X
تبلیغات
منتخب تفاسیر - سوره صف[61]

منتخب تفاسیر

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ منتخب تفاسیر خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

ادامه سوره صف

 

(آيه10)ـ يـكى از اهداف مهم اين سوره , دعوت به ايمان و جهاد است , اين آيه و سه آيه بعد نيز تاكيدى است به اين دو اصل , با مثال لطيفى كه انگيزه حركت الهى را درجان انسان به وجود مى آورد.

نخست مى فرمايد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد! آيا شما را به تجارتى راهنمائى كنم كه شما را از عـذاب دردناك رهائى مى بخشد))؟ (يـا ايها الذين آمنواهل ادلكم على تجـارة تنجيكم من عذاب اليم ).

(آيـه11)ـ سپس به شرح آن تجارت پرسود پرداخته , مى افزايد: ((و آن اين كه به خدا و رسولش ايمان بياوريد و با اموال و جانهايتان در راه خدا جهاد كنيد))(تؤمنون باللّه ورسوله وتجـاهدون فى سبيل اللّه باموالكم وانفسكم ).

بـدون شـك خـدا نـيازى به اين تجارت پرسود ندارد, بلكه تمام منافع آن دربست به مؤمنان تعلق مـى گيرد, لذا در پايان آيه مى فرمايد: ((اين براى شما (از هرچيز) بهتر است اگر بدانيد)) (ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون ).

ايـمـان بـه پـيـامـبر(ص ) از ايمان به خدا جدا نيست , همان گونه كه جهاد با جان , ازجهاد با مال نمى تواند جدا باشد, و اگر مى بينيم جهاد با مال مقدم داشته شده نه به خاطر آن است كه از جهاد بـا جـان مـهمتر مى باشد, بلكه به خاطر اين است كه مقدمه آن محسوب مى شود چرا كه ابزار جهاد ازطريق كمكهاى مالى فراهم مى گردد.

(آيـه12)ـ تـا ايـنـجـا سه ركن اساسى از اركان اين تجارت بزرگ مشخص شد((خريدار)) خداست و ((فـروشنده )) انسانهاى با ايمان , ((و متاع )) جانها و اموالشان ,اكنون نوبت به ركن چهارم مى رسد كه بهاى اين معامله عظيم است .

مى فرمايد: اگر چنين كنيد ((گناهانتان را مى بخشد و شما را در باغهائى ازبهشت داخل مى كند كـه نـهرها از زير درختانش جارى است و در مسكنهاى پاكيزه دربهشت جاويدان جاى مى دهد, و ايـن پيروزى عظيم است )) (يغفر لكم ذنوبكم ويدخلكم جنات تجرى من تحتها الا نهـار ومسـاكن طيبة فى جنات عدن ذلك الفوز العظيم ).

در مـرحـله پاداش اخروى نخست به سراغ آمرزش گناهان مى رود چرا كه بيشترين ناراحتى فكر انـسـان از گـنـاهـان خـويش است , همچنين اين تعبير نشان مى دهد كه نخستين هديه الهى به شهيدان راهش اين است كه تمام گناهانشان رامى بخشد.

(آيـه13)ـ در ايـن آيـه بـه دو شـاخه از مواهب الهى در دنيا نيز اشاره كرده ,مى فرمايد: ((و (نعمت ) ديـگـرى كـه آن را دوسـت داريـد به شما مى بخشد, و آن يارى خداوند, و پيروزى نزديك است )) (واخرى تحبونهـا نصر من اللّه وفتح قريب ).

چه تجارت پرسود و پربركتى ؟ كه سراسرش فتح و پيروزى و نعمت ورحمت است .

سـپـس بـه هـمـين دليل به مؤمنان در مورد اين تجارت بزرگ تبريك مى گويد ومى افزايد: ((و مؤمنان را بشارت ده )) به اين پيروزى بزرگ (وبشر المؤمنين ).

(آيه14)ـ در ايـن آيـه كـه آخـرين آيه سوره صف مى باشد باز تكيه و تاكيد روى امر((جهاد)) است كه محور اصـلـى سـوره را تـشـكيل مى دهد, منتهى از طريقى ديگر اين مساله را تعقيب مى كند, و مطلبى مـهمتر از عنوان بهشت و نعمتهاى بهشتى ارائه داده , مى فرمايد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد! ياوران خدا باشيد)) (يـا ايها الذين آمنوا كونوا انصـاراللّه ).

خدائى كه تمام قدرتها از او سرچشمه مى گيرد و به او باز مى گردد.

سـپـس بـه يك نمونه تاريخى اشاره مى كند تا بدانند اين راه بدون رهرو نبوده ونيست , مى افزايد: ((همان گونه كه عيسى بن مريم به حواريون گفت : چه كسانى در راه خدا ياوران من هستند))؟! (كمـا قـال عيسى ابن مريم للحواريين من انصـارى الى اللّه ).

و ((حـواريون (در پاسخ با نهايت افتخار) گفتند: ما ياوران خدائيم )) (قـال الحواريون نحن انصـار اللّه ).

و در همين مسير با دشمنان حق به مبارزه برخاستند ((در اين هنگام گروهى ازبنى اسرائيل ايمان آوردنـد (و به حواريون پيوستند) و گروهى كافر شدند)) (فـامنت طائفة من بنى اسرائيل وكفرت طائفة ).

ايـنـجـا بود كه نصرت و يارى ما به كمك آنها شتافت ((ما كسانى را كه ايمان آورده بودند در برابر دشمنانشان تاييد كرديم , و سرانجام بر آنان پيروز شدند))(فايدنا الذين آمنوا على عدوهم فاصبحوا ظاهرين ).

شـمـا نـيـز حـواريـون مـحـمد(ص ) هستيد, و به اين افتخار مفتخريد كه ياوران اللّه ورسول خدا مى باشيد, و همان گونه كه حواريون بر دشمنان غلبه كردند شما نيز پيروزخواهيد شد.

 

حواريون كيانند؟

در قـرآن مـجـيـد پنج بار از حواريون مسيح (ع ) ياد شده كه دوبار در همين سوره است , اين تعبير اشاره به دوازده نفر از ياران خاص حضرت مسيح است كه نام آنهادر انجيلهاى كنونى (انجيل متى و لوقا باب 6) ذكر شده است .

در حـديـثـى آمـده است كه پيغمبر گرامى اسلام (ص ) هنگامى كه در ((عقبه )) باجمعى از اهل مـديـنـه كـه بـراى بيعت آمده بودند روبه رو شد فرمود: دوازده نفر ازخودتان را انتخاب و به من مـعـرفى كنيد كه اينها نماينده قوم خود باشند, همان گونه كه حواريون نسبت به عيسى بن مريم بوده اند و اين نيز اهميت مقام آن بزرگواران رانشان مى دهد.

((پايان سوره صف )).

 

[ یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 ] [ 12:54 ] [ ]

[ ]

سوره صف [61]

 

اين سوره در ((مدينه )) نازل شده و داراى 14 آيه است .

 

محتواى سوره :.

اين سوره در حقيقت بر دو محور اساسى دور مى زند:

يـكـى بـرترى اسلام بر تمام آئينهاى آسمانى , و تضمين بقا و جاودانگى آن از سوى خداوند, و ديگر لزوم جهاد در طريق حفظ و پيشرفت اين آئين .

اما در يك نظر مى توان به سه بخش ديگر نيز اشاره كرد.

1ـ دعوت به هماهنگى گفتار و كردار و پرهيز از سخنان بى عمل .

2ـ يادآورى از پيمان شكنى بنى اسرائيل و بشارت مسيح به ظهور اسلام .

3ـ اشاره فشرده اى به زندگى حواريين مسيح و الهام از آنها.

انتخاب نام ((صف )) براى سوره به خاطر تعبيرى است كه در آيه چهارم اين سوره آمده , گاهى نيز به عنوان سوره ((عيسى )) و يا سوره ((حواريين )) ناميده شده است .

 

فضيلت تلاوت سوره :

در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام (ص ) مى خوانيم :

((هركس سوره عيسى (سوره صف ) را بخواند حضرت مسيح بر او درودمى فرستد و تا در دنيا زنده است براى او استغفار مى كند و در قيامت رفيق او است )).

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر.

(آيـه1)ـ آغاز اين سوره نيز تسبيح خداوند است و به همين جهت آن را جزسوره هاى ((مسبحات )) (سوره هائى كه با تسبيح خدا شروع مى شود) شمرده اند.

مـى فـرمايد: ((آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است , همه تسبيح خدامى گويند)) (سبح للّه مـا فى السموات ومـا فى الا رض ).

چـرا تـسـبيح او نگويند و از هر عيب و نقصى منزهش نشمرند با اين كه ((اوشكست ناپذير, و حكيم است )) (وهو العزيز الحكيم ).

(آيـه2)ـ شان نزول : جمعى از مؤمنان پيش از آنكه حكم جهاد نازل شودمى گفتند: اى كاش خداوند بـهـتـرين اعمال را به ما نشان مى داد تا عمل كنيم , چيزى نگذشت كه خداوند به آنها خبر داد كه ((افـضل اعمال , ايمان خالص و جهاد است ))اما اين خبر آنها را ناخوشايند آمد و تعلل ورزيدند, آيه نازل شد و آنها را ملامت كرد.

تـفـسـيـر: ايـن آيـه بـه عنوان ملامت و سرزنش از كسانى كه به گفته هاى خودعمل نمى كنند, مـى فرمايد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد! چرا سخنى مى گوئيد كه عمل نمى كنيد))؟! (يـا ايها الذين آمنوا لم تقولون مـا لا تفعلون ).

(آيـه3)ـ سـپـس در ادامـه هـمـين سخن مى افزايد: ((نزد خدا بسيار موجب خشم است كه سخنى بگوئيد كه عمل نمى كنيد)) (كبر مقتا عنداللّه ان تقولوا مـالا تفعلون ).

آيه فوق هرگونه تخلف از عهد و پيمان و وعده , و حتى به گفته بعضى نذر رانيز شامل مى شود.

در حـديـثى از امام صادق (ع ) مى خوانيم : ((وعده مؤمن به برادرش نوعى نذراست , هرچند كفاره ندارد, و هركس تخلف وعده كند با خدا مخالفت كرده , وخويش را در معرض خشم او قرارداده , و اين همان است كه قرآن مى گويد: ((يـا ايهاالذين آمنوا لم تقولون مـالا تفعلون )).

(آيه4)ـ در اين آيه مساله اصلى را كه مساله جهاد است پيش كشيده ,مى فرمايد: ((خداوند كسانى را دوسـت مى دارد كه در راه او پيكار مى كنند گوئى بنائى آهنين اند)) (ان اللّه يحب الذين يقـاتلون فى سبيله صفا كانهم بنيـان مرصوص ).

بـنـابـراين نفس پيكار مطرح نيست , آنچه مهم است اين كه پيكار ((فى سبيل اللّه ))باشد و آن هم با اتحاد و انسجام كامل همانند سدى فولادين .

از مهمترين عوامل پيروزى در برابر دشمنان انسجام و به هم پيوستگى صفوف در ميدان نبرد است , نـه تـنها در نبردهاى نظامى كه در نبرد سياسى واقتصادى نيز جز از طريق وحدت كارى ساخته نيست .

(آيـه5)ـ در تـعقيب دو دستورى كه در آيات قبل درباره ((هماهنگى گفتار وكردار)) و ((وحدت صـفـوف )) آمـده بود در اين آيه براى تكميل اين معنى به گوشه اى اززندگى دو پيامبر موسى و عـيـسـى (ع ) اشـاره مى كند كه متاسفانه نمونه هاى روشنى از((جدائى گفتار و عمل )) و ((عدم انـسجام صفوف )) در زندگى پيروان آن دو ديده مى شود, با سرنوشت شومى كه به دنبال آن پيدا كردند.

نـخـست مى فرمايد: ((به ياد آوريد هنگامى را كه موسى به قومش گفت : اى قوم من ! چرا مرا آزار مى دهيد با اين كه مى دانيد من فرستاده خدا به سوى شماهستم ))؟! (واذ قـال موسى لقومه يـا قوم لم تؤذوننى وقد تعلمون انى رسول اللّه اليكم ).

ايـن آزار اشـاره بـه نـسـبـتهاى ناروائى است كه به موسى مى دادند و خداوندموسى را از آن مبرا سـاخت , در آيه 69 سوره احزاب مى خوانيم : ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد همانند كسانى نباشيد كه موسى را آزار دادند و خداوند او را (از آنچه در حق او مى گفتند) مبرا ساخت )).

ولـى اين عمل بدون مجازات نماند چنانكه در پايان آيه موردبحث مى خوانيم :((هنگامى كه آنها از حـق مـنحرف شدند خداوند قلوبشان را منحرف ساخت , و خدافاسقان را هدايت نمى كند)) (فلما زاغوا ازاغ اللّه قلوبهم واللّه لا يهدى القوم الفـاسقين ).

از ايـن تـعـبـيـر استفاده مى شود كه هدايت و ضلالت , هرچند از ناحيه خداونداست اما زمينه ها و مقدمات و عوامل آن , از ناحيه خود انسان است .

(آيه6)ـ در اين آيه به مساله رسالت حضرت عيسى (ع ) و كارشكنى و تكذيب بنى اسرائيل در مقابل او اشاره كـرده , مـى افـزايـد ((و (بـه يـاد آوريد) هنگامى را كه عيسى بن مريم گفت : اى بنى اسرائيل ! من فرستاده خدا به سوى شما هستم , اين درحالى است كه تصديق كننده كتابى كه قبل از من فرستاده شده [ تورات ] مى باشم ))(واذ قـال عيسى بن مريم يـا بنى اسرائيل انى رسول اللّه اليكم مصدقا لمـا بين يدى من التورية ).

((و بـشـارت دهـنده به رسولى كه بعد از من مى آيد و نام او احمد است ))(ومبشرا برسول ياتى من بعدى اسمه احمد).

بـنابراين من حلقه اتصالى هستم كه امت موسى و كتاب او را به امت پيامبرآينده (پيامبر اسلام ) و كتاب او, پيوند مى دهم .

گـرچه جمعى از بنى اسرائيل به اين پيامبر موعود ايمان آوردند, اما گروه عظيمى سرسختانه در برابر او ايستادند, و حتى معجزات آشكار او را انكار كردند ولذا در پايان آيه مى افزايد: ((هنگامى كه او [ احـمـد] بـا معجزات و دلائل روشن به سراغ آنان آمد گفتند: اين سحرى است آشكار))! (فلما جـاءهم بالبينـات قـالواهذا سحر مبين ).

عـجـب اين كه : طايفه يهود, قبل از مشركان عرب , اين پيامبر(ص ) را شناخته بودند, اما با اين همه بسيارى از بت پرستان , ايمان آوردند ولى بسيارى از يهود برلجاج و عناد و انكار باقى ماندند.

(آيـه7)ـ در آيـه قـبـل خـوانـديم كه چگونه گروهى معاند و لجوج على رغم بشارت پيامبر پيشين حضرت مسيح (ع ) درباره ظهور پيامبر اسلام (ص ), و على رغم توام بودن دعوت پيامبر اسلام (ص ) با ((بينات )) و دلائل روشن و معجزات , چگونه به مقابله و انكار برخاستند, در اينجا عاقبت كار اين افراد, و سرنوشت آنها راتشريح مى كند.

نخست مى فرمايد: ((چه كسى ظالمتر است از آن كس كه بر خدا دروغ بسته در حالى كه دعوت به اسلام مى شود)) (ومن اظلم ممن افترى على اللّه الكذب وهويدعى الى الا سلا م ).

آرى ! چـنـيـن كسى كه دعوت پيامبر الهى را دروغ , معجزه او را سحر و آئين اورا باطل مى شمرد ستمكارترين مردم است , چرا كه راه هدايت و نجات را به روى خود و ساير بندگان خدا مى بندد.

در پـايـان آيـه مـى افـزايد: ((و خداوند گروه ستمكاران را هدايت نمى كند)) (واللّه لا يهدى القوم الظالمين ).

(آيه8)ـ سـپـس بـراى اين كه نشان دهد دشمنان حق قادر نيستند آئين او را برچينندضمن تشبيه جالبى مى فرمايد: ((آنان مى خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند, ولى خداوند نور خود را كامل مـى كند هرچند كافران خوش نداشته باشند))!(يريدون ليطفؤا نوراللّه بافواههم واللّه متم نوره ولو كره الكـافرون ).

آرى ! هـمـان گونه كه خداوند اراده كرده بود اين نور الهى روز به روز در گسترش است و دامنه اسـلام هـر زمان نسبت به گذشته وسيعتر مى شود, و آمارها نشان مى دهد كه جمعيت مسلمانان جـهـان عـلـى رغـم تلاشهاى مشترك ((صهيونيستها)),((صليبيها)) و ديگر دشمنان اسلام رو به افزايش است .

(آيـه9)ـ در ايـن آيـه بـراى تـاكـيد بيشتر با صراحت مى گويد: ((او كسى است كه رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاده تا او را بر همه اديان غالب سازد هرچندمشركان كراهت داشته باشند)) (هو الذى ارسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون ).

و سـرانـجـام اسـلام هـم از نـظـر منطق , و هم از نظر پيشرفت عملى بر مذاهب ديگر غالب شد, و دشـمـنـان را از قسمتهاى وسيعى از جهان عقب زد و جاى آنها راگرفت و هم اكنون نيز در حال پيشروى است .

الـبـتـه مرحله نهائى اين پيشروى به عقيده ما با ظهور حضرت مهدى ـ عج ـ تحقق مى يابد كه اين آيات خود دليلى بر آن ظهور عظيم است .

[ یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 ] [ 12:51 ] [ ]

[ ]

ادامه سوره صف

 

(آيه8)ـ سـپـس بـراى اين كه نشان دهد دشمنان حق قادر نيستند آئين او را برچينندضمن تشبيه جالبى مى فرمايد: ((آنان مى خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند, ولى خداوند نور خود را كامل مـى كند هرچند كافران خوش نداشته باشند))!(يريدون ليطفؤا نوراللّه بافواههم واللّه متم نوره ولو كره الكـافرون ).

آرى ! هـمـان گونه كه خداوند اراده كرده بود اين نور الهى روز به روز در گسترش است و دامنه اسـلام هـر زمان نسبت به گذشته وسيعتر مى شود, و آمارها نشان مى دهد كه جمعيت مسلمانان جـهـان عـلـى رغـم تلاشهاى مشترك ((صهيونيستها)),((صليبيها)) و ديگر دشمنان اسلام رو به افزايش است .

(آيـه9)ـ در ايـن آيـه بـراى تـاكـيد بيشتر با صراحت مى گويد: ((او كسى است كه رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاده تا او را بر همه اديان غالب سازد هرچندمشركان كراهت داشته باشند)) (هو الذى ارسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون ).

و سـرانـجـام اسـلام هـم از نـظـر منطق , و هم از نظر پيشرفت عملى بر مذاهب ديگر غالب شد, و دشـمـنـان را از قسمتهاى وسيعى از جهان عقب زد و جاى آنها راگرفت و هم اكنون نيز در حال پيشروى است .

الـبـتـه مرحله نهائى اين پيشروى به عقيده ما با ظهور حضرت مهدى ـ عج ـ تحقق مى يابد كه اين آيات خود دليلى بر آن ظهور عظيم است .

(آيه10)ـ يـكى از اهداف مهم اين سوره , دعوت به ايمان و جهاد است , اين آيه و سه آيه بعد نيز تاكيدى است به اين دو اصل , با مثال لطيفى كه انگيزه حركت الهى را درجان انسان به وجود مى آورد.

نخست مى فرمايد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد! آيا شما را به تجارتى راهنمائى كنم كه شما را از عـذاب دردناك رهائى مى بخشد))؟ (يـا ايها الذين آمنواهل ادلكم على تجـارة تنجيكم من عذاب اليم ).

(آيـه11)ـ سپس به شرح آن تجارت پرسود پرداخته , مى افزايد: ((و آن اين كه به خدا و رسولش ايمان بياوريد و با اموال و جانهايتان در راه خدا جهاد كنيد))(تؤمنون باللّه ورسوله وتجـاهدون فى سبيل اللّه باموالكم وانفسكم ).

بـدون شـك خـدا نـيازى به اين تجارت پرسود ندارد, بلكه تمام منافع آن دربست به مؤمنان تعلق مـى گيرد, لذا در پايان آيه مى فرمايد: ((اين براى شما (از هرچيز) بهتر است اگر بدانيد)) (ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون ).

ايـمـان بـه پـيـامـبر(ص ) از ايمان به خدا جدا نيست , همان گونه كه جهاد با جان , ازجهاد با مال نمى تواند جدا باشد, و اگر مى بينيم جهاد با مال مقدم داشته شده نه به خاطر آن است كه از جهاد بـا جـان مـهمتر مى باشد, بلكه به خاطر اين است كه مقدمه آن محسوب مى شود چرا كه ابزار جهاد ازطريق كمكهاى مالى فراهم مى گردد.

(آيـه12)ـ تـا ايـنـجـا سه ركن اساسى از اركان اين تجارت بزرگ مشخص شد((خريدار)) خداست و ((فـروشنده )) انسانهاى با ايمان , ((و متاع )) جانها و اموالشان ,اكنون نوبت به ركن چهارم مى رسد كه بهاى اين معامله عظيم است .

مى فرمايد: اگر چنين كنيد ((گناهانتان را مى بخشد و شما را در باغهائى ازبهشت داخل مى كند كـه نـهرها از زير درختانش جارى است و در مسكنهاى پاكيزه دربهشت جاويدان جاى مى دهد, و ايـن پيروزى عظيم است )) (يغفر لكم ذنوبكم ويدخلكم جنات تجرى من تحتها الا نهـار ومسـاكن طيبة فى جنات عدن ذلك الفوز العظيم ).

در مـرحـله پاداش اخروى نخست به سراغ آمرزش گناهان مى رود چرا كه بيشترين ناراحتى فكر انـسـان از گـنـاهـان خـويش است , همچنين اين تعبير نشان مى دهد كه نخستين هديه الهى به شهيدان راهش اين است كه تمام گناهانشان رامى بخشد.

(آيـه13)ـ در ايـن آيـه بـه دو شـاخه از مواهب الهى در دنيا نيز اشاره كرده ,مى فرمايد: ((و (نعمت ) ديـگـرى كـه آن را دوسـت داريـد به شما مى بخشد, و آن يارى خداوند, و پيروزى نزديك است )) (واخرى تحبونهـا نصر من اللّه وفتح قريب ).

چه تجارت پرسود و پربركتى ؟ كه سراسرش فتح و پيروزى و نعمت ورحمت است .

سـپـس بـه هـمـين دليل به مؤمنان در مورد اين تجارت بزرگ تبريك مى گويد ومى افزايد: ((و مؤمنان را بشارت ده )) به اين پيروزى بزرگ (وبشر المؤمنين ).

(آيه14)ـ در ايـن آيـه كـه آخـرين آيه سوره صف مى باشد باز تكيه و تاكيد روى امر((جهاد)) است كه محور اصـلـى سـوره را تـشـكيل مى دهد, منتهى از طريقى ديگر اين مساله را تعقيب مى كند, و مطلبى مـهمتر از عنوان بهشت و نعمتهاى بهشتى ارائه داده , مى فرمايد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد! ياوران خدا باشيد)) (يـا ايها الذين آمنوا كونوا انصـاراللّه ).

خدائى كه تمام قدرتها از او سرچشمه مى گيرد و به او باز مى گردد.

سـپـس بـه يك نمونه تاريخى اشاره مى كند تا بدانند اين راه بدون رهرو نبوده ونيست , مى افزايد: ((همان گونه كه عيسى بن مريم به حواريون گفت : چه كسانى در راه خدا ياوران من هستند))؟! (كمـا قـال عيسى ابن مريم للحواريين من انصـارى الى اللّه ).

و ((حـواريون (در پاسخ با نهايت افتخار) گفتند: ما ياوران خدائيم )) (قـال الحواريون نحن انصـار اللّه ).

و در همين مسير با دشمنان حق به مبارزه برخاستند ((در اين هنگام گروهى ازبنى اسرائيل ايمان آوردنـد (و به حواريون پيوستند) و گروهى كافر شدند)) (فـامنت طائفة من بنى اسرائيل وكفرت طائفة ).

ايـنـجـا بود كه نصرت و يارى ما به كمك آنها شتافت ((ما كسانى را كه ايمان آورده بودند در برابر دشمنانشان تاييد كرديم , و سرانجام بر آنان پيروز شدند))(فايدنا الذين آمنوا على عدوهم فاصبحوا ظاهرين ).

شـمـا نـيـز حـواريـون مـحـمد(ص ) هستيد, و به اين افتخار مفتخريد كه ياوران اللّه ورسول خدا مى باشيد, و همان گونه كه حواريون بر دشمنان غلبه كردند شما نيز پيروزخواهيد شد.

 

حواريون كيانند؟

در قـرآن مـجـيـد پنج بار از حواريون مسيح (ع ) ياد شده كه دوبار در همين سوره است , اين تعبير اشاره به دوازده نفر از ياران خاص حضرت مسيح است كه نام آنهادر انجيلهاى كنونى (انجيل متى و لوقا باب 6) ذكر شده است .

در حـديـثـى آمـده است كه پيغمبر گرامى اسلام (ص ) هنگامى كه در ((عقبه )) باجمعى از اهل مـديـنـه كـه بـراى بيعت آمده بودند روبه رو شد فرمود: دوازده نفر ازخودتان را انتخاب و به من مـعـرفى كنيد كه اينها نماينده قوم خود باشند, همان گونه كه حواريون نسبت به عيسى بن مريم بوده اند و اين نيز اهميت مقام آن بزرگواران رانشان مى دهد.

((پايان سوره صف )).

 

[ چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 ] [ 0:15 ] [ ]

[ ]

سوره صف [61]

 

اين سوره در ((مدينه )) نازل شده و داراى 14 آيه است .

 

محتواى سوره :.

اين سوره در حقيقت بر دو محور اساسى دور مى زند:

يـكـى بـرترى اسلام بر تمام آئينهاى آسمانى , و تضمين بقا و جاودانگى آن از سوى خداوند, و ديگر لزوم جهاد در طريق حفظ و پيشرفت اين آئين .

اما در يك نظر مى توان به سه بخش ديگر نيز اشاره كرد.

1ـ دعوت به هماهنگى گفتار و كردار و پرهيز از سخنان بى عمل .

2ـ يادآورى از پيمان شكنى بنى اسرائيل و بشارت مسيح به ظهور اسلام .

3ـ اشاره فشرده اى به زندگى حواريين مسيح و الهام از آنها.

انتخاب نام ((صف )) براى سوره به خاطر تعبيرى است كه در آيه چهارم اين سوره آمده , گاهى نيز به عنوان سوره ((عيسى )) و يا سوره ((حواريين )) ناميده شده است .

 

فضيلت تلاوت سوره :

در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام (ص ) مى خوانيم :

((هركس سوره عيسى (سوره صف ) را بخواند حضرت مسيح بر او درودمى فرستد و تا در دنيا زنده است براى او استغفار مى كند و در قيامت رفيق او است )).

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر.

(آيـه1)ـ آغاز اين سوره نيز تسبيح خداوند است و به همين جهت آن را جزسوره هاى ((مسبحات )) (سوره هائى كه با تسبيح خدا شروع مى شود) شمرده اند.

مـى فـرمايد: ((آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است , همه تسبيح خدامى گويند)) (سبح للّه مـا فى السموات ومـا فى الا رض ).

چـرا تـسـبيح او نگويند و از هر عيب و نقصى منزهش نشمرند با اين كه ((اوشكست ناپذير, و حكيم است )) (وهو العزيز الحكيم ).

(آيـه2)ـ شان نزول : جمعى از مؤمنان پيش از آنكه حكم جهاد نازل شودمى گفتند: اى كاش خداوند بـهـتـرين اعمال را به ما نشان مى داد تا عمل كنيم , چيزى نگذشت كه خداوند به آنها خبر داد كه ((افـضل اعمال , ايمان خالص و جهاد است ))اما اين خبر آنها را ناخوشايند آمد و تعلل ورزيدند, آيه نازل شد و آنها را ملامت كرد.

تـفـسـيـر: ايـن آيـه بـه عنوان ملامت و سرزنش از كسانى كه به گفته هاى خودعمل نمى كنند, مـى فرمايد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد! چرا سخنى مى گوئيد كه عمل نمى كنيد))؟! (يـا ايها الذين آمنوا لم تقولون مـا لا تفعلون ).

(آيـه3)ـ سـپـس در ادامـه هـمـين سخن مى افزايد: ((نزد خدا بسيار موجب خشم است كه سخنى بگوئيد كه عمل نمى كنيد)) (كبر مقتا عنداللّه ان تقولوا مـالا تفعلون ).

آيه فوق هرگونه تخلف از عهد و پيمان و وعده , و حتى به گفته بعضى نذر رانيز شامل مى شود.

در حـديـثى از امام صادق (ع ) مى خوانيم : ((وعده مؤمن به برادرش نوعى نذراست , هرچند كفاره ندارد, و هركس تخلف وعده كند با خدا مخالفت كرده , وخويش را در معرض خشم او قرارداده , و اين همان است كه قرآن مى گويد: ((يـا ايهاالذين آمنوا لم تقولون مـالا تفعلون )).

(آيه4)ـ در اين آيه مساله اصلى را كه مساله جهاد است پيش كشيده ,مى فرمايد: ((خداوند كسانى را دوسـت مى دارد كه در راه او پيكار مى كنند گوئى بنائى آهنين اند)) (ان اللّه يحب الذين يقـاتلون فى سبيله صفا كانهم بنيـان مرصوص ).

بـنـابـراين نفس پيكار مطرح نيست , آنچه مهم است اين كه پيكار ((فى سبيل اللّه ))باشد و آن هم با اتحاد و انسجام كامل همانند سدى فولادين .

از مهمترين عوامل پيروزى در برابر دشمنان انسجام و به هم پيوستگى صفوف در ميدان نبرد است , نـه تـنها در نبردهاى نظامى كه در نبرد سياسى واقتصادى نيز جز از طريق وحدت كارى ساخته نيست .

(آيـه5)ـ در تـعقيب دو دستورى كه در آيات قبل درباره ((هماهنگى گفتار وكردار)) و ((وحدت صـفـوف )) آمـده بود در اين آيه براى تكميل اين معنى به گوشه اى اززندگى دو پيامبر موسى و عـيـسـى (ع ) اشـاره مى كند كه متاسفانه نمونه هاى روشنى از((جدائى گفتار و عمل )) و ((عدم انـسجام صفوف )) در زندگى پيروان آن دو ديده مى شود, با سرنوشت شومى كه به دنبال آن پيدا كردند.

نـخـست مى فرمايد: ((به ياد آوريد هنگامى را كه موسى به قومش گفت : اى قوم من ! چرا مرا آزار مى دهيد با اين كه مى دانيد من فرستاده خدا به سوى شماهستم ))؟! (واذ قـال موسى لقومه يـا قوم لم تؤذوننى وقد تعلمون انى رسول اللّه اليكم ).

ايـن آزار اشـاره بـه نـسـبـتهاى ناروائى است كه به موسى مى دادند و خداوندموسى را از آن مبرا سـاخت , در آيه 69 سوره احزاب مى خوانيم : ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد همانند كسانى نباشيد كه موسى را آزار دادند و خداوند او را (از آنچه در حق او مى گفتند) مبرا ساخت )).

ولـى اين عمل بدون مجازات نماند چنانكه در پايان آيه موردبحث مى خوانيم :((هنگامى كه آنها از حـق مـنحرف شدند خداوند قلوبشان را منحرف ساخت , و خدافاسقان را هدايت نمى كند)) (فلما زاغوا ازاغ اللّه قلوبهم واللّه لا يهدى القوم الفـاسقين ).

از ايـن تـعـبـيـر استفاده مى شود كه هدايت و ضلالت , هرچند از ناحيه خداونداست اما زمينه ها و مقدمات و عوامل آن , از ناحيه خود انسان است .

(آيه6)ـ در اين آيه به مساله رسالت حضرت عيسى (ع ) و كارشكنى و تكذيب بنى اسرائيل در مقابل او اشاره كـرده , مـى افـزايـد ((و (بـه يـاد آوريد) هنگامى را كه عيسى بن مريم گفت : اى بنى اسرائيل ! من فرستاده خدا به سوى شما هستم , اين درحالى است كه تصديق كننده كتابى كه قبل از من فرستاده شده [ تورات ] مى باشم ))(واذ قـال عيسى بن مريم يـا بنى اسرائيل انى رسول اللّه اليكم مصدقا لمـا بين يدى من التورية ).

((و بـشـارت دهـنده به رسولى كه بعد از من مى آيد و نام او احمد است ))(ومبشرا برسول ياتى من بعدى اسمه احمد).

بـنابراين من حلقه اتصالى هستم كه امت موسى و كتاب او را به امت پيامبرآينده (پيامبر اسلام ) و كتاب او, پيوند مى دهم .

گـرچه جمعى از بنى اسرائيل به اين پيامبر موعود ايمان آوردند, اما گروه عظيمى سرسختانه در برابر او ايستادند, و حتى معجزات آشكار او را انكار كردند ولذا در پايان آيه مى افزايد: ((هنگامى كه او [ احـمـد] بـا معجزات و دلائل روشن به سراغ آنان آمد گفتند: اين سحرى است آشكار))! (فلما جـاءهم بالبينـات قـالواهذا سحر مبين ).

عـجـب اين كه : طايفه يهود, قبل از مشركان عرب , اين پيامبر(ص ) را شناخته بودند, اما با اين همه بسيارى از بت پرستان , ايمان آوردند ولى بسيارى از يهود برلجاج و عناد و انكار باقى ماندند.

(آيـه7)ـ در آيـه قـبـل خـوانـديم كه چگونه گروهى معاند و لجوج على رغم بشارت پيامبر پيشين حضرت مسيح (ع ) درباره ظهور پيامبر اسلام (ص ), و على رغم توام بودن دعوت پيامبر اسلام (ص ) با ((بينات )) و دلائل روشن و معجزات , چگونه به مقابله و انكار برخاستند, در اينجا عاقبت كار اين افراد, و سرنوشت آنها راتشريح مى كند.

نخست مى فرمايد: ((چه كسى ظالمتر است از آن كس كه بر خدا دروغ بسته در حالى كه دعوت به اسلام مى شود)) (ومن اظلم ممن افترى على اللّه الكذب وهويدعى الى الا سلا م ).

آرى ! چـنـيـن كسى كه دعوت پيامبر الهى را دروغ , معجزه او را سحر و آئين اورا باطل مى شمرد ستمكارترين مردم است , چرا كه راه هدايت و نجات را به روى خود و ساير بندگان خدا مى بندد.

در پـايـان آيـه مـى افـزايد: ((و خداوند گروه ستمكاران را هدايت نمى كند)) (واللّه لا يهدى القوم الظالمين ).

[ چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 ] [ 0:14 ] [ ]

[ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه