خدا آيات خود را اين گونه براى شما بروشنى بيان مىكند و خدا دانايى است فرزانه. 60- زنان سالخورده كه انتظار زناشويى ندارند، اگر بدون خودآرايى، روپوشهاى خويش را از تن برگيرند، گناهى بر آنها نيست و [لى] حفظ عفاف براى آنها بهتر است و خدا شنوايى داناست. 61- بر افراد نابينا و لنگ و بيمار گناهى نيست [كه از غذاى ديگران مصرف كنند] و شما نيز اگر از خانههاى [فرزندان] خودتان يا خانههاى پدران، مادران، برادران، خواهران، عموها، عمهها، دايىها، خالهها و دوستان نزديك يا خانههايى كه كليد آنها در اختيار شماست، به اتفاق يا جداگانه غذايى بخوريد، گناهى نيست وقتى وارد منازل مىشويد بر يكديگر «1» سلام كنيد، به عنوان درودى مبارك و پاك از سوى خدا خدا آيات را اين گونه براى شما بروشنى بيان مىكند، بسا كه درك كنيد. __________________________________________________ 1- از نظر معنى و مفهوم «انفسكم» در اين آيه، به آيه 84 بقره (2) و 11 حجرات (49) توجه فرماييد ضمناً آيه 27 همين سوره نيز مؤيد همين معنى است كه آوردهايم. ترجمه طاهرى، ص: 359 62- مؤمنان [حقيقى] كسانى هستند كه خدا و پيامبرش را باور دارند و چون با پيامبر در اجراى امرى اجتماعى گرد آيند، بدون اجازه او نروند آنها كه از تو اجازه مىخواهند [و بدون اذن تو خارج نمىشوند]، براستى به خدا و پيامبرش ايمان آوردهاند در اين صورت هر گاه براى پارهاى از كارهاى خصوصى خود اجازه [مرخصى] بخواهند، به هر كه خواستى [و مصلحت ديدى] اجازه بده و از خدا براى آنها آمرزش بخواه، كه خدا آمرزگارى است مهربان. 63- دعوت پيامبر را [براى مشاركت در تلاشهاى جمعى] مانند دعوت [عادى] بين يكديگر تلقى نكنيد [و به آن بها بدهيد]. خدا كسانى از شما را كه در پناه [يكديگر] رخ پنهان مىدارند و خارج مىشوند، مىشناسد پس كسانى كه از فرمان او سرپيچى مىكنند، بايد از رسيدن بليّه [دنيا] يا عذاب دردناك [آخرت] بر حذر باشند. 64- آگاه باشيد كه هر چه در آسمانها و زمين است متعلق به خداست مىداند كه شما در چه حاليد «1» و روزى كه به پيشگاه او بازگردانده مىشوند، آنها را از [حقيقت] اعمالشان آگاه مىسازد «2» و خدا به هر چيزى داناست. 25- سوره فرقان به نام خداى رحمان [و] رحيم 1- منشأ بركات است خدايى كه [قرآن] معيار تميز [حق از باطل] را بر بنده خويش نازل كرد، تا براى جهانيان هشدار دهندهاى باشد، 2- همان كسى كه فرمانروايى آسمانها و زمين خاص اوست، فرزندى برنگزيده است و هيچ شريكى در فرمانروايى ندارد و هر چيزى را آفريد و دقيقاً براى آن اندازه مقرر كرد. __________________________________________________ 1- مفهوم عبارت اخير به بيان كاملتر در آيه 61 يونس (10) آمده است. [.....] 2- به آيه 22 ق (50) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 360 3- [با وجود اين، پارهاى از مردم] به جاى خدا معبودانى را برگزيدهاند كه چيزى نمىآفرينند و خود آفريده مىشوند نه اختيار ضرر و نفع خود را دارند و نه امر مرگ و حيات و تجديد حيات به دست آنهاست «1». 4- انكار ورزان گفتند: اين [قرآن] فقط دروغى است كه با كمك گروهى ديگر جعل كرده است «2» براستى ستم و سخن ناحق در ميان آوردند. 5- و گفتند: [قرآن] همان افسانههاى كهن است كه يادداشت كرده است و بامداد و شبانگاه بر او ديكته مىشود. «3» 6- بگو: اين [كتاب] را كسى نازل كرده است كه [تمامى] اسرار را در آسمانها و زمين مىداند و او آمرزگارى است مهربان. 7- گفتند: اين چگونه پيامبرى است كه غذا مىخورد و در بازارها گام مىزند؟ چرا فرشتهاى بر او نازل نشده است كه همراه او هشدار دهد؟ «4» 8- يا چرا گنجى نصيبش نشده است و باغى ندارد كه از [ميوه] آن بخورد؟ «5» و ستمگران [شان] گفتند: شما فقط از مردى جادوزده پيروى مىكنيد. 9- ببين چگونه براى تو مثلها زدند و گمراه شدهاند و در نتيجه راه به جايى نمىبرند. 10- منشأ بركات است خدايى كه اگر بخواهد، بهتر از آن را به تو ارزانى خواهد داشت، باغهايى از بهشت كه نهرها در دامن آن جارى است، و قصرها [در كنارش]. 11- [نه فقط رسالت تو را] بلكه رستاخيز «6» را هم دروغ شمردند و براى هر كه رستاخيز را دروغ بشمارد، آتشى سوزان آماده كردهايم. __________________________________________________ 1- براى روشنتر شدن، به آيه 23 نجم (53) توجه فرماييد. 2- پاسخ اين ادعا را در آيه 103 نحل (16) ملاحظه فرماييد. 3- پاسخ اين ادعا را در آيه 48 عنكبوت (29) و 82 نساء (4) ملاحظه فرماييد. 4- پاسخ اين گفتار مشركين در آيات 7 و 8 انبياء (21)، 20 فرقان (همين سوره) و 95 اسراء (17) آمده است. 5- ايراد مشابه و پاسخ آن در آيه 93 اسراء (17) آمده است ضمناً به آيات 7 و 11 انعام (6) و 14 و 15 حجر (15) توجه فرماييد. 6- از نظر معنى و مفهوم ساعت در اينجا به آيات 31 انعام (6) و 187 اعراف (7) توجه فرماييد. ترجمه طاهرى، ص: 361 12- هنگامى كه [آتش] آنها را از محلى دور بيند، آواى خشم و خروش آن را مىشنوند، 13- و چون دست و پا بسته به تنگنايى از دوزخ درافتند، درخواست مرگ مىكنند «1». 14- امروز نه يك بار، بلكه بسيار درخواست مرگ كنيد «2». 15- بگو: اين [بدبختى] بهتر است يا بهشت جاويدانى كه به پرهيزكاران وعده داده شده است و پاداش و سرانجام آنهاست؟ 16- در آنجا جاودانه هر چه بخواهند، در اختيار دارند «3»، [اين] وعدهاى شايسته درخواست است «4» بر عهده پروردگار تو. 17- روزى كه آنها را با آنچه به جاى خدا بندگى [شان] مىكردند احضار كند، مىگويد: آيا شما بندگان مرا گمراه كرديد يا خود راه را گم كردند؟ 18- گويند: [بار خدايا] تو را تقديس مىكنيم براى خود ما هم شايسته نبود كه به جاى تو كارسازى انتخاب كنيم، ولى تو آنها و پدرانشان را [از نعمتها] برخوردار نمودى، تا اينكه [با سرمستى و غرور] ياد [تو] را فراموش كردند و آنان گروهى ورشكسته بودند. 19- [آن گاه خطاب شود:] معبودانتان دعاوى شما را دروغ شمردند، اكنون قدرت دفع عذاب و يارى [خود] را نداريد و هر كه از شما ستم كند [و عامل شرك در جامعه شود] «5» عذابى بزرگ مىچشانيم 20- قبل از تو هيچ پيامبرى [را] نفرستاديم، مگر اينكه آنها نيز غذا مىخوردند و در [كوچه و] بازار راه مىرفتند «6» و شما را وسيله آزمون يكديگر ساختهايم «7» [تا روشن شود] آيا شكيبايى مىورزيد؟ و پروردگار تو [نسبت به همه] بيناست. __________________________________________________ 1- به آيه 40 نبأ (78) توجه فرماييد. 2- به آيه 16 طور (52) توجه فرماييد. 3- نقطه مقابل آن، توصيفى است كه در مورد دوزخيان در آيه 54 سبا (34) آمده است. 4- به آيه 194 آل عمران (3) توجه فرماييد. 5- ابن كثير عقيده دارد «ظلم» در اينجا به معنى شرك به خداست آيات 82 انعام (6) و 13 لقمان (31) مؤيد نظر اوست. 6- پاسخ گفتار مشركان است كه در آيات 7 همين سوره (فرقان) و 94 اسراء (17) آمده است. 7- به آيه 165 انعام (6) توجه فرماييد. [.....] ترجمه طاهرى، ص: 362 [ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۱۸ ] [ 10:3 ] [ سعید ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||