منتخب تفاسیر
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا   
قالب وبلاگ
لینک های مفید



23- سوره مؤمنون‏
به نام خداى رحمان [و] رحيم‏
1- براستى مؤمنان رستگار مى‏شوند،
2- آنان كه در نمازشان فروتنند،
3- و از ياوه رويگردانند،
4- و زكات مى‏پردازند،
5- و آنان كه اندام خود را [از پيروى شهوات‏] حفظ مى‏كنند،
6- مگر در برابر همسرانشان يا زنان اسيرى كه در اختيارشان قرار گرفته است، كه [در اين صورت‏] مورد ملامت نخواهند بود.
7- و آنان كه فراتر از اين را بخواهند، تجاوزگرند
8- و نيز آنان كه امانتها و پيمان خويش را رعايت مى‏كنند «1»،
9- و بر نمازهايشان مراقبت دارند
10- آنان وارثان [بهشت‏] خواهند بود،
11- كه فردوس را به ميراث مى‏برند و جاودانه در آن به سر خواهند برد.
12- انسان را از چكيده‏اى از خاك «2» آفريديم.
13- سپس آن را به صورت نطفه‏اى در قرارگاهى استوار قرار داديم.
14- آن گاه نطفه را [تدريجاً به صورت‏] جنين ابتدايى «3» و پاره گوشت و استخوانهايى «4» در آورديم و آن را به پرده گوشت پوشانديم، آن گاه جنين را [به‏] آفرينشى ديگر [به صورت كامل‏] پديد آورديم منشأ بركات است خدا كه بهترين آفريننده است.
15- سپس بعد از اين [زندگى‏] همه به كام مرگ خواهيد رفت.
16- و روز رستاخيز بر انگيخته خواهيد شد.
17- بر فراز شما هفت آسمان «5» آفريديم و از [وضع‏] آفرينش غافل نيستيم.
__________________________________________________
1- مفهوم آيه به بيان ديگر در بخش ابتدايى آيات 58 نساء (4) و 1 مائده (5) و نيز در بخش انتهايى آيات 34 اسراء (17) و 10 فتح (48) آمده است.
2- «طين» به معنى گل است، ولى در اينجا منظور خاك مى‏باشد به آيه 37 كهف (18) توجه فرماييد.
3- به زيرنويس آيه 2 علق (96) مراجعه فرماييد.
4- در مورد عدول از قواعد املايى در كلمه «عظام» در اين آيه و آيات 35 و 82 همين سوره (مؤمنون) به زيرنويس سوم آيه 245 بقره (2) توجه فرماييد اين كلمه 12 بار در قرآن تكرار شده و فقط 2 مورد آن به شكل رايج ثبت شده است (259 بقره و 3 قيامت).
5- عدد هفت در قرآن به عنوان عدد تكثير هم به كار رفته است مثل آيه 27 لقمان (31). ضمناً كتاب محققانه «هفت آسمان»، آن را طبقات مختلف جو زمين مى‏داند و اللَّه اعلم.
                        ترجمه طاهرى، ص: 343
18- باران را از آسمان، حساب شده «1» فرستاديم و آن را در [طبقات‏] زمين جاى داديم و بر دور كردنش هم تواناييم.
19- با آن آب براى شما باغهايى از درختان خرما و انگور پديد آورديم كه در آنها ميوه‏هاى فراوان خواهيد داشت و از آن تغذيه مى‏كنيد،
20- و درختى [آفريديم‏] كه از كوه سينا بر مى‏آيد و براى انسانها روغن و خورش به دست مى‏دهد.
21- در [وجود] دامها براى شما عبرتى است از محتواى شكم آنها به شما مى‏نوشانيم و منافع فراوان [ديگرى هم‏] در مورد آنها داريد و از [گوشت‏] آنها نيز تغذيه مى‏كنيد
22- [در خشكى‏] بر آنها حمل مى‏شويد، و [در آب‏] بر كشتى.
23- نوح را بر قومش فرستاديم گفت: اى قوم من، خداى را بندگى كنيد، هيچ معبودى جز او نداريد چرا پروا نمى‏كنيد؟
24- سران قومش كه انكار مى‏ورزيدند، [به مردم‏] گفتند: اين [مرد] جز بشرى همچون شما نيست كه مى‏خواهد بر شما سرورى كند اگر خدا مى‏خواست فرشتگانى نازل مى‏كرد ما اين [ادعا] را از نياكانمان نشنيده‏ايم «2».
25- او فقط مردى است كه [عارضه‏] جنون در [وجود] اوست يك چند چشم به راه [حوادثى‏] برايش باشيد.
26- [نوح‏] گفت: پروردگارا، مرا در برابر تكذيب آنها يارى كن.
27- به او وحى كرديم: كشتى را زير نظر ما و طبق وحى ما بساز و چون فرمان ما فرا رسيد و تنور فوران كرد «3»، از هر يك [از دامها] يك زوج [نر و ماده‏] «4» همراه خانواده‏ات در كشتى سوار كن، بجز هر كه از آنان كه فرمان مجازات در مورد او از قبل مقدر شده است «5» و درباره ستمگران از من درخواستى مكن، كه همه غرق خواهند شد.
__________________________________________________
1- به آيه 21 حجر (15) توجه فرماييد.
2- مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 7 و 21 فرقان (25) آمده و پاسخ تصورات جاهلانه آنها در آيات 43 نحل (16) و 8 انبياء (21) آمده است.
3- به زيرنويس اول آيه 40 هود (11) مراجعه فرماييد.
4- به زيرنويس دوم آيه 40 هود (11) توجه فرماييد.
5- منظور از «قول» در اينجا فرمان مجازات خداست، براى روشن شدن آن با آيه 16 اسراء (17) مقايسه فرماييد اين فرمان مجازات در آيات 18 اعراف (7) 42 و 43 حجر (15) و 85 ص (38) آمده است.
                        ترجمه طاهرى، ص: 344
28- و هنگامى كه تو و همراهانت بر كشتى قرار گرفتيد، بگو: ستايش خداى را كه ما را از [آسيب‏] ستمگران نجات داد.
29- و بگو: پروردگارا، مرا در جايگاهى مبارك فرود آر، كه بهتر از همه اسكان مى‏بخشى.
30- در اين [داستان‏] نشانه‏هايى است و مسلماً [همه را] به آزمون مى‏گيريم «1».
31- آن گاه از پى آنها نسل ديگرى پديد آورديم»
.
32- و در ميان آنها پيامبرى از خودشان فرستاديم [و پيام داديم‏] كه خداى را بندگى كنيد، هيچ معبودى جز او نداريد، چرا پروا نمى‏كنيد؟
33- سران قومش كه انكار مى‏ورزيدند و ديدار آخرت را دروغ مى‏شمردند و در زندگى دنيا فرصت عياشى به آنان داده بوديم، گفتند: اين [مرد] جز بشرى همچون شما نيست، كه غذا مى‏خورد و مى‏آشامد،
34- و اگر بشرى مثل خودتان را اطاعت كنيد، مسلماً زيانكار خواهيد شد «3».
35- چگونه به شما وعده مى‏دهد كه چون مرديد و خاك و استخوان شديد، [از گورها زنده‏] سر بر مى‏آوريد «4»؟
36- وعده‏اى كه به شما مى‏دهد، محال است، محال.
37- جز زندگى دنياى ما هيچ [خبرى‏] نيست، زندگى مى‏كنيم و مى‏ميريم و هرگز برانگيخته نخواهيم شد.
38- او مردى است كه دروغ به خدا نسبت مى‏دهد و باورش نمى‏كنيم.
39- [هود] گفت: پروردگارا، مرا در برابر تكذيب آنها يارى كن.
40- [خدا] گفت: قطعاً بزودى از كار خود پشيمان خواهند شد.
41- سرانجام بانگى سخت [و مرگبار]، بحق آنها را فرا گرفت و آنها را همچون خاشاك گردانديم دورى [از رحمت خدا] باد بر ستمگران.
42- آن گاه از پى آنها نسلهاى ديگرى پديد آورديم.
__________________________________________________
1- به آيه 155 بقره (2) و 35 انبياء (21) توجه فرماييد.
2- منظور طايفه عاد است كه پس از قوم نوح مى‏زيستند و پيامبرشان هود بود به آيات 116- 124 شعراء (26) توجه فرماييد. [.....]
3- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 94 اسراء (17) و 14 فصلت (41) آمده و پاسخ گفتار جاهلانه آنان در آيات 38 رعد (13) و 20 فرقان (25) آمده است.
4- بيان ديگرشان در اين زمينه در آيات 78 يس (36) و 47 واقعه (56) آمده است.
                        ترجمه طاهرى، ص: 345
43- هيچ امتى از سرآمد مقرر خود نه پيشى گيرد و نه به تأخير افتد.
44- سپس پيامبران خود را پى در پى فرستاديم هر گاه كه پيامبر امتى [به سوى آنها] مى‏آمد، او را دروغ پرداز مى‏شمردند و ما نيز آنها را يكى پس از ديگرى [به ميدان آزمايش و مجازات‏] آورديم، به گونه‏اى كه آنان را [موضوع‏] داستانها قرار داديم دورى [از رحمت خدا] باد بر گروه ناباور.
45- پس از آن، موسى و برادرش هارون را با معجزات «1» خود و دليلى روشن فرستاديم،
46- به سوى فرعون و سران [قوم‏] ش، ولى آنها گردنكشى كردند و گروهى برترى خواه بودند «2».
47- گفتند: چگونه به دو بشر همانند خودمان كه قومشان بندگان ما هستند ايمان آوريم «3»؟
48- آنها را دروغ پرداز شمردند و در زمره هلاك شدگان قرار گرفتند.
49- به موسى كتاب داديم، بسا كه [قومش‏] هدايت شوند.
50- عيسى و مادرش را نشانه‏اى [از قدرت خود] قرار داديم و آن دو را بر فراز پشته‏اى كه قرارگاه و آب جارى داشت جاى داديم «4».
51- اى پيامبران، از نعمتهاى پاكيزه استفاده كنيد و به شايستگى عمل كنيد، كه از رفتارتان آگاهم.
52- اين [نوع بشر] امت شماست، امتى واحد «5»، و من پروردگار شما هستم، پس از [نافرمانى‏] من پروا كنيد.
53- و [لى‏] دينشان را ميان خود فرقه فرقه كردند هر گروهى به آنچه خود دارد دلخوش است «6».
54- بگذار چند صباحى در غفلت خود به سر برند «7».
55- آيا مى‏پندارند مال و فرزندانى كه به آنان مى‏دهيم،
56- براى گشودن درهاى خير به روى آنهاست؟ [نه،] بلكه [وسيله آزمون است و] «8» آنها درك نمى‏كنند «9».
57- آنان كه از ترس [مجازات‏] پروردگارشان هراسانند،
58- و آنان كه آيات پروردگارشان را باور دارند.
59- و آنان كه هيچ كس را در قدرت پروردگارشان شريك نمى‏دانند،
__________________________________________________
1- به آيات 107- 108 اعراف (7) توجه فرماييد.
2- به آيه 127 اعراف (7) توجه فرماييد.
3- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيه 24 قمر (54) آمده و پاسخ آنان در آيات 38 رعد (13) و 43 نحل (16) آمده است.
4- شرح جزئيات آن را در آيات 22- 25 مريم (19) ملاحظه فرماييد.
5- به شعر سعدى عليه الرحمه هم توجه فرماييد:
بنى آدم اعضاى يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند.
6- در رابطه با اين بليه در مورد آيين پيامبر خاتم به آيه 159 انعام (6) توجه فرماييد.
7- تهديدى كه در اين آيه به كار رفته، در آيات 3 حجر (15)، 83 زخرف (43)، 17 طارق (86) و بخش انتهايى آيه 8 زمر (39) هم آمده است.
8- براى توجيه افزوده، به آيه 28 انفال (8) توجه فرماييد و براى نتيجه نهايى به آيه 183 اعراف (7) مراجعه فرماييد.
9- مجموعه دو آيه 55 و 56 پاسخ به افرادى است كه مصداق آيات 34 كهف (18)، 77 مريم (19) و 35 سبأ (34) هستند.
                        ترجمه طاهرى، ص: 346
60- و آنان كه آنچه مى‏بخشند در حالى كه مى‏بخشند كه دلهاشان از اينكه [براى محاسبه‏] به پيشگاه پروردگارشان باز مى‏گردند هراسان است،
61- چنين كسانى در نيكويى‏ها شتاب مى‏ورزند و بدان سبقت مى‏گيرند.
62- هيچ كس را جز به اندازه توانش تكليف نمى‏كنيم و نزد ما كتابى است كه [همه چيز را ثبت و] درست بيان مى‏كند و مورد ظلم قرار نمى‏گيرند «1».
63- دلهاى آنان از اين [ديوان و روز حساب‏] در غفلت است و علاوه بر اين [غفلت‏]، رفتار [زشت ديگر] ى دارند كه به آن مبادرت مى‏ورزند.
64- تا آن گاه كه طبقه عياششان را به عذاب گرفتار كنيم، بناگاه زارى مى‏كنند.
65- امروز زارى مكنيد، كه از جانب ما مورد يارى قرار نخواهيد گرفت.
66- آيات من بر شما تلاوت مى‏شد و شما واپس مى‏رفتيد.
67- در حالى كه با تكبر در برابر آن، در شب نشينى‏ها ناسزا مى‏گفتيد.
68- چرا درباره گفتار [قرآن‏] تدبر نمى‏كنند، مگر [نزول كتاب تازگى دارد و] چيزى بر آنها رسيده است كه براى پدرانشان نيامده بود؟!
69- يا آنكه پيامبرشان را نشناخته‏اند و با او بيگانه‏اند؟!
70- يا مى‏گويند: جنون دارد «2»؟ بلكه او [در كمال عقل‏] حقيقتى را براى آنها آورده است، و [لى‏] بيشتر آنها از حق ناخشنودند.
71- اگر حق پيرو هوسهاى آنها مى‏شد، آسمانها و زمين و هر كه در آنهاست تباه مى‏گشت، ولى ما پند [زندگى و آخرت‏] شان را بر آنان آورده‏ايم و آنها از آن رويگردان شدند.
72- مگر [در برابر دعوتت‏] از آنها پاداشى خواسته‏اى؟! پاداش پروردگارت بهتر است و او بهترين روزى دهنده است.
73- براستى تو به راه راست «3» دعوتشان مى‏كنى.
74- ولى كسانى كه به آخرت «4» باور ندارند، از اين راه منحرفند.
__________________________________________________
1- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 13 اسراء (17)، 49 كهف (18) و 29 جاثيه (45) نيز آمده است.
2- اشاره به گفتار مخالفان است كه در آيات 6 حجر (15) و 25 مؤمنون (23) آمده است.
3- توضيح بيشتر در مورد اين راه را در نيمه دوم آيه 101 آل عمران (3) و آيات 36 مريم (19) و 61 يس (36) ملاحظه فرماييد. [.....]
4- به زيرنويس آيه 101 يوسف (12) در مورد برابرى تكرار دو كلمه «دنيا» و «آخرت» در قرآن، مراجعه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 347
75- و اگر بر آنها رحمت مى‏آورديم و هر گونه گزندى كه به آنها رسيده است، از ميان بر مى‏داشتيم، سرگشته در طغيان خود لجاج مى‏ورزيدند «1».
76- به عذاب گرفتارشان كرديم [تا بيدار شوند]، ولى آنها در برابر پروردگارشان ابراز تسليم و زارى نكردند «2».
77- [در غفلت بودند] تا وقتى درى از عذاب سخت بر آنها گشوديم كه ناگاه در نااميدى فرو رفتند.
78- خداست كه براى شما گوش و چشم و دل پديد آورد [اما] كمتر سپاس مى‏داريد «3».
79- اوست كه شما را در زمين پديد آورد «4» و [سرانجام‏] به پيشگاه او احضار مى‏شويد «5».
80- و هم او حيات مى‏بخشد و مرگ مى‏دهد و گردش پياپى شب و روز از اوست چرا درك نمى‏كنيد «6»؟
81- اما آنها سخن پيشينيان را تكرار مى‏كردند.
82- مى‏گفتند: چگونه هنگامى كه مرديم و خاك و استخوان شديم، برانگيخته خواهيم شد «7»؟
83- اين وعده‏ها قبل از اين هم به ما و پدرانمان داده شده است اينها [چيزى‏] جز افسانه‏هاى كهن نيست.
84- بگو: اگر مى‏دانيد، زمين و ساكنانش متعلق به كيست؟
85- خواهند گفت: متعلق به خدا بگو: پس چرا پند نمى‏گيريد؟
86- بگو: صاحب اختيار آسمانهاى هفتگانه و عرش بزرگ كيست؟
87- خواهند گفت: خدا بگو: پس چرا [از شرك‏] پروا نمى‏كنيد؟
88- بگو: اگر مى‏دانيد، نظام حاكم بر همه موجودات [عالم‏] به دست كيست كه همه را پناه مى‏دهد و در برابر [عذاب‏] او [از كسى‏] پناه نتوان گرفت؟
89- خواهند گفت: به دست خدا، بگو: پس چگونه دستخوش افسون شده‏ايد؟!
__________________________________________________
1- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگرى در آيات 67 اسراء (17) و 33 روم (30) آمده است.
2- مفهوم آيه به بيان كاملتر در آيات 42 و 43 انعام (6) آمده است.
3- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگرى در آيه 23 ملك (67) آمده است.
4- به بيان ديگر در آيه 17 نوح (71) آمده است.
5- براى توجيه ترجمه «حشر» به بخش آخر آيه 61 قصص (28) توجه فرماييد.
6- به آيه 73 قصص (28) و 6 يونس (10) توجه فرماييد.
7- معنى و مفهوم اين آيه به بيان ديگرى در آيه 78 يس (36) آمده است پاسخ اين ادعاى جاهلانه را در آيات 27 روم (30) و 79- 81 يس (36) ملاحظه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 348
90- موضوع اين است كه حق را بر آنها آورده‏ايم، و [لى‏] آنها دروغ پردازند.
91- خدا فرزندى اختيار نكرده است «1» و در كنارش معبود ديگرى نيست اگر چنين مى‏بود، هر معبودى آفريده‏هاى خويش را در اختيار مى‏گرفت و بر يكديگر برترى مى‏جستند خدا از توصيف [جاهلانه‏] آنان مبراست.
92- داناى نهان و آشكار است و از آنچه [در قدرت با او] شريك مى‏پندارند، والاتر است.
93- بگو: پروردگارا، اگر عذابى كه به آنها وعده داده شده است، [در حيات من اتفاق افتد و] به من بنمايى،
94- پروردگارا، [به هنگام عذاب‏] مرا در كنار ستمگران قرار مده «2».
95- و ما يقيناً قادريم عذابى كه به آنها وعده داده‏ايم، به تو بنماييم.
96- [ولى‏] تو بدى [آنان‏] را با روشى كه نيكوتر است دفع كن «3» ما به گفتار [جاهلانه‏] آنان داناتريم.
97- و بگو: پروردگارا، از وسوسه‏هاى شياطين به تو پناه مى‏برم «4»،
98- و از آنكه نزد من حاضر شوند نيز، پروردگارا به تو پناه مى‏برم.
99- [انكار ورزان همواره در غفلتند] تا آن گاه كه مرگ بر يكى از آنها فرا مى‏رسد، گويد- پروردگارا- مرا بازگردانيد «5».
100- بسا كه در دنيايى كه ترك كرده‏ام، عمل شايسته‏اى انجام دهم «6» [مى‏گويند:] هرگز [بازگشتى وجود ندارد] «7» اين سخنى است كه بر زبان مى‏راند و در برابرشان «8» حايلى است [نسبت به دنيا] تا روزى كه برانگيخته شوند «9».
101- وقتى كه [براى برپايى قيامت‏] در صدا دهنده بزرگ دميده شود، [علايق‏] خويشاوندى ميانشان منتفى است «10» و سراغ يكديگر را نمى‏گيرند. «11»
102- پس آنان كه برآورد [اعمال‏] شان وزين و ارزشمند باشد «12»، رستگارند.
103- و آنان كه برآورد [اعمال‏] شان سبك و بى‏ارزش باشد «13»، خود را به زيان انداخته‏اند و جاودانه دوزخى‏اند.
104- آتش چهره‏هاشان را مى‏سوزاند «14» و در جهنم، زشت منظر خواهند بود.
__________________________________________________
1- به آيه 30 توبه (9) توجه فرماييد.
2- براى درك بهتر مفهوم آيه، به آيه 25 انفال (8) توجه فرماييد.
3- به توضيح آيات 54 قصص (28) و 34 فصلت (41) توجه فرماييد.
4- معنى و مفهوم مجموعه دو آيه اخير به بيان ديگر در آيات 199 و 200 اعراف (7) آمده است.
5- خطاب به فرشتگان است، و كلمه «رب» استغاثه ايست كه حرف ندايش حذف شده و جمله‏ايست معترضه.
6- به بيان ديگر و توضيح بيشتر در آيه 37 فاطر (35) آمده است. [.....]
7- ابتدا به آيه 11 منافقون (63) و بعد به آيه 28 انعام (6) توجه فرماييد.
8- «وراء» از واژه‏هاى اضداد است و هم به معنى پشت رو و هم به معنى پشت سر مى‏آيد مثل آيه 79 كهف (18).
9- معنى و مفهوم دو آيه اخير به بيان ديگر در آيات 10 و 11 منافقون (63) و 44 ابراهيم (14) آمده است.
10- به آيات 34- 37 عبس (80)، 67 زخرف (43) و 10 معارج (70) توجه فرماييد.
11- اين حالت مربوط به دوران وحشت از محاسبه است و پس از تعيين تكليف، جهنميان (و نيز بهشتيان) از حال يكديگر مى‏پرسند آيه 27 صافات (37) در مورد گفتگوى دوزخيان و آيه 50 همان سوره، در مورد گفتگوى بهشتيان است.
12- براى توجيه افزوده، به آيات 6- 8 زلزال (99) توجه فرماييد.
13- به آيه 105 كهف (18) توجه فرماييد.
14- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 41 اعراف (7)، 50 ابراهيم (14)، 39 انبياء (21) و 24 زمر (39) آمده است.
                        مه طاهرى، ص: 349
105- [به آنها گويد:] مگر نه اين بود كه آيات من بر شما عرضه مى‏شد و آنها را دروغ مى‏شمرديد؟
106- گويند: پروردگارا، نگونبختى بر ما غالب شد و گروهى گمراه بوديم.
107- پروردگارا، ما را از جهنم خارج كن، اگر [به گمراهى‏] باز گرديم، ستمگريم.
108- خطاب شود: در آتش گم شويد و لب از سخن با من فرو بنديد «1»!
109- زيرا [در آن حال‏] كه گروهى از بندگان من مى‏گفتند: پروردگارا، ايمان آورديم، ما را بيامرز و بر ما رحمت آور كه تو بهترين مهربانانى‏
110- شما آنها را به باد تمسخر مى‏گرفتيد «2» و بر آنان مى‏خنديديد، [همين تمسخر موجب شد] تا آنان ياد مرا از خاطرتان بردند.
111- امروز آنها را به خاطر پايدارى كه [در مقابل شما] داشتند، پاداش داده‏ام، و ايشان كاميابند «3».
112- [خدا] گويد «4»: چند سال در خاك آرميده‏ايد؟
113- گويند: يك روز يا پاسى از روز [بدرستى نمى‏دانيم‏] از فرشتگان حسابگر بپرس «5».
114- گويد: [بله‏] اندكى [در گور] به سر برديد «6»، كاش [اين را در دنيا] مى‏دانستيد.
115- آيا پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريديم و به پيشگاه ما بازگردانده نخواهيد شد «7»؟
116- والاست خدا، آن فرمانرواى راستين معبودى جز او نيست [همان‏] صاحب اختيار عرش گرانقدر.
117- هر كه بدون دليل در كنار خدا معبود ديگرى را [به نيايش‏] خواند، حسابش با پروردگار اوست «8» براستى انكار ورزان رستگار نخواهند شد «9».
118- بگو: پروردگارا، بيامرز و ببخشاى و تو بهترين مهربانانى.
__________________________________________________
1- مفهوم دو آيه اخير به بيان ديگر در آيات 37 مائده (5) و 22 حج (22) آمده است.
2- به آيات 29 و 30 مطففين (83) توجه فرماييد.
3- به آيات 34- 36 مطففين (83) توجه فرماييد ضمناً مفهوم دو آيه اخير به بيان ديگر در آيه 212 بقره (2) آمده است.
4- در مورد عدول از قاعده املايى در كلمه «قال» در اين آيه و آيه 114 همين سوره به زيرنويس سوم آيه 245 بقره (2) مراجعه فرماييد. اين كلمه 529 بار در قرآن تكرار شده و فقط همين دو مورد به شكل «قل» ثبت شده است.
5- مفهوم دو آيه اخير به بيان ديگر در آيات 55 روم (30)، نيمه اول آيه 45 يونس (10) و 46 نازعات (79) آمده است.
6- براى توجيه افزوده، به آيات 55 و 56 روم (30) و نيز زيرنويس آيه 55 روم توجه فرماييد ضمناً شيخ المفسرين طبرسى و علامه طباطبايى در تفسيرهاى خود ذيل اين آيه گفته‏اند: منظور توقف در گورهاست. [.....]
7- مفهوم اين آيه به بيان ديگر در آيات 85 حجر (15)، 27 ص (38) و 38 دخان (44) آمده است.
8- به آيه 48 نساء (4) توجه فرماييد.
9- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيه 88 قصص (28) آمده است.
                        ترجمه طاهرى، ص: 350

24- سوره نور
به نام خداى رحمان [و] رحيم‏
1- سوره‏اى است كه با آياتى روشنگر نازل كرديم و [احكام‏] آن را مقرر داشتيم، بسا كه پند گيريد.
2- [حكم‏] زن و مرد زناكار [اين است كه‏] به هر يك از آن دو، صد تازيانه بزنيد و اگر به خدا و روز واپسين باور داريد، در [اجراى‏] حكم خدا نسبت به آنها دستخوش رأفت نشويد و بايد گروهى از مؤمنان در مجازات آن دو حضور يابند.
3- مرد زناكار، جز زن زناكار يا مشرك را به همسرى نگيرد و زن زناكار نيز جز مرد زناكار يا مشرك را به همسرى نگيرد «1» و اين [نكاح‏] بر مؤمنان تحريم شده است.
4- كسانى كه زنان پاكدامن را متهم كنند و چهار گواه نياورند، آنها را به هشتاد تازيانه كيفر دهيد و هرگز گواهى آنان را [در هيچ امرى‏] نپذيريد و اينانند كه منحرفند.
5- مگر آنها كه پس از آن توبه كردند و [رفتارشان را] اصلاح نمودند، كه خدا آمرزگارى است مهربان.
6- كسانى كه همسران خويش را متهم مى‏كنند و گواهان [ديگرى‏] جز خود ندارند، [تنفيذ] گواهى هر يك از آنها [به اين است كه‏] چهار بار به خدا سوگند ياد كند كه [خود] راست مى‏گويد،
7- و بار پنجم [ابراز دارد] كه نفرين خدا بر او باد اگر دروغ پرداز باشد.
8- و چهار بار سوگند زن به خدا كه شوهرش دروغ پرداز است، مجازات «2» را از او باز مى‏دارد
9- و بار پنجم [ابراز دارد] كه خشم خدا بر او باد اگر [همسرش‏] راست گفته باشد.
10- اگر بخشايش و رحمت خدا بر شما نبود و اينكه بازپذير و فرزانه است [خطاكاران از آينده خود مأيوس مى‏شدند].
__________________________________________________
1- به آيه 26 همين سوره (نور) توجه فرماييد كه روشنتر بيان شده است.
2- منظور از كلمه عذاب در آيه، همان مجازاتى است كه در آيه 2 همين سوره (نور) آمده است.
                        ترجمه طاهرى، ص: 351
11- كسانى كه آن بهتان را مطرح كردند «1» گروهى از خود شما هستند آن [شايعه پراكنى‏] را شرى مپنداريد، بلكه نتيجه‏اش براى شما خير است هر يك از آنها [كه سهمى در اشاعه اين افترا دارند، عواقب‏] دستاوردشان را خواهند داشت، خاصه آن كس كه در رأس فتنه قرار داشت، عذابى بزرگ [در انتظار] خواهد داشت.
12- چرا آن گاه كه آن [بهتان‏] را شنيدند، مردان و زنان با ايمان نسبت به يكديگر «2» حسن نيت نشان ندادند و نگفتند كه اين دروغى است آشكار «3».
13- چرا چهار گواه بر آن [ادعا] نياوردند؟ اينك كه گواه نياورده‏اند، در نظر خدا دروغ پردازند.
14- و اگر بخشايش و رحمت خدا در دنيا و آخرت بر شما [همراهان پيامبر] نبود، به سزاى ماجرايى كه در آن دخالت داشتيد، عذابى بزرگ دامنگيرتان مى‏شد.
15- آن گاه كه آن [شايعه‏] را دهان به دهان فرا مى‏گرفتيد و ناآگاهانه بازگو مى‏كرديد و آن را كارى ساده مى‏پنداشتيد، در حالى كه نزد خدا بس بزرگ بود.
16- چرا به محض شنيدن اين سخن نگفتيد: ما را نسزد كه آن را بازگو كنيم، سبحان اللَّه! اين بهتانى است بزرگ.
17- خدا شما را اندرز مى‏دهد كه اگر اهل ايمانيد، زنهار به مشابه اين [شايعه پراكنى‏] باز مگرديد.
18- خدا آيات را براى شما بروشنى بيان مى‏كند و خدا دانايى است فرزانه.
19- كسانى كه دوست دارند در ميان اهل ايمان شايعات زشت پراكنده شود، عذابى دردناك در دنيا و آخرت [در انتظار] دارند [حقيقت را] خدا مى‏داند نه شما.
20- اگر بخشايش و رحمت خدا بر شما نبود و اينكه رئوف و مهربان است [بى‏درنگ به بلا گرفتار مى‏شديد].
__________________________________________________
1- اتهام نارواى عمل زشت به عايشه همسر پيامبر (ص).
2- از نظر مفهوم «انفسهم» در اين قبيل موارد به آيه 11 حجرات وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ توجه فرماييد.
3- به آيه 12 حجرات (49) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 352
21- اى مؤمنان، پيرو گامهاى شيطان مشويد، و هر كه گامهاى شيطان را پيروى كند، [بداند] كه او به بى‏شرمى و ناپسند فرا مى‏خواند و اگر بخشايش و رحمت خدا بر شما نبود، هيچ يك از شما پاك نمى‏شد، ولى خدا هر كه را بخواهد [و شايسته بداند]، پاكى نفس مى‏بخشد و خدا شنوايى است دانا.
22- توانگران و متمكنان شما نبايد [به خاطر رنجش‏] سوگند ياد كنند كه به خويشاوندان و بينوايان و مهاجران در راه خدا كمكى نكنند «1»، بلكه بايد گذشت و چشم پوشى كنند مگر دوست نداريد كه خدا هم [خطاى‏] شما را ببخشد و خدا آمرزگارى است مهربان.
23- كسانى كه زنان پاكدامن و بى‏خبر و با ايمان را متهم مى‏كنند، در دنيا و آخرت مورد نفرين قرار گرفته‏اند و عذابى بزرگ [در انتظار] دارند،
24- روزى كه دست و پا و زبانشان عليه آنها، رفتارشان را گواهى دهد.
25- در آن روز، خدا سزاى شايسته آنها را تمام دهد «2» و متوجه خواهند شد «3» كه خدا حقيقتى است آشكار.
26- زنان پليد، شايسته مردان پليدند و مردان پليد، شايسته زنان پليد و زنان پاكدامن، شايسته مردان پاكند و مردان پاكند و مردان پاك، شايسته زنان پاكدامن ايشان از شايعات به دورند و آمرزش و روزى بزرگوارانه دارند.
27- اى مؤمنان، در غير خانه‏هاى خود وارد مشويد، مگر اينكه اجازه بگيريد و بر ساكنانش سلام كنيد اين براى شما بهتر است، بسا كه پند پذيريد.
__________________________________________________
1- مجمع البيان از ابن عباس نقل كرده كه اشاره به سوگند ابو بكر است كه پس از داستان افك، كمكهاى خود را به يكى از بستگان تنگدستش كه به شايعه افك دامن زده بود، با قيد سوگند قطع كرد و پس از نزول اين آيات به روش قبلى خود بازگشت.
2- به آيه 47 انبياء (21) توجه فرماييد.
3- براى روشن شدن قسمت اخير، به آيه 22 ق (50) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 353
28- و اگر كسى را در آنجا نديديد، داخل نشويد تا [برسند و] به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد كه بازگرديد، [بدون اصرار] بازگرديد كه اين [روش‏] براى شما شايسته‏تر است و خدا به آنچه مى‏كنيد داناست.
29- گناهى بر شما نيست كه به محلهاى غير مسكونى كه كارى در آن داريد، درآييد و خدا هر چه را آشكار و پنهان داريد، مى‏داند.
30- به مردان با ايمان بگو: ديدگان خويش را [از نگاههاى ناروا] فرو دارند و پاكدامنى ورزند، كه براى آنها شايسته‏تر است مسلماً خدا نسبت به رفتارشان آگاه است.
31- و [نيز] به زنان با ايمان بگو: ديدگان خويش را [از نامحرمان‏] فرو دارند و پاكدامنى ورزند و زيور و آرايش خويش را جز آنچه [قهراً] ظاهر است، نمايان نكنند و بايد روسرى‏هاى خود را بر سينه افكنند و زيور و آرايش خود را آشكار نكنند، جز براى شوهران و پدران يا پدرشوهران و فرزندان يا فرزندان شوهر و برادران يا پسران برادر و پسران خواهر و زنان [معاشر] شان و يا زنان اسيرى كه در اختيارشان قرار گرفته است، يا وابستگانى كه تمايل جنسى ندارند، يا كودكان نابالغ و چنان گام بر ندارند كه زيور و زيباييهاى نهانشان مورد توجه قرار گيرد اى مؤمنان، همگى به سوى خدا باز گرديد، بسا كه رستگار شويد.                        ترجمه طاهرى، ص: 354
32- وابستگان مجرد خود را همسر دهيد و نيز مردان و زنان اسيرى كه در اختيار شما هستند و شايستگى دارند، اگر نيازمند باشند، خدا به بخشايش خود آنها را بى‏نياز خواهد كرد و خدا فراخى بخش و داناست.
33- آنها كه امكان ازدواج ندارند، بايد خويشتن دارى كنند تا خدا از بخشايش خود بى‏نيازشان گرداند و از اسيران جنگى كه در اختيار داريد، آنان كه خواستار باز خريد و آزادى خويشند، اگر در وجودشان شايستگى سراغ داريد، بپذيريد و از مال خدا كه به شما ارزانى داشته است، [براى تسهيل آزادى‏شان‏] به آنها ببخشيد «1» و زنان اسيرى كه در اختيار شما هستند، اگر علاقه به پارسايى دارند، به زشتى وادارشان نكنيد تا بهره زندگى دنيا را بدست آريد و هر كه آنان را [به زشتى‏] وادار كند، خدا پس از وادار كردن آنان آمرزگارى است مهربان.
34- به سوى شما آياتى روشن و داستانى از زندگى پيشينيان شما و اندرزى براى پرهيزكاران نازل كرديم.
35- خدا روشنى [بخش‏] آسمانها و زمين است مثل نورش، چون چراغدانى است حاوى چراغ، در حبابى بلورين همچون ستاره‏اى درخشان كه از [عصاره‏] درخت مبارك «2» زيتونى فروغ مى‏گيرد كه نه شرقى است و نه غربى، و عصاره‏اش [از شدت صفا] نزديك است روشنى دهد، گرچه آتشى به آن نرسيده باشد، نورى است افزون بر نور «3»، خدا هر كه را خواهد، به نور خود «4» هدايت خواهد كرد و براى مردم مثلها مى‏زند و خدا به هر چيزى داناست.
36- [نور آن چراغ‏] در خانه‏هايى است كه خدا مقرر داشته است كه رفعت [مقام‏] يابند و نامش در آنها ياد شود، در آنجا هر بامداد و شبانگاه او را تقديس مى‏كنند،
__________________________________________________
1- اشاره به همان موضوع است كه با عنوان «و فى الرقاب» در آيه 60 توبه (9) آمده است.
2- به آيات 14 و 15 نجم (53) توجه فرماييد.
3- تا كنون مفسران در مورد جملات مبهم اين آيه توضيح روشنى كه به صورت دقيق مفهوم آن را بيان كند، ارائه نداده‏اند، به ترجمه و توضيح و زيرنويس آيه 7 آل عمران (3) توجه فرماييد. [.....]
4- اشاره به همان نورى است كه در آيات 122 انعام (6) و 22 زمر (39) و 28 حديد (57) آمده است.
                        ترجمه طاهرى، ص: 355
37- افرادى «1» كه هيچ تجارت و داد و ستدى آنها را از ياد خدا و ايستادن به نماز و پرداخت زكات باز نمى‏دارد و از [محاسبه در] روزى كه دلها و ديدگان دگرگون شوند، «2» ترسانند.
38- تا خدا به قياس بهترين اعمالشان آنها را پاداش دهد و از بخشايش خود بر پاداش آنها بيفزايد و خدا هر كه را بخواهد، بى‏دريغ روزى مى‏بخشد.
39- اعمال انكار ورزان همچون سرابى است در هامونى هموار كه تشنه‏كام آن را آب مى‏پندارد و چون بدان نزديك شود، آن را چيزى نمى‏يابد «3» و آن گاه [كه نتيجه اعمالش تباه مى‏شود] خداى را نزد خويش [ناظر] مى‏بيند كه حسابش را تمام مى‏دهد و خدا سريع الحساب است.
40- يا [اعمالشان‏] همچون تاريكيهاست در دريايى ژرف كه امواجى پى در پى آن را پوشانده و بر فراز آن انبوه ابرهايى [تيره و] تاريكيهايى [وسيع‏] روى يكديگر قرار گرفته است، [به گونه‏اى‏] كه اگر دست خويش بيرون آرد، به دشوارى آن را مى‏بيند «4» و هر كه را خدا چراغ [توفيق‏] فرا راهش قرار ندهد، هيچ روشنى [ديگرى‏] نخواهد داشت.
41- آيا توجه نكرده‏اى هر كه [و هر چه‏] «5» در آسمانها و زمين است، و [از جمله‏] پرندگان بال گشوده [در سينه آسمان، با تبعيّت گريز ناپذير خود از قوانين عمومى جهان‏] خداى را تقديس مى‏كنند؟ هر يك نيايش و ستايش خود را مى‏دانند و خدا به آنچه مى‏كنند داناست.
42- فرمانروايى آسمانها و زمين خاص خداست، و سرانجام [همه، حضور] در پيشگاه اوست.
43- آيا توجه نكرده‏اى كه خداست كه ابرها را مى‏راند، آن گاه آنها را به هم مى‏پيوندد و توده انبوهى پديد مى‏آورد و باران را مشاهده مى‏كنى كه از خلال ابر تراوش مى‏كند و از آسمان، از كوه‏هايى [از انبوه ابرها] كه در آنجاست، تگرگ مى‏فرستد و آن را به هر كه بخواهد، فرو مى‏كوبد و از هر كه بخواهد، باز مى‏دارد نزديك است درخشش برقش ديدگان را از بين ببرد.
__________________________________________________
1- بنا به قاعده تقليب در اينجا كلمه «رجال» به كار رفته است و شامل زنان نيز مى‏شود.
2- منظور اضطراب است، مثل آيات 10 احزاب (33) و 18 غافر (40) ضمناً عبارت اخير به بيان ديگر در آيات 8 و 9 نازعات (79) آمده است.
3- مفهوم آيه به بيان ديگر در آيات 18 ابراهيم (14) و 23 فرقان (25) آمده است.
4- معنى و مفهوم آيه، از ابتدا تا اينجا، همان است كه به سادگى در آيه 14 مطففين (83) آمده است.
5- براى توجيه افزوده، به آيه 44 اسراء (17) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 356
44- خدا شب و روز را مى‏گرداند در اين [پديده‏] براى اهل بصيرت، مسلماً عبرتى است.
45- خدا هر موجود زنده‏اى را از آب آفريده است گروهى از آنها بر شكم مى‏خزند، برخى بر دو پا راه مى‏روند، و برخى بر چهار [پا] خدا هر چه بخواهد، مى‏آفريند و بر هر كارى تواناست.
46- بتحقيق آياتى روشنگر نازل كرديم و خدا [به آن آيات‏] هر كه را خواهد، به راه راست هدايت خواهد كرد «1».
47- [پاره‏اى از مردم با دورويى‏] مى‏گويند: به خدا و پيامبر ايمان آورده‏ايم و اطاعت كرديم، آن گاه گروهى از آنها پس از اين [اقرار] روى بر مى‏تابند آنها [در حقيقت‏] ايمان ندارند «2».
48- وقتى به سوى خدا و پيامبرش فرا خوانده مى‏شوند تا ميان آنان داورى كند، باز هم گروهى از آنها اعراض مى‏كنند.
49- و [لى‏] اگر [در اختلاف‏] ذى حق باشند، با كمال انقياد [براى داورى‏] نزد رسول مى‏آيند.
50- آيا در دلهاشان بيمارى است يا [در حسن نيت پيامبر] شك دارند، يا ترس دارند كه خدا و پيامبرش بر آنها ستمى روا دارند؟! [نه‏] بلكه خودشان ستمكارند.
51- مؤمنان راستين وقتى به سوى خدا و پيامبرش فراخوانده مى‏شوند تا ميان آنان داورى كند، گفتارشان اين است كه: شنيديم و اطاعت كرديم و آنها رستگارند «3».
52- البته آنان كه از خدا و پيامبرش اطاعت كنند و خدا ترس باشند و از [نافرمانى‏] او پروا كنند، كاميابند.
53- با سوگندهاى سخت خود، به خدا سوگند ياد كردند كه اگر به آنها دستور [عزيمت براى جهاد] دهى، البته راه مى‏افتند بگو: سوگند مخوريد طاعتى شايسته [نشان دهيد]، كه خدا به رفتارتان آگاه است.
__________________________________________________
1- به آيه 16 مائده (5) توجه فرماييد.
2- به آيه 15 حجرات (49) توجه فرماييد.
3- به آيه 65 نساء (4) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 357
54- بگو: از خدا و پيامبر اطاعت كنيد، و اگر روى برتابيد، پيامبر مسئوليتهاى خود را دارد و شما مسئوليتهاى خود را و اگر از او اطاعت كنيد، خود هدايت يافته‏ايد پيامبر وظيفه‏اى جز ابلاغ آشكار ندارد.
55- خدا به مؤمنان نيكوكار از ميان شما وعده داده است كه در [بهره‏مندى‏هاى‏] زمين، آنها را همچون پيشينيانشان جانشين [ديگران‏] كند «1» و دينشان را كه براى آنها پسنديده است، استقرار دهد و ترس آنها [از دشمنان‏] را به امنيت بدل كند «2» در حالى كه مرا بندگى كنند و چيزى را [در قدرت و تدبير] با من سهيم تلقى نكنند و آنان كه بعد از اين [عنايات‏] انكار ورزند، منحرفند.
56- به نماز ايستيد و زكات بدهيد و از پيامبر اطاعت كنيد، بسا كه مورد رحمت قرار گيريد.
57- مپندار كه انكار ورزان در زمين [خداى را] به تنگ آورند «3» جايگاهشان دوزخ است و بد سرانجامى است.
58- اى مؤمنان، اسيرانى كه در اختيار شما قرار گرفته‏اند و كودكان نابالغ بايد در سه هنگام از شما اجازه [ورود] بگيرند: قبل از نماز بامداد، هنگام نيمروز كه [براى استراحت‏] جامه از تن فرو نهاده‏ايد و بعد از نماز شامگاه، [اين‏] سه هنگام، [اوقات‏] خلوت و استراحت شماست در غير اين سه هنگام ايرادى بر شما و آنها نيست كه آزادانه با يكديگر معاشرت كنيد خدا آيات را اين گونه براى شما بروشنى بيان مى‏كند و خدا دانايى است فرزانه.
__________________________________________________
1- مفهوم اين بخش از آيه به بيان ديگر در آيه 105 انبياء (21) آمده است ضمناً مصداق آن را در آيات 26 انفال (8) و 5 و 6 قصص (28) ملاحظه فرماييد مفهوم آيه به بيان ديگر نيز در آيات 13 و 14 ابراهيم (14) آمده است.
2- به آيه 26 انفال (8) توجه فرماييد.
3- براى توجيه افزوده، به آيه 2 توبه (9) توجه فرماييد ضمناً مفهوم آيه به بيان ديگر در آيه 4 عنكبوت (29) آمده است.
                        ترجمه طاهرى، ص: 358
59- چون كودكان شما به حد بلوغ رسند، مثل بزرگتران قبل از خود، بايد [همه مواقع براى ورود به اطاق خصوصى شما] اجازه بخواهند خدا آيات خود را اين گونه براى شما بروشنى بيان مى‏كند و خدا دانايى است فرزانه.
60- زنان سالخورده كه انتظار زناشويى ندارند، اگر بدون خودآرايى، روپوش‏هاى خويش را از تن برگيرند، گناهى بر آنها نيست و [لى‏] حفظ عفاف براى آنها بهتر است و خدا شنوايى داناست.
61- بر افراد نابينا و لنگ و بيمار گناهى نيست [كه از غذاى ديگران مصرف كنند] و شما نيز اگر از خانه‏هاى [فرزندان‏] خودتان يا خانه‏هاى پدران، مادران، برادران، خواهران، عموها، عمه‏ها، دايى‏ها، خاله‏ها و دوستان نزديك يا خانه‏هايى كه كليد آنها در اختيار شماست، به اتفاق يا جداگانه غذايى بخوريد، گناهى نيست وقتى وارد منازل مى‏شويد بر يكديگر «1» سلام كنيد، به عنوان درودى مبارك و پاك از سوى خدا خدا آيات را اين گونه براى شما بروشنى بيان مى‏كند، بسا كه درك كنيد.
__________________________________________________
1- از نظر معنى و مفهوم «انفسكم» در اين آيه، به آيه 84 بقره (2) و 11 حجرات (49) توجه فرماييد ضمناً آيه 27 همين سوره نيز مؤيد همين معنى است كه آورده‏ايم.
                        ترجمه طاهرى، ص: 359
62- مؤمنان [حقيقى‏] كسانى هستند كه خدا و پيامبرش را باور دارند و چون با پيامبر در اجراى امرى اجتماعى گرد آيند، بدون اجازه او نروند آنها كه از تو اجازه مى‏خواهند [و بدون اذن تو خارج نمى‏شوند]، براستى به خدا و پيامبرش ايمان آورده‏اند در اين صورت هر گاه براى پاره‏اى از كارهاى خصوصى خود اجازه [مرخصى‏] بخواهند، به هر كه خواستى [و مصلحت ديدى‏] اجازه بده و از خدا براى آنها آمرزش بخواه، كه خدا آمرزگارى است مهربان.
63- دعوت پيامبر را [براى مشاركت در تلاشهاى جمعى‏] مانند دعوت [عادى‏] بين يكديگر تلقى نكنيد [و به آن بها بدهيد]. خدا كسانى از شما را كه در پناه [يكديگر] رخ پنهان مى‏دارند و خارج مى‏شوند، مى‏شناسد پس كسانى كه از فرمان او سرپيچى مى‏كنند، بايد از رسيدن بليّه [دنيا] يا عذاب دردناك [آخرت‏] بر حذر باشند.
64- آگاه باشيد كه هر چه در آسمانها و زمين است متعلق به خداست مى‏داند كه شما در چه حاليد «1» و روزى كه به پيشگاه او بازگردانده مى‏شوند، آنها را از [حقيقت‏] اعمالشان آگاه مى‏سازد «2» و خدا به هر چيزى داناست.

25- سوره فرقان‏
به نام خداى رحمان [و] رحيم‏
1- منشأ بركات است خدايى كه [قرآن‏] معيار تميز [حق از باطل‏] را بر بنده خويش نازل كرد، تا براى جهانيان هشدار دهنده‏اى باشد،
2- همان كسى كه فرمانروايى آسمانها و زمين خاص اوست، فرزندى برنگزيده است و هيچ شريكى در فرمانروايى ندارد و هر چيزى را آفريد و دقيقاً براى آن اندازه مقرر كرد.
__________________________________________________
1- مفهوم عبارت اخير به بيان كاملتر در آيه 61 يونس (10) آمده است. [.....]
2- به آيه 22 ق (50) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 360
3- [با وجود اين، پاره‏اى از مردم‏] به جاى خدا معبودانى را برگزيده‏اند كه چيزى نمى‏آفرينند و خود آفريده مى‏شوند نه اختيار ضرر و نفع خود را دارند و نه امر مرگ و حيات و تجديد حيات به دست آنهاست «1».
4- انكار ورزان گفتند: اين [قرآن‏] فقط دروغى است كه با كمك گروهى ديگر جعل كرده است «2» براستى ستم و سخن ناحق در ميان آوردند.
5- و گفتند: [قرآن‏] همان افسانه‏هاى كهن است كه يادداشت كرده است و بامداد و شبانگاه بر او ديكته مى‏شود. «3»
6- بگو: اين [كتاب‏] را كسى نازل كرده است كه [تمامى‏] اسرار را در آسمانها و زمين مى‏داند و او آمرزگارى است مهربان.
7- گفتند: اين چگونه پيامبرى است كه غذا مى‏خورد و در بازارها گام مى‏زند؟ چرا فرشته‏اى بر او نازل نشده است كه همراه او هشدار دهد؟ «4»
8- يا چرا گنجى نصيبش نشده است و باغى ندارد كه از [ميوه‏] آن بخورد؟ «5» و ستمگران [شان‏] گفتند: شما فقط از مردى جادوزده پيروى مى‏كنيد.
9- ببين چگونه براى تو مثلها زدند و گمراه شده‏اند و در نتيجه راه به جايى نمى‏برند.
10- منشأ بركات است خدايى كه اگر بخواهد، بهتر از آن را به تو ارزانى خواهد داشت، باغهايى از بهشت كه نهرها در دامن آن جارى است، و قصرها [در كنارش‏].
11- [نه فقط رسالت تو را] بلكه رستاخيز «6» را هم دروغ شمردند و براى هر كه رستاخيز را دروغ بشمارد، آتشى سوزان آماده كرده‏ايم.
__________________________________________________
1- براى روشنتر شدن، به آيه 23 نجم (53) توجه فرماييد.
2- پاسخ اين ادعا را در آيه 103 نحل (16) ملاحظه فرماييد.
3- پاسخ اين ادعا را در آيه 48 عنكبوت (29) و 82 نساء (4) ملاحظه فرماييد.
4- پاسخ اين گفتار مشركين در آيات 7 و 8 انبياء (21)، 20 فرقان (همين سوره) و 95 اسراء (17) آمده است.
5- ايراد مشابه و پاسخ آن در آيه 93 اسراء (17) آمده است ضمناً به آيات 7 و 11 انعام (6) و 14 و 15 حجر (15) توجه فرماييد.
6- از نظر معنى و مفهوم ساعت در اينجا به آيات 31 انعام (6) و 187 اعراف (7) توجه فرماييد.
                        ترجمه طاهرى، ص: 361
12- هنگامى كه [آتش‏] آنها را از محلى دور بيند، آواى خشم و خروش آن را مى‏شنوند،
13- و چون دست و پا بسته به تنگنايى از دوزخ درافتند، درخواست مرگ مى‏كنند «1».
14- امروز نه يك بار، بلكه بسيار درخواست مرگ كنيد «2».
15- بگو: اين [بدبختى‏] بهتر است يا بهشت جاويدانى كه به پرهيزكاران وعده داده شده است و پاداش و سرانجام آنهاست؟
16- در آنجا جاودانه هر چه بخواهند، در اختيار دارند «3»، [اين‏] وعده‏اى شايسته درخواست است «4» بر عهده پروردگار تو.
17- روزى كه آنها را با آنچه به جاى خدا بندگى [شان‏] مى‏كردند احضار كند، مى‏گويد: آيا شما بندگان مرا گمراه كرديد يا خود راه را گم كردند؟
18- گويند: [بار خدايا] تو را تقديس مى‏كنيم براى خود ما هم شايسته نبود كه به جاى تو كارسازى انتخاب كنيم، ولى تو آنها و پدرانشان را [از نعمتها] برخوردار نمودى، تا اينكه [با سرمستى و غرور] ياد [تو] را فراموش كردند و آنان گروهى ورشكسته بودند.
19- [آن گاه خطاب شود:] معبودانتان دعاوى شما را دروغ شمردند، اكنون قدرت دفع عذاب و يارى [خود] را نداريد و هر كه از شما ستم كند [و عامل شرك در جامعه شود] «5» عذابى بزرگ مى‏چشانيم‏
20- قبل از تو هيچ پيامبرى [را] نفرستاديم، مگر اينكه آنها نيز غذا مى‏خوردند و در [كوچه و] بازار راه مى‏رفتند «6» و شما را وسيله آزمون يكديگر ساخته‏ايم «7» [تا روشن شود] آيا شكيبايى مى‏ورزيد؟ و پروردگار تو [نسبت به همه‏] بيناست.
__________________________________________________
1- به آيه 40 نبأ (78) توجه فرماييد.
2- به آيه 16 طور (52) توجه فرماييد.
3- نقطه مقابل آن، توصيفى است كه در مورد دوزخيان در آيه 54 سبا (34) آمده است.
4- به آيه 194 آل عمران (3) توجه فرماييد.
5- ابن كثير عقيده دارد «ظلم» در اينجا به معنى شرك به خداست آيات 82 انعام (6) و 13 لقمان (31) مؤيد نظر اوست.
6- پاسخ گفتار مشركان است كه در آيات 7 همين سوره (فرقان) و 94 اسراء (17) آمده است.
7- به آيه 165 انعام (6) توجه فرماييد. [.....]
                        ترجمه طاهرى، ص: 362

[ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۱۸ ] [ 10:3 ] [ سعید ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
آیا آنها در قرآن تدبّر نمی‌کنند، یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟!
محمد/24

در این وبلاگ از تفاسیر ترتیبی و موضوعی قرآن و نکات قرآنی مطلب خواهم گذاشت
گاها از تفاسیر نهج البلاغه و مثنوی یا دیگر متون هم نکته میگذارم
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب