منتخب تفاسیر

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ منتخب تفاسیر خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

برگزيده تفسير نمونه:آيت الله مکارم شيرازي /زير نظر:استاد محقق/ سـوره توبه از  آیه 91 تا انتها


ادامه مطلب

[ چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389 ] [ 19:57 ] [ ]

[ ]

برگزيده تفسير نمونه:آيت الله مکارم شيرازي /زير نظر:استاد محقق/ سـوره توبه از آیه 41 تا 90


ادامه مطلب

[ چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389 ] [ 19:55 ] [ ]

[ ]

برگزيده تفسير نمونه:آيت الله مکارم شيرازي /زير نظر:استاد محقق/ سـوره توبه از ابتدا تا آیه 40


ادامه مطلب

[ چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389 ] [ 19:52 ] [ ]

[ ]

بَرَآءَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِينَ‏(توبه، 1)
 (اين آيات اعلام جدائى و) بيزارى و برائتى است از سوى خدا و پيامبرش، نسبت به مشركانى كه با آنان پيمان بسته‏ايد.

   

از اين كه براى اين سوره در روايات، نام‏هاى «برائت» و «توبه» آمده است، مى‏فهميم كه جزء سوره‏ى انفال نيست، بلكه سوره‏اى مستقلّ است.
از اين كه سوره، به دليل محتواى قهرآميزش بدون «بسم اللَّه» شروع شده است، مى‏فهميم كه «بسم اللَّه» در هر سوره، متعلّق به همان سوره و جزء آن است، نه آنكه به عنوان تشريفات ويا...، در اوّل هر سوره بيايد.
اعلام برائت، به خاطر پيمان‏شكنى كفّار بود كه در آيه‏ى 7 و 8 مطرح شده است، و گرنه قانون كلّى، مراعات پيمان‏هاست و تا طرفِ مقابل به پيمان وفادار باشد، بايد آن را نگهداشت. چنانكه در آيه‏ى 4 آمده است: «الاّ الّذينَ عاهَدتُم من المشركِينَ ثمّ لَم‏ينقُصوكم شيئاً ولم يُظاهروا عليكم اَحداً فاتّموا اليهم عهدهم الى مدّتهم» به ميثاقتان با مشركانى كه پيمان نشكسته و توطئه‏اى نكرده‏اند، تا آخرِ مدّت وفادار بمانيد. به علاوه مسلمانان به دليل ضعف، تن به آن قرارداد دادند، وگرنه خواسته‏ى مسلمانان، قلع و قمع هر چه سريعتر شرك است.

 

ماجراى اعلان آيات سوره توبه

در سال هشتم هجرى مكّه فتح شد، امّا مشركان همچنان براى انجام مراسم عبادى خود كه آميخته با خرافات و انحرافات بود، به مكّه مى‏آمدند. از جمله عاداتشان اين بود؛ لباسى را كه با آن طواف مى‏كردند، صدقه مى‏دادند. يك زن كه مى‏خواست طواف‏هاى بيشترى انجام دهد، چون  ديگر لباسى نداشت، به اجبار كفّار برهنه طواف كرد و مردم به او نگاه مى‏كردند.
 اين وضع براى پيامبر و مسلمانان كه در اوج قدرت بودند، غير قابل تحمّل بود. پيامبر منتظر فرمان خدا بود تا آنكه اين سوره در مدينه نازل شد. پيامبرصلى الله عليه وآله به ابوبكر مأموريت داد تا آياتى از آن را بر مردم مكّه بخواند. شايد انتخاب ابوبكر به دليل آن بود كه او پيرمرد بود و كسى نسبت به او حساسيّت نداشت.
امّا وقتى او به نزديك مكّه رسيد، جبرئيل از سوى خدا پيام آورد كه تلاوت آيات را بايد كسى انجام دهد كه از خاندان پيامبر باشد. آن حضرت، على‏عليه السلام را مأمور اين كار كرد و فرمود: من از او هستم و او از من است. على‏عليه السلام در وسط راه آيات را از ابوبكر گرفت و به مكّه رفت و بر مشركان قرائت نمود.
ماجراى تلاوت آيات اين سوره توسّط على‏عليه السلام، در كتب اهل سنّت نيز آمده و از اصحاب، كسانى همچون ابوبكر و على‏عليه السلام، ابن عباس، انس‏بن مالك، جابربن عبداللَّه انصارى آن را روايت كرده‏اند و در مدارك بسيارى نقل شده است.(1)
برخى از اهل سنّت(2) تلاش كرده‏اند كه آن را امرى عادّى جلوه دهند تا امتيازى براى حضرت على‏عليه السلام به حساب نيايد و تحويل مأموريت تلاوت را به على‏عليه السلام، براى تأليف دلِ او دانسته‏اند، نه امتيازى براى او. در حالى كه براى به دست آوردن دل كسى، كارى بى‏خطر به او محوّل مى‏كنند، نه تلاوت آياتِ برائت از مشركين، آن هم در منطقه‏ى شرك و توسّط كسى كه بسيارى از مشركان را در جنگ‏ها كشته است و عدّه‏اى كينه‏ى او را در دل دارند!
وقتى خداوند به حضرت موسى‏عليه السلام فرمان داد كه نزد فرعون رفته او را به توحيد دعوت كند، وى گفت: خدايا من يك نفر از آنان را كشته‏ام، مى‏ترسم مرا به قصاص بكشند، برادرم را به همراه من بفرست. ولى على‏عليه السلام كه تعداد زيادى از سران شرك را كشته بود، به تنهايى رفت و آياتِ برائت را در نهايت آرامش خواند، آن هم در جاى حسّاسى چون منى‏ و كنار جمره‏ى عقبه.

نكاتى كه توسّط على عليه السلام به كفّار اعلام شد عبارت بود از:

1 اعلام برائت و لغو پيمان‏ها.

2 ممنوعيّت شركت مشركان در حج از سال آينده.

3 ممنوعيّت طواف در حالت برهنگى.

4 ممنوعيّت ورود مشركان به خانه خدا.

 

 1) مسند احمد حنبل، (ج‏3، ص‏212 و 283 ؛ ج‏1، ص‏151 و 330)، مستدرك صحيحين، (ج‏3، ص‏51)، تفسير المنار، (ج‏10، ص‏157)، تفسير طبرى، (ج‏10، ص‏46)، تفسير ابن كثير (ج‏2، ص‏322 - 333)، احقاق‏الحق، (ج 5، ص 368) و فضائل‏الخمسه، (ج‏2، ص‏342). و در الغدير، (ج‏6، ص 338) نام 73 نفر كه اين ماجرا را نقل كرده‏اند آمده است.
2) فخررازى در تفسير كبير و آلوسى در تفسير درّالمنثور.

[ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ] [ 17:24 ] [ ]

[ ]

[سوره التوبة (9): آيه 53و54]

 

قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْماً فاسِقِينَ (53)

(به منافقانى كه به جاى حضور در جبهه، قصد كمك مالى دارند) بگو: چه از روى علاقه انفاق كنيد و چه از روى كراهت، هرگز از شما پذيرفته نخواهد شد، زيرا شما قومى فاسق بوده‏ايد.

 

نكته‏ها:

به گفته‏ى تفاسير، منافقانى كه در جنگ تبوك شركت نكردند، مى‏خواستند با كمك مالى به جبهه، خود را شريك پيروزى بدانند.

قبول نشدن انفاق منافقان، يا به اين معنى است كه در دنيا كمك‏هاى مالى از آنان دريافت نمى‏شود، يا آنكه در آخرت پاداشى ندارند.

پيام ها:

1 انفاق تنها براى سير كردن شكم نيست، اصلاح روح و رشد معنوى هم مورد نظر اسلام است. «أَنْفِقُوا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً»

2 روح، نيّت و باطن افراد، در ارزش اعمالشان اثر دارد. منافقى كه از پيروزى مسلمانان ناراحت و از آسيب رسيدن به آنان خوشحال مى‏شود، اعمالش با اين آلودگى باطن، بى‏اثر است. «أَنْفِقُوا» ... «لَنْ يُتَقَبَّلَ»

3 خدمات و انفاق‏هاى منافقان، بى‏ارزش است و حبط مى‏شود. «أَنْفِقُوا» ... «لَنْ يُتَقَبَّلَ»

4 هر كمكى را از هر كسى قبول نكنيم. «لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ»

5 شرط قبولى اعمال، تقوا و پاكدلى است و مسائل سياسى، اجتماعى، عبادى و اخلاقى با هم پيوند دارند. «لَنْ يُتَقَبَّلَ» ... «كُنْتُمْ قَوْماً فاسِقِينَ»

6 فسق، مانع قبولى اعمال است. «إِنَّكُمْ» ... «فاسِقِينَ»

 

وَ ما مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلاَّ وَ هُمْ كُسالى‏ وَ لا يُنْفِقُونَ إِلاَّ وَ هُمْ كارِهُونَ (54)

و چيزى منافقان را از پذيرفته شدن انفاقشان منع نكرد، جز اينكه به خدا و پيامبرش كافر شدند و نماز را جز از روى كسالت و بى‏حالى به جا نمى‏آورند و جز از روى كراهت و بى‏ميلى انفاق نمى‏كنند.

 

نكته‏ها:

در آيه‏ى قبل، به صورت فرض بيان شد كه منافقان، چه با علاقه و چه از روى بى‏ميلى اگر انفاق كنند، پذيرفته نيست. اينجا صورت واقعى و وجود خارجى را بيان مى‏كند كه انفاقشان از روى كراهت است، نه علاقه.

از امتيازات درآمدهاى دولت اسلامى از قبيل خمس، زكات، صدقات و انفاقات بر ديگر درآمدهاى دولتى، موارد ذيل است:

1 افراد، با اراده و انتخاب و بر اساس و جدان دينى مى‏پردازند.

2 بدون ترس و با قصد قربت مى‏پردازند.

3 پرداخت‏هاى مالى را غنيمت و ذخيره‏ى قيامت مى‏دانند.

4 گيرنده‏ى مال را عالِم عادل انتخاب مى‏كنند.

5 مورد مصرف را مى‏دانند و زير نظر دارند.

6 ساده‏زيستى را شرط گيرنده مى‏دانند و خدا را شكر مى‏كنند.

پيام ها:

1 با كفر، كسالت و كراهت، اعمال خير پذيرفته نيست. «ما مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ ...»

2 خداوند در قرآن، بارها منافق را كافر دانسته است. «أَنَّهُمْ كَفَرُوا»

3 متخلّفان از جنگ تبوك، به ظاهر مسلمان ولى در باطن كافرند. «أَنَّهُمْ كَفَرُوا»

4 ارزش‏دهنده به كارها، نيّت و نشاط و عشق است. آرى انگيزه مهمّ است، نه حركات فيزيكى! «كُسالى‏»، «كارِهُونَ»

5 هدف اسلام از انفاق، رشد انتخابى و معنوى است، نه تنها سير كردن شكم.زيرا با كمك منافقين شكم‏هايى سير مى‏شود، امّا رشد معنوى براى كمك كننده حاصل نمى‏شود. «كَفَرُوا بِاللَّهِ» ... «وَ هُمْ كارِهُونَ»

6 از نشانه‏هاى نفاق، نماز با كسالت، «كُسالى‏» و انفاق با كراهت است. «كارِهُونَ»

 

تفسير نور

[ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 ] [ 19:46 ] [ ]

[ ]

سوره توبه[9]

 

این سوره در مدينه نازل شده و داراى 129 آيه است .سوره اين سوره داراى نام‏هاى متعدّدى است:«برائه»دليل نامگذارى اين سوره به اين نام آن است كه اين سوره با همين واژه آغاز مى‏گردد؛ و نيز هدف از فرود آن اعلان بيزارى از كفرگرايان است.«توبه»، و بدان دليل به اين نام خوانده شده است كه واژه «توبه» در آيات آن بسيار به كار رفته است، كه براى نمونه مى‏توان به آيات 15 و 75 و 118 نگريست.

مفسرين در اينكه اين آيات سوره‏ايست مستقل و يا جزء سوره انفال اختلاف كرده‏اند، و اختلافشان در اين باره منتهى مى‏شود به اختلافى كه صحابه و تابعين در اين باره داشته‏اند.

آيات اين سوره بر خلاف ساير سوره‏ها كه اواخرش همان منظورى را افاده مى‏كند كه اوائلش افاده مى‏كرد، داراى غرض واحدى نيست.

اول اين سوره مربوط به بيزارى از كفار است، و قسمتى از آن مربوط به قتال با مشركين و قتال با اهل كتاب، و يك قسمت مهمى از آن در باره منافقين صحبت مى‏كند، و آياتى از آن مسلمانان را به قتال تحريك مى‏كند، و عده‏اى متعرض حال كسانيست كه از جنگ تخلف‏ورزيدند، و آياتى مربوط به دوستى و ولايت كفار است، آياتى راجع به زكات است، و همچنين مطالبى ديگر، ليكن مى‏توان گفت قسمت معظم آن مربوط به قتال با كفار، و آيات راجع به منافقين است.

از اين كه سوره، به دليل محتواى قهرآميزش بدون «بسم اللَّه» شروع شده است، مى‏فهميم كه «بسم اللَّه» در هر سوره، متعلّق به همان سوره و جزء آن است، نه آنكه به عنوان تشريفات ويا...، در اوّل هر سوره بيايد.

[ شنبه چهارم آبان 1387 ] [ 7:35 ] [ ]

[ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه