تبليغاتX
منتخب تفاسیر
منتخب تفاسیر
منتخب تفسیر نمونه،تفسير نور،منتخب الميزان، تفاسیر موضوعی،تفسیر راهنما و...

نحَْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَاذَا الْقُرْءَانَ وَ إِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ(3)

و گفته‏اند احسن القصص درين آية قصه يوسف است و آن را احسن القصص گفت از بهر آن كه مشتمل است اين قصّه بر ذكر مالك و مملوك و عاشق و معشوق و حاسد و محسود و شاهد و مشهود و ذكر حبس و اطلاق و سجن و خلاص و خصب و جدب و نيز در آن ذكر انبياء است و صالحان و ملائكه و شياطين و سير ملوك و مماليك و تجار و علما و جهال و صفت مردان و زنان و مكر و حيل ايشان، و نيز در آن ذكر توحيد است و عفّت و ستر و تعبير خواب و سياست و معاشرت و تدبير معاش، و نيز قصّه‏اى كه از بدايت آن تا بنهايت روزگار دراز برآمد و مدت آن بركشيد، از عهد رؤياى يوسف تا رسيدن پدر و برادران بوى‏
ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 توسط منتخب تفاسیر

سوره يوسف [12]

 

سوره يوسف مكى است و صد و يازده آيه دارد.

غرض اين سوره بيان ولايتى است كه خداوند نسبت به بنده‏اش دارد، البته آن بنده‏اش كه ايمان خود را خالص، و دلش را از محبت او پر كرده و ديگر جز به سوى او به هيچ سوى ديگرى توجه نداشته باشد. آرى، چنين بنده‏اى را خداوند خودش عهده‏دار امورش شده، او را به بهترين وجهى تربيت مى‏كند، و راه نزديك شدنش را هموار، و از جام محبت سرشارش مى‏كند، آن چنان كه او را خالص براى خود مى‏سازد و به زندگى الهى خود زنده‏اش مى‏كند، هر چند اسباب ظاهرى همه در هلاكتش دست به دست هم داده باشند، او را بزرگ مى‏كند هر چند حوادث او راخوار بخواهند، عزيزش مى‏كند هر چند نوائب و ناملايمات روزگار او را به سوى ذلت بكشاند و قدر و منزلتش را منحط سازد.

خداوند اين غرض را در خلال بيان داستان يوسف تامين نموده و در هيچ سوره‏اى از قرآن كريم هيچ داستانى به مانند داستان يوسف بطور مفصل و از اول تا به آخر نيامده. علاوه، در اين سوره غير از داستان يوسف داستان ديگرى هم نيامده، و سوره‏اى است مخصوص به يوسف (ع).

آرى، يوسف بنده‏اى بود خالص در بندگى، و خداوند او را براى خود خالص كرده بود، و به عزت خود عزيزش ساخته بود با اينكه تمامى اسباب بر ذلت و خواريش اجتماع كرد و او را در مهلكه‏ها انداخت، و خداوند او را از همان راهى كه به سوى هلاكتش مى‏كشانيد به سوى زندگى و حياتش مى‏برد.

 

ارسال در تاريخ جمعه سوم آبان 1387 توسط منتخب تفاسیر