منتخب تفاسیر
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا   
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید


سوره فلق‏

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏

آيه 1
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ‏    بگو: پناه مى‏برم به خداوندگارِ سپيده دم.
1خداوند، به پيامبر (ص) فرمان داد كه خود را در پناه او قرار دهد.
قل أعوذ بربّ الفلق‏
2 لزوم به زبان جارى كردن استعاذه به خداوند
قل‏
فعل «قل» گرچه امر به رسول‏اكرم (ص) است؛ ولى وجود آن در قرآن، قرينه تعميم بر ديگران است. اين‏گونه خطاب، از باب استعمال لفظ، در دو مفاد است؛ بدين صورت كه خطاب به فرد معين و خطاب به فرد فرد مردم، هر دو مراد است.
3 خداوند، تدبيركننده صبحدم و صاحب اختيار طلوع فجر است.
بربّ الفلق‏
 «فلق»، به معناى صبح يا فجر است (قاموس). تناسب اين كلمه با معناى «فَلْق» (شكافتن)، از اين جهت است كه طلوع فجر، تاريكى را مى‏شكافد.
4 اشتقاق مخلوقات از يكديگر، جلوه ربوبيت خداوند بر آنان است.
بربّ الفلق‏
از جمله معانى «فَلَق»، تمام مخلوقات است (لسان‏العرب). اطلاق اين وصف بر آنها، به خاطر اين است كه «شقّه شدن» و «شكافتن»، در پيدايش آنها نقشى اساسى دارد.
5 توصيف خداوند به «تدبيركننده صبحدم»، از آداب استعاذه به خداوند
قل أعوذ بربّ الفلق‏
6 خداوند، آموزنده الفاظ استعاذه به پيامبر (ص)
قل أعوذ بربّ الفلق‏
7 پيامبر (ص)، در معرض آسيب و خطر و نيازمند امداد الهى‏
قل أعوذ بربّ الفلق‏
8 خداوند، بر حفاظت انسان‏ها از خطرها و آسيب‏ها توانا است.
قل أعوذ بربّ الفلق‏
9 برطرف شدن تاريكى با طلوع سپيده‏دم، نعمتى بزرگ از جانب خداوند
بربّ الفلق‏
10 برطرف شدن تاريكى شب و شكافتن آن با طلوع صبحدم به تدبير خداوند، دليل توانمندى او بر نجات انسان‏ها از حوادث خطرناك‏
قل أعوذ بربّ الفلق‏
11 توجّه به ربوبيت خداوند و حاكميت تدبير او بر نظام هستى، برانگيزاننده انسان به پناه بردن به او و اطمينان‏بخش و دلگرم‏سازنده پناهندگان است.
قل أعوذ بربّ الفلق‏
12 «رب» از اسما و صفات خداوند
قل أعوذ بربّ الفلق‏
13 «عُقْبة بن عامر قال: قال لى رسول‏اللّه (ص): اقرء «قل أعوذ بربّ‏الفلق» هل تدرى ما الفلق؟ باب فى النار إذا فتح سعّرت جهنم؛
عُقْبة بن عامر گويد: رسول خدا (ص) به من فرمود: (سوره) «قل أعوذ بربّ الفلق» را بخوان، مى‏دانى فلق چيست؟ (آن) درى است در آتش جهنم، هرگاه باز شود جهنم شعله‏ور مى‏گردد».

كليدواژه‏ها:
آتش؛ آرامش؛ استعاذه؛ اللّه؛ امر الهى؛ انسان؛ پناهندگى؛ جهان؛ جهنم؛ خلقت؛ درب؛ رب/ اسما و صفات؛ صبح؛ ظلمت؛ فجر؛ فلق؛ قدرت؛ محمّد (ص)؛ مشرق؛ نصرت؛ نعمت‏

آيه 2
مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ‏    از شرّ آنچه آفريده است.
1خداوند، آفريننده موجودات‏
ما خلق‏
2 انسان، همواره در خطر آسيب ديدن ازبعضى مخلوقات‏
من شرّ ما خلق‏
3 خداوند، توانا بر دفع ضرر و جلوگيرى از آسيب ديدن انسان از ديگر موجودات‏
قل أعوذ ... من شرّ ما خلق‏
4 استعاذه به خداوند براى مصون ساختن خويش در برابر خطر تمامى مخلوقات، توصيه او به پيامبر (ص)
قل أعوذ ... من شرّ ما خلق‏
5 شرور، مستند به مخلوقات است، نه خالق.
من شرّ ما خلق‏
اضافه «شرّ» به «ما»- كه عنوان مخلوقات است- بيانگر استناد شرور به آنها است.
6 تشبيه رهايى از شرور، به شكافتن تاريكى‏
قل أعوذ بربّ الفلق. من شرّ ما خلق‏
7 آفريننده بودن خداوند، دليل توانمندى او بر دفع خطر مخلوقات خويش‏
من شرّ ما خلق‏
توصيف موجودات خطرآفرين، به اين كه خداوند خالق آنها است؛ استدلال بر امكان‏پذير بودن رفع خطر آنها از سوى خداوند است.

كليدواژه‏ها:
استعاذه؛ اللّه؛ امنيت؛ انسان؛ تشبيهات؛ تنزيه؛ خلقت؛ شر؛ ضرر؛ ظلمت؛ عدل؛ قدرت؛ قرآن؛ محمّد (ص)

آيه 3
وَ مِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ‏       و از شرّ شب ظلمانى آن‏گاه كه درآيد.
1پناه بردن به خداوند از شرور شبانه، به ويژه زمان تاريكى مطلق آن، توصيه الهى به پيامبر (ص)
قل أعوذ ... و من شرّ غاسق إذا وقب‏
 «غَسَق»؛ يعنى، آغاز تاريكى شب (صحاح) و «وقوب» (مصدر «وقب»)، به معناى داخل شدن در همه چيز است (لسان‏العرب). مراد از «غاسق إذا وقب»، شب است؛ زمانى كه در همه چيز وارد شده و آن را تاريك سازد (لسان‏العرب به نقل از فرّاء). كلمه «غاسق» با فعل «غَسَقَ» (جريان يافت)،از يك ريشه و نشانگر پخش شدن شب بر موجودات است. اسناد شرّ به شب به جهت مناسب‏تر بودن آن از روز، براى جريان شرور است.
2 خداوند، بر حفاظت انسان از مخفى‏ترين خطرها، توانا است.
و من شرّ غاسق إذا وقب‏
3 قدرت خداوند بر شكافتن تاريكى شب به وسيله سپيده صبح، دليل توانمندى او بر خنثى ساختن تهديدهاى پوشيده و توطئه‏هاى سرّى و شبانه دشمن‏
قل أعوذ بربّ الفلق ... و من شرّ غاسق إذا وقب‏
آيات بعد، قرينه بر اين است كه مراد از خطرهاى شبانه، برنامه ريزى‏هاى كاملًا محرمانه دشمن در شب است.
4 پيامبر (ص)، مورد تهديد دسيسه‏ها و نيرنگ‏هاى فوق سرّى دشمن‏
قل ... و من شرّ غاسق إذا وقب‏
5 «عن النبىّ (ص) فى قوله «و من شرّ غاسق إذا وقب» قال: النجم هو الغاسق و هو الثريا؛
از پيامبر (ص)، درباره سخن خداوند «و من شرّ غاسق إذا وقب» روايت شده كه فرمود: ستاره «نجم» (پروين)، همان چيزى است كه «غاسق» است (يعنى، هنگام تاريكى شديد شب، رؤيت مى‏شود) و (نام ديگر) آن ثريا است».
6 «عن علىّ (ع) أنّه قال: «الغاسق إذا وقب» هو الليل إذا أدبر؛
از امام على (ع) روايت شده كه درباره «الغاسق إذا وقب» فرمود: مقصود، شب است زمانى كه پشت كند و برود».

كليدواژه‏ها:
استعاذه؛ اللّه؛ انسان؛ تهديد؛ دشمنى؛ ستاره؛ شب؛ شر؛ صبح؛ ظلمت؛ قدرت؛ محمّد (ص)؛ مكر

آيه 4
وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ      و از شرّ زنانِ (افسونگر) دمنده در گره‏ها.
1زنانى، در عصر بعثت با گره زدن و افشاندن ترشحات دهان بر گره‏ها، مردم را جادو مى‏كردند.
النفثت فى العقد
فعل «نَفَثَ»، زمانى گفته مى‏شود كه شخص ترشحاتى از دهان بيرون افكند (مصباح) و «نَفْث» شبيه دميدن و كمتر از آب دهان افكندن است (صحاح). حرف «ال» در «النفّاثات»، گرچه براى تعريف جنس است؛ ولى در مقايسه با «غاسق» و «حاسد»- كه نكره آورده شده است ممكن است به معروف بودن كسانى كه «نفّاثة» (افسون‏گر) بودند، نظر داشته باشد.
2 دميدن در گره‏ها و رساندن ذرّات آب دهان به آن به شكلى خاص، نوعى جادو و داراى آثارى نامطلوب بر انسان است.
و من شرّ النفثت فى العقد
3 افسون‏گران، انسان‏هايى شرور و آزاردهنده ديگران‏
و من شرّ النفثت فى العقد
اضافه شرّ در آيه قبل و بعد، به نكره و در اين آيه به معرفه، بيانگر تعميم شر بودن به تمام كسانى است كه «نفّاث» (افسون‏گر) بودند.
4 پيامبر (ص)، در معرض خطر از سوى جادوگران و كسانى كه با دميدن در گره‏هايى مخصوص، درصدد آزار دادن آن حضرت بودند.
و من شرّ النفثت فى العقد
5 پناه بردن به خداوند از شرّ جادوگران، توصيه‏اى الهى به پيامبر (ص)
قل أعوذ ... و من شرّ النفثت فى العقد
6 خداوند، توانا بر ابطال سحر و بى‏اثر كردن نَفَس جادوگران‏
و من شرّ النفثت فى العقد

كليدواژه‏ها:
اذيت؛ استعاذه؛ اسلام؛ اللّه؛ انسان؛ دهان؛ زن؛ سحر؛ شر؛ ضرر؛ قدرت؛ محمّد (ص)

آيه 5  
وَ مِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَد       و از شرّ حسود، آن‏گاه كه حَسَد ورزد.
1حسادت به ديگران، حالتى ناپسند و عملى ساختن آن، شرّآفرين و ضربه‏زننده به آنان است.
و من شرّ حاسد إذا حسد
2 لزوم پناه بردن به خداوند، هنگام تلاش‏هاى حسادت‏آميز ديگران‏.
و من شرّ حاسد إذا حسد
3 خداوند، بر بى‏اثر كردن حسد ديگران و مصون ساختن انسان در برابر تلاش‏هاى عملى حسودان، توانا است.
أعوذ بربّ الفلق ... و من شرّ حاسد إذا حسد
4 پناه بردن به خداوند و به زبان جارى ساختن استعاذه به درگاه او، زمينه‏ساز دور ماندن انسان از آسيب‏هاى حسودان‏.
أعوذ بربّ الفلق ... و من شرّ حاسد إذا حسد
5 توانايى خداوند بر شكافتن تاريكى‏ها با سپيده صبح، دليل قدرت او بر نجات انسان از خطر حسودان‏
قل أعوذ بربّ الفلق ... و من شرّ حاسد إذا حسد
6 پيامبر (ص)، در معرض ضربه خوردن از سوى فرد يا افرادى كه حسادت، آنان را به تلاش‏هاى شرّآفرين وادار مى‏ساخت.
قل ... و من شرّ حاسد إذا حسد
نكره بودن «حاسد»- در مقابل معرفه بودن «النفاثات»- مى‏تواند بيانگر ناشناخته بودن حسودانى باشد كه درصدد ضربه زدن به پيامبر (ص) بودند و ممكن است مراد از آن جنس باشد؛ در آن صورت بر همه حسودان تعميم خواهد يافت.
7 تلاش شديد فردى حسود، براى رساندن شرّ به پيامبر (ص)
و من شرّ حاسد إذا حسد
چنانچه آمدن «حاسد»، براى بيان شدت حسدى باشد كه از فرد حسود سر زده بود، ناشناخته بودن او از آيه استفاده نمى‏شود؛ مؤيد اين احتمال شأن نزول آيه شريفه است كه در آن آمده: آن فرد «لَبيد بن اعْصَم» نام داشته است.
8 خداوند، پيامبر (ص) را به پناه خواستن و امداد طلبيدن از او، در برابر آثار حسادت مردم فرمان داد.
قل أعوذ بربّ الفلق ... و من شرّ حاسد إذا حسد
9 به زبان آوردن آيات سوره «فلق»، از آداب استعاذه به خداوند
قل أعوذ بربّ الفلق ... و من شرّ حاسد إذا حسد
كليدواژه‏ها:
آيه؛ اخلاق؛ اذيت؛ استعاذه؛ اسلام؛ اللّه؛ امنيت؛ انسان؛ تلاوت؛ حسد؛ شر؛ صبح؛ ضرر؛ ظلمت؛ عمل؛ فجر؛ قدرت؛ لبى بن اعصم؛ محمّد (ص)؛ مشرق؛ نصرت‏
                     
                       

[ دوشنبه ۱۳۸۸/۱۲/۱۷ ] [ 21:56 ] [ سعید ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
آیا آنها در قرآن تدبّر نمی‌کنند، یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟!
محمد/24

در این وبلاگ از تفاسیر ترتیبی و موضوعی قرآن و نکات قرآنی مطلب خواهم گذاشت
گاها از تفاسیر نهج البلاغه و مثنوی یا دیگر متون هم نکته میگذارم
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب