همان طور كه در پايان جنگ احد افكنديم و نمونه آن را ديديد..............
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...




سوره آل عمران
محتواى سوره:
1. بخش مهمّى از اين سوره، از توحيد و صفات خداوند و معاد و معارف اسلامى بحث مى كند.
2. بخش ديگرى، درباره جهاد و دستورهاى مهم آن و حيات جاويدان شهيدان راه
خدا، همچنين درسهاى عبرتى كه در دو غزوه بدر و اُحُد بود سخن مى گويد.......
ادامه مطلب...
***امر به معروف و نهى از منكر، وظيفه همه مسلمانان است يا گروهى خاص؟
براى ماشينى كه در مسير يك طرفه بر خلاف همه رانندگى مىكند، دو نوع برخورد لازم است: يكى آنكه تمام رانندگان با بوق و چراغ مخالفت خود را با كار او اعلام كنند، دوم آنكه پليس، راننده را جريمه كند.
قرآن نيز هم تمام مسلمانان را به امر به معروف و نهى از منكر سفارش كرده و فرموده است: «كُنتم خَيرَ اُمّة اُخرِجَت للنّاس تَأمرون بِالمَعروف و تَنهَون عن المنكر» (سوره آلعمران، آيه 110) شما بهترين امّتى هستيد كه جلوه كردهايد به شرط آنكه امر به معروف و نهى از منكر كنيد.
و در جاى ديگر مىفرمايد: از ميان شما مسلمين گروهى ويژه بايد مسئول امر به معروف و نهى از منكر شوند. «ولتكن منكم اُمّة يَدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و يَنهون عن المنكر» (سوره آلعمران، آيه 104)
حجت الاسلام والمسلمين قرائتي
لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ سَنَكْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ (181) ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبِيدِ (182) [سوره آلعمران ]
همانا خداوند سخن كسانى را كه گفتند: خدا فقير است و ما توانگريم، شنيد. به زودى اين سخن آنان، و به ناحق كشتن آنان پيامبران را، خواهيم نوشت و به آنان خواهيم گفت: بچشيد عذاب آتش سوزان را.
آن (عذاب) به سبب دست آورد قبلى خودتان است و همانا خداوند نسبت به بندگان، ستمگر نيست.
تفسير نور:در تفاسير مىخوانيم كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نامهاى به يهود بنى قينقاع نوشت و آنان را به ايمان، نماز، زكات و انفاق، دعوت كرد. وقتى اين نامه به دست دانشمند يهوديان به نام «فتحاص» در محل تدريس او رسيد، رو به شاگردان و حاضران كرد و با استهزا گفت: طبق اين دعوت، خدا فقير است و ما غنى هستيم. او از ما قرض مىخواهد و وعدهى ربا و اضافه مىدهد! يهوديان زمان رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله چون به رفتار نياكان خود در مورد قتل انبيا راضى بودند، خداوند نسبت قتل را به آنان نيز مىدهد. «وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِياءَ» امام باقر عليه السلام دربارهى اين آيه فرمودند: كسانى كه امام را نسبت به آنچه به او مىدهند فقير مىدانند، نظير كسانى هستند كه مىگويند: «إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ» «تفسير نور الثقلين بحار، ج 24، ص 278.»
پيامها:
1 خدا همهى گفتهها را مىشنود، پس هر حرفى را بر زبان نياوريم. «لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ»
2 جهل و غرور، مرز و نهايت ندارد، تا آنجا كه بشر ناتوان نيازمند مىگويد:خداوند فقير است و ما غنى هستيم. «إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ»
3 احساس غنا و بىنيازى، زمينهى سرپيچى از فرامين الهى و استهزاى آنهاست.«نَحْنُ أَغْنِياءُ»
4 برخى كوتهفكر، گمان مىكنند ريشهى دستورات الهى نياز است. «إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ»
5 همهى گفتارها و كردارها ثبت مىشود. «سَنَكْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ»
6 گناهِ ياوه گويى دربارهى خداوند، هم سنگِ گناه كشتن انبياست. «قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ»، «وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِياءَ»
7 انسان در انجام عمل آزاد است، لذا كارها به خود او نسبت داده مىشود.«قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ»
8 كيفرهاى الهى، ظلم خدا بر بشر نيست، بلكه ظلم بشر بر نفس خويشتن است. «أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ»
9 اگر خداوند افراد بخيل و قاتلان انبيا را مجازات نكند، به فقرا و انبيا ظلم كرده است. «أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ»
سوره آلعمران [3]
اين سوره در مدينه نازل شده و داراى
200 آيه است .
سوره آل عمران، اين مقصود را دنبال مىكند كه
مؤمنين را به توحيد كلمه بخواند، تشويقشان كند تا هر چه زودتر يك پارچه شوند، و
خود را براى مقابله با دشمنان يعنى يهود و نصارا و مشركين آماده سازند، بايد در
مقابل ناملايماتى كه مىبينند صبر كنند، زيرا موقعيتى بس خطرناك دارند، چون دشمنان
مشغول جمعآورى نيرو هستند و در خاموش كردن نور خدا با دست و دهان خود يكدل و يك
جهت شدهاند.
اين احتمال خيلى به ذهن نزديك مىرسد كه سوره
آل عمران همهاش يكباره نازل شده باشد، براى اينكه آياتش كه دويست آيه است ظهورى
روشن در بهم پيوستگى و انسجام دارد، و از اول تا به آخر متناسب با هم است، و
پيداست كه همه اغراض آنها بهم مربوط است.
و به همين جهت اين احتمال از هر احتمالى ديگر
بنظر قوىتر مىآيد، كه بگوئيم اين سوره وقتى به رسول خدا (ص) نازل شده كه تا
حدودى دعوتش جا افتاده بود براى اينكه در بين آياتش، هم سخنى از جنگ احد، و واقعه
مباهله و نفرين كردن با نصاراى نجران، و يادى از كار يهود ديده مىشود و هم تحريكى
نسبت به مشركين است. و نيز مسلمانان را به صبر مىخواند، و دستور مىدهد تا يكديگر
را به صبر سفارش كنند، و دست به دست يكديگر داده وحدتى تشكيل دهند.
و همه اينها مؤيد اين معنا است كه سوره مورد
بحث، در روزگارى نازل شده كه مسلمانان، مبتلا به دفاع از حوزه دين بودند، دفاعى كه
براى آن، همه قوا و اركان خود را بسيج كرده بودند.
از يك طرف در اثر فتنهجوئيهاى يهود و نصارا در
داخل جمعيت خود، با درگيريها و فتنه و آشوبها روبرو بودند، فتنههايى كه تشكل آنان
را سست مىكرد، بايد براى خاموش كردن آشوبهاى آنان قسمت عمدهاى از وقت خود را صرف
احتجاج و بگومگوى با آنان كنند، و از سوى ديگر با مشركين درگير بودند، و بايد با
آنها بجنگند، و هميشه در حال آماده باش بوده و لحظهاى امنيت نداشته باشند، چون در
آن ايام اسلام در حال انتشار بوده و آوازهاش همه جا را پر كرده بود، و مردم دنيا
چه يهودش و چه مسيحيش و چه مشركش همه عليه اسلام قيام كرده بودند.
از پشت سر اين سه طايفه دو امپراطورى بزرگ آن
روز دنيا يعنى روم و ايران و غيره نيز چنگ و دندان نشان مىدادند.
خداى سبحان در اين سوره از حقايق و
معارفى كه بشر را به سوى آنها هدايت فرموده آن مقدارى را كه باعث دلگرمى مؤمنين
است يادآور مىشود تا مؤمنين، هم دلخوش شوند و هم آلودگى شبهات و وساوس شيطانى و
تسويلات اهل كتاب از دلهاشان زايل شود، و هم برايشان روشن گردد كه خداى تعالى هرگز
از تدبير ملك خود غافل نبوده، و خلق او را عاجز نكردهاند، و اگر دين خود را تشريع
نموده و جمعى از بندگانش را بسوى آن دين هدايت نموده، همه بر طبق طريقه و عادت
جاريه و سنت دائمى خود بوده، و آن سنت عبارت است از سنت علل و اسباب پس مؤمن و
كافر هم طبق همين سنت علل و اسباب زندگى مىكنند، يك روز دنيا به كام كافر و روزى
ديگر به كام مؤمن است چون دنيا ميدان امتحان است، و امروز روز عمل و فردا روز جزا
است.
روى هم رفته محورهاى اصلى بحثهاى اين سوره ،
محورهاى زير است 1 - بخش مهمى از آن از توحيد و صفات خداوند و معاد و معارف اسلامى
بحث مى كند.
2 - بخش ديگرى پيرامون جهاد و دستورات مهم و
ظريفى در اين زمينه و همچنين درسهاى عبرتى كه در دو غزوه مهم اسلامى (بدر و احد)
بود سخن
مى گويد، و همچنين شرح امدادهاى الهى نسبت به
مؤ منان و حيات جاويدان شهيدان راه خدا.
3 - در قسمتى از اين سوره ، به يك سلسله احكام
اسلامى در زمينه لزوم وحدت صفوف مسلمين و خانه كعبه و فريضه حج و امر به معروف و
نهى از منكر و تولى و تبرى (دوستى با دوستان حق و دشمنى با دشمنان حق ) و مساله
امانت ، و انفاق در راه خدا و ترك دروغ و مقاومت و پايمردى در مقابل دشمن و صبر و
شكيبائى در مقابل مشكلات و آزمايشهاى مختلف الهى و ذكر خداوند در هر حال ، اشارات
پر معنايى شده است .
4 - براى تكميل اين بحثها، بخشى از
تاريخ انبياء از جمله : آدم و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و ساير انبياء
(عليهمالسلام ) و داستان مريم و مقامات اين زن بزرگ و توطئه هاى پيروان متمرد حضرت
موسى (عليه السلام ) و مسيح (عليه السلام ) در برابر اسلام ، نيز ذكر شده است .


